
مقدمه: افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی به عنوان یک گروه اقلیت مورد تبعیض اجتماعی، انگ و طرد شناخته می شوند. منابع متعدد انگ برای بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی، از جمله روزنامه ها، فیلم ها، تلویزیون، وب سایت ها و کتاب ها، کلیشه های منفی را ترویج می کنند. از آنجایی که تأثیر رسانه ها بر دیدگاه و تفکر مردم نسبت به این بیماران بسیار مهم است، هدف این مطالعه درک تجربیات زیسته بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی از انگ رسانه ای است. روش کار: این مطالعه پدیدارشناختی هرمنوتیکی بخشی از دوره دکتری است. پایان نامه در رشته پرستاری مطالعه اصلی بر روی 12 بیمار روانپزشکی بستری در بیمارستان ابن سینا مشهد در سال 1396 انجام شد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق بدون ساختار استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. یافتهها: ارائه نادرست رسانهای یکی از موضوعات اصلی مورد بررسی پدیده در پروژه اصلی است که از دو موضوع فرعی اغراق رسانه ای و تشویش اذهان عمومی، تشکیل شده است. چندین معنی مشترک از هر یک از اینها پشتیبانی می کنند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه برای مبارزه با انگ در بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی در ایران، مناسب است. همچنین، یافتههای این پژوهش میتواند مداخلات و سیاستهایی را برای جلوگیری از گسترش انگ از طریق رسانهها در مورد افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی شکل دهد.
مقدمه: با توجه به شیوع سوء مصرف مواد در بین دانشآموزان، این مطالعه با هدف اعتبارسنجی سنجش انگیزههای مصرف مواد (SUMM) در این گروه انجام شد. روش کار: جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر کرمان در سال 1400 تشکیل میدهند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. از 1045 دانش آموز، 977 نفر به مقیاس انگیزه های مصرف مواد (SUMM) و مقیاس گرایش به اعتیاد فرجاد پاسخ دادند. از شاخصهای اعتبار محتوا، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آلفای کرونباخ، ضریب گاتمن و ضریب تقسیم نصف استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-22 و LISREL 8.8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها SUMM : دارای محتوای بالا و روایی همزمان بود. نتایج روایی ساختاری نشان داد که مدل هشت عاملی SUMM دارای شاخص های برازش مناسب است و این مدل 84/68 درصد از واریانس کل را تبیین می کند. نتایج پایایی درونی SUMM نشان داد که ضرایب آلفای کرونباخ و ضرایب تقسیم نصف برای کل مقیاس و عوامل هشتگانه آن در محدوده 81/0 تا 95/0 قرار دارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، سنجش انگیزههای مصرف مواد (SUMM) از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و میتوان از آن برای سنجش انگیزههای اعتیاد در دانشآموزان استفاده کرد.
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی اثرات افزودن درمان نوروفیدبک (NFT) به مصرف دارو (مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) و درمان شناختی رفتاری (CBT) ) بر وسواس فکری و طرحواره های ناسازگار اولیه (EMS) در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- اجباری (OCD) انجام شد. روش کار: در این کارآزمایی بالینی که در سال 1398 در شهر مشهد انجام شد، 10 بیمار مبتلا به OCD با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. آنها به طور تصادفی به دو گروه مساوی (گروه 1: NFT + SSRIs + CBT، گروه 2: SSRIs + CBT) تقسیم شدند. آنها با استفاده از پرسشنامه باورهای وسواسی (OBQ) و پرسشنامه طرحواره یانگ-فرم (YSQ) قبل از مداخله، در جلسه هشتم، پس از درمان و یک پیگیری دو ماهه مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون های ANOVA با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافتهها: اثر مداخله زمان × برای هر پانزده EMS (P<0.05) و سه OB (P<0.05) معنیدار بود. با این حال، تعامل زمان × شرایط برای باور برآورد مسئولیت/تهدید (P<0.05) و رهاشدگی، نقص/شرم، درگیر شدن/خود توسعه نیافته، عدم کنترل خود/خود انضباط کافی، بی اعتمادی/سوءاستفاده، انقیاد و اجتماعی دیده شده است. انزوا/بیگانگی و طرحواره های استانداردهای بی امان (P<0.05). ما هیچ تفاوت معنیداری بین گروههای درمانی در EMS و OB پیدا نکردیم. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که هر دو طرح درمانی در کاهش باورهای وسواسی و طرحوارههای ناسازگار اولیه مؤثر هستند. با این حال، افزودن نوروفیدبک به درمان استاندارد منجر به تفاوت های قابل توجهی در کاهش باورهای وسواسی و طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری نشده است.
مقدمه: با توجه به اهمیت الگوی عشق در حفظ روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر ویژگی های الگوی عشق استرنبرگ در زوجین که به دلیل مشکلات زناشویی به مراکز مشاوره مراجعه کردند، انجام شد.روش کار: در پژوهش حاضر، جامعه آماری شامل کلیه زوجهای مراجعهکننده به مراکز مشاوره و اورژانس اجتماعی بهزیستی شهرستان تربت جام در سال 1399-1400بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس و بر اساس امتیاز مقیاس عشق استرنبرگ (1986) در پیش آزمون، 24 زوج انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه مساوی A، B و C جایگزین شدند. گروه A تحت درمان شناختی رفتاری و گروه B تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند و گروه C گروه شاهد بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل کوواریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی توکی و نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو CBT و ACT بر نمرات مقیاس عشق استرنبرگ (01/0P<) مؤثر بودند، اما تأثیر ACT در مؤلفههای اشتیاق و صمیمیت بیشتر از CBT بود (05/0 P<).نتیجهگیری: نتایج نشان داد که CBT و ACT ویژگیهای مدل عشق استرنبرگ را بهبود بخشیدند، بهویژه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد مؤثرتر بود. پیشنهاد میشود درمانگران و متخصصان زوجدرمانی این دو روش درمانی را برای بهبود روابط زناشویی در نظر بگیرند.
مقدمه: با توجه به اهمیت بهزیستی عاطفی در پایداری ازدواج، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی ایماگودرمانی و روابط شیء درمانی بر خودمتمایزسازی و خودتنظیمی زنان دارای طلاق چندگانه انجام شد. روش کار: جامعه آماری این کارآزمایی بالینی شامل زنانی بودند که در سال 1400 دارای طلاق های متعدد و مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند. 36 زن به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی ساده در گروه های ایماگودرمانی (12 شرکت کننده)، شیئی درمانی (12 شرکت کننده) و شاهد (12 شرکت کننده) قرار گرفتند. گروه های آزمایشی در جلسات درمانی شرکت کردند و در این مدت گروه شاهد هیچ مداخله ای دریافت نکردند. شرکت کنندگان پرسشنامه تمایز پرسشنامه خود و خودتنظیمی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتهها حاکی از تأثیر معنیدار درمان با روابط شیئی و ایماگودرمانی بر خودتنظیمی و خودمتمایزسازی بود (05/0P<). همچنین با توجه به اندازه اثر، به نظر میرسد که درمان روابط شیئی تأثیر بیشتری نسبت به ایماگودرمانی بر خودمتمایزسازی (24/0 در مقابل 23/0) و خودتنظیمی (82/0 در مقابل 72/0) در زنان دارای طلاق متعدد داشته است. نتیجهگیری: بر اساس نتایج، درمان با روابط شیء و ایماگودرمانی در افزایش خودمتمایزسازی و خودتنظیمی زنان دارای طلاقهای متعدد مؤثر است. با این حال، به نظر می رسد که درمان روابط شیئی مؤثرتر باشد.
مقدمه: با توجه به افزایش میزان طلاق و میزان بالای فرسودگی زناشویی در بین مددجویان طلاق، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان بر فرسودگی زناشویی، نگرش های ناکارآمد و خودناتوانی زوجین انجام شد. روش کار: جامعه آماری شامل کلیه زوجهای متقاضی طلاق مراجعهکننده به مراکز مشاوره منطقه 4 مشهد در زمستان سال 1401بودند که 32 زوج بهطور داوطلبانه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به طور تصادفی به دو گروه مساوی آزمون و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمون، زوج درمانی متمرکز بر هیجان را در 8 جلسه دریافت کردند. داده ها با استفاده از مقیاس نگرش ناکارآمد (DAS)، پرسشنامه فرسودگی زناشویی و مقیاس خود ناتوانی (SHS) جمع آوری شد. دادهها با کمک نرمافزار SPSS نسخه 23، آمار توصیفی و استنباطی و آزمونهای تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره تحلیل شدند. یافتهها: بر اساس یافتهها، میانگین نمرات گروه آزمایش در فرسودگی زناشویی، نگرشهای ناکارآمد و خودناتوانسازی نسبت به گروه شاهد کاهش معنیداری داشت (05/0> P). نتیجهگیری: با توجه به نتایج، زوجدرمانی متمرکز بر هیجان تأثیر مثبتی بر فرسودگی زناشویی، نگرشهای ناکارآمد و خودناتوانسازی مراجعین طلاق دارد. بنابراین این درمان برای زوج هایی که دچار مشکلات زناشویی و فرسودگی زناشویی هستند پیشنهاد می شود.
مقدمه: ارتقای توانایی ها و عملکرد پرستاران در مدیریت زمان، یکی از نیازها و ضرورت های ارتقای نیروی انسانی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر استفاده مشکلزا از اینترنت و کیفیت زندگی دانشجویان پرستاری انجام شد. روش کار: در این مطالعه 105 نفر از دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی مشهد به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب و در دو گروه آزمون (58 نفر) و شاهد (47 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمون در 2 جلسه چهار ساعته (مدیریت زمان) و 1 جلسه دو ساعته (آموزش کاربردی) طی سه هفته متوالی آموزش دریافت کردند و گروه شاهد در لیست انتظار قرار داشتند. دانشجویان پرسشنامه استفاده از اینترنت مشکل ساز، پرسشنامه استاندارد مدیریت زمان مورهد و گریفین و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (BREF-WHOQOL) را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. دادهها با کمک آزمونهای تی مستقل و یو-من ویتنی و نرمافزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش مدیریت زمان در کاهش استفاده مشکلزا از اینترنت مؤثر بوده است (001/0 P<) ، اما در بهبود کیفیت زندگی دانشآموزان مؤثر نبوده است (05/0 P>). نتیجهگیری: با توجه به نتایج، استفاده از راهبردهای مدیریت زمان نقش مؤثری در کاهش استفاده مشکلزا از اینترنت در دانشجویان دارد.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیشبینی هوش اخلاقی بر اساس سبکهای فرزندپروری و شش ویژگی شخصیتی هگزاکو انجام شد.روش کار: حجم نمونه این مطالعه توصیفی- همبستگی شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 98-1397 بود. به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. آنها مقیاس هوش اخلاقی، مقیاس ویژگی های شخصیتی هگزاکو و مقیاس سبک های فرزندپروری را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس، رگرسیون گام به گام و SPSS-25 تجزیه و تحلیل شد.یافتهها: نتایج نشان داد که بین سبک فرزندپروری قاطعانه (486/0r=)، صداقت- فروتنی (407/0=r)، برونگرایی (379/0=r)، توافق (321/0=r)، وظیفهشناسی (444/0=r) و گشودگی رابطه وجود دارد. تجربه (344/0r=) با هوش اخلاقی مثبت و معنادار و رابطه سبک فرزندپروری مستبدانه (249/0-=r) با هوش اخلاقی منفی و معنادار بود. رابطه بین هیجان (004/0-=r)، سبک فرزندپروری سهلگیرانه (054/0-=r) و هوش اخلاقی معنیدار نبود. نتایج نشان داد که سبک فرزندپروری قاطعانه، وظیفهشناسی، برونگرایی، صداقت- فروتنی، گشودگی به تجربه و توافق به ترتیب پیشبینیکنندههای هوش اخلاقی در بین دانشجویان بودند و این متغیرها توانستند 4/45 درصد از واریانس هوش اخلاقی را پیشبینی کنند. R = 0.67، R2 = 0.45).نتیجهگیری: بر اساس نتایج، عواملی مانند سبک فرزندپروری قاطعانه و ویژگیهای شخصیتی (صداقت- فروتنی، برونگرایی، موافق بودن، وظیفهشناسی و گشودگی به تجربه) نقش مهمی در پیشبینی هوش اخلاقی دارند.
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع مصرف غیرپزشکی ریتالین در بین دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.روش کار: در این مطالعه مقطعی، 607 دانشجو از 645 دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 98-1397 به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. آنها یک پرسشنامه محقق ساخته در مورد نگرش به مصرف ریتالین را تکمیل کردند که روایی آن توسط پنج روانپزشک تایید شد. داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی، مجذور خی و نرم افزار SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: در مطالعه حاضر 607 دانشجو (292 مرد و 315 زن) شرکت کردند. 68 نفر (2/11%) از آنها سابقه مصرف غیرپزشکی ریتالین داشتند. سایر مواد رایج در بین دانشجویان الکل (7%)، سیگار (11%) و بنزودیازپین ها (5.2%) بودند. همچنین بین جنسیت، مقطع تحصیلی و وضعیت تاهل با مصرف غیرپزشکی ریتالین در دانشجویان رابطه معنی داری وجود نداشت (05/0 P>).نتیجهگیری: بر اساس نتایج، مصرف غیرپزشکی ریتالین در بین دانشجویان بیشتر از الکل و سیگار است. همچنین برخی از دانشجویان نسبت به مصرف ریتالین برای افزایش تمرکز و بهبود عملکرد در امتحانات دیدگاه مثبتی دارند. با توجه به احتمال وابستگی شدید به این ماده، به آگاهی بیشتر و اقدامات پیشگیرانه در بین دانشجویان، نیاز است.
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر هیجان و درمان مبتنی بر ذهن مشفقانه بر رشد پس از سانحه و احساسات مثبت و منفی درک شده در بیماران بستری بالغ بهبود یافته از ویروس کرونا انجام شد.روش کار: جامعه آماری این مطالعه مقطعی شامل کلیه بیماران بستری با تشخیص ویروس کرونا در شهر مشهد طی تیر تا شهریور 1400 بود. چهل و پنج بیمار انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه مساوی (دو گروه آزمایشی و یک گروه شاهد) قرار گرفتند. گروههای آزمایشی درمان مبتنی بر هیجان یا درمان مبتنی بر ذهن مشفقانه دریافت کردند. ابزار تحقیق پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسکی و کالهون (1996) و اندازه گیری مختصر عاطفه مثبت و منفی: مقیاس های PANAS واتسون، کلارک و تلگن (1988) بود. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس مختلط، اندازه گیری های مکرر و نرم افزار SPSS-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو مداخله بر رشد پس از سانحه و احساسات مثبت و منفی درک شده در بیماران بزرگسال بستری بهبود یافته از کرونا تفاوت معناداری وجود ندارد. با این حال، هر دو روش درمانی بر هیجانات مثبت و منفی و رشد پس از سانحه در پس آزمون و پیگیری 3 ماهه تأثیر می گذارند (05/0>P)نتیجهگیری: بر اساس نتایج، درمان مبتنی بر هیجان و درمان مبتنی بر ذهن دلسوزانه میتواند رشد پس از سانحه و عواطف مثبت و منفی را در بیماران بزرگسال بستری بهبود یافته از ویروس کرونا بهبود بخشد.
مقدمه: محیط یادگیری در ارائه آموزش موفق به دانش آموزان مهم است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین کیفیت محیط یادگیری و رضایت دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1400 انجام شد.روش کار: این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 386 دانشجوی پزشکی و دندانپزشکی شهر رفسنجان، کرمان، انجام شد. پرسشنامه معتبر دانشگاه داندی (DREEM) توسط دانشجویان دانشکده های پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان تکمیل شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، مجذور خی، آزمون تی ، تحلیل واریانس و توکی و نرم افزار SPSS نسخه 17 تحلیل شدند.یافته ها: میانگین نمره پنج حوزه محیط یادگیری دانشجویان پزشکی 8/113 و دندانپزشکی 110 و میانگین نمره کل محیط یادگیری کل جامعه 5/113 بود. دانشآموزان دختر در محیط آموزشی میانگین نمرات بالاتری نسبت به پسران داشتند (05/0>P). همچنین بیشترین امتیاز مربوط به حوزه درک توانایی تحصیلی (64.11 درصد) و درک از یادگیری (57.2 درصد) و کمترین میانگین نمره مربوط به حوزه درک موقعیت اجتماعی (56.38 درصد) بوده است. برخلاف دانشکده دندانپزشکی، دانشجویان دانشکده پزشکی از محیط یادگیری مثبت و قابل قبولی برخوردار بودند.نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که دانشجویان از تمامی جنبههای محیط آموزشی دانشگاه خود رضایت دارند، اما توجه اساتید و مدیران باید بیشتر به دانشجویان دندانپزشکی معطوف شود تا فضای آموزشی مناسب ایجاد شود.
مقدمه: کودکی، دوران رشد و شکلگیری شخصیت است و هرگونه سوء رفتار و غفلت آموزشی به رشد سالم کودکان آسیبهای جدی میرساند. این پژوهش با هدف شیوعشناسی سوء رفتار و غفلت آموزشی در دانشآموزان ابتدایی انجام شد.روش کار: جامعه آماری این پژوهش توصیفی شامل همه دانشآموزان دوره دوم ابتدایی شهر ارومیه بودند. 385 دانشآموز با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب و همه آنان مقیاس سوء رفتار و غفلت آموزشی دانشآموزان را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 19 و با روشهای آمار توصیفی و تحلیل واریانس، تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها نشان داد شیوع سوء رفتار آموزشی در بین دانشآموزان، 8/23 درصد زیاد و 2/19 درصد خیلی زیاد بود. شیوع غفلت آموزشی نیز 6/29 درصد زیاد و 2/18 درصد خیلی زیاد بوده است. همچنین، یافتهها نشان داد که بین سوء رفتار آموزشی و غفلت آموزش در دانشآموزان دوره دوم ابتدایی بر اساس جنسیت و پایه تحصیلی، تفاوت معناداری وجود نداشت.نتیجهگیری: شیوع سوء رفتار و غفلت آموزشی در دانشآموزان دوره دوم ابتدایی بالا بود. بنابراین مشاوران مدارس برای کاهش شیوع و پیامدهای منفی آن میتوانند کارگاههای آموزشی با هدف کاهش سوء رفتار و غفلت آموزشی برای معلمان و والدین برگزار کنند.
مقدمه: خیانت زناشویی موضوعی است که بسیاری از زوجین درمانگر با آن مواجه هستند و یکی از مهم ترین دلایل طلاق می باشد. عوامل مرتبط با خیانت را می توان در سه حوزه تفاوت های فردی، ماهیت رابطه و شرایط محیطی قرار داد. این پژوهش به بررسی نقش طرحواره های عاطفی و ویژگی های شخصیتی (به عنوان تفاوت های فردی) در خیانت می پردازد.روش کار: در پژوهش حاضر که در شهر مشهد انجام شد، 320 نفر به روش نمونهگیری در دسترس (شامل 160 نفر با تجربه خیانت و 160 نفر بدون تجربه خیانت به عنوان شاهد) انتخاب شدند. آنها مقیاس طرحواره عاطفی لیهی و پرسشنامه شخصیتی را برای DSM-5 تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آنالیز واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: نتایج نشان داد که فقدان ویژگیهای شخصیتی بازدارنده در افراد با تجربه خیانت بیشتر از گروه شاهد بود. طرحوارههای هیجانی «گناه و سرزنش» در گروه با تجربه خیانت بیشتر از گروه شاهد بود (012/0= P و 025/0= P). طرحواره عاطفی اعتباربخشی در افراد دارای خیانت کمتر از گروه شاهد بود (011/0=P). بین سایر طرحواره های هیجانی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.نتیجه گیری: با توجه به نتایج، می توان با اصلاح ویژگی های شخصیتی و طرحواره های هیجانی از طریق طرحواره درمانی و طرحواره درمانی هیجانی، پیشگیری از خیانت را انجام داد.
مقدمه: فرسودگی تحصیلی در دانش آموزان می تواند به دلایل مختلفی از جمله دوری خانواده، ناتوانی در برقراری ارتباط صحیح با سایر همسالان و حجم زیاد دروس ایجاد شود که به عملکرد و موفقیت تحصیلی آسیب می زند . این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به تلفن همراه و اعتیاد به اینترنت با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد.روش کار: این مطالعه مقطعی (توصیفی- تحلیلی) بر روی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1399 انجام شد. تعداد یکصد و نود و نه دانشجو در رشتههای علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی و کارورزی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل تست اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ (IAT)، شاخص اعتیاد به تلفن همراه کوهی (MPAI) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاک (MBI) بود. داده ها با استفاده از آزمون های آمار توصیفی، تی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی بونفرونی، رگرسیون خطی چندگانه و نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند.یافته ها: میانگین نمره اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دوره کارورزی کمتر از سایر دوره ها است (001/0 P). همچنین نتایج رگرسیون خطی نشان داد که استفاده از اینترنت میتواند فرسودگی تحصیلی را در دانشآموزان افزایش دهد (001/0 P).نتیجه گیری: اعتیاد به اینترنت می تواند خطر فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان افزایش دهد. با این حال، استفاده از تلفن همراه این خطر را افزایش نمی دهد.
مقدمه: ناتوانیهای عصبی رشدی، بهویژه اختلالات عملکرد اجرایی، در حال حاضر شایعترین عوارض طولانیمدت در جمعیت مبتلا به بیماریهای مادرزادی قلب (CHD) هستند. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) در کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی قلبی انجام شد.روش کار: این مطالعه یک مطالعه همگروهی گذشتهنگر بود که طی سالهای 1381 تا 1397 بر روی بیماران مبتلا به CHD مراجعهکننده به کلینیک قلب کودکان بیمارستان امام رضا(ع) مشهد انجام شد. با استفاده از روش سرشماری، کلیه پروندههای با تشخیص ADHD در مطالعه گنجانده شدند. تشخیص CHD به صورت بالینی و با استفاده از دستگاه اکوکاردیوگرافی توسط متخصص قلب کودکان با تجربه انجام شد. اطلاعات دموگرافیک، بالینی و پاراکلینیکی بیماران و نوع مداخله قلبی، جمعآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 16.5، آمار توصیفی و آزمون مجذور خی، تحلیل شدند.یافتهها: در این مطالعه 136 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین سنی شرکتکنندگان در زمان تشخیص 84/45±12/59 ماه بود. الکتروانسفالوگرام غیرطبیعی (EEG) در سه مورد (2.2%) گزارش شد. بین نارس بودن و تاخیر رشد همبستگی معنیداری وجود داشت (01/0P= ). میانگین سنی در بیماران مبتلا به اختلالات قلبی جزئی نسبت به افراد دارای اختلالات قلبی عمده، تفاوت معنیداری داشت (05/0> (P . شیوع ADHD در جمعیت CHD بالا بود (31.6%).نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که کودکانی که با بیماریهای مادرزادی قلبی متولد میشوند در معرض افزایش خطر ابتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی هستند.
مقدمه: خودارضایی یک موضوع چالش برانگیز با میزان شیوع متفاوت در جوامع مختلف است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی یک برنامه مداخله ای مبتنی بر خودکنترلی، تنظیم هیجان و آموزه های اسلامی در درمان خودارضایی نوجوانان انجام شد.روش کار: این مطالعه تک موردی در سال 1397 با نمونهگیری هدفمند برای انتخاب دو شرکتکننده از مراکز مشاوره دخترانه دبیرستانهای شهر مشهد (دو دخترمجرد 16 و 17 ساله) انجام شد. هر دو شرکتکننده حداقل یک سال بود که خودارضایی میکردند و هشت جلسه رواندرمانی فردی دریافت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه کنترل هیجانی (ERQ) و مقیاس خودارضایی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از طرح A-B-A با شاخص بازیابی و اندازه اثر استفاده شد. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل نمودار و روش درصد بازیابی تجزیه و تحلیل شد. فرمول درصد بازیابی بلانچارد و شوارتز برای تجزیه و تحلیل داده های طرح های تجربی تک موردی استفاده شد. در این فرمول تفاوت بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون بر نمره پیش آزمون تقسیم می شود.یافتهها: بر اساس فرمول درصد بهبودی، 50 درصد یا بیشتر، بهبود معنیدار است. اگر نمره پس آزمون فرد کمتر از نقطه برش باشد، بهبود از نظر بالینی قابل توجه خواهد بود. بنابراین، مداخله خودکنترلی و تنظیم هیجان مبتنی بر آموزه های اسلامی در ترک عادت خودارضایی در هر دو شرکتکننده مؤثر بود که بهبود سلامت روانی قابل توجهی را نیز نشان دادند. پس از تکمیل دوره های درمان و پیگیری، هر دو شرکت کننده، دفعات کمتر خودارضایی و بهبود تنظیم احساسات را نشان دادند.نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهنظر میرسد که خودکنترلی و تنظیم هیجان مبتنی بر آموزه های اسلامی میتواند بهطور مؤثری خودارضایی نوجوانان را درمان کند.
مقدمه: آموزش مسائل جنسی به دانش آموزان یکی از موضوعاتی است که به دلیل حساسیت های فرهنگی نیازمند بحث و بررسی است. لذا هدف این پژوهش بررسی نگرش دانشجویان و مشاوران نسبت به ضرورت و محتوای تربیت جنسی می باشد.روش کار: این پژوهش یک بررسی کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. فرآیند نمونه گیری بر اساس اهداف مطالعه هدایت شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. نمونه شامل 15 دانش آموز دختر و 9 مشاور زن از دبیرستان های شهرستان قائم شهر بود. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مورس استفاده شده است.یافتهها: در طول مطالعه، شش مضمون اصلی پدیدار شد که هر کدام شامل موضوعات فرعی مشترک و منحصربهفرد بودند. مضامین اصلی شامل: 1) ضرورت ارائه آموزش جنسی، 2) الزامات تربیت جنسی زنان جوان، 3) چالش های ارائه و دریافت آموزش جنسی در خانه و مدرسه، 4) منابع مناسب اطلاعات جنسی، 5) مناسب بودن سن شروع آموزش جنسی، و 6) رویکرد آموزشی برای پرداختن به مسائل جنسی.نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که هم دانشآموزان و هم مشاوران معتقدند که ارائه آموزش جنسی بهموقع و مناسب میتواند آسیبهای احتمالی متعددی را کاهش داده و به رفاه نوجوانان کمک کند. در نظر گرفتن مضامین ضروری آموزشی که توسط دانشجویان و مشاوران درک می شود، برنامه ریزی مؤثرتری را در این حوزه تسهیل می کند.
مقدمه: این پژوهش با هدف طراحی مدل پیشبینی رفتار اخلاقی بر اساس سبکهای تربیتی و قدرت ایگو با میانجیگری سازه ی خودفراروی در میان دانشجویان انجام شد.روش کار: روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 400-1399 بودند. در این میان تعداد 285 نفر به شیوهی نمونهگیری خوشهای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاسهای رفتار اخلاقی، سبکهای تربیتی و قدرت ایگو بودند. داده ها با روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار LISREL تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی با دادههای تجربی برازش مناسبی دارد (95/0= GFI، 98/0 = IFI، 97/0= CFI). همچنین نتایج نشان داد که اثر سبکهای تربیتی بر رفتار اخلاقی و خودفراروی و اثر قدرت ایگو و خود فراروی بر رفتار اخلاقی معنادار هستند. نتایج حاصل از آزمون سوبل نیز نشان داد که متغیر خودفراوری در ارتباط بین سبک سهلگیر (01/0 , p< 68/2- Z=)، سبک مقتدر (01/0 , p< 55/2 Z=)، سبک مستبد (01/0 , p< 61/3- Z=) و قدرت ایگو (01/0 , p< ، 56/4 Z=) با رفتار اخلاقی نقش میانجی معناداری دارد.نتیجه گیری: برپایه نتایج میتوان گفت که سبکهای تربیتی، قدرت ایگو و خودفراروی میتوانند وقوع رفتارهای اخلاقی را پیش بینی کنند. همچنین، متغیر خودفراروی میتواند یکی از عوامل تأثیرگذار بر رابطه و پیوند میان سبکهای تربیتی و قدرت ایگو با رفتار اخلاقی باشد.
مقدمه: شیوع جهانی انگ مرتبط با اختلالات روان پزشکی غیرقابل انکار است. افراد مبتلا به اختلالات روان پزشکی همچنان از تعصب، تبعیض و انگ زیادی از سوی جریان اصلی جامعه رنج می برند. از این رو، این ناتوانی انسانی یک اورژانس جهانی است و نیاز به اقدامات فوری و طولانی مدت دارد. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی پدیده انگ بر اساس تجربیات بیماران مبتلا به اختلالات روان پزشکی انجام شد.روش کار: این پژوهش یک مطالعه کیفی پدیدارشناسی هرمنوتیک در بیمارستان روانپزشکی ابن سینا مشهد است. در مرحله کیفی، 12 نفر از مراجعان مبتلا به اختلالات روان پزشکی به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با روش های تفسیری دیکلمن، آلن و تانر (1989) تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: در این پژوهش یک الگوی سازنده با عنوان «از آسمان تا زمین» و 6 مضمون و 23 زیرمضمون از پدیده مورد بررسی کشف شد. موضوعات شامل خانواده؛ لانه رنج، جامعه، پایان تاریکی، بیمارستان روانی؛ مکان ناامن، رسانه بی بیان، شخصیت شکسته و گرداب ننگ بودند.نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که مراجعین مبتلا به اختلالات روان پزشکی از منابع متعددی که بر حوزههای مختلف زندگی آنها سایه انداخته و منجر به پیامدهای نامطلوب شده است، انگ دریافت میکنند.
اثربخشی آموزش فعال سازی رفتاری بر رفتارهای خودمراقبتی، درد درک شده و واکنش به استرس در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مقدمه: با توجه به شیوع بالای عوارض جانبی دیابت و اهمیت مداخله روانشناختی برای بهبود رفتارهای خودمراقبتی و سبک های مقابله ای سازگار در بیماران دیابتی، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فعال سازی رفتاری بر رفتارهای خودمراقبتی، درد ادراک شده و واکنش به استرس در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. روش کار: جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی نیشابور می باشد. 30 زن به روش نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس انتخاب شدند. آنها به طور تصادفی به دو گروه آموزش فعال سازی رفتاری و گروه شاهد تقسیم شدند. آنها خلاصه فعالیت های خودمراقبتی دیابت، مقیاس آنالوگ بصری (VAS) و پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا (CISS) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS-22 تحلیل گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش فعالسازی رفتاری باعث بهبود رفتارهای خودمراقبتی (001/0=P)، کاهش درد (001/0=P)، افزایش مقابله مسئله محور با استرس (001/0=P) و کاهش سبکهای مقابله ای هیجان مداری و اجتنابی (به ترتیب 001/0=P و 001/0=P) در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد گردید. نتیجهگیری: به نظر میرسد آموزش فعالسازی رفتاری باعث بهبود رفتارهای خودمراقبتی، کاهش درد و افزایش مقابله مسئله محور با استرس در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 میشود.