فرهنگ اسلامی، ازجمله مسائل اساسی انسان است که انتظار می رود جامعیت قرآن کریم و روایات صحیحه، پاسخ مناسبی به آن داشته باشد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی جنبه های تأثیرات فرهنگ اسلامی در روابط اجتماعی ساکنین محلة سرتپوله و بررسی تأثیر عناصر کالبدی با عملکردهای مختلف بهویژه ابنیه مذهبی در نوع معاشرت ساکنین میباشد. نظر به کاسته شدن از اهمیت اجتماعی محلات درگذر زمان، هدف پژوهش دستیابی به الگویی جهت ارتقای کیفیات اجتماعی محلات با عناصر انسجامبخش میباشد. لذا از روش تحلیل مضمون مبنای مبانی نظری در حوزة انسجام اجتماعی منطبق بر قرآن کریم، سنت پیامبر (ص) و نهج البلاغه، سه مؤلفة حسنمعاشرت عام یا انسجام اجتماعی شامل فضیلت، کرامت و مشارکت به دست آمد. ضمن تهیة پرسشنامه منطبق بر مصادیقِ مؤلفه های فوق، منطبق بر فرمول کوکران تعداد 100 نفر از ساکنین و کسبة محله بهعنوان نمونه انتخاب و نتایج حاصله نشان داد که مؤلفههای کرامت دارای امتیاز 3.44، فضیلت 3.36 و مشارکت 0.66 میباشند. بر اساس استاندارد تحلیل پرسشنامة طیف پنجگانةلیکرت، مؤلفه های فضیلت و کرامت در بازة 2 الی 3.5 یعنی بیاثر و مؤلفة مشارکت در محدودة مخالف بوده و نشانگر این است که ازنظر روابط اجتماعی و حسن مشارکت روابط ضعیف مابین همسایگان برقراراست. نهایتاً انسجام اجتماعی در وضعیت نسبتاً مناسبی بوده و پیشنهادهایی ارائه میگردد.
سینما بستری بدیع برای بازخوانی رابطه کالبد و روانِ شهر معاصر است. ارتباط مستمر شهر و سینما بر اهمیت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری توأمان بر شهرسازی و معماری افزوده است. با فرض کم توجهی به فضاهای شهریِ موفق، انسان مدار و مکان مند در سینمای ایران و از طرفی اهمیت نقش کارگردان در بهره گیری از معیارهای صحیح بازنمایی فضاهای شهری انسان مدار، این پژوهش اهداف 1_ بررسی ابعاد مختلف آثار منتخب سینمای داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی سال 1357، 2_استخراج معیارهای خلق فضای شهری در آثار سینمای داستانی و 3_ پیشنهاد بازنمایی تصویر فضای انسان مدارتر شهری در سینمای ایران را دنبال می کند. چارچوب نظری پژوهش براساس روش اسنادی گردآوری شده و معیارهای نهایی مورد استفاده در تحلیل فیلم به ترتیب پنج مورد شامل دیدگاه فیلم ساز، کیفیت های پرداخت شده فضای شهری در فیلم، تنوع در استفاده از فضاهای شهر، نحوه پرداخت مکان، انواع فضاهای شهری و نوع پرسوناژ است. در انتخاب فیلم ها از روش دلفی، مصاحبه با اصحاب سینما و اساتید دانشگاه کمک گرفته شد و بر این اساس 53 فیلم داخلی منتخب در سینمای داستانی پس از انقلاب اسلامی، گزینش شد. در تحلیل فیلم ها از دو روش تحلیل محتوا براساس موضوع و فاعل بازنمایی و روش تحلیل محتوای ساخت گرایانه براساس نشانه شناسی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سینمای ایران به فضای شهری اجازه حضور نداده است. بنابراین لازم است، حرکت از سینما به شهر آغاز شود تا هم سینما با مردم ارتباط بیشتری برقرار کند و هم به شهر و فضاهای شهری در درک بهتر توسط شهروندان کمک شود. بر این اساس پیشنهاداتی برای خلق سکانس های انسانی تر و بازنمایی بهتر از شهر در سینمای ایران ارائه می گردد.
امروزه بخشهای مهمی از شهرها با نیّات سرمایهداری، جهت طرحهای بزرگمقیاس مورد استفاده قرار میگیرد. در خلال این طرحها، بسیاری از مردم متضرر میشوند. پیامدهای تملک اراضی در بسیاری از طرحهای توسعه، سبب نارضایتیهای گستردهای بین ساکنین مناطق در طرح شدهاست. همین عامل موجبات تضعیف حق ساکنین و ضررهای مادی و هویتی بسیاری گردیده و مشکلات عدیدهای را رقمزده است. لذا ضروری مینماید این مقوله از منظر دین مبین اسلام مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش ضمن مطالعة منابع علمی و نصوص دینی، ذیل مفهوم شهر ایرانی-اسلامی، 3 بُعد فقهی، حقوق شهروندی و اخلاقی، مورد بررسی قرار میگیرد. سؤال اصلی پژوهش این است که "جایگاه اصول فقهی، اخلاقی و قواعد آن با تأکید بر مفهوم تملک در پروژههای توسعة شهری کدام است؟". نتایج پژوهش نشان داد قواعد تسلیط، لاضرار و مصلحت یکی از مهمترین اصول فقهی است که رعایت آنها باید در شهرسازی اسلامی ایران در جهت تحکم بنیان خانواده، ثبات مالکیت، احترام به شهروندان موردتوجه قرار گیرد. در همین راستا مفاهیم شهرسازیاسلامی باید بهعنوان یک ضرورت در قوانین مرتبط با شهر گنجانده شود. عدم روزآمدی تعدادی از قوانین کشور و تفسیر نادرست از مصلحت جمعی در طرحهای بزرگمقیاس که بیشتر با نیات اقتصادی و شهوات سیاسی اجرا میگردد، ازجمله دلایل وجود مشکلات در حوزة تملک اراضی است.
امروزه آب کنارها به عنوان یکی از فضاهای مهم در بهبود کیفیات فضایی شهرها، مورد توجه واقع شده است. توجه به کیف یتهای پایداری محیط در طراحی شهری آب کنارها، سبب می گردد تا رویکردی نسبتا جامع به تمامی ابعاد این حوزه به دست آید. پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی ادبیات موضوع پیرامون مکان سازی پایدار، کیفیات پایداری محیطی را استخراج نموده و به سنجش و ارزیابی آنها در رودخانه قره سو بپردازد. هدف اصلی پژوهش دستیابی به راهبردهای مکان سازی پایدار در جهت ارتقای کیفیات رودخانه های واقع در محدوده های شهری است. به دلیل وضعیت نامناسب موجود محدوده اطراف رودخانه قره سو، وجود پتانسیل های بالقوه و فقدان برنامه منسجمی در راستای پایداری مجدد آن، انجام پژوهش ضروری می نمود. داده های پژوهش از نوع کیفی- کمی بوده، تحلیل کیفیات محیطی به دست آمده در رودخانه قره سو، با استفاده از ماتریس سوآت انجام شده است. جهت پایایی و اعتبار پژوهش و تعیین اولویت بندی معیارهای سوآت، پرسشنامه ای براساس فرمول کوکران با حجم نمونه 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده و با لحاظ نمودن امکان پاسخ گویی مردم، زمان و سن مشخص، در راستای اهداف پژوهش، توزیع شد و تجزیه وتحلیل داده ها از ترکیب سوآت و فرآیند تحلیل سلسه مراتبی، با کمک نرم افزار اکسپرت چویس محاسبه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در میان عوامل سوآت، نقاط ضعف بالاترین وزن را در مکان سازی پایدار رودخانه قره سو دارا بوده است و در دسته بندی عوامل در قالب مؤلفه های کیفیت پایداری محیطی، مؤلفه عملکردی، اولویت اول را داراست و بر این اساس راهبردهای مکان سازی پایدار رودخانه ارائه می گردد.
همزمان با بلوغ پارادایم اجتماعی در سه دهة اخیر و رواج رویکرد مکانسازی، دیدگاههای جدیدی در طراحیشهری به تأسی از آن شکل گرفتهاند، با این حال به نظر میرسد از اعتبار بالایی جهت استفاده در این حرفه، برخوردار نیستند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش بررسی جایگاه این دیدگاهها، براساس معیارهای مرز مفهومسازی مییاشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعهای میباشد و از لحاظ روش تحقیق توصیفی_تحلیلی است. ماهیت دادهها، از نوع کیفی بوده و چارچوب نظری با استفاده از روش کتابخانهای بررسی گردیدهاست. بر این اساس، هفت دیدگاه جدید طراحی شهری براساس معیارهای مرز مفهومسازی، به روش فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP)، با مشورت 8 نفر از اعضای محترم هیئت علمی مورد ارزیابی قرار گرفتند و مشخص گردید که کدامیک، در حوزه طراحی-شهری خودآگاه و ناخودآگاه و کدام غیرطراحیشهری میباشند. ضرورت انجام پژوهش در این است که به محققان و پژوهشگران در این حوزه، در مورد اعتبار و جایگاه دیدگاههای مذکور، آگاهی میدهد که طرح هر دیدگاه جدیدی به منزلة کاربردی بودن آن نبوده و ممکن است قابلیت ارجاع را نداشتهباشد. پر واضح است که انتخاب و استفاده نادرست دیدگاههایی که با وجود جدیدبودن، در قلمروی طراحیشهری جای نداشته، و مضامینی نو را عرضه نمی دارد، میتواند مانع از تحقق اصل طراحیشهری پایدار، گردد.