توسعه و کاربرد منابع طبیعی و تجدیدشونده در ساخت انواع کامپوزیت چوبی و یافتن راهکارهایی برای کاهش سهم ترکیبات شیمیایی مضر همواره مدنظر محققان مختلف بوده است. این تحقیق با هدف بررسی کاربرد پودر لیکور سیاه حاصل از فرایند خمیرکاغذسازی سولفیت قلیایی-آنتراکینون در تولید کامپوزیت چوب- پلاستیک بههمراه پسماند زراعی کاه گندم و پلیمر پلیپروپیلن با استفاده از جفتکنندۀ مالئیک انیدرید پیوندخورده با پلیپروپیلن (MAPP) انجام گرفت. برای ساخت کامپوزیتها از تقویتکنندۀ آرد کاه گندم در سه سطح 30، 40 و 50 درصد و پودر لیکور سیاه حاصل از فرایند خمیرکاغذسازی سولفیت قلیایی-آنتراکینون (AS-AQ) در چهار سطح صفر، 5، 10 و 15 درصد نسبت به وزن خشک آرد کاه گندم استفاده شد. سپس مقاومت و مدول خمشی، مقاومت و مدول کششی، مقاومت به ضربه و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب نمونههای آزمونی تهیهشده از کامپوزیتها اندازهگیری و تجزیهوتحلیل آماری شد. نتایج نشان داد که با استفاده از پودر لیکور حاصل از فرایند سولفیت قلیایی- آنتراکینون بههمراه آرد کاه گندم، مقاومت خمشی به پروپیلن خالص در حدود 50 درصد افزایش یافت. مدول خمشی و کششی و مقاومت به ضربه کامپوزیتها در حدود 100 درصد نسبت به پلیمر خالص افزایش داشت. واکشیدگی ضخامت کامپوزیتها با افزایش سهم پودر حاصل از مایع پخت و کاه گندم نیز افزایش داشت. بهطور کلی، نتایج نشان داد که جایگزین کردن پودر مایع پخت سیاه با بخشی از آرد کاه گندم نهتنها سبب تغییرات منفی چشمگیری در خواص کامپوزیتهای چوب- پلاستیک نشد، بلکه بهبود برخی از ویژگیها را نیز در پی داشت.
در این پژوهش اثر افزودن ضایعات تایر وسایل نقلیه بر خواص فیزیکی و مکانیکی تختهتراشه جهتدار ساختهشده از چوب گونه پالونیا (Paulownia fortunie) مورد بررسی قرار گرفت. فاکتورهای ثابت این تحقیق عبارتند از: استرندها از گونه پالونیا با ابعاد 8/0×20×120 میلیمتر، رزین فنل فرمالدهید(در استرندها 8 درصد وزن خشک استرند و در پودر تایر ضایعاتی 10 درصد وزن خشک پودر تایر)، ضخامت اسمی تختهها 17 میلیمتر، ابعاد 40×40 سانتیمتر، دانسیته 5/0 گرم بر سانتی متر مکعب زمان پرس 10 دقیقه و میزان حرارت پرس 180 درجه سانتی گراد بود. (OSB) از نوع سه لایه بود (لایه رویی 25 درصد، لایه زیرین 25 درصد و لایه میانی 50 درصد وزنی). فاکتورهای متغیر عبارتند از: مقدار پودر تایر به میزان 10، 20و 30 درصد و پراکنش ذرات پودر تایر ضایعاتی در 3 لایه به صورت پراکنده در لایههای سطحی، پراکنده در لایه میانی و پراکنده در هر سه لایه بود. خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای آزمونی بر پایه استاندارد(EN 300) جهت تولید تخته تراشه جهتدار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد در بعد خواص فیزیکی، افزایش حضور پودر تایر ضایعاتی سبب بهبود واکشیدگی ضخامت تختهها گردید، به طوری که کمترین مقدار واکشیدگی ضخامت در حداکثر حضور پودر تایر ضایعاتی 30 درصد و به صورت پراکنده در هر سه لایه بود. بیشترین مقدار مقاومتهای مکانیکی در پانلهایی مشاهده شد که در ساخت آنها از 10 درصد پودر تایر استفاده شده بود. بهطوری که بالاترین مقدار مقاومت خمشی در 10 درصد پودر تایر و بهصورت پراکنده در هر سهلایه و بالاترین مقدار مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی در همین سطح مصرف با پراکنش پودر تایر در لایههای سطحی به دست آمد.
بهمنظور بررسی استفاده از کاه گندم در ساخت تخته خرده چوب، ذرات کاه گندم با هیدروکسید سدیم 5 درصد به مدت 120 دقیقه تیمار شد و با استفاده از رزین اوره فرمآلدهید به میزان 12 درصد وزن خشک مادهی اولیه و کلرید آمونیوم، به میزان 2 درصد وزن خشک رزین، ذرات کاه گندم تیمار شده و تیمار نشده با خرده چوب صنعتی در پنج سطح 100: 0، 30:70، 40:60، 50:50 و 60:40، ترکیب و تخته خرده چوب همسان ساخته شد. آزمونهای فیزیکی و مکانیکی تختههای ساختهشده بر اساس استاندارد 1-326 EN انجام شد. خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای ساختهشده از کاه گندم تیمار شده بهطور معنیداری بهتر از نمونههای ساختهشده از کاه گندم تیمار نشده است و استفاده از 40% ذرات کاه گندم تیمار شده بهترین نتایج را نشان داد.
در این پژوهش، اثر مقدار ذرات نانوگرافن بر ویژگیهای مکانیکی و فیزیکی چندسازه حاصل از پلیاتیلن سنگین و آرد ساقه کلزا مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، آرد ساقه کلزا و پلی اتیلن سنگین با نسبت وزنی 50 درصد، به همراه ماده سازگارکننده (phc3) و نانوگرافن (در چهار سطح 0، 5/0، 1، 5/1 و phc2) توسط دستگاه مخلوط کن داخلی با یکدیگر ترکیب شده و نمونه های آزمونی توسط دستگاه قالبگیری تزریقی ساخته شد. سپس آزمونهای فیزیکی و مکانیکی شامل جذب آب، واکشیدگی ضخامت، استحکام کششی و خمشی، و مقاومت به ضربه فاقدار بر روی نمونهها انجام گرفت. همچنین به منظور مطالعه نحوه پراکنش نانوذرات گرافن در چندسازه از دستگاه میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدان (FE-SEM) استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش مقدار نانوگرافن مدول کششی، مدول خمشی، مقاومت کششی و مقاومت خمشی چندسازه افزایش می یابد، درحالیکه مقاومت به ضربه، جذب آب و واکشیدگی ضخامت نمونه ها کاهش می یابد. میکروگراف های تهیه شده توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدان (FE-SEM) نشان داد که استفاده از 1درصد نانوگرافن سبب بهبود چسبندگی بین پرکننده و پلیمر شده است، و در درصدهای بالاتر، ذرات نانوگرافن تمایل به تجمع و تشکیل کلوخه را نشان دادند.
DOR:98.1000/1735-0913.1397.33.564.65.4.1578.1576 هدف از این تحقیق، بررسی امکان استفاده از ساقه گیاه توتون به همراه خردهچوب صنعتی در صنایع تختهخردهچوب بهعنوان یک ماده ضایعاتی که مصرف مشخصی نداشته و دورریز بوده و دارای قیمت پایین میباشند و به دنبال آن کاهش میزان هزینههای تولید از طریق انتخاب این نوع ماده اولیه کم ارزش، بوده است. برای این منظور، از ذرات حاصل از ساقه گیاه توتون و خردهچوب صنعتی با نسبتهای متفاوت شامل 100:0، 70:30 و 40:60 و با استفاده از دو سطح مصرف چسب 12 و 14 درصد از نوع اوره فرمالدهید (براساس وزن خشک خرده چوب) و زمان پرس 5 دقیقه برای ساخت تختهخردهچوب در نظر گرفته شدند. خواص فیزیکی و مکانیکی تختهها شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب و مقاومت خمشی (MOR)، مدول الاستیسیته (MOE) و چسبندگی داخلی (IB) اندازهگیری و کلیه دادهها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که اگرچه افزایش ذرات ساقه توتون منجر به افزایش واکشیدگی ضخامت پس از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب و کاهش مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی گردید اما همه تختهها حد استاندارد اروپایی (EN) را دارا بودند. افزایش میزان چسب نیز تأثیر معنیداری بر کلیه ویژگیهای تختهها داشت و باعث بهبود خواص گردید. در یک نتیجهگیری کلی و با مقایسه خواص تختههای تولید شده با استاندارداروپایی(EN) مشخص گردید که با استفاده از 60 درصد ساقه توتون و 12 درصد چسب اوره فرمالدهید میتوان تختهخردهچوب با خواص مطلوب تولید نمود. این موضوع نتیجه مثبتی در جهت استفاده از ساقه های گیاه توتون بهعنوان یک نوع پسماند کشاورزی که پس از برداشت برگ های آن بر روی زمین باقی می ماند و به دنبال آن جلوگیری از آلودگیهای زیست محیطی ناشی از سوزاندن این ترکیبات است.
از آنجایی که سطح وسیعی از مناطق جنوبی کشور ایران توسط گیاه خودرو استبرق پوشیده شده است و با توجه به آنکه شیرابه و ریشه این گیاه در مصارف دارویی کاربرد دارد وقسمت های چوبی شده آن دورریز می شود در نتیجه مقدار زیادی از این نوع ضایعات حاصل می گردد. از این رو در این تحقیق سعی شده است تا با استفاده از این نوع ضایعات لیگنوسلولزی، کامپوزیت پلی-پروپیلن تقویت شده با آرد چوب استبرق ساخته و ویژگیهای مکانیکی آن مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین تأثیر حضور پوست بر ویژگی های مکانیکی کامپوزیت حاصل مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور از آرد چوب استبرق در سه سطح 30 ، 40 و 50 درصد از کل ترکیب و مالئیک انیدرید پیوند خورده با پلیپروپیلن در دو سطح 4 و 6 درصد پلیمر استفاده شد. همچنین بعضی از چوب ها پوست کنی نشدند و یک سطح استفاده از 40 درصد با استفاده از آرد چوب استبرق پوست کنی نشده نیز ساخته شد. سپس مقاومت و مدول خمشی، مقاومت و مدول کششی و مقاومت به ضربه مطابق با استاندارد ASTM اندازهگیری شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که با افزایش مصرف آرد استبرق، به دلیل کاهش سهم ماده زمینه در ترکیب حاصل، مقاومت کشـشی کامپوزیت کاهش اما مقاومت خمشی افزایش یافته است. همچنین در هر یک از سطوح مختلف آرد استبرق (30، 40 و 50 درصد) با افزایش مقدار ماده جفت کننده (از 4 به 6 درصد) مدول خمشی و مدول کششی نیز افزایش یافته است. از سوی دیگر با افزایش مقدار سهم آرد لیگنوسلولزی در هر یک از سطوح استفاده از جفت کننده، مقاومت به ضربه نیز کاهش یافت. همچنین حضور پوست تأثیر منفی چندانی بر مقاومت های مکانیکی کامپوزیت حاصل نداشت و می توان استفاده از این نوع چوب را بدون نیاز به پوست کنی پیشنهاد داد.
چکیده سابقه و هدف: در این پژوهش، جهت استفاده مفید از مواد ضایعاتی که مصرف مشخصی نداشته و دورریز بوده، اقدام به ساخت تخته خرده هایی از اختلاط ذرات حاصل از ساقه ذرت، کاه گندم و خرده چوب صنعتی شد. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی تخته های ساخته شده مورد ارزیابی قرار گرفت. زیرا با مصرف این نوع مواد اولیه کم ارزش (در صورت امکان) که دارای قیمت پایین می باشند، می توان میزان هزینه های تولید این نوع محصول را کاهش داد. مواد و روش ها: برای این منظور، ساقه ذرت و کاه گندم به همراه خردهچوب صنعتی با نسبتهای اختلاط 0% و 100%، 25% و 75%، 50% و 50%، دمای پرس 160 و 180 درجه سانتیگراد و رزین اوره فرمالدهید به مقدار 12 درصد وزن خشک خرده چوب ها برای ساخت تختهخردهچوب در نظر گرفته شدند. خواص فیزیکی و مکانیکی تختهها شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی اندازهگیری و کلیه دادهها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که افزایش ذرات ساقه ذرت و کاه گندم منجر به افزایش واکشیدگی ضخامت پس از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب شده است. یعنی افزایش مقدار ساقه ذرت و کاه گندم تأثیر منفی بر مقدار واکشیدگی ضخامت تخته ها داشت. مقدار مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی با افزایش ذرات ساقه ذرتو کاه گندم در تختهها کاهش یافت و اختلاف معناداری بین سطوح مختلف استفاده از ساقه ذرت و کاه گندم وجود داشت. افزایش دمای پرس از 160 به 180 درجه سانتی گراد نیز تأثیر معنیداری بر کلیه ویژگیهای تختهها داشت و باعث بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی تخته های ساخته شده گردید. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش استفاده از ساقه ذرت،کاه گندم و خرده چوب صنعتی اثر منفی معنی داری بر پایداری ابعادی تخته ها داشت. مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی در نمونه های شاهد بیشترین مقدار را نشان داد. اما در مقایسه با خواص تختههای تولید شده با استاندارد اروپا،با استفاده از 25 درصدساقه ذرت و کاه گندم، 12 درصد چسب اوره فرمالدهید و دمای پرس 160 درجه سانتیگراد، میتوان تختهخردهچوبی با خواص مطلوب تولید نمود. این موضوع نتیجه مثبتی در جهت استفاده از مخلوط این نوع پسماندهای کشاورزی شامل ساقه ذرتو کاه گندم و به دنبال آن جلوگیری از آلودگی های زیست محیطی ناشی از سوزاندن این ترکیبات است.
در این تحقیق استفاده از پودر مایع سیاه پخت فرآیند تولید خمیرکاغذ به عنوان پرکننده رزین اوره فرمالدهید و جایگزین آرد گندم در ساخت تختهلایه مورد بررسی قرار گرفت. از پودر مایع سیاه پخت سولفیت قلیایی- آنتراکینون در چهار سطح ۰، ۵، ۱۰ و ۱۵ درصد وزن خشک رزین به عنوان پرکننده چسب برای ساخت تختهلایه صنوبر استفاده شد. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل واکشیدگی ضخامت بعد از ۲ و ۲۴ ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته موازی و عمود بر الیاف لایه سطحی و مقاومت برشی اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که مقدار واکشیدگی ضخامت تختهها بعد از ۲ و ۲۴ ساعت غوطهوری در آب افزایش معنیداری ندارد و همه سطوح دارای واکشیدگی ضخامت استاندارد بود. افزایش مصرف پودر مایع سیاه پخت تأثیر منفی معنی-داری بر پایداری ابعادی تختهها نداشت. مقاومت خمشی، مقاومت برشی و مدول الاستیسیته موازی و عمود با الیاف لایه سطحی با افزایش استفاده از پودر مایع سیاه پخت بهبود یافت اما اختلاف معنیداری بین سطوح مختلف دیده نشد. با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی، میتوان استفاده از پودر مایع سیاه پخت حاصل از فرآیند پخت سولفیت قلیایی- آنتراکینون را به عنوان پرکننده چسب اوره فرمالدهید توصیه نمود.
DOR:98.1000/1735-0913.1397.33.391.64.3.1575.1583 در این تحقیق اثر استفاده از پلیمر طبیعی پلی لاکتیک اسید و مقدار ماده جفت کننده MAPP بر ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت ساخته شده با آرد ساقه آفتابگردان مورد مطالعه قرار گرفت. بدین جهت سه سطح 50، 60 و70 درصد پلیمر پلی لاکتیک اسید و MAPP در دو سطح 4 و 6 درصد وزن خشک پلیمر به عنوان عوامل متغییر مورد استفاده قرار گرفت. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل پایداری ابعادی، مقاومت و مدول کششی، مقاومت و مدول خمشی و مقاومت به ضربه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با افزایش مقدار پلیمر پلی لاکتیک اسید و کاهش سهم ذرات آرد ساقه آفتابگردان و افزایش 6 درصدی MAPP، مقاومتهای خمشی، کششی و مقاومت به ضربه افزایش و پایداری ابعادی کامپوزیت ها بهبود یافت. اما در مقابل مدول کششی و خمشی کامپوزیت های حاصل کاهش یافت. اگرچه با بررسی نتایج مشخص شد که ویژگی های فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت های ساخته شده با این پلیمر و ذرات آرد ساقه آفتابگردان قابل رقابت با سایر کامپوزیت های ساخته شده با پلیمرهای شیمیایی و در بعضی موارد بهتر از آنها نیز بوده است.
با توجه به اهمیت پرکننده رزین اوره فرمالدهید در صنعت تختهلایه و با هدف جایگزینی یک پرکننده مناسب برای این نوع چسب با آرد گندم (پرکننده متداول)، لیگنین حاصل از سه مایع پخت سیاه فرآیندهای سولفیت قلیایی-آنتراکینون، سودا-آنتراکینون و کرافت به عنوان فیلر-اکستندر رزین اوره فرمالدهید در ساخت تختهلایه مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از هر یک از انواع لیگنینها، در چهار سطح 0، 10، 20 و 30 درصد بر اساس وزن خشک رزین استفاده شد. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته موازی و عمود بر الیاف لایه سطحی و مقاومت برشی اندازهگیری شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان دادند که به ترتیب با افزایش مصرف لیگنین سولفیت قلیایی-آنتراکینون و لیگنین کرافت، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته موازی با الیاف لایه سطحی افزایش یافت. همچنین مقاومت برشی در سطح اتصال نمونهها در صورت استفاده از هر سه نوع لیگنین نیز افزایش نشان داد. از سوی دیگر استفاده از این سه نوع لیگنین، باعث بهبود پایداری ابعادی تختهها شد. نتایج حاکی از برتری لیگنین حاصل از فرآیند سولفیت قلیائی- آنتراکینون در مقایسه با سایر لیگنینها در بهبود ویژگیهای مکانیکی تخته لایه می باشد.
این تحقیق با هدف جایگزینی پلیمرهای شیمیایی با پلیمر طبیعی و تجدیدشونده و در پی آن کاهش مسائل زیستمحیطی، خواص فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت پلیلاکتیکاسید تقویتشده با آرد ساقۀ توتون بررسی شد. بدین منظور از نسبتهای مختلف آرد ساقۀ توتون و پلیمر پلیلاکتیکاسید شامل 70:30، 60:40 و 50:50 و MAPP بهعنوان مادۀ جفتکننده در دو سطح 4 و 6 درصد استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار آرد توتون و کاهش سهم PLA پایداری ابعادی تختههای ساختهشده کاهش یافت، اما پایداری ابعادی تختههای ساختهشده با PLA در مقایسه با پلیمر پلیپروپیلن بهبود چشمگیری داشت. ویژگیهای مکانیکی کامپوزیت حاصل، در موارد بسیاری افزایش یافت و حتی دوبرابر خواص مکانیکی کامپوزیت ساختهشده با پلیپروپیلن بود. یعنی پلیمر طبیعی PLA نهتنها سبب کاهش خواص فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت چوب-پلاستیک نمیشود، بلکه در مواردی در مقایسه با پلیمرهای شیمیایی موجب بهبود 50 درصدی خواص آن میشود. این پلیمر طبیعی و تجدیدشونده، سازگار با محیط زیست است و کامپوزیت ساختهشده را میتوان در گروه کامپوزیتهای سبز قرار داد.
در این پژوهش از سرشاخه های حاصل از هرس درختان توت به صورت مخلوط با خرده چوب صنعتی در ساخت تخته خرده چوب استفاده شد. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی پانل های ساخته شده مورد بررسی قرار گرفت. بین منظور متغیرهای این تحقیق شامل مقدار اختلاط سرشاخه توت با خرده چوب صنعتی در چهار سطح 100:0، 90:10، 80:20 و 70:30 درصد و مقدار مصرف چسب اوره فرمالدهید در دو سطح 12 و 14 درصد وزن خشک خرده چوب بودند. نتایج حاصل نشان داد که افزایش مقدار مصرف ذرات حاصل از سرشاخه توت تا 20 درصد تأثیر منفی بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته ها نداشته است. اما افزایش مصرف این سرشاخه ها تا 30 درصد تآثیر منفی بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته ها داشته که در مقابل با افزایش مقدار مصرف چسب اوره فرمالدهید تا 14 درصد، می توان پایداری ابعادی تخته ها، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی آنها را بهبود داد.
با توجه به کمبود چوب در کشور استفاده از سایر منابع لیگنوسلولزی غیر چوبی مانند گونههای تند رشد بامبو دورنمای نوید بخشی دارد. منابع لیگنوسلولزی غیر چوبی ترکیبات شیمیایی و ساختار آناتومیکی متفاوتی داشته و اغلب استفاده از آنها در ساخت چندسازههای چوبی باعث کاهش کیفیت نهایی تخته میشود. در این تحقیق سعی شده است مقداری از خرده چوب صنعتی مورد استفاده در ساخت اوراق فشرده چوبی با خردهریزهای بامبو (10، 20 و 30 درصد) جایگزین شود. از طرفی جهت کاهش اثرات منفی حاصل از افزودن بامبو از پودر پلی پروپیلن نیز در دو سطح 5 و 10 درصد استفاده شد. مواد گفته شده پس از اختلاط با چسب اوره فرم آلدهید در زیر پرس گرم فشرده سازی شدند. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استانداردهای اروپایی مجموعه EN استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از 10 درصد پلیپروپیلن و20 درصد بامبو منجر به بیشترین مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته میشود. اما با افزایش درصد بامبو (30 درصد) مقاومتهای فوق کاهش یافت. میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب با افزایش میزان بامبو روند افزایشی و با افزایش میزان پلی پروپیلن از 5 به 10 درصد روند کاهشی داشت. بر اساس یافتههای این تحقیق قابلیت استفاده از خردهریزهای بامبو تا سطح 20 درصد و پلی پروپیلن تا سطح 10 درصد برای ساخت تخته خردهچوبهای نجاری به منظور استفاده در شرایط خشک وجود دارد.
در این تحقیق از هیبرید فنلفرمالدهید- چسب ماهی با هدف جایگزینی ترکیبات زیستی با رزینهای شیمیایی برای ساخت تختهلایه استفاده و سپس خواص فیزیکی و مکانیکی تخته لایههای ساختهشده بررسی شد. بدین منظور از چسب ماهی در سه سطح صفر، 10 و20 درصد برمبنای وزن خشک رزین استفاده شد. خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمون شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیتۀ موازی و عمود بر الیاف لایۀ سطحی و مقاومت برشی اندازهگیری شد. براساس نتایج، افزایش مصرف چسب ماهی، سبب بهبود پایداری ابعادی و کاهش چشمگیر واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب شد. از سوی دیگر با افزایش مصرف چسب ماهی تا 20 درصد، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیتۀ موازی و عمود بر الیاف لایۀ سطحی و مقاومت برشی افزایش یافت.
در این پژوهش اثر ماده لیگنوسلولزی بر ویژگی های فیزیکی و مکانیکی چند سازه های چوب پلاستیک مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور ماده لیگنوسلولزی در چهار نوع آرد خمیر کاغذ های سولفیت قلیایی- آنتراکینون، مونو اتانول آمین، سودا - آنتراکینون و شیمیایی - مکانیکی با پلی اتیلن سنگین (HDPE) مخلوط گردید و مالئیک انیدرید پلی پروپیلن به عنوان ماده سازگار کننده (جفت کننده) در یک سطح ثابت و برابر با 5% وزنی مورد استفاده قرار گرفت. نسبت ماده زمینه (پلی اتیلن سنگین) به ماده لیگنوسلولزی 60 به 40 در نظر گرفته شد. نمونه های نهایی پس از ترکیب در یک اکسترودر دو ماردونه، گرانول گیری و در ادامه با استفاده از روش قالبگیری تزریقی تهیه و برای انجام آزمایشات آماده شدند. مقاومت های مکانیکی چند سازه های تولید شده شامل مدول خمشی و کششی، مقاومت خمشی و کششی، مقاومت به ضربه فاق دار و خواص فیزیکی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت پس از 24 ساعت طبق استاندارد های ASTM اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که تیمارهای شیمیایی در مقایسه با ماده لیگنوسلولوزی خام به ترتیب باعث افزایش و کاهش مدول الاستیسیته خمشی در چندسازه های تقویت شده با باگاس و کلش برنج شدند. درحالیکه تیمارهای اشاره شده منجر به افزایش مدول الاستیسیته کششی در چندسازه های تقویت شده با هر دو نوع ماده لیگنوسلولوزی شد. مقاومت خمشی و کششی چندسازه های حاوی باگاس بیشتر از چند سازه های تقویت شده با کلش برنج بود و تاثیر تیمارها نیز بر روی باگاس بیشتر از کلش برنج بود. چندسازه های حاوی کلش برنج مقادیر مقاومت به ضربه، جذب آب و واکشیدگی ضخامت بیشتری را در مقایسه با چند سازه های تقویت شده با باگاس از خود نشان دادند. همچنین تیمارهای انجام شده باعث کاهش جذب آب و واکشیدیگی ضخامت در چندسازههای حاوی هر دو نوع ماده لیگنوسلولوزی شد.
در این تحقیق خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خردهچوب ساخته شده از کاغذ روزنامه بازیافتی در لایههای سطحی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از خرده چوب صنعتی درشت و نرم، همچنین کاغذ روزنامه بازیافتی به ابعاد 5/0×4 سانتیمتر مربع استفاده شد. نسبت وزنی کاغذ روزنامه به خرده چوب در پنج سطح (0 به 100 ، 15 به 85، 30 به 70، 45 به 55، 60 به 40) به عنوان متغیرهای مستقل این مطالعه انتخاب گردید. از چسب اوره فرم آلدهید به میزان 10 درصد وزن خشک خرده چوب و کاغذ روزنامه بازیافتی و از کلرید آمونیوم به عنوان هاردنر به میزان 2 درصد وزن خشک چسب استفاده شد. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استاندارد EN استفاده شد. نتایج نشان داد که مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته در سطح 45 درصد استفاده از کاغذ روزنامه، بیشترین مقدار را داشته است. مقاومت به کشش عمود بر سطح و مقاومت به نگهداری پیچ با افزایش میزان کاغذ روزنامه کاهش یافته است و بیشترین مقدار آن مربوط به نمونه شاهد میباشد. میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت با افزایش کاغذ روزنامه روند افزایشی نشان داد. لذا با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق میتوان نتیجه گرفت که تختههای حاوی کاغذ روزنامه تا سطح 30 درصد برای تختههای با اهداف عمومی (نجاری) و لوازم داخلی (مبلمان) به منظور استفاده در شرایط خشک مورد استفاده قرار گیرند.
در این تحقیق کیفیت ظاهری و مقاومت به تخریب چندسازه های سبز تشکیل یافته از پلی لاکتیک اسید (PLA) و خمیرهای مونواتانول آمین، سولفیت قلیایی-آنتراکینون، سودا رنگبری شده، سودا رنگبری نشده باگاس و الیاف باگاس خام مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند. به منظور مطالعه رفتار زیست تخریب پذیری، تاثیر قارچ پوسیدگی سفید رنگین کمان (Coriolus versicolor) بر PLA خالص و نیز چندسازه های تلفیقی آن با الیاف طبیعی در طی دوره های 30 و 60 روزه بررسی گردید. نتایج نشان داد زمانی که الیاف باگاس با ماتریس پلیمر مخلوط می شود، درصد افت وزنی و سختی نمونه ها افزایش می یابد. همچنین، میزان کاهش اشاره شده در چندسازههای الیاف خمیرکاغذ باگاس بالاتر از چندسازه های حاوی الیاف باگاس خام قرار گرفت. این روند می تواند به وسیله حذف ترکیبات غیرسلولزی مانند لیگنین و همی سلولزها از الیاف در نتیجه فرآیند خمیرسازی توضیح داده شود. همچنین دریافته شد که چندسازه های ساخته شده نسبت به PLA خالص کیفیت سطوح پایین تری دارند که بسته به نوع الیاف، کاهش کیفیت سطوح متفاوت است. با این وجود، درجه تغییر رنگ در چندسازه های دارای الیاف خمیرکاغذ باگاس در مقایسه با چندسازه های دارای الیاف باگاس خام کمتر است. در نهایت الیاف خمیرکاغذ باگاس در مقایسه با الیاف باگاس خام قابلیت تقویت کنندگی بهتری داشتند.
در این تحقیق چندسازههای سبز پلیلاکتیکاسید و الیاف طبیعی با استفاده از اکسترودر دومارپیچ و قالبگیری پرسی ساخته شدند. الیاف خمیرکاغذهای متفاوت باگاس شامل خمیرکاغذهای مونواتانولآمین (MEA)، سولفیتقلیایی-آنتراکینون (AS)، سودای رنگبریشده (BS) و رنگبرینشده (UNS) و باگاس خام (B) تهیه و با پلیلاکتیکاسید ترکیب شدند. ویژگیهای مکانیکی حرارتی، تبلور و مورفولوژی چندسازههای پلیلاکتیکاسید ارزیابی شد. نتایج حاکی از افزایش مدول کششی چندسازهها نسبت به پلیمر خالص پلیلاکتیکاسید بود، درحالی که افزودن الیاف باگاس خام، سودای رنگبریشده و رنگبرینشده سبب افت معنیدار مقاومت کششی میشود. نتایج نشان میدهد که تبلور و خواص مکانیکی حرارتی پلیمر پلیلاکتیکاسید بهوسیلۀ ترکیب الیاف طبیعی بهبود چشمگیری مییابد. در واقع بسته به نوع الیاف، بهبودی متمایزی در ویژگیهای چندسازه حاصل میشود. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که الیاف خمیرکاغذ حاصل از روش مونواتانولآمین و سولفیت قلیایی-آنتراکینون باگاس بیشتر از الیاف دیگر با پلیمر پلیلاکتیکاسید سازگار است.
در این پژوهش ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی چندسازههای پلیپروپیلن تقویتشده با خمیرکاغذهای شیمیایی سولفیت قلیائی-آنتراکینون، سودا-آنتراکینون و مونواتانول آمین-آنتراکینون و همچنین مکانیکی باگاس که تحت عنوان چندسازه های خمیرکاغذ –پلاستیک شناخت می شوند مورد مطالعه واقع گردیدند و نتایج حاصله بین چندسازه های خمیرکاغذ-پلاستیک و چندسازههای تولید شده با آرد باگاس که به عنوان چندسازه های چوب-پلاستیک مد نظر قرار میگیرند مورد مقایسه قرار گرفتند. نسبت ماده زمینه (پلیپروپیلن) به ماده تقویتکننده (خمیرکاغذ) 50 به 50 در نظر گرفتهشد. نتایج نشان دادند که فرآیند خمیر کاغذ سازی بطور معنی داری مدول الاستسیته، مقاومت کششی، مقاومت خمشی و مقاومت به ضربه چندسازهها را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر این، چندسازههای حاوی خمیرکاغذهای شیمیایی، مقاومت و پایداری ابعاد بیشتر و جذب آب کمتری نسبت به چندساز های حاوی خمیرکاغذهای مکانیکی دارا بودند. در مقایسه با چندسازه چوب-پلاستیک جذب آب چندسازههای خمیر کاغذ به شدت کاهش و پایداری ابعاد آنها افزایش یافت. در کل نتایج نشان دهنده بهبود ویژگیهای مقاومتی و فیزیکی در چندسازههای خمیرکاغذ- پلاستیک در مقایسه با چندسازههای چوب- پلاستیک میباشد.
در این تحقیق، تأثیر مقدار پرکننده و ماده جفت کننده MAPP بر ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت پلیپروپیلن تقویت شده شده با آرد حاصل از ضایعات ناشی از هرس سالیانه برگ نخل خرما (رقم شاهانی) مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور استفاده از سه سطح 30، 40 و 50 درصد آرد نخل خرما و دو سطح 4 و 6 درصد MAPP به عنوان عوامل متغییر در نظر گرفته شد. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب، مقاومت و مدول کششی، مقاومت و مدول خمشی و مقاومت به ضربه اندازهگیری شد. نتایج حاصل نشان داد که با افزایش آرد نخل خرما مقاومت خمشی، مقاومت کششی و مقاومت به ضربه کاهش و در مقابل واکشیدگی ضخامت، مدول خمشی، مدول کششی افزایش یافتهاند. همچنین با بررسی اثر ماده جفت کننده مشخص گردید که با افزودن MAPP واکشیدگی ضخامت، مقاومت و مدول الاستیسیته کششی و خمشی کامپوزیت حاصل بهبود یافته است. این بدان معنی است که همراه با افزایش مصرف آرد نخل خرما، افزودن عامل جفت کننده منجر به بهبود کیفیت سطح مشترک شده و تغییرات قابل ملاحظهای را خصوصا در پایداری ابعادی و مدول الاستیسیته حاصل کرده است.