زمینهمطالعاتی:آلژینیک اسید و آلژینات ها مصارف مهمی در صنایع غذایی، پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی و نساجی دارند. هدف: هدف از این پژوهش بهینه سازی شرایط استخراج آلژینات سدیم از دیواره سلولی جلبک قهوه ای ایرانی (Nizimuddinia zanardini)می باشد.روشکار:از آنجائیکه جلبک های قهوه ای دریای جنوب ایران (منطقه چابهار) دارای این پلیمر طبیعی اند، استخراج آلژینات سدیم در سه مرحله و با استفاده از محلول های اسیدی و قلیایی و به دنبال آن رسوب آلژینات سدیم توسط اتانول با استفاده از روش سطح پاسخRSM) ) بهینه سازی شد. برای بهینه سازی شرایط، در مرحله اسیدی تأثیر فاکتور های درجه حرارت استخراج با اسید کلریدریک 2/0 مولار در دامنة °C 25-60 و زمان استخراج در محدوده 5/0 تا 5/3 ساعت بر متغیر های وابسته شامل درصد بازده استخراج، میزان پلی فنل ها و مقدار پروتئین های آلژینات استخراج شده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و پس از بهینه سازی این فاکتور ها در مرحله قلیایی، درجه حرارت استخراج با کربنات سدیم در بازه ی °C60 - 90، زمان استخراج در محدوده 2-4 ساعت و غلظت محلول در محدوده % 2 – 4 (وزنی/حجمی) به عنوان فاکتور های مؤثر بر درصد بازده استخراج، مقدار پلی فنل ها و ویسکوزیته ظاهری آلژینات استخراج شده، مورد مطالعه قرار گرفت و فاکتور ها بهینه سازی شدند. نتایج: در مرحله اسیدی هر دو فاکتور درجه حرارت و زمان بر درصد بازده استخراج و کیفیت صمغ استخراجی (خلوص) تأثیر معنی دار دارند ودر مرحله قلیایی تمامی فاکتور ها بر بازده، کیفیت و ویسکوزیته ظاهری پلیمر استخراجی تأثیر معنی دار دارند. شرایط بهینه استخراج آلژینات سدیم از جلبک قهوه ای (Nizimuddinia zanardini)به صورت زیر معرفی گردید. در مرحله اسیدی درجه حرارت: °C60، زمان: 3 ساعت و در مرحله قلیایی غلظت: % 3 (وزنی/حجمی)، درجه حرارت: °C60 و زمان: 3 ساعت.
گیاهان منابع ارزشمندی از ترکیبات آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی مختلف هستند. ترکیب و ساختار گروههای عاملی اسانسها و عصارهها نقش مهمی در فعالیت آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی آنها ایفا میکنند. گیاه جغجغه یا کهورک (Prosopis farcta) از خانواده Leguminosea و زیرخانواده Mimosoideae است و بومی نواحی خشک و نیمهخشک آسیا، آفریقا و آمریکاست. در این پژوهش با استفاده از روش سوکسوله و حلال اتانول 70 درصد، عصاره ریشه گیاه کهورک تهیه و درصد بازده عصاره 1/85 درصد بهدست آمد. فنل کل و ترکیبات فلاونوئیدی بهترتیب برابر با 0/17 ± 14/ 178 میلیگرم همارز اسید گالیک در گرم و 77/ 0± 94/33 میلیگرم همارز کوئرستین در گرم محاسبه شد. ترکیبات فنلی 98/11 درصد از کل ترکیبات شیمیایی عصاره را تشکیل داده بودند. مقدار 50IC برای عصاره اتانولی ریشه گیاه کهورک برابر 2/45 میکروگرم بر میلیلیتر و آنتیاکسیدان سنتزی BHT (نمونه کنترل)11/98 میکروگرم بر میلیلیتر بهدست آمد. در سیستم بتاکاروتن-لینولئیک اسید، میانگین درصد فعالیت آنتیاکسیدانی 39/25 را برای عصاره ریشه کهورک و 13/57 درصد برای BHT تعیین شد. در بین غلظتهای 250، 500 و ppm 1000، غلظت ppm 1000 عصاره بهترین اثر آنتیاکسیدانی را در روغن سویا طی 12 روز نگهداری در دمای 50 درجه سلسیوس داشت. استافیلوکوکوس اورئوس با MIC برابر 200 میکروگرم بر میلیلیتر و MBC برابر 350 میکروگرم بر میلیلیتر، نسبت به دو باکتری گرم منفی سالمونلا تیفیموریوم و اشریشیا کولای در برابر عصاره حساسیت بیشتری نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که عصاره اتانولی-آبی ریشه کهورک از فعالیت ضدمیکروبی و آنتیاکسیدانی مناسبی برخوردار است.
زمینه مطالعاتی: درزندگی مدرن امروزی امکان دسترسی به سبزیجات تازه کمتر است و بکارگیری تکنیکهای فرآوری و ذخیرهسازی مناسب سبزیجات امری ضروری است. هدف: در این پژوهش، هدف اندازهگیری میزان ویتامین ث، ترکیبات فنولیک، محتوای آنتیاکسیدان و عناصر معدنی می-باشد. روش کار: اثر فرایندهای آنزیم بری (آبجوش وبخاردهی) و انجماد به دو روش خانگی (°C 18-) و نیمه صنعتی (°C 40) بر ارزش تغذیهای کرفس (Appium graviolens var. dulce) بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد پس از شش ماه، خاصیت آنتیاکسیدانی، ویتامین ث و ترکیبات فنولیکی کاهش یافت و آنزیمبری با آب جوش سبب کاهش معنیدار میزان ویتامین ث و ظرفیت آنتیاکسیدانی نسبت به روش آنزیمبری با بخار در کرفس گردید. با گذشت زمان دو ماه میزان کاهش ترکیبات فنولیکی و ظرفیت آنتیاکسیدانی به میزان بیشتری نسبت به چهار و شش ماه کاهش یافت اما با گذشت زمان میزان کاهش روند کندتری یافت. گذر زمان سبب کاهش همه عناصر در کرفس گردید. نتیجهگیری نهایی: به طور کلی از بین صفات کیفی کرفس کاهش ویتامین ث تحت تاثیر تیمارهای مختلف بیش از سایر صفات بود. در اکثر صفات کیفی نوع فریزر اثر معنیداری نداشت ولی اثر زمان نگهداری معنیدار بود بطوریکه مقادیر با سرعت بیشتری در دو ماه اول انبارداری کاهش یافت.
بزرک گیاهی با ارزش غذایی بالا است که در ایران تنها بهمنظور روغنکشی کشت میشود وکنجاله آن پس از روغنکشی بهعنوان غذای دام استفاده میشود در حالی که این کنجاله دارای مقادیر قابل توجهی پروتئین، فیبر، آنتیاکسیدان و صمغ میباشد. هدف از این پژوهش تولید کیک با ارزش تغذیهای بالا است به این منظور آرد کنجاله بزرک را که از کارخانجات روغنکشی تهیه شده و دارای حدود 13 درصد چربی است و کنجالهای با حدود 14/2 درصد روغن، در سه مقدار 10درصد، 15درصد، 20درصد جایگزین آرد در کیک اسفنجی کرده و تاثیر آن بر شاخص حجم، ویژگیهای کیفی (ویژگیهای بافتی، رنگ و تخلخل) کیک بررسی شد.نتایج نشان داد کیکهای بهدست آمده از هر دو نوع آرد تا 15درصد جایگزینی نرمتر و مطلوبتر هستند در حالی که این جایگزینی تاثیر نامطلوبی بر رنگ و تخلخل کیک ندارد .
سابقه و هدف: کوآنزیم Q10 آنتیاکسیدانی آبگریز و طبیعی، با نقشی اساسی در متابولیسم انرژی میتوکندری است. تاثیر مثبت Q10 در درمان بسیاری از بیماریها به دلیل خاصیت آنتیاکسیدانی و انرژیزایی این ترکیب است. کاهش قدرت سنتز درون سلولی با افزایش سن، ناکافی بودن Q10 موجود در مواد غذایی و تاثیرات سلامتیبخش متعدد، موجب تلاش برای غنیسازی محصولات غذایی با این کوآنزیم شده است. هدف از انجام این تحقیق بررسی امکان ریزپوشانی کوآنزیم Q10 با استفاده از روش تودهای شدن مرکب و تعیین نسبت بهینه اجزاء اصلی (بتالاکتوگلوبولین، صمغ عربی، روغن حاوی Q10، آب) برای رسیدن به بالاترین میزان راندمان و بارگذاری ریزپوشانی است. با توجه به حساسیت Q10 به حرارت، در این تحقیق بتالاکتوگلوبولین جایگزین ژلاتین در روش تودهای شدن مرکب گردید و همراه با صمغ عربی برای ریزپوشانی روغن حاوی Q10 مورد استفاده قرار گرفت. مواد و روشها: در ابتدا پودر Q10و روغن زیتون در ظرف کدر ریخته شد و نمونه به مدت 24 ساعت در گرمخانه شیکردار قرار داده شد؛ سپس محلولهای 4-1 درصد (وزنی/وزنی) بتالاکتوگلوبولین و صمغ عربی با حل کردن مقدار مشخصی از هرکدام در آب مقطر تهیه گردید. در ادامه امولسیونی از روغن حاوی Q10 و محلول بتالاکتوگلوبولین تهیه و با افزودن محلول صمغ عربی و تنظیم pH آن روی 4 میکروکپسولها شکل گرفتند. پس از جداسازی میکروکپسولها، از خشککن انجمادی جهت خشک کردن آنها استفاده شد و به بررسی شکل ظاهری میکروکپسولها توسط میکروسکوپ الکترونی روبرشی و میکروسکوپ نوری پرداخته شد. علاوه بر این، اندازه و توزیع اندازه ذرات میکروکپسولهای مرطوب نیز با دستگاه آنالیز اندازه ذرات بررسی شد. در مرحله بعد، راندمان ریزپوشانی در دو مرحله قبل و بعد از خشککردن، از طریق استخراج روغن با هگزان، حل کردن روغن استخراجی در 1و4-دی اکسان و تزریق به دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا اندازهگیری شد. در پایان تاثیر خشک کردن با آون و انجمادزدایی، بر راندمان ریزپوشانی 5 فرمول مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: راندمان نمونهها قبل از خشک کردن انجمادی به غیر از فرمول شماره 14 (حاوی 4 درصد (وزنی/وزنی) بتالاکتوگلوبولین، 4 درصد (وزنی/وزنی) صمغ عربی، 5 درصد (وزنی/وزنی) روغن) در محدوده 01/99-05/94 درصد بود. تغییرات راندمان و بارگذاری نمونهها پس از خشک کردن انجمادی به ترتیب در محدوده 45/92-91/39 درصد و 75/83-78/24 درصد قرار داشت و نمونه حاوی 5/2 درصد (وزنی/وزنی) بتالاکتوگلوبولین، 5/2 درصد (وزنی/وزنی) صمغ عربی و 5 درصد (وزنی/وزنی) روغن (فرمول شماره 12) از بالاترین راندمان ریزپوشانی (45/92 درصد)، توزیع اندازه یکنواخت و سطحی صاف و بدون منفذ برخوردار بود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج، فرمول شماره 12 (حاوی 5/2 درصد (وزنی/وزنی) بتالاکتوگلوبولین، 5/2 درصد (وزنی/وزنی) صمغ عربی و 5 درصد (وزنی/وزنی) روغن) میتواند به طور موفقیتآمیزی برای ریزپوشانی کوآنزیم Q10 به کار گرفته شود.
مقدمه: اخیرا روشهای استخراج به کمک آنزیم برای استخراج مواد زیست فعال گیاهی گزارش شده است. در این پژوهش هدف بررسی تاثیر آنزیم همیسلولاز بر راندمان عصاره استخراجی و استخراج گلیسیریزیکاسید از ریشه شیرینبیان توسط دو روش استخراج رفلاکس حرارتی و اولتراسوند میباشد. مواد و روشها: پس از آمادهسازی ریشه شیرینبیان مرحله پیشتیمار آنزیمی، توسط آنزیم همیسلولاز در غلظتهای مختلف (2/0، 1، 2، 3 درصد) به مدت 1 ساعت درون حمام آب در دمای 45 درجه سانتیگراد، صورت گرفت. عصاره به دو روش رفلاکس حرارتی و استخراج به کمک امواج اولتراسوند (20 دقیقه در دمای 35 درجه سانتیگراد با فرکانس 40 کیلوهرتز) استخراج و سپس سانتریفیوژ، تغلیظ و در آون خشک گردید. بازدهی استخراج عصاره محاسبه و میزان گلیسیریزیکاسید به روش HPLC اندازهگیری شد. یافتهها: با افزایش غلظت آنزیم همیسلولاز بازدهی استخراج عصاره به طور معنیداری افزایش یافت، به طوریکه استخراج عصاره از ریشه گیاه شیرینبیان پیشتیمار آنزیمی شده با آنزیم همیسلولاز در هر دو روش استخراج، در غلظت 3 درصد موجب دستیابی به بیشترین بازدهی استخراج شد (05/0p<). میان نمونههای شاهد و نمونههای پیشتیمار آنزیمی شده با آنزیم همی سلولاز در غلظت 3 درصد در روش استخراج به شیوه رفلاکس و استفاده از اولتراسونیک اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (05/0p<). بیشترین میزان گلیسیریزیک اسید استخراج شده از100 گرم ریشه شیرینبیان پیشتیمار شده با آنزیم همیسلولاز، توسط غلظت 2/0 درصد آنزیم به روش استخراج رفلاکس بهدستآمد که با نمونه شاهد اختلاف معنیدار داشت و با افزایش غلظت آنزیم (به 2 و 3 درصد) میزان گلیسیریزیکاسید استخراج شده از100 گرم ریشه شیرینبیان نسبت به نمونههای شاهد تا حدودی کاهش یافت. نتیجهگیری: پیشتیمار آنزیمی ریشه گیاه شیرینبیان توسط آنزیم همیسلولاز در روشهای استخراج رفلاکس حرارتی و استخراج به کمک اولتراسونیک، برای افزایش راندمان استخراج عصاره و گلیسیریزیکاسید از ریشه گیاه شیرینبیان روشی موثر میباشد و آنزیمها با توانایی تخریب دیواره سلولی بافت گیاهی، موجب تسهیل آزادسازی مواد داخل سلولی میگردند.
مقدمه: نشاسته یکی از فراوانترین ترکیبات پلیمری است که به عنوان یکی از اجزاء غذایی نقش مهمی را در بافت بسیاری از انواع غذاها دارد. نشاسته به عنوان غلیظ کننده و پایدارکننده در صنایع غذایی کاربرد دارد اما به دلیل برخی خواص محدود کننده از جمله مقاومت برشی پایین، تجزیه حرارتی، تمایل زیاد به بیاتی و سینرسیس بالا استفاده از آن در صنعت محدود گردیده است که میتوان با اصلاح و تغییر خواص فیزیکی و شیمیایی نشاسته طبیعی آن را کاربردیتر نمود. مواد و روش ها: در این پژوهش، اثر استیله کردن با استیک انهیدرید بر روی نشاسته استخراج شده از جو واریته بهمن کشت شده در منطقه لردگان استان چهارمحال و بختیاری مورد بررسی قرار گرفته است. ویژگیهای فیزیکی از جمله سینرسیس، قدرت تورم، خصوصیات حرارتی، ویسکوزیته و خصوصیات مورفولوژیکی تعیین گردید. یافته دقیقه، اختلاف معناداری در 10 ها: نتایج حاصل بیانگر آن است که بین قدرت تورم نشاسته شاهد با نشاسته استیله شده در زمان ساعت معنادار میباشد همچنین میزان سینرسیس 5 درصد وجود ندارد در حالی که این اختلاف با نشاسته استیله شده در زمان 0/05سطح است. استیله کردن همچنین باعث کاهش دمای ژلاتینه 0/05 بین نشاسته شاهد و نشاستههای استیله شده دارای اختلاف معنادار در سطح شدن در نشاستههای مشتق شده نسبت به نشاسته شاهد میگردد ضمن آن که این تعدیل پیک ویسکوزیته را نیز افزایش میدهد. این تعدیل همچنین باعث ایجاد تغییراتی در مورفولوژی گرانولها نیز گردید. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله، تولید نشاسته اصلاح شده جو، قادر است بعضی از خواص عملکردی نشاسته را بهبود بخشد. چنین نشاستهای میتواند جایگزین برخی ترکیبات شیمیایی و صمغ های گران قیمت با عملکرد مشابه گردد.
ملانوئیدینهای سنتز شده در سیستم مدل گلوکز و گلایسین (به عنوان یک مدل از ترکیبات رنگی موجود در شربت غلیظ چغندر قند) با استفاده از پودر کربن فعال رنگبری شده و به منظور دستیابی به شرایط بهینه رنگبری، از روش آماری سطح پاسخ (RSM) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که شرایط بهینه رنگبری در حداکثر غلظت ملانوئیدینها (750 میلی گرم بر لیتر) عبارت بود از: 7 pH= و زمان تماس30 دقیقه. در این شرایط، کارآیی رنگبری در سیستمهای مدل ملانوئیدینها و شربت غلیظ چغندر قند با افزودن 1/0 گرم پودر کربن فعال، به ترتیب 07/73 و 93 درصد به دست آمد. خصوصیات سطحی ملانوئیدینها و پودر کربن فعال (قبل و پس از جذب سطحی) با استفاده از طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR) ارزیابی گردید. بررسی سینتیک رنگبری، نشان دهنده پیروی جذب ملانوئیدینها از مدل سینتیکی شبه مرتبه اول بود. نتایج ایزوترمهای جذب نشان داد که جذب ملانوئیدینها با مدل ایزوترم در حال تعادل لانگمویر مطابقت خوبی داشت. در ادامه، به منظور بررسی اثر فرآیند رنگبری بر توزیع وزن مولکولی ملانوئیدینها از روش کروماتوگرافی ژل تراوایی (GPC) استفاده گردید که نشان دهنده توزیع وزن مولکولی این ترکیبات از 7/0 تا 4000 کیلو دالتون بود. در طی رنگبری سیستمهای مدل ملانوئیدینها، ترکیباتی با وزن مولکولی 4000 کیلو دالتون، کاملا برطرف شده در حالی که ترکیباتی با وزن مولکولی بیشتر از 230، 7 و 7/0 کیلو دالتون، تمایل کمتری به جذب بر روی کربن فعال نشان دادند. نتایج این بررسی نشان دهنده قابلیت مناسب پودر کربن فعال جهت حذف ناخالصیهای رنگی با وزن مولکولی بالا در شربت غلیظ چغندر قند بود.
استفاده از نانوپرکنندهها راهکاری مناسب به منظور بهبود خواص فیلمهای بستهبندی از جنس بیوپلیمرها است. در این پژوهش، فیلم نانوکامپوزیت زئین- مونت موریلونیت به روش قالبگیری محلول تهیه و خواص ساختاری مکانیکی، ممانعتی و حرارتی آن بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که مطابق الگوهای پراش پرتو ایکس، ساختار کامپوزیتهای حاصل به صورت ورقه ورقه است. مقدار مونت موریلونیت تأثیر معناداری بر خواص مکانیکی، ممانعتی و حرارتی فیلم زئین دارد. بیشترین مقدار مقاومت کششی (62/22 مگاپاسکال) و ازدیاد طول (65/9 درصد) به ترتیب مربوط به نانوکامپوزیتهای زئین حاوی 10 و صفر درصد مونت موریلونیت است. با افزایش میزان مونت موریلونیت ازصفر تا 5 درصد، جذب رطوبت به میزان 28 درصد کاهشمییابد؛ در حالی که نفوذپذیری نسبت به بخار آب در مورد فیلمهای حاوی 10 درصد مونت موریلونیت به طور معناداری افزایش مییابد. همچنین، با افزایش میزان مونت موریلونیت از صفر به 10 درصد، دمای تخریب حرارتی فیلم زئین در نقطة مربوط به افت وزن 50 درصد از 353 به 373 درجه سلسیوس میرسد. نتایج حاصل حاکی از بهبود خصوصیات مکانیکی، ممانعتی و حرارتی فیلم زئین در حضور درصدهای مختلف مونت موریلونیت است؛ البته پراکندگی یکنواخت مونت موریلونیت در شبکة فیلم زئینی عامل بسیار مهمی در بهبود خصوصیات فیلمهای حاصل به شمار میرود.
مقدمه: امروزه، تمایل مصرفکنندگان به مصرف غذاهایی با ارزش تغذیهای بالا و عاری از مواد شیمیایی افزودنی افزایش پیدا کرده است. در همین زمینه تلاشهای متعددی برای یافتن آنتی اکسیدانهای طبیعی از منابع گیاهی صورت گرفته است. اسانس مرزه، مایعی بی رنگ یا متمایل به زرد است. این اسانس حاوی ترکیبات فنلی نظیر کارواکرول، سیمول و تیمول است و خواص ضد میکروبی و آنتی اکسیدانی بالایی دارد. هدف از این پژوهش، بررسی میزان ترکیبات فنولیک موجود در اسانس مرزه زراعی به عنوان منبع ترکیبات آنتی اکسیدانی طبیعی و هم چنین تعیین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی ترکیبات استخراج شده در روغن کلزا و ماهی کیلکا بود. مواد و روشها: ابتدا گیاه مرزه زراعی جمعآوری و سپس در سایه خشک شد. اسانس گیاه با استفاده از روش کلونجر استخراج و توسط دستگاهGC/ MS تجزیه و شناسایی شد. سپس میزان کل ترکیبات فنولیکی موجود در آن با استفاده از روش فولین سیوکالتو سنجیده شد. اثرات آنتیاکسیدانی غلظت های 05/0%، 1/0%، 2/0% و 3/0% اسانس مرزه زراعی در مقایسه با نمونه شاهد و آنتیاکسیدان مصنوعی بوتیلهیدروکسیآنیزول (02/0%) و با ارزیابی شاخصهای پراکسید، تیوباربیتوریک اسید و آزمون رنسیمت در روغن کلزا و ماهی کیلکا مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: کارواکرول، گاما ترپینن، آلفا ترپینن و پاراسیمن به عنوان ترکیبات اصلی تشکیل دهنده اسانس مرزه زراعی شناسایی شدند. میزان کل ترکیبات فنولیک موجود در اسانس مرزه زراعی 279/0±739/0 میلیگرم گالیک اسید/میلیلیتر تعیین شد. اسانس مرزه زراعی در سطح غلظت 3/0% بهترین اثر آنتی اکسیدانی را در جلوگیری از افزایش شاخص پراکسید و تیوباربیتوریک اسید نشان داد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که اسانس مرزه زراعی یک آنتی اکسیدان طبیعی مناسب و جایگزین خوبی برای آنتی اکسیدان مصنوعی بوتیل هیدروکسی آنیزول جهت پایدارسازی و حفظ کیفیت روغن ماهی و روغن کلزا می باشد.
صمغ فارسی، صمغی طبیعی و از درخت بادام کوهی (Amygdalus scoparia Spach) ترشح میشود. در این مطالعه، ویژگیهای امولسیون کنندگی صمغ فارسی طی حرارت دادن خشک و ایجاد اتصال کووالانسی با بتالاکتوگلوبولین بهبود یافت. کمپلکسهای تولیدی در چندین نسبت بتالاکتوگلوبولین/صمغ فارسی (1:1، 2:1 و 1:2) تولید شدند. در ابتدا، اتصال کووالانسی بین بتالاکتوگلوبولین و صمغ فارسی به کمک SDS-PAGE تأیید شد. همچنین، ویژگیهای امولسیون کنندگی کمپلکس کووالانسی بتالاکتوگلوبولین:صمغ فارسی (1:1) با گذشت زمان واکنش مایلارد بررسی گردید. نتایج نشان داد که زمان حرارت دادن خشک اثر معنی داری (05/0>P) روی اندیس فعالیت امولسیونی نداشت، اما اندیس پایداری امولسیون به طور معنی داری (05/0>P) با گذشت زمان تا دو هفته افزایش یافت و اندیس پایداری امولسیون کمپلکس دو هفته گرمخانه گذاری شده نسبت به بقیه (شاهد، صفرساعت، 48 ساعت، 192 ساعت) به طور معنی داری (05/0>P) بالاتر بود. اندیس خامهای شدن کمپلکس بتالاکتوگلوبولین: صمغ فارسی (1:1) با پیشرفت واکنش مایلارد کاهش یافت و همبستگی خوبی بین پیشرفت واکنش و اندیس خامهای شدن حاصل شد. در انتها، امولسیونهای تولیدی به کمک ارزیابی توزیع اندازه ذراتشان طی نگهداری تسریع شده و انجماد زدایی با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمپلکس کووالانسی بتالاکتوگلوبولین:صمغ فارسی (1:1) پایداری امولسیون بهتری در مقایسه با دیگر نسبتهای پروتئین/پلیساکارید (1:2 و 2:1)، صمغ فارسی تنها و صمغ عربی از خود نشان داد. بررسی ریز ساختار امولسیونهای تولیدی نیز گواهی بر بهبود ویژگی امولسیون کنندگی صمغ فارسی بود.
تقاضا برای پلیمرهای تجزیه پذیر و زیست سازگار به ویژه در بخش بسته بندی به سرعت رو به افزایش است که شدیدا به وسیله سیاست های مدیریت زیست محیطی مورد تشویق است. در این تحقیق، هدف ساخت فیلم میکروکامپوزیت زئین - مونت موریلونیت و بررسی خصوصیات ساختاری، مکانیکی، حرارتی و ممانعتی آن بود. در مرحله اول فیلم زئین حاوی 0، 1، 3، 5 و 10 درصد مونت موریلونیت به روش قالب گیری محلول تهیه شد. سپس خصوصیات ساختاری (تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی و طیف پراش پرتو ایکس)، مکانیکی (مقاومت کششی، درصد کشیدگی در نقطه شکست و مدول)، حرارتی و ممانعتی ( نفوذ پذیری نسبت به رطوبت) فیلم های تهیه شده در مرحله اول مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها بر اساس طرح بلوک های کامل تصادفی انجام شد. ساختار فیلم زئین- مونت موریلونیت توصیف شده با میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی و الگوهای پراش پرتو ایکس به صورت میکروکامپوزیت گزارش شد. خصوصیات مکانیکی و نفوذپذیری به رطوبت فیلم ها ارتباط خطی با درصد مونت موریلونیت نداشت. بیشترین میزان مقاومت کششی و درصد ازدیاد طول به ترتیب مربوط به میکروکامپوزیت حاوی 3 و 10% مونت موریلونیت و کمترین میزان نفوذ پذیری نسبت به رطوبت مربوط به فیلم 5% بود. پایداری حرارتی فیلم های حاوی مونت موریلونیت افزایش ناچیزی نشان داد. نتایج نشان داد که افزودن میزان ناچیزی از مونت موریلونیت خواص مکانیکی و ممانعتی فیلم زئین را بهبود می دهد. حضور ذرات مونت موریلونیت به دلیل مدول الاستیسیته بالا و ایجاد مسیر پیچیده در شبکه پروتئینی به ترتیب باعث بهبود خواص مکانیکی و ممانعتی می شود.
روغن نباتی در کشور ما یک محصول استراتژیک محسوب می شود. میزان واردات این محصول حایز اهمیت بوده و به همین دلیل تلاش برای تولید روغن خام در داخل کشور، در حد رقابت با نوع وارداتی آن از نظر هزینه تولید و نیز کیفیت، قابل توجه می باشد. این پژوهش تاثیر پارامترهای مرحله آماده سازی دانه روغنی بر کیفیت روغن خام استخراج شده با حلال را در مقیاس صنعتی با بیان جزییات عملکرد و شرایط کاری دستگاه ها بیان می کند. شاخصهای کیفیت مورد بررسی در این مطالعه میزان فسفر، اسیدهای چرب آزاد، پراکسید در نظر گرفته شده است. دانه روغنی مورد استفاده وارداتی و از کشور برزیل بود. دانه ها پس از مرحله تمیز شدن، دانه شکنی و پخت با استفاده از دستگاههای فلیکر، اکسپندر و پرس آماده سازی شدند. فلیک ها4، کلت ها5 و پرس کیک ها6 در نهایت برای روغن کشی با حلال به اکستراکتور انتقال یافتند. روغن حاصل از این سه روش مورد آزمونهای کیفی قرار گرفت. با مقایسه نتایج آزمونهای انجام شده بر روی نمونههای روغن استحصالی که به سه روش فوق آماده سازی شده بود، روغن حاصل از آماده سازی به روش SP، فسفاتید و در نتیجه میزان افت تصفیه کمتری نشان داد. در مقایسه کیفیت روغن خام، روش ESE بهترین کیفیت را از نظر عدد پراکسید و روش SE بهترین کیفیت را از نظر میزان اسیدهای چرب آزاد نشان داد. تفاوت معنادار نتایج آزمایشات، اهمیت کنترل پارامترهای مرحله آماده سازی دانه در خطوط تولید کارخانجات روغن کشی را نشان می دهد. نتایج این تحقیق می تواند در صنعت روغن کشی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
افزایش تقاضا برای خرید و استفاده محصولات با کیفیت بالا همراه با خواص سلامتی بخش باعث شده که در جهت افزایش و حفظ کیفیت محصولات مختلف تلاش های زیادی صورت گیرد. کیک اسفنجی یکی از فرآورده های غلات بوده که بیاتی و فقدان فیبرهای رژیمی در آرد کیک از مشکلات عمده موجود در این محصول می باشد. در این مطالعه جهت بهبود خواص سلامتی، به بررسی امکان غنی سازی کیک با بتاگلوکان یولاف و میزان تاثیر آن بر خواص فیزیکی کیک اسفنجی پرداخته شد. نمونه های کیک حاوی غلظت های مختلف بتاگلوکان به همراه نمونه شاهد تولید شد و شاخص حجم نمونه ها، سختی و میزان تخلخل بافت، رنگ سطح کیک و خواص حسی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نمونه های حاوی بتاگلوکان، دارای حجم و تخلخل بیشتر، بافت نرمتر (تا 2درصد) در طول انبارداری و رنگ تیره تری نسبت به نمونه شاهد بودند و افزودن بتاگلوکان تا سطح 2 درصد تغییر نامطلوبی در خواص حسی نمونه های کیک ایجاد نکرد