جهت بررسی اثرات کاربرد منفرد و اختلاط علفکشهای پروپیزامید و اتوفومزیت در کنترل علفهایهرز انگلی سس، نازک و پهنبرگ در چغندرقند، سه آزمایش گلخانهای در سال 1396 در گلخانه مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندر کرج اجرا شد. آزمایشهای مذکور در قالب طرح کاملاً تصادفی و بهترتیب با 30، 10 و 9 تیمار و چهار تکرار انجام شد. نتایج این بررسی نشان داد اثر اختلاط دزهای مختلف علفکشهای پروپیزامید و اتوفومزیت و بوم گونههای سس استانهای مختلف بر تمام صفات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنیدار بود. درصد جوانهزنی نهایی (82/7 درصد)، سرعت جوانهزنی روزانه (0/18 روز) و درصد اتصال به میزبان بومگونه سس استان اردبیل (82/7 درصد) بیشتر از استانهای البرز و قم بود. بیشترین درصد اتصال علفهرز سس به میزبان چغندرقند نیز در فاصله کشت پنج سانتیمتر مشاهده شد. کاربرد تیمارهای پروپیزامید 2/5 لیتر در هکتار و پروپیزامید 1/5 لیتر در هکتار از ماده تجاری + اتوفومزیت یک لیتر در هکتار از ماده تجاری در زمان اتصال سس به میزبان چغندرقند نسبت به علفکش اتوفومزیت ضمن کنترل مناسبتر علفهرز سس (100 درصد) و کاهش وزنهای تر و خشک، تراکم و شاخص کلروفیل برگ علفهای هرز نازک و پهنبرگ، توانستند شاخص کلروفیل برگ و عملکرد اندام هوایی چغندرقند را در شرایط گلخانه افزایش دهند. بنابراین، کاربرد تیمارهای مذکور میتواند در کنترل علفهای هرز انگلی سس، نازک و پهنبرگ چغندرقند و کاربرد تیمار پروپیزامید 1/5 لیتر در هکتار از ماده تجاری + اتوفومزیت یک لیتر در هکتار از ماده تجاری در زمان اتصال سس به میزبان چغندرقند میتواند علاوه بر اثرات ذکر شده در کاهش اثرات زیستمحیطی استفاده از علفکشهای شیمیایی مدنظر باشند.
اهداف:به منظور بررسی پاسخ ارقام بهاره کلزا به تاریخ های کشت زمستانه در شرایط کاربرد عنصر روی،آزمایشی دو ساله (97-95) در کرج انجام شد.مواد و روش ها:آزمایش به صورت فاکتوریل اسپلت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار آزمایشی در دو سال (1397-1395)در استان البرز (کرج)انجام شد.فاکتورهای آزمایشی شامل تاریخ کاشت زمستانه در سه سطح (20/11، 30/11 و 10/12)و عامل روی در دو سطح(عدم کاربرد روی (محلولپاشی با آب خالص) و کاربرد روی (محلولپاشی در مرحله ساقهدهی)به صورت فاکتوریل در کرتهای اصلی در نظر گرفته شد و فاکتور ارقام در چهار سطح(ساری گل، دلگان، سالسا و سولار)در کرت فرعی قرار گرفتند.یافته ها:نتایج نشان داد تاریخ کاشت تأثیر معنی داری در سطح احتمال 1 درصد بر عملکرد،اجزاء عملکرد و روغن ارقام کلزا دارد.کشت تأخیری سبب کاهش محتوای کلروفیل برگ شد.همچنین اجزاء عملکرد کلزا در اثر تأخیر در کاشت و عدم کاربرد روی کاهش یافت که در نهایت موجب کاهش عملکرد دانه و روغن کلزا شد.ژنوتیپهای مورد آزمایش در تاریخ کشت (20 بهمن) بالاترین عملکرد را داشتند.بیشترین عملکرد روغن در رقم دلگان (2066 کیلوگرم در هکتار) بر اثر کاربرد عنصر روی در تاریخ کاشت 20 بهمن مشاهده شد.تاخیر در کاشت باعث افزایش گلیکوزینولات گردید.نتیجه گیری:به طور کلی محلول پاشی روی،اثرات منفی تاخیر در کاشت را در اغلب صفات مورد مطالعه ارقام مختلف کلزا کاهش داد.با توجه به اثر کاربرد روی و سازگاری رقم دلگان به دامنه مشخصی از تاریخ کشت برای تولید کلزا در این منطقه و مناطق با آب و هوای مشابه قابل توصیه میباشد.
گل ماهور (Verbascum songaricum Schrenk) گیاه دارویی چند ساله علفی متعلق به تیره Scrophulariaceae دارای خواص درمانی متعددی است. کاربرد الیسیتورهای زیستی سبب افزایش متابولیتهای ثانویه در نظامهای کشاورزی پایدار در راستای بهبود کیفیت مواد موثره در گیاهان دارویی می شود. به منظور ارزیابی اسپری برگی سالیسیلیک اسید بر خصوصیات فیتوشیمیایی برگ و گل گیاه دارویی گل ماهور تحقیق حاضر در قالب طرح بلوکهای کـامل تصـادفی در مزرعه تحقیقاتی گیاهان داوریی شهرکرد در دو سال زراعی 95 و 96 اجرا شد. محلولپاشی سالیسیلیکاسید در سه سطح (شاهد، 5/0 و 1 میلی مولار بر لیتر) در سه مرحله بر روی گل ماهور در چهار تکرار اعمال گردید..اندازه گیری میزان فنل-کل در برگ و گل با استفاده از روش اسپکتروفتومتری (فولین سیکالچو) ارزیابی شد و همچنین میزان فنولیکاسید بر اساس اسید گالیک و فلاونوئیدها (فلاونول کوئرسیتن) در عصاره گل ماهور (به عنوان مهمترین اندام دارویی این گیاه) با اسـتفاده از دسـتگاه HPLC تعیین گردید. بر اساس نتایج حاصل، اثر سالیسیلیکاسید در سال دوم بر روی ترکیبات فنلکل گل، فنولیک اسید و فلاونوئیدهای موجود در عصاره گل این گیاه معنیدار بود. بر اساس یافتهها میتوان نتیجـه گرفـت، محلولپاشی سالیسیلیک اسید، باعث ارتقای ترکیبات پلی فنلی به میزان 26 درصد در مقدار فلاونئید در گل از نوع فلاونول کورستین و 20درصد در میزان اسید فنولیک از نوع گالیک اسید در گل گیاه دارویی گل ماهور میشود.
به منظور بررسی اثر تنش خشکی آخر فصل بر برخی خصوصیات مورفوفیزیولوژیک ارقام ایرانی گلرنگ، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج انجام شد. این تحقیق به صورت آزمایش کرتهای یکبار خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در طول فصل زراعی 96-1395 انجام شد. فاکتور اصلی این آزمایش شامل دو سطح رطوبتی بدون تنش خشکی و تنش خشکی در مرحله پر شدن دانه (فاکتور اصلی) بود و پنج رقم ایرانی گلرنگ سطوح فاکتور فرعی آزمایش را تشکیل دادند. نتایج حاصل نشان داد تنش خشکی آخر فصل تاثیر معنیداری بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عملکرد دانه ارقام گلرنگ داشت و سبب کاهش ارتفاع گیاه، تعداد طبق، قطر طبق، تعداد دانه، وزن هزار دانه و عملکرد دانه در ارقام گلرنگ شد. از سوی دیگر تنش خشکی موجب کاهش محتوی نسبی آب برگ، شاخص سطح برگ و افزایش دمای کانوپی در ارقام گلرنگ گردید. تنش خشکی عملکرد دانه و محتوی روغن دانه گلرنگ را به ترتیب و بطور میانگین 14.9 و 2.7 درصد در مقایسه با شرایط بدون خشکی کاهش داد. واکنش ارقام مختلف گلرنگ نیز از نظر صفات اکوفیزیولوژیک به تنش خشکی متفاوت بود. بهطوریکه رقم پرنیان به سبب تعداد طبق و وزن هزار دانه بیشتر، بیشترین عملکرد دانه را در هر دو سطح آبیاری بدون تنش و تنش خشکی به ترتیب با میانگین 2150 و 1773 کیلوگرم بر هکتار داشت. بیشترین کاهش عملکرد دانه در اثر تنش خشکی نیز در رقم صفه و به میزان 24.8 درصد مشاهده شد. در بین ارقام مورد بررسی رقم پرنیان دارای بالاترین محتوی نسبی آب برگ و شاخص سطح برگ و کمترین دمای کانوپی در شرایط تنش خشکی بود که با عملکرد بهتر این رقم در ارتباط بود. با توجه به نتایج بدست آمده رقم پرنیان یک رقم متحمل به تنش خشکی بود.
به منظور تأثیر محلولپاشی روی و مراحل انتقال نشاء در کشت نشایی دو رقم کلزای بهاره این آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر در سال زراعی 96-1395 انجام شد. تیمارهای آزمایشی در این بررسی شامل 10 تیمار (کشت مستقیم بذر هیبرید هایولا 420 و رقم دلگان در 15 اسفندماه، کشت نشایی هیبرید هایولا 420 و رقم دلگان در مرحله دو و چهار برگی بدون محلول پاشی روی و همراه با محلول پاشی روی بود. نتایج نشان داد که بالاترین و پایینترین میانگین عملکرد به ترتیب به تیمارهای کشت نشایی هیبرید هایولا 420 در مرحله دو برگی همراه با محلول پاشی روی و کشت مستقیم بذر هیبرید هایولا 420 به مقادیر 2628 و 1046 کیلوگرم در هکتار اختصاص داشت. کشت نشایی هایولا 420 در در مراحل دو و چهار برگی با محلول پاشی روی سبب افزایش 51 و 86 درصدی عملکرد دانه نسبت به کشت مستقیم شد. همچنین کشت نشایی رقم دلگان در مراحل دو و چهار برگی با محلول پاشی روی منجر به افزایش 93 و 35 درصدی عملکرد دانه نسبت به کشت مستقیم شد. بهطورکلی در کشت نشایی و بهویژه در تیمارمحلولپاشی روی، در مقایسه با کشت بذری کلزا تعداد دفعات آبیاری یک تا دو مرتبه کاهش یافت و به دلیل افزایش شاخصهای سطح برگ و سبزینگی گیاه، جذب بهتر تابش و بالاتر بودن تعداد خورجین و تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه و شاخص برداشت بیشتر بود.
بهمنظور بررسی صفات مورفولوژیک، کیفیت و کمیت ارقام (ژنوتیپهای) مختلف چغندر علوفهای تحت محلولپاشی متانول و اسیدآمینه گلایسین، پژوهش حاضر در سال 1397 در دو منطقه همدان و قم اجرا شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای این آزمایش شامل متانول در سه سطح (شاهد، 15 و 30 درصد حجمی متانول)، گلایسین در دو سطح (شاهد و چهار گرم به ازای هر لیتر متانول مصرفی) و چغندر علوفهای در شش سطح (SBSI050، SBSI051، SBSI052، Brunium، Jamon و Kyros) بود بر اساس نتایج، مناطق مورد ارزیابی تفاوت معنیداری در سطح 1درصد را نشان دادند. عملکرد ریشه در منطقه همدان نسبت به قم بهطور میانگین 40.59 تن بر هکتار بیشتر و تفاوت عملکرد کل 45.53 تن بر هکتار بود. محلولپاشی متانول بهطور میانگینسبب افزایش عملکرد ریشه به مقدار 16.56 تن بر هکتار و عملکرد ماده خشک به میزان 2.85 تن بر هکتار نسبت به تیمار شاهد شد و میانگین عملکرد کل را به میزان 23.78 تن بر هکتار بهبود بخشید اما سطوح مختلف متانول تفاوت معنیداری با یکدیگر نداشتند. محلولپاشی گلایسین نیز تفاوت معنیداری را در صفات کمی ایجاد نمود، میانگین طول ریشه را 2.72 سانتیمتر و میانگین عملکرد کل را 17.47 تن بر هکتار افزایش داد. در بررسی عملکرد کیفی شامل پروتئین خام و درصد قابلیت هضم ریشه، بین سطوح مختلف متانول و گلایسین تفاوت معنیداری وجود نداشت. نتایج نشان دادند که بین ژنوتیپها نیز تفاوت معنیدار 1% وجود داشت. بر اساس نتایج اثرات متقابل ژنوتیپ و متانول، ژنوتیپ kyros در منطقه همدان به انضمام سطح محلولپاشی 15 درصد حجمی با ثبت رکورد میانگین 120 تن بر هکتار عملکرد ریشه، میانگین 20 تن بر هکتار عملکرد ماده خشک ریشه، میانگین 142 تن بر هکتار عملکرد کل بهعنوان بهترین گزینهها قابل توصیه میباشند.