مقدمه: درد، عمومیترین فشار روانی است که انسان با آن مواجه میشود. پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل تنظیم هیجان اختلال اضطراب فراگیر در تبیین ادراک درد بیماران مبتلا به درد مزمن انجام گردید. روش: نمونه پژوهش شامل 210 نفر مراجعهکنندگان به کلینیکهای تخصصی درد شهر رشت بود که بر اساس مصاحبه بالینی دارای نشانگان اختلال اضطراب فراگیر بودند و به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای ادراک درد، دشواریهای تنظیم هیجان، بیانگری هیجانی، آلکسی تیمیا، فراخلق و کنترل عاطفه را تکمیل کردند. جهت تحلیل دادهها، شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که متغیر تنظیم هیجان دارای اثر مستقیم بر متغیر ادراک درد میباشد (P<0.01). همچنین متغیرهای بیانگری، فراخلق، کنترل عاطفه و الکسی تیمیا دارای اثر مستقیم بر متغیر تنظیم هیجان و اثر غیر مستقیم بر متغیر ادراک درد میباشند (P<0.01). بحث و نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که تنظیم هیجانی میتواند در میزان ادراک درد بیماران مبتلا به درد مزمن نقش داشته باشد.
The Relationship between Cognitive Bias, Anxiety Sensitivity and Maternal Beliefs and Anxiety in Children: The Mediating Role of Coping Strategies
Aim and Background: Today, using social networks has become a natural modern behavior, but the harmful forms of using them have become very noticeable in the last two decades. The aim of this study was to examine the role of temperamental and characteristics shades, basic psychological needs, and early maladaptive schemas in prediction of vulnerability to addiction in the form of structural relations. Methods and Materials: This research was a cross-sectional descriptive study. The study population included all undergraduate students who were studying at the Farhangian University of Tabriz, Iran, in 2016-2017 academic year. Regarding the fact that the population included both genders with different fields of study, stratified sampling method with optimum allocation was considered and 280 students were selected. Data were collected using Cloninger et al.’s Temperamental and Characteristics Inventory (TCI), Basic Psychological Needs Questionnaire, Young Schema Questionnaire (75-item) (YSQ-75), and Addiction Susceptibility Questionnaire (ASQ). For data analysis, descriptive and referential statistics were used through SPSS and LISREL softwares. Findings: Structural model analysis showed that temperamental and characteristics shades, basic psychological needs, and early maladaptive schemas can predict and explain different paths of vulnerability to addiction in the form of structural relations. Conclusions: In order to improve the mental status in students, attention to these variables during clinical trials with the goal of designing appropriate intervention models or modifying the present ones will be beneficial.
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسهی مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی در نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی، با بررسی نقش تعدیل کنندگی فشار اجتماعی-فرهنگی برای کاهش وزن و تغییر بدنی انجام شد. روش: در این مطالعهی توصیفی-مقطعی، 70 نوجوان دختر چاق و 72 نوجوان دختر دارای وزن طبیعی به شیوهی نمونهگیری خوشه-ای یکمرحلهای از میان دانشآموزان مدارس متوسطهی شهرستان تبریز انتخاب شدند. گروهها ازنظر تحصیلات، جنسیت و سن همتاسازی شدند. یافتهها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی چندمتغیره نشان داد که بین نوجوانان چاق و دارای وزن طبیعی از نظر تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی در افزایش اضطراب اجتماعی-جسمانی نقش معناداری دارد. اما نقش تعدیل کنندگی در میزان مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی ندارد. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که چاقی و فشار اجتماعی-فرهنگی بالا برای کاهش وزن و تغییر بدنی، عوامل مهمی در افزایش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی هستند. اما فشار اجتماعی-فرهنگی نقش چاقی را در افزایش یا کاهش مشکلات تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی-جسمانی تعدیل نمیکند.
هدف این تحقیق، تعیین اثربخشی روشهای نوروسایکـولوژیکی HSS (تحریک مستقیم نیمکرهای) و HAS (تحریک غیرمستقیم نیمکرهای) در افزایش درک خوانـدن دانشآموزان نارساخـوان پایهی سوم، چهارم و پنجم ابتدایی شهر کرج بود. تعـداد 12 نفر از دانشآموزانی که از طریق مصاحبه بالینـی، آزمون هوش و آزمون روخوانی متون و درک مطلب تشخیص اختلال خواندن را دریافت کرده بودند، تکالیف نوروسایکولوژی را در 30 جلسه به صورت انفرادی دریافت کردند. آزمون روخوانـی متون و درک مطلب در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شـد. آزمون پیگیری پس از گذشت یک ماه به اجرا در آمد. دادههای آماری با استفاده از تحلیل چشمی نمودار و درصد بهبودی تحلیل شدند. نتایــج نشان داد که دانشآموزان در پس آزمون نسبت بـه پیش آزمون در آزمون روخوانی متون و درک مطلب بهتر عمل کردهاند. کاربرد این شیوههای درمانی موجب پایداری اثرات درمان پس از گذشت یک ماه در این کودکان شد. نتایج حـاضر اهمیت کار با تکالیف نوروسایکولوژی را مورد تأکید قرار داده، نشان میدهد که استفـاده از روشهـای HSS+HAS میتواند درک مطلب را در افراد مبتلا به اختلال خواندن افزایش دهد.
هدف: مشکلات بین شخصی و مهارتهای تنظیم هیجانی در پژوهشهای مختلف بهعنوان تفاوتهای روانشناختی گروه چاق و اضافهوزن موردبررسی و تأیید قرار گرفته است و دیدهشده که مدنظر قرار دادن متغیرهای روانی همچون مدیریت هیجانی و بهزیستی در روابط بین فردی در کنار مداخلات پزشکی در درمان چاقی مؤثر است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان روابط بین شخصی و مدیریت هیجانی در کاهش وزن زنان چاق و دارای اضافهوزن انجام گرفت. روش: این پژوهش یک پژوهش بنیادی- کاربردی از نوع طرحهای شبه آزمایشی است. تعداد 80 زن با BMI بالای 9/24 (40 نفر چاق و 40 نفر اضافهوزن) در این پژوهش شرکت کردند. از این افراد خواسته شد پرسشنامه مشکلات بین شخصی (IPP-127؛ هروویتز، روزنبرگ، بایر، اورنو و ویلاسنور، 1988) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ITEC-27؛ برکینگ و زنوج، 2008) را تکمیل کنند. دو گروه چاق و اضافهوزن طول مدت 6 ماه در معرض دو روش درمانی روابط بین شخصی و مدیریت هیجانی قرار گرفتند و در پایان روش درمانی کاهش وزن برحسب شاخص توده بدنی (BMI) موردبررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان روابط بین شخصی و تنظیم هیجانی بر کاهش وزن زنان چاق و دارای اضافهوزن متفاوت است. زنان چاق با مداخله درمان روابط بین شخصی در مقایسه با زنان چاقی که درمان تنظیم هیجانی دریافت کردند، کاهش وزن بیشتری داشتند؛ درحالیکه زنان دارای اضافهوزن که درمان مدیریت هیجانی دریافت کردند در مقایسه با زنان اضافهوزنی که درمان روابط بین شخصی دریافت کردند، کاهش وزن معناداری نداشتند. نتیجه گیری : بر اساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که درمان روابط بینشخصی و تنظیم هیجانی، درمانی مؤثر برای کاهش وزن افراد چاق و دارای اضافهوزن است.
مقدمه و اهداف نظر به اهمیت پدیده اعتیاد در جوامع امروزی، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی ارتباط انواع اختلالات شخصیت با شدت اعتیاد است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی میباشد. گروه نمونه شامل 248 مرد وابسته به مواد بود که از تاریخ 1/2/92 تا 18/12/92 در کلینیکهای درمان اعتیاد شهر تهران تحت درمان قرارگرفته بودند. از این 248 نفر 135 نفر مصرفکننده مواد افیونی و 113 نفر مصرفکننده مواد محرک بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه بالینی بر مبنای DSM-5، شاخص سنجش شدت اعتیاد و پرسشنامه بالینی چندمحوری Millon -3 استفاده شد. سپس دادههای بهدستآمده از طریق ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته ها بین اختلالات شخصیت خوشه یک و شدت آسیب ناشی از اعتیاد در حیطه قانونی( 05/0>P)، اختلالات موجود در خوشه دو و شدت آسیب ناشی از اعتیاد در حیطههای مصرف الکل، مواد، مشکلات قانونی و مشکلات روانپزشکی ( 05/0>P) و اختلالات موجود در خوشه سه و شدت آسیب ناشی از اعتیاد در حیطه الکل و مواد ( 05/0>P) رابطه مثبت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری اختلالات شخصیت خوشه دو عامل پیشبین قویتری برای مشکلات ناشی از اعتیاد میباشند و نیازمند درمانهای اختصاصیتری به نسیت سایر گروه ها هستند.
مقدمه: درمان متمرکز بر هیجان، یک مداخلهی کوتاهمدت است که میتواند مجموعهای از تخریبهای ناشی از اختلال استرس پس از آسیب (PTSD) را که ناشی از سوءاستفادهی جنسی است، مورد هدف قرار دهد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر روی قربانیان جنسی روابط عاطفی بود. روشکار: بررسی حاضر به روش طرح آزمایش تکموردی و از نوع خط پایهی چندگانه انجام شد. به این منظور سه آزمودنی (سه دختر) به شیوهی نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. درمان متمرکز بر هیجان، 12 جلسهی هفتگی در سال 91-1390 در مرکز مشاورهی دانشگاه تبریز به کار گرفته شد و مرحلهی پیگیری نیز سه ماه پس از پایان درمان دنبال شد. آزمودنیها در مرحلهی پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسات و مراحل پیگیری سه ماهه پرسشنامههای مقیاس استرس پس از آسیب، عزت نفس روزنبرگ، افسردگی بک، اضطراب بک و نشخوار فکری را تکمیل کردند. همچنین در مرحله پیش از درمان، پرسشنامهی استرس پس از آسیب و سلامت عمومی (GHQ-28) را برای ورود به پژوهش کامل کردند. برای تحلیل دادهها از روش معنیداری بالینی و شاخص درصد بهبودی استفاده شد. یافتهها: درمان متمرکز بر هیجان، موجب کاهش معنادار نشانگان PTSD، افسردگی، اضطراب، نشخوار فکری و نیز افزایش معنیدار عزت نفس در آزمودنیها شده است. به علاوه این نتایج در پیگیری سه ماهه در تمامی موارد توانسته روند بهبودی پایداری را داشته باشد. نتیجهگیری: به نظر میرسد درمان متمرکز بر هیجان، در تعدیل نشانگان بالینی قربانیان جنسی روابط عاطفی موثر است و باعث بهبودی عزت نفس آنها میگردد.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان دقت ادارک زمان در کودکان ADHD با کودکان عادی در شهر اهواز انجام گرفت. پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشآموزان دختر و پسر عادی دبستانی و کودکان دارای ADHD مراجعهکننده به کلینیک درمانی بود. نمونه تحقیق شامل 26 نفر از کودکان عادی و 28 نفر از کودکان ADHD بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش پژوهش آزمون رایانهای سنجش ادراک زمان و آزمون بازتولید زمانی بود. برای تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد بین بازتولید زمان برای فواصل کوتاهمدت و بلندمدت کودکان دارای ADHD با کودکان عادی تفاوتی وجود ندارد. ولی مشخص شد بین ضریب تغییرات بازتولید زمان برای فواصل بلندمدت در کودکان دارای ADHD با کودکان عادی تفاوت وجود دارد و ضریب تغییر پذیری برای فاصله زمانی بلندمدت در کودکان ADHD بیشتر است ولی بین ضریب تغییرات بازتولید زمان برای فواصل کوتاهمدت در کودکان دارای ADHD با کودکان عادی تفاوتی وجود ندارد.