پرداخت برای خدمات اکوسیستم (PES) جنگل از ابزارهای اقتصادی مدیریت و حفاظت از جنگل جهت بهبود کارکردها و خدمات اکوسیستمی آن بهشمار میرود. هدف از این مطالعه بررسی ترجیحات ساکنین خسارتدیده سیلهای اخیر استان مازندران در قالب طرح پرداخت برای خدمات اکوسیستم (PES) و شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش طرحPES جهت کاهش خسارات ناشی از سیل توسط حفاظت اکوسیستم جنگلی هیرکانی است. بهمنظور نیل به این هدف، از روش آزمون انتخاب و مدل اقتصادسنجی لاجیت چندجملهای استفاده گردید. ویژگیهای مورد بررسی در این روش شامل مدیریت جنگل، عملیات آبخیزداری، مدیریت کاربری اراضی (جلوگیری از تغییر کاربری اراضی جنگلی)، روش پرداخت، طولمدت قرارداد و مقدار پرداخت (قیمت) بوده است. نمونه آماری این پژوهش شامل ساکنین خسارتدیده سیلهای اخیر (سالهای 1397 تا اواخر 1399) در سه بخش مرکز، شرق و غرب استان مازندران است. دادههای پژوهش بهصورت پیمایش میدانی، نمونهگیری تصادفی و با تکمیل 110 پرسشنامه آزمون انتخاب در تابستان 1399 جمعآوری شد. متغیرهای اجتماعی- اقتصادی در این تحقیق شامل هفت متغیر سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، میزان آگاهی از PES، مخارج و درآمد خسارتدیدگان است. بر اساس نتایج این پژوهش، بیشترین میزان تمایل به پرداخت هر خانوار خسارتدیده برای حفظ اکوسیستم جنگلی هیرکانی جهت کاهش سیلاب برای ویژگیهای روش پرداخت و طولمدت قرارداد بهترتیب برابر با 150150 و 68190 ریال در ماه بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد خسارتدیدگان، پرداخت نقدی طولانیمدت را جهت حفظ اکوسیستم جنگل برای کاهش سیلاب ترجیح میدهند. همچنین، نتایج بررسی اثر متغیرهای مختلف اجتماعی- اقتصادی بر تمایل به پرداخت خسارتدیدگان نشان داد که متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات، مخارج، درآمد و میزان آگاهی از PES اثر مثبت مستقیم بر تمایل به پرداخت افراد دارند. لذا، پیشنهاد میگردد در اجرای طرح PES در استانهای شمالی، متغیرهای مذکور در برنامههای حفاظت جنگل جهت مشارکت مردم در اینگونه پروژهها لحاظ گردد.
سابقه و هدف: در سالهای اخیر از مهمترین چالشها در مدیریت جنگلهای هیرکانی ادامه روند بهرهبرداری جنگلهای هیرکانی و ممنوعیت آن (تنفس جنگل) میباشد. لذا هدف این پژوهش شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید طرحهای بهره-برداری و ممنوعیت بهرهبرداری جنگل از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی و ارائه راهبردهای مدیریتی مناسب در این زمینه و اولویت-بندی آنها به عنوان ابزاری برای کاهش این چالشها میباشد.مواد و روشها: این پژوهش جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، ارائه و اولویتبندی راهبردهای مناسب جهت اجرای طرحهای بهرهبرداری جنگل و ممنوعیت آن از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی در جنگلهای تحت مدیریت حوزه اداره کل منابعطبیعی استان مازندران (ساری) با استفاده از روش پیمایش، مطالعات میدانی و تکمیل پرسشنامه انجام گردید. گروه متخصصین پژوهش متشکل از کارشناسان، اعضای هیأت علمی متخصص در زمینه جنگلداری و جوامع روستایی حاشیه جنگلهای تحت مدیریت بوده است. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیکهای Entropy و SWOT بهره گرفته شد. نتایج و بحث: نتایج پژوهش، 4 قوت، 6 ضعف، 8 فرصت و 2 تهدید را برای بهرهبرداری جنگل و 2 قوت، 9 ضعف، 4 فرصت و 8 تهدید را برای ممنوعیت بهرهبرداری جنگل شناسایی نمود. بر اساس نتایج ماتریس SWOT مهمترین قوت و فرصت بهرهبرداری جنگل منطقه شامل، کاهش قاچاق چوب و تامین نیازهای چوبی کشور و مهمترین ضعف و تهدید آن به ترتیب شامل هزینههای بهرهبرداری و نارضایتی دوستداران طبیعت بوده است. همچنین مهمترین قوت و فرصت ممنوعیت بهرهبرداری جنگل شامل افزایش ارزش اقتصادی خدمات محیطزیستی جنگلها و گرایش به سمت زراعت چوب و مهمترین ضعف و تهدید آن به ترتیب کاهش اشتغال و افزایش قاچاق چوب بوده است. مناسبترین راهبردهای برای بهرهبرداری و ممنوعیت بهرهبرداری جنگل به ترتیب راهبرد تهاجمی و راهبرد تدافعی تعیین شد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج دادههای مرتبط با بهرهبرداری و ممنوعیت بهرهبرداری جنگل (تنفس جنگل) جنگلهای منطقه مورد مطالعه و بر اساس تحلیل نتایج ماتریس QSPM، مناسبترین راهبرد مدیریتی برای بهرهبرداری و ممنوعیت بهرهبرداری جنگل منطقه از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی به ترتیب راهبرد تهاجمی و راهبرد تدافعی میباشد.
بهرهبرداری جنگل از مهمترین هدفهای سیستم مدیریت جنگل است که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی مختلفی دارد. هدف این پژوهش، شناسایی، وزندهی و اولویتبندی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی بهرهبرداری چوبی جنگل با استفاده از نظر خبرگان، کارشناسان متخصص در این حوزه و جوامع روستایی ساکن در حاشیۀ جنگلها بوده است. برای اجرای این پژوهش جنگلهای تحت مدیریت حوزۀ ادارۀ کل منابع طبیعی استان مازندران (ساری) انتخاب شد. بهمنظور شناسایی پیامدهای مؤثر و مهم اقتصادی و اجتماعی بهرهبرداری چوبی جنگل از پرسشنامۀ محققساخته استفاده گردید. برای محاسبۀ وزن و اولویت پیامدها نیز بهترتیب از تکنیک انتروپی و تاپسیس استفاده شد. از تجزیهوتحلیل یافتههای این پژوهش، 12 پیامد مثبت و 8 پیامد منفی از جنبههای اقتصادی و اجتماعی برای بهرهبرداری چوبی جنگل استخراج شد که نتایج وزندهی آنها با استفاده از تکنیک انتروپی نشان داد پیامد مثبت ایجاد اشتغال با وزن 083560/0 و پیامد منفی هزینههای بهرهبرداری جنگل با وزن 125503/0، بیشترین وزن را در میان سایر پیامدهای بهرهبرداری چوبی جنگل به خود اختصاص دادند. همچنین، نتایج اولویتبندی پیامدهای مثبت و منفی بهرهبرداری چوبی جنگل با استفاده از تکنیک تاپسیس نشان داد که دیدگاه اقتصادی در هر دو پیامد بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد. از اینرو پیشنهاد میشود به پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی بهرهبرداری چوبی جنگل در برنامههای مدیریتی جنگل توجه بیشتری شود و تنها بر توقف بهرهبرداری جنگل تأکید نشود.
از چالشهای جدی در طرحهای انتقال آب بین حوضهای وجود پیامدهای محیط زیستی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ناشی از اجرای آن است. هدف از این تحقیق شناسایی و اولویت بندی پیامدهای طرح انتقال آب بین حوضهای رودخانه ارس به دریاچه اورمیه در دشت مغان با استفاده از نظر خبرگان و متخصصان مرتبط با حوزهی آب است. لذا در این راستا، از پرسشنامه محققساخته به منظور شناسایی پیامدهای مؤثر از سه دیدگاه محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی- سیاسی، از روشهای انتروپی و تاپسیس به منظور به منظور محاسبه وزن و اولویت بندی آنها استفاده شده است. تجزیه و تحلیل یافته های این پژوهش با استفاده از تکمیل 30 پرسشنامه دریافتی، 28 پیامد را از جنبه های محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی- سیاسی برای ارزیابی طرح انتقال آب بین حوضهای منطقه مورد بررسی شناسایی کرده است که شامل 16 پیامد محیط زیستی، چهار پیامد اقتصادی و هفت پیامد اجتماعی- سیاسی بوده است. همچنین نتایج وزن دهی پیامدهای طرحهای انتقال آب بین حوضهای رودخانه ارس به دریاچه اورمیه در دشت مغان با استفاده از روش انتروپی نشان داد که از جنبه محیط زیستی پیامد کاهش آب قابل دسترس، از جنبه اقتصادی پیامد افزایش از دست رفتن زمینهای کشاورزی و ضرورت واردات غذا و از جنبه اجتماعی- سیاسی پیامد افزایش بی توجهی به حقآبه های اجتماعی به ترتیب بیشترین وزن را در بین دیگر پیامدها به خود اختصاص داده اند. همچنین، نتایج روش تاپسیس نشان داد که از مهمترین پیامدهای انتقال آب رودخانه ارس به دریاچه اورمیه در دشت مغان به ترتیب شامل پیامدهای محیطزیستی، اجتماعی- سیاسی و اقتصادی است. از اینرو پیشنهاد میشود پیش از اجرای طرحهای انتقال آب بین حوضهای، پیامدهای محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی توسط سازمانهای مرتبط با حوزه آب بررسی شود تا میزان آسیب و زیان آتی ناشی از آن کاهش یابد.
بومگردی از اهرمهای اصلی توسعه زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی و از جمله رویکردهای ضروری در فرآیند نیل به توسعه پایدار و جلوگیری از هدر رفت وقت و سرمایه در جهان است که همواره از دیدگاههای گوناگون مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش تعیین و اولویتبندی معیارها و شاخصهای بومگردی روستایی با استفاده از نظرات 44 نفر از خبرگان و کارشناسان متخصص در این حوزه بوده است. در این پژوهش، از تکنیک دلفی بهمنظور شناسایی معیارها و شاخصهای زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی حائز اهمیت در بومگردی روستایی، از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره Entropy و TOPSIS به منظور محاسبه وزن و اولویت آنها استفاده شده است. تجزیه و تحلیل یافتههای این پژوهش با استفاده از تکنیک دلفی، 54 شاخص و 4 معیار را از جنبههای زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی برای بومگردی روستایی شناسایی و بومیسازی نموده است. نتایج وزندهی معیارها از طریق تکنیک Entropy نشان داد که معیار زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی به ترتیب وزنهای (2501/0)، (2726/0)، (2496/0) و (2276/0) را به خود اختصاص دادهاند. نتایج اولویتبندی معیارها با تکنیک TOPSIS نیز نشان داد معیارهای فنی و اقتصادی اولویت بالاتری را در قیاس با سایر معیارها در بومگردی روستایی دارند. همچنین یافتههای پژوهش نشان داد از جنبه زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی به ترتیب شاخصهای وجود فضای سبز، جنگل، مرتع...؛ شکوفایی اقتصاد روستاها با توسعه و رونق بازارهای محلی روستایی؛ سبک معماری و صنایع دستی، نوع پوشش لباس و غذاها و وجود اماکن و جاذبههای مذهبی، تاریخی، باستانی، زیارتی... نسبت به سایر شاخصها اولویت اول را به خود اختصاص دادند. نتیجه بررسیهای بعمل آمده نشان میدهد که بومگردی روستایی بدلیل قابلیتهای خاص خود میتواند سبب جذب گردشگران داخلی و خارجی و پیشرفت زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی در آینده شود. لذا، پیشنهاد میگردد معیارها و شاخصهای بومیسازی شده بومگردی روستایی در این مطالعه در برنامههای مدیریتی مورد توجه قرار گیرد و سازمان ذیربط جهت اجرای پروژههای بومگردی روستایی این معیارها و شاخصهای انتخاب شده را مد نظر قرار دهند.
رودخانههای شهری به عنوان یکی از ساختارهای طبیعی شهر، به دلیل ارزشهای محیطزیستی، اقتصادی، فرهنگی و ارائه خدمات اکوسیستمی از منابع با اهمیت شهرها میباشند. هدف از این مطالعه بررسی نقش و اهمیت کارکردهای اکوسیستمی رودخانه تجن یکی از مهمترین رودخانههای ایران در استان مازندران، شهر ساری است. به منظور نیل به این هدف از مدلهای تصمیمگیری چند معیاره شامل تکنیک انتروپی (Entropy) به منظور محاسبه وزن کارکردهای اکوسیستمی رودخانه و تکنیک ترجیحات بر اساس مشابهت به راهحل ایدهآل (TOPSIS) و مدل مجموع ساده وزین (SAW) برای اولویتبندی کارکردها استفاده گردید. در این مطالعه دادههای پژوهش بهصورت پیمایش میدانی، نمونهگیری تصادفی و از 239 پرسشنامه که در زمستان 1397 و بهار 1398 توسط ساکنین شهر ساری (شهروندان ساروی) تکمیل گردید استخراج شد تا نمایان شود کدامیک از کارکردهای اکوسیستمی رودخانهی تجن شامل کارکردهای تنظیمی، زیستگاهی، تولیدی و اطلاعاتی دارای اهمیت بیشتری برای ساکنین شهر ساری میباشند. تجزیه و تحلیل یافتههای وزندهی کارکردهای اکوسیستمی رودخانه تجن شهر ساری از طریق تکنیک Entropy نشان داد که کاکردهای زیستگاهی، تولیدی، اطلاعاتی و تنظیمی بهترتیب با کسب وزنهای 2511/0، 2501/0، 2500/0 و 2488/0، بیشترین وزن را بهخود اختصاص دادهاند. براساس نتایج بدستآمده از اولویتبندی کارکردهای اکوسیستمی رودخانه تجن با مدلهای TOPSIS و SAW، کارکردهای زیستگاهی، تولیدی، تنظیمی و اطلاعاتی در اولویت اول تا چهارم قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد برای 39 درصد از شهروندان ساروی (پاسخگویان) کارکرد زیستگاهی، 27 درصد از شهروندان کارکرد تولیدی، 25 درصد از شهروندان کارکرد تنظیمی، 9 درصد از شهروندان کارکرد اطلاعاتی دارای اولویت اول میباشند. با مشخصشدن اولویت کارکردهای اکوسیستمی رودخانه تجن، پیشنهاد میشود نتایج پژوهش حاضر بهعنوان یک الگو در اختیار طراحان و تصمیمگیران مهندسی رودخانه و بهسازی منظر حاشیه رودخانه شهری قرار گیرد تا طرحهایی را در جهت تعادل اکوسیستم رودخانه و پایداری کیفیت محیط زیست شهری اجرا نمایند.
مراتع حیاتیترین بستر توسعه پایدار محیطزیست و پدیدههای اکولوژیک محسوب میشوند که ارزشگذاری خدمات و کارکردهای آن گامی موثر در جهت جلوگیری از تخریب آن است. در این مقاله 14مورد از خدمات اکوسیستم مرتعی پارک ملی کیاسر در شمال ایران از منظر اقتصادی مورد توجه قرار گرفته و با رویکردهای گوناگون ارزشگذاری شد. در این مطالعه روشهای ارزشگذاری مستقیم بازار، انتقال منافع، روشهای مبتنی بر هزینه و هزینه جایگزین به ترتیب جهت تعیین ارزش فرآوردههای تولیدی، ارزشهای تفریحی و حفاظتی، ارزش کارکردهای حفاظت آب و خاک، ارزش کارکردهای تنظیم گاز و خاکزایی استفاده شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد ارزش اقتصادی اکوسیستم مرتعی پارک ملی کیاسر در سال 1393، 60/64 میلیارد ریال و ارزش هر هکتار از آن 26/31 میلیون ریال بوده است. در این مقاله ارزش کارکردهای حفاظت آب، حفاظت خاک، تنظیم گاز، خاکزایی، تولیدی، تفریحی و حفاظتی اکوسیستم مرتعی پارک ملی کیاسر سالانه به ترتیب معادل 28/46، 95/0، 98/9، 072/0، 14/3، 04/0 و 12/4 میلیارد ریال برآورد شد. بنابراین، کارکردهای حفاظت آب، تنظیم گاز و تولیدی به ترتیب با 66/71، 46/15 و 85/4 درصد بیشترین سهم از مجموع ارزش اقتصادی اکوسیستم مرتعی پارک ملی کیاسر را به خود اختصاص دادهاند و کارکردهای خاکزایی با 072/0 درصد و کارکرد تفریحی با 04/0 درصد کمترین سهم از ارزش اقتصادی اکوسیستم مرتعی پارک ملی کیاسر را کسب نمودند.
پارکهای ملی از اکوسیستمهای طبیعی جهان و حیاتیترین بستر توسعه پایدار محیطزیست و پدیدههای اکولوژیک محسوب میشوند که ارزشگذاری کارکردها و خدمات آنها یکی از مهمترین و مؤثرترین عاملی است که در پایداری آنها نقشی اساسی دارد. برای نیل به این هدف در این تحقیق کارکردها و خدمات اکولوژی، اقتصادی و اجتماعی پارک ملی کیاسر در شمال ایران که شامل دو اکوسیستم جنگلی و مرتعی است با استفاده از روشهای مستقیم بازار، انتقال منافع، روشهای مبتنی بر هزینه و هزینه جایگزین مورد ارزشگذاری قرار گرفته است. در این تحقیق ارزش اقتصادی اکوسیستم جنگلی و مرتعی پارک ملی کیاسر در سال 1393 به ترتیب معادل 59/2132 و 47/61 میلیارد ریال تعیین شد. براساس نتایج حاصل شده، مجموع ارزش کل اقتصادی خدمات و کارکردهای پارک ملی کیاسر 29/2883 میلیارد ریال و ارزش اقتصادی هر هکتار آن حدود 59/388 میلیون ریال برآورد شده است. همچنین سه کارکرد حفاظت آب، تنظیم گاز و زیستگاهی بیشترین سهم، و دو کارکرد خاکزایی و اجتماعی کمترین سهم از ارزش اقتصادی پارک ملی کیاسر را به خود اختصاص دادهاند. این نتایج بیانگر آن است که ارزش پارک ملی کیاسر از جنبه اکولوژی بیشتر از جنبه اقتصادی و اجتماعی است.
جنگلها علاوه بر تولید چوب، منافع زیستی محیطی و اجتماعی فراوانی به همراه دارند که اغلب آنها فاقد بازار میباشند. در این مقاله 13 مورد از خدمات اکوسیستم جنگلی پارک ملی کیاسر در شمال ایران از منظر اقتصادی مورد توجه قرار گرفت و با رویکردهای گوناگون ارزشگذاری گردید. در این مطالعه روشهای ارزشگذاری مستقیم بازار، انتقال منافع، روشهای مبتنی بر هزینه و روش هزینه جایگزین به ترتیب جهت تعیین ارزش فرآوردههای غیرچوبی، ارزشهای تفریحی و حفاظتی، ارزش کارکردهای حفاظت آب، خاک، تنظیم گاز و خاکزائی استفاده گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد ارزش کل اقتصادی اکوسیستم جنگلی پارک ملی کیاسر در سال 1393، 64/2132 میلیارد ریال بوده است. در این مقاله ارزش کارکردهای حفاظت آب، حفاظت خاک، تنظیم گاز، خاکزایی، تولیدی، تفریحی و حفاظتی اکوسیستم جنگلی پارک ملی کیاسر سالانه به ترتیب معادل1620، 03/36، 70/297، 39/5 ، 057/0، 45/133 و 40 میلیارد ریال برآورد گردید. لذا کارکردهای حفاظت آب و تنظیم گاز به ترتیب با 96/75، 96/13 درصد، بیشترین سهم از ارزش کل اقتصادی اکوسیستم جنگلی پارک ملی کیاسر را به خود اختصاص دادهاند و کارکردهای خاکزایی با 25/0 درصد و کارکرد تولیدی با 0002/0 درصد کمترین سهم از ارزش کل اقتصادی اکوسیستم جنگلی پارک ملی کیاسر را کسب نمودهاند. این نتایج بیانگر آن است که ارزش پارک ملی کیاسر از جنبه زیستمحیطی بیشتر از جنبه تولیدی میباشد.
در این پژوهش به منظور اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی ارزیابی پارکهای ملی از دو دیدگاه علمی (اعضای هیأت علمی دانشگاهها) و عملی (متخصصان محیط زیستی در سازمانها)، از تکنیک انتروپی و طیف لیکرت با طراحی پرسشنامه دلفی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل یافتههای حاصل از پاسخدهندگان به پرسشنامه دلفی بر اساس طیف لیکرت نشان داد که از دیدگاه علمی، شاخصهای ارزش زیباشناختی با وزن (62/4)، ارزش تفرج با وزن (5/4) و سطح جنگلهای بکر با وزن (29/4) و از دیدگاه عملی، شاخصهای ارزش زیباشناختی با وزن (38/4) و سطح جنگلهای بکر و ارزش تفرج هر دو با وزن (16/4) به ترتیب به عنوان مهمترین و مؤثرترین شاخصها در ارزیابی پارکهای ملی میباشند. بر اساس تکنیک انتروپی از هر دو دیدگاه علمی و عملی سه شاخص مؤثر برای ارزیابی پارکهای ملی به ترتیب وزن شامل سطح و درصد جنگلها و دیگر اراضی چوبده از قبیل جنگلکاریها، آگروفارستری و کمربندهای سبز به همراه تغییراتشان، وسعت تودههای آمیخته، زونبندی و تعیین زون ضربهگیر میباشد. اولویتبندی معیارها نیز با استفاده طیف لیکرت از دیدگاههای علمی و عملی نشان داد که معیارهای حفاظت از تنوع زیستی، گستره منابع جنگلی و عملکردهای زیست محیطی و حمایتی با رتبه مبتنی بر میانگین وزنی بیشتر، اهمیت و نقش این معیارها را در مقوله ارزیابی پارکهای ملی بیش از بیش روشنتر میسازد. همچنین نتایج حاصل از اولویتبندی معیارها بر اساس تکنیک انتروپی در این مطالعه از دیدگاههای مختلف نشان داد که معیارهای عملکردهای زیست محیطی و حمایتی، حفاظت از تنوع زیستی، حفظ، توسعه عملکرد شرایط اجتماعی به ترتیب حائز رتبههای برتر شدند.
پارکهای ملی نقشی اساسی در حفاظت اکوسیستمهای طبیعی در سطح ملی و جهانی دارد از اینرو تعیین و اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی جهت ارزیابی پارکهای ملی حائز اهمیت فراوان میباشد. لذا در این مقاله، از پرسشنامههای دلفی به منظور شناسایی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی حایز اهمیت در ارزیابی پارکهای ملی و از تکنیک آنتروپی به منظور محاسبه وزن آنها استفاده شده است. در ادامه از تکنیکهای مناسب تصمیمگیری چند شاخصه مانند SAWوTOPSIS برای اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی پارکهای ملی استفاده گردیده است. تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش با استفاده از روش دلفی، 129 شاخص و 7 معیار را از جنبههای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی برای پارکهای ملی شناسایی نموده است که بعد از بومیسازی 89 شاخص که شامل 67 شاخص اکولوژی، 7 شاخص اقتصادی و 15 شاخص اجتماعی ارائه شد. نتایج وزندهی معیارها از طریق تکنیک Entropy نشان داد که معیار عملکردهای زیست محیطی و حمایتی با وزن (228161/0)، حفاظت از تنوع زیستی با وزن (168609/0)، حفظ، توسعه عملکرد شرایط اجتماعی با وزن (148688/0) و ظرفیت و عملکرد تولید با وزن (109170/0) به ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص دادهاند و نتایج اولویتبندی معیارها با تکنیکهای TOPSIS و SAWنشان داد معیار عملکردهای زیست محیطی و حمایتی و حفاظت از تنوع زیستی از جنبه اکولوژیکی اولویت بالاتری را در قیاس با سایر معیارها دارند. مقایسه نتایج حاصل از دو روش در این تحقیق مبین این است که تکنیک TOPSIS نسبت به SAW نتایج منطقیتر و نزدیکتر به واقعیت را ارائه میکند. پارکهای ملی نقشی اساسی در حفاظت اکوسیستمهای طبیعی در سطح ملی و جهانی دارد از اینرو تعیین و اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی جهت ارزیابی پارکهای ملی حائز اهمیت فراوان میباشد. لذا در این مقاله، از پرسشنامههای دلفی به منظور شناسایی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی حایز اهمیت در ارزیابی پارکهای ملی و از تکنیک آنتروپی به منظور محاسبه وزن آنها استفاده شده است. در ادامه از تکنیکهای مناسب تصمیمگیری چند شاخصه مانند SAWوTOPSIS برای اولویتبندی معیارها و شاخصهای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی پارکهای ملی استفاده گردیده است. تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش با استفاده از روش دلفی، 129 شاخص و 7 معیار را از جنبههای اکولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی برای پارکهای ملی شناسایی نموده است که بعد از بومیسازی 89 شاخص که شامل 67 شاخص اکولوژی، 7 شاخص اقتصادی و 15 شاخص اجتماعی ارائه شد. نتایج وزندهی معیارها از طریق تکنیک Entropy نشان داد که معیار عملکردهای زیست محیطی و حمایتی با وزن (228161/0)، حفاظت از تنوع زیستی با وزن (168609/0)، حفظ، توسعه عملکرد شرایط اجتماعی با وزن (148688/0) و ظرفیت و عملکرد تولید با وزن (109170/0) به ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص دادهاند و نتایج اولویتبندی معیارها با تکنیکهای TOPSIS و SAWنشان داد معیار عملکردهای زیست محیطی و حمایتی و حفاظت از تنوع زیستی از جنبه اکولوژیکی اولویت بالاتری را در قیاس با سایر معیارها دارند. مقایسه نتایج حاصل از دو روش در این تحقیق مبین این است که تکنیک TOPSIS نسبت به SAW نتایج منطقیتر و نزدیکتر به واقعیت را ارائه میکند.