پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش یک مدل مفهومی از رابطه میان ذهنآگاهی با فرسودگی شغلی و بهزیستی روانشناختی با میانجیگری استرس شغلی در کارکنان شرکت بهرهبرداری مس درآلو استان کرمان انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل 300 نفر از کارکنان شرکت بهرهبرداری مس درآلو است که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند و در نهایت 210 پرسشنامه بهشکل صحیح تکمیل و دادههای حاصل از آنها در تحلیل استفاده شد. جهت سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامهی ذهنآگاهی فرایبورگ (فرم کوتاه)، پرسشنامهی استرس شغلی HSE، پرسشنامهی فرسودگی شغلی و مقیاس بهزیستی روانشناختی (فرم کوتاه) استفاده گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS ویراست 24 انجام شد. همچنین مسیرهای غیر مستقیم توسط روش بوت استراپ مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها نشان دادند که الگوی پیشنهادی پس از اصلاح از برازش مناسبی با دادهها برخوردار است. تحلیل دادهها نشان داد که مسیرهای مستقیم از ذهنآگاهی به فرسودگی شغلی و از ذهنآگاهی به بهزیستی روانشناختی معنیدار نیستند و تمام اثر ذهنآگاهی بر فرسودگی شغلی و بهزیستی روانشناختی از طریق استرس شغلی صورت میپذیرد. بنابراین مطابق نتایج بهدستآمده از طریق دادهها میتوان چنین مطرح کرد که با افزایش سطح ذهنآگاهی افراد در سازمان میتوان استرس شغلی آنها را کاهش داد و متعاقباً به کاهش فرسودگی شغلی کارکنان و افزایش بهزیستی روانشناختی آنها دست یافت.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه حمایت سرپرست از نیازهای اساسی روانشناختی و ارضای نیازهای روانشناختی با انگیزش شغلی در کارکنان ستادی و عملیاتی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مارون بود. شرکتکنندگان در این پژوهش شامل 246 نفر بودند که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از؛ مقیاس حمایت از نیازها در محیط کار (تافولین و استنلینگ، 2018)، مقیاس ارضای نیازها در محیط کار (تافولین و استنلینگ، 2018)، و مقیاس انگیزش شغلی چندبُعدی (گاگنه و همکاران، 2015). ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزار AMOS-24 انجام گرفت. همچنین، به منظور مقایسه مدل پیشنهادی در بین کارکنان ستادی و عملیاتی، از روش تحلیل الگویابی معادلات ساختاری چندگروهی در نرمافزار AMOS-24 استفاده شد. یافتهها نشاندهنده برازش مطلوب الگوی پیشنهادی با دادهها بود. نتایج نشان داد که حمایت سرپرست از نیازهای اساسی روانشناختی کارکنان بر ارضای نیازهای روانشناختی، انگیزش خودمختار، انگیزش کنترل شده و بیانگیزگی آنان اثر مستقیم و معنیداری دارد (01/0p<). نتایج همچنین از تأثیر غیرمستقیم حمایت سرپرست از نیازهای اساسی روانشناختی بر انگیزش خودمختار، انگیزش کنترلشده و بیانگیزگی از طریق ارضای نیازهای روانشناختی حمایت کرد (001/0p<). علاوه بر این، یافتهها نشاندهنده تفاوت معنیدار الگو در کارکنان ستادی و عملیاتی بود (01/0p<).
اختلال وسواسی-جبری یک بیماری روانشناختی شدید و ناتوانکننده است که با تاثیر بر کیفیت زندگی و عملکرد کلی بیماران و اعضای خانواده آنها منجر به بروز مشکلات بینفردی، احساس درماندگی و ناامیدی در بیماران میشود. هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان شفقتبهخود مبتنی بر ذهنآگاهی بر نیازهای بینفردی در مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری دارای افکار خودکشی بود. طرح پژوهش طرح آزمایشی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان بود و نمونه پژوهش شامل 3 بیمار زن مبتلا به اختلال وسواسی- جبری شهر اهواز در سال 1398 بود. از پرسشنامههای وسواسی-جبری (Yale-Brown obsessive-compulsive, 1989)، افکار خودکشیگرایانه (Rudd, 1989) و نیازهای بینفردی (Van Orden, Cukrowicz, Witte & Joiner, 2012) استفاده شد. پروتکل درمان در 8 جلسه 90 تا 120 دقیقه انجام شد و آزمونها در سه مرحله خط پایه، پسآزمون و پیگیری 3 ماهه اجرا شد و دادهها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایه و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. دادهها نشان داد که درمان شفقتبهخود مبتنی بر ذهنآگاهی بر کاهش تعلقپذیری ازمیانرونده و ادراک سرباربودن تاثیرگذار است و پیگیری سه ماهه نیز حاکی از پایداری تغییرات درمانی برای تعلقپذیری ازمیانرونده و ادراک سرباربودن بود. این رویکرد به وسیله ممانعت از اجتناب از افکار و هیجانات دردناک ناشی از اختلال و رشد احساس تعلق به دیگران و پیوند اجتماعی، منجر به تابآوری میشود و از بروز تعلقپذیری ازمیانرونده و ادراک سرباربودن در زمانهای پریشانی روانشناختی جلوگیری مینماید.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر شخصیت پویا، تواناییهای شناختی و ثبات هیجانی بر موفقیت کارراهه ذهنی از طریق نقش میانجیگر خودکارآمدی انجام شد. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری میباشد و جامعه آماری پژوهش، مدیران زن سازمانهای دولتی شهر اهواز بودند که به شیوه نمونهگیری در دسترس به تعداد 120 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه موفقیت کارراهه (Gattiker & Larwood, 1986)، پرسشنامه شخصیت پویا (Seibert et. al, 1999)، پرسشنامه تواناییهای شناختی (Nejati, 2013)، پرسشنامه ثبات هیجانی برگرفته از مقیاس پنج عامل بزرگ شخصیت (Caprara et. al, 1993) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (Sherer, 1982) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد شخصیت پویا و خودکارآمدی بر موفقیت کارراهه ذهنی و شخصیت پویا، تواناییهای شناختی و ثبات هیجانی بر خودکارآمدی دارای اثر مستقیم معنیدار (001/0>p) است. همچنین اثر غیر مستقیم شخصیت پویا، تواناییهای شناختی و ثبات هیجانی بر موفقیت کارراهه ذهنی با نقش میانجیگر خودکارآمدی نیز معنیدار (001/0>p) بود. بر این اساس میتوان نتیجهگیری نمود که شخصیت پویا، هم بصورت مستقیم و هم از طریق خودکارآمدی بر موفقیت کارراهه ذهنی تاثیرگذار است. علاوه بر این تواناییهای شناختی و ثبات هیجانی با میانجیگری خودکارآمدی، موفقیت کارراهه ذهنی را بهبود میبخشد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر سرمایۀ روانشناختی، اعتماد به سازمان و سبک رهبری تحولی بر رشد روانشناختی در کار از طریق نقش واسطهای نیازهای روانشناختی اساسی بود. جامعۀ پژوهش کلیۀ کارکنان شرکت ملّی مناطق نفتخیز جنوب-منطقه اهواز در سال 1398 را در بر میگیرد که از این میان 418 نفر به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با دادهها برخوردار است. یافتههای پژوهش حاکی از تأیید اثرهای مثبت مستقیم نیازهای روانشناختی اساسی، سرمایۀ روانشناختی و اعتماد به سازمان به رشد روانشناختی در کار بود (001/0>p)؛ امّا اثر مثبت مستقیم رهبری تحولی به رشد روانشناختی در کار غیرمعنادار بود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سرمایۀ روانشناختی و اعتماد به سازمان هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم و سبک رهبری تحولی تنها به صورت غیرمستقیم بر رشد روانشناختی در کار اثرگذارند. با توجه به نتایج پژوهش، اقداماتی در افزایش سرمایۀ روانشناختی و اعتماد به سازمان توصیه میشود.
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیامدهای فرسودگی شغلی (سلامت عمومی، رضایت از زندگی، انگیزش شغلی، قصد ترک شغل و عملکرد شغلی) بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه این پژوهش شامل 225 نفر از کارکنان شرکت نفت و گاز کارون بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامههای فرسودگی شغلی مسلچ (1982)، سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (1979)، رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، انگیزش شغلی رایت (2004)، قصد ترک شغل کامن و همکاران (1979) و عملکرد شغلی پاترسون (1922) جهت جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفتند. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزارهای AMOS-22 و SPSS-22 انجام گرفت. جهت آزمون اثرهای واسطهای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوتاستراپ استفاده شد. یافتهها نشاندهنده برازش مطلوب الگوی نهایی با دادهها بودند. نتایج همچنین حاکی از معنیداری تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم در الگوی پیشنهادی بودند. به این معنا که، فرسودگی شغلی اثر مستقیم و غیرمستقیم معنیدار از طریق سلامت عمومی، رضایت از زندگی، انگیزش شغلی و قصد ترک شغل، بر عملکرد شغلی داشت. در مجموع، نتایج این پژوهش بیانگر نقش تعیینکننده فرسودگی شغلی، سلامت عمومی، رضایت از زندگی، انگیزش شغلی و قصد ترک شغل بر عملکرد شغلی است.
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش گروهی- مجازی «برنامه مداخلهای حمایت از نیازها» بر کامروایی نیازهای اساسی روانشناختی و بهزیستی کارکنان بود. طرح پژوهش کاربندی تصادفی کنترلشده بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان و سرپرستان بلافصل آنان در شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مارون در سال 1399 بود. از این جامعه، 30 سرپرست به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده و بهصورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. از بین کارکنان هر سرپرست، 2 تا 3 نفر به منظور بررسی تأثیر مداخله آموزشی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس کامروایی نیازها در محیط کار تاولین و استنلینگ، و مقیاس بهزیستی کارکنان ژنگ و همکاران بود. مداخله شامل آموزش «برنامه مداخلهای حمایت از نیازها» در هشت جلسه 90 دقیقهای بود. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرمافزار SPSS-24 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش برنامه مداخلهای حمایت از نیازها بر کامروایی نیاز به خودمختاری، نیاز به شایستگی و نیاز به ارتباط، و نیز افزایش سطح بهزیستی کارکنان تأثیر معنیداری دارد (05/0p<).
ایده پردازی خودکشی نشان دهنده ی یک فوریت بالینی در روانپزشکی است و افراد با ایده پردازی خودکشی نسبت به افراد بدون ایده پردازی خودکشی خطر بالاتری برای اقدام به خودکشی دارند. هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری ایده پردازی خودکشی بر اساس مولفه های تاب آوری، راهبردهای مقابله ای مساله مدار و هیجان مدار با در نظر گرفتن نقش میانجی افسردگی در دانشجویان بوده است. طرح پژوهشی ، همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. در همین راستا با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، نمونه ای برابر با 372 نفر از میان دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز انتخاب شد. شرکت کنندگان مقیاس ایده پردازی خودکشی بک (BSI)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RIS)، پرسشنامه مقابله با شرایط استرس زا و پرسشنامه افسردگی بک (BDI-13) را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد . نتایج پژوهش نشان داد که بین تاب آوری و راهبرد مقابله مساله مدار با افسردگی رابطه منفی معنادار وجود دارد، اما بین راهبرد مقابله هیجان مدار و افسردگی رابطه مثبت معنا دار وجود دارد. مهم ترین یافته حاکی از آن است که افسردگی در رابطه بین تاب آوری و راهبردهای مقابله ای مساله مدار و هیجان مدار با ایده پردازی خودکشی به عنوان میانجی گر عمل می کند (0/001>p). بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت تاب آوری، راهبردهای مقابله ای مساله مدار و هیجان مدار و افسردگی از عمده ترین عوامل تاثیرگذار بر ایده پردازی خودکشی هستند و می توانند ایده پردازی خودکشی را پیش بینی کنند.
مقدمه: پرسشنامهی ویژگیهای بیرحمی - بیاحساسی نوجوانان برای سنجش ویژگیهای بیرحمی - بیاحساسی در نوجوانان پسر است. این پرسشنامه با اقتباس از ابزار غربالگری روند جامعهستیزی ساختهشده است و ابعاد بیرحمی، فقدان همدلی و بیاحساسی را میسنجد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامهی بیرحمی - بیاحساسی نوجوانان در نمونهی غیر بالینی انجام شده است. روش: تعداد 300 دانشآموز (پسر) با میانگین سنی 16.38 به روش تصادفی چندمرحلهای از دبیرستانهای شهرستان دزفول انتخاب شدند و پرسشنامهی ویژگیهای بیرحمی- بیاحساسی نوجوانان (فریک، 2003)، پرسشنامهی گرایش به رفتار خرابکارانه (طوابیه و احمد، 2010) بر روی این دانشآموزان اجرا شد. اعتبار پرسشنامهی بیرحمی - بیاحساسی نوجوانان به سه روش تحلیل عامل تأییدی، اعتبار همگرا و اعتبار ملاک سنجیده شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ و تنصیف ارزیابی شد. نتایج: آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0.65 و برای خرده مقیاسهای بیرحمی، فقدان همدلی و بیاحساسی به ترتیب برابر با 0.56، 0.61 و 0.55 و ضریب تنصیف برای کل پرسشنامه 0.56 و برای خرده مقیاسهای نامبرده به ترتیب برابر 0.51، 0.63 و 0.49 به دست آمد. همبستگی بین پرسشنامهی بیرحمی – بیاحساسی نوجوانان و مقیاس گرایش به رفتار خرابکارانه در سطح p<0.01 معنیدار بود (r=32). علاوه بر این نتایج حاصل از تحلیل عامل تأییدی (0.05 = RMSEA) گویایی برازندگی نسبتاً خوب ساختار سه عاملی پرسشنامهی ویژگیهای بیرحمی - بیاحساسی نوجوانان است. بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر این است که پرسشنامهی ویژگیهای بیرحمی - بیاحساسی در ایران از پایایی و اعتبار نسبتاً مطلوبی برخوردار است.
The purpose of this study was designing and testing a model of some antecedents of happiness at work. The sample consisted of 322 employees of Foolad Ghab Asia Company who was selected by stratified random sampling. The participants completed psychological capital, perceived interactive justice, supervisor support, opportunity of growth and promotion, pay satisfaction, trust in supervisor, job satisfaction and happiness at work questionnaires. Fitness of the proposed model was examined through structural equation model (SEM), using SPSS-19 and AMOS-19 software package. The indirect effects were tested using the bootstrap procedure. Findings indicated that the proposed model fit the data. Better fit obtained by omitting 1 path. Finding also showed that all direct and indirect paths except psychological capital to trust in supervisor, were significant.
ژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر اوباشگری در محیط کار و بیعدالتی رویهای ادراک شده بر بهزیستی سازمانی با نقش میانجی سکوت سازمانی انجام گرفت. این مطالعه از نوع پژوهشهای همبستگی مبتنی بر الگویابی معادلات ساختاری است.جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان مدیریت تعمیر، تکمیل و خدمات فنی چاههای نفت شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در سال1398 بود. کل جامعه آماری به عنوان نمونه پژوهش به کار گرفته شد (376نفر). شرکت کنندگان در پژوهش به مقیاس عدالت رویهای نیهوف و مورمن(1993)، سکوت سازمانی ونداین و همکاران (2003)، اوباشگری در محیط کار استیفن و همکاران (2016) و فعالیتهای بیانگر شخصی واترمن و همکاران (2010) پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفت، جهت بررسی معناداری اثرات غیرمستقیم، روش بوتاستراپ به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی پژوهش از برازش خوبی با دادهها برخوردار است. همچنین یافتهها نشان داد که اوباشگری در محیط کار و بیعدالتی رویهای ضرایب مسیر معناداری با بهزیستی سازمانی و سکوت سازمانی داشتند. علاوهبراین، ضرایب مسیر غیرمستقیم اوباشگری در محیط کار و بیعدالتی رویهای ادراک شده با بهزیستی سازمانی از طریق سکوت سازمانی نیز معنادار بود
هدف این پژوهش، بررسی رابطه علّی روانرنجورخویی، استرس شغلی و تعارض کار- خانواده با قصد ترک شغل و رضایت از زندگی با میانجیگری فرسودگی شغلی بود. روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل همۀ این پژوهش شامل 265 نفر از کارکنان این شرکت بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامههای پنج عامل بزرگ شخصیت (Costa & McCrae, 1992)، استرس شغلی (Parker & De Cotiis, 1983)، تعارض کار- خانواده (Carlson et al., 2000)، فرسودگی شغلی (Maslach, 1982)، قصد ترک شغل (Camman et al.,1979) و رضایت از زندگی (Diener et al., 1985) بهمنظور جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفتند. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزارهای AMOS و SPSS22 انجام گرفت. بهمنظور آزمون اثرهای واسطهای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوتاستراپ استفاده شد. یافتهها نشاندهندۀ برازش مطلوب الگوی نهایی با دادهها بودند. نتایج نشان داد تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم معنیدار بودند (05/0p < ). به عبارتی، روانرنجورخویی از طریق فرسودگی شغلی بر قصد ترک شغل (001/0p < strong>=، 074/0β=) و رضایت از زندگی (001/0p < strong>=، 092/0- β=)، استرس شغلی از طریق فرسودگی شغلی بر قصد ترک شغل (001/0p < strong>=، 058/0β=) و رضایت از زندگی (001/0p < strong>=، 072/0- β=) و تعارض کار- خانواده از طریق فرسودگی شغلی بر قصد ترک شغل (001/0p < strong>=، 124/0β=) و رضایت از زندگی (001/0p < strong>=، 154/0- β=) اثر غیرمستقیم دارند.
پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون الگویی از پیشایندها و پیامدهای راهبردهای مقابلهای تحولخواه انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود . جامعه آماری 350 نفر از کارکنان شرکت ملی حفاری ایران بودند که به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامههای راهبردهای مقابلهای تحولخواه، شخصیت پویا، جهتگیری هدف یادگیری، استرس شغلی، توانمندسازی روانشناختی، سازگاری شغلی، انگیزش شغلی، عملکرد شغلی، تعالییابی شغلی، بهزیستی حرفهای، تعهد سازمانی و خشنودی شغلی بود. دادهها از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل واسطهای تحلیل شدند. تحلیلهای الگویابی معادلات ساختاری برازندگی الگوی پیشنهادی را با دادهها مورد حمایت قرار دادند. نتایج حاکی از اثر مثبت شخصیت پویا و جهتگیری هدف یادگیری بر راهبردهای مقابلهای تحولخواه، اثر منفی راهبردهای مقابلهای تحولخواه بر استرس شغلی، اثر مثبت راهبردهای مقابلهای تحولخواه بر توانمندسازی روانشناختی، سازگاری شغلی، انگیزش شغلی، عملکرد شغلی، تعالییابی شغلی، بهزیستی حرفهای، تعهد سازمانی و خشنودی شغلی، اثر منفی استرس شغلی بر انگیزش شغلی، اثر مثبت توانمندسازی روانشناختی و سازگاری شغلی بر انگیزش شغلی، اثر مثبت انگیزش شغلی بر عملکرد شغلی، تعالییابی شغلی، بهزیستی حرفه-ای، تعهد سازمانی و خشنودی شغلی و اثر غیرمستقیم راهبردهای مقابلهای تحولخواه بر عملکرد شغلی، تعالییابی شغلی، بهزیستی حرفهای، تعهد سازمانی و خشنودی شغلی از طریق انگیزش شغلی بود. برازش بهتر از طریق همبسته کردن خطاهای یک مسیر حاصل شد. کلید واژگان: راهبردهای مقابلهای تحولخواه، مدل معادلات ساختاری، استرس شغلی، عملکرد شغلی
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیشایندهای شادکامی در کار، شامل سرمایه روانشناختی، عدالت تعاملی ادراکشده، حمایت سرپرست، فرصت رشد و ارتقاء، خشنودی از درآمد، اعتماد به سرپرست و خشنودی شغلی بود. شرکتکنندگان در پژوهش شامل 322 نفر از کارکنان شرکت فولاد غرب آسیا بودند که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. پرسشنامههای سرمایه روان شناختی، عدالت تعاملی، حمایت سرپرست، فرصت رشد و ارتقاء، خشنودی از درآمد، اعتماد به سرپرست، خشنودی شغلی و شادکامی در کار جهت جمعآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفتند. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزار SPSS-19 و AMOS-19 انجام گرفت. جهت آزمون اثرهای واسطهای در الگوی پیشنهادی نیز از روش بوتاستراپ استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان دهنده برازش خوب الگوی پیشنهادی با دادهها بودند. برازش بهتر الگو پس از حذف یک مسیر حاصل شد. نتایج پژوهش نشان دادند که تمامی مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم به جز مسیر مستقیم سرمایه روانشناختی به اعتماد به سرپرست، معنیدار بودند.
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمودن الگویی از برخی پیشایندها و پیامدهای غبطه در محیط کار بود. نمونة این پژوهش شامل 304 نفر از کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ـ منطقة اهواز بود که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامههای غبطه در محیط کار، مبادلة رهبر ـ عضو، خودارزشیابی محوری، رفتار اجتماعیار، تخریب اجتماعی، و گسستگی اخلاقی استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزارهای SPSS ویراست 23 و AMOS ویراست 23 انجام گرفت. جهت آزمودن آثار غیرمستقیم در الگوی پیشنهادی از روش بوت استراپ در برنامة ماکرو پریچر و هیز (2008) استفاده شد. یافتهها نشان دادند الگوی پیشنهادی از برازش نسبتا خوبی با دادهها برخوردار است. همچنین، اثر خودارزشیابی محوری و مبادلة رهبر ـ عضو بر غبطه در محیط کار و غبطه در محیط کار بر رفتار اجتماعیار، تخریب اجتماعی، و گسستگی اخلاقی معنیدار بود. نقش واسطهای گسستگی اخلاقی نیز در رابطة بین غبطه در محیط کار با تخریب اجتماعی تأیید شد.
امروزه استفاده از افکار و ایدههای نوآور کارکنان میتواند منشا تحولات عظیمی در سازمانها گردد. در همین راستا هدف پژوهش حاضر رابطه حمایت سازمانی ادراکشده و جو خلاقانه سازمانی با توسعه کارآفرینی با واسطه گری خلاقیت و توانمندسازی روانشناختی در کارکنان کتابخانه در نظر گرفته شد. جامعه آماری پژوهش 410 نفر از کارکنان نهاد کتابخانههای عمومی استان خوزستان هستند که به روش نمونهگیری طبقهای ساده انتخاب شده و به پرسشنامههای جو خلاقانه سازمانی، حمایت سازمانی ادراکشده، توانمندسازی روانشناختی، خلاقیت سازمانی و پرسشنامه رفتار کارآفرینانه پاسخ دادند. جهت تحلیل دادهها علاوه بر استفاده از روشهای توصیفی(میانگین انحراف معیار و ماتریس همبستگی) برای ارزیابی الگوی پیشنهادی از روش الگویابی معادلات ساختاری(SEM) و با استفاده از نرمافزار aAAMOS ویراست 21 انجام گرفت. روابط واسطهای در الگوی پیشنهادی با استفاده از روش بوت استراپ آزموده شدند. شاخصهای برازش مانند(GFI، CGI،RESMA )از حدنصاب لازم برخوردار بوده و حاکی از آن است که مدل پیشنهادی پژوهش با دادهها برازش دارد. نتایج حاکی از معنیداری تمامی مسیرهای مستقیم حمایت سازمانی ادراکشده و جو خلاقانه سازمانی بـه توسعه کارآفرینی بود و با حذف مسیرهای غیر معنیدار، الگو اصـلاح شـد. شاخصهای برازنـدگی الگویانی معادلات ساختاری، برازش مناسب الگوی اصلاحشده را نشان دادند. همچنین نتـایج روابـط غیرمستقیم معنیداری این روابط را تایید نمودند.
هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی و آزدمون الگویی از برخی پیشایندهای قصد ترک شغل بود. شرکتکنندگان در پژوهش 350 نفر از کارکنان شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری بودند که به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامههای نقض قرارداد روانشناختی، حمایت سازمانی ادراکشده، فرهنگ یادگیری سازمانی، عدالت سازمانی، تعهد سازمانی، اعتماد به مدیریت ارشد و قصد ترک شغل استفاده شد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و نرمافزارهای SPSS ویراست 22 و AMOS ویراست 22 انجام گرفت. نتایج نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با دادهها برخوردار است. یافتههای مربوط به مسیرهای مستقیم الگوی پیشنهادی حاکی از معنیداری این مسیرها بود. همچنین، نتایج مربوط به روابط غیرمستقیم نقش واسطهای تعهد سازمانی را در رابطه بین نقض قرارداد روانشناختی، حمایت سازمانی ادراکشده و فرهنگ یادگیری سازمانی با قصد ترک شغل و نیز اعتماد به مدیریت ارشد در رابطه بین عدالت سازمانی با قصد ترک شغل مورد تأیید قرار دادند.