در این تحقیق اثر افزودن ذرات تایر ضایعاتی بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته تراشه جهتدار ساخته شده از تراشههای گونه صنوبر بررسی شد. فاکتورهای ثابت این تحقیق عبارتند از: تراشههای گونه صنوبر (Populus deltoids)، رزین فنل فرمآلدهید (مقدار مصرف رزین در تراشهها 8 درصد وزن خشک تراشه و در خرده ضایعات تایر 10 درصد وزن خشک تایر)، تخته تراشه از نوع سه لایه (لایه رویی 25 درصد، لایه زیرین 25 درصد و لایه وسط 50 درصد وزنی)، ضخامت اسمی تختهها 16 میلیمتر، ابعاد 40×40 سانتیمتر، دانسیته 75/0 گرم بر سانتیمتر مکعب. فاکتورهای متغیر عبارتند از: درصد اختلاط ضایعات تایر با تراشه های صنوبر در چهار سطح مختلف (100:0، 95:5، 90:10، 85:15) و اندازه ذرات خرده ضایعات تایر (با مشهای 8، 18 و 45). خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای آزمونی بر پایه استاندارد اروپایی (EN300) برای تولید تخته تراشه جهتدار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تغییرات در مقدار و اندازه ذرات تایر تاثیر معنیداری در ویژگیهای فیزیکی و مکانکی تخته تراشه جهتدار داشت. افزایش حضور خرده ضایعات تایر در تخته تراشهها سبب کاهش مقاومتهای مکانیکی و بهبود واکشیدگی ضخامت تختهها گردید. کمترین مقدار مقاومتهای مکانیکی در حداکثر حضور ضایعات تایر (15 درصد) و در اندازه ذرات تایر با مش 45 حاصل گردید. به طور کلی تخته تراشههای حاوی خرده ضایعات تایر میتواند الزامات مورد نظر استاندارد EN-300 را تامین نماید.
در این پژوهش اثر افزودن ضایعات تایر وسایل نقلیه بر خواص فیزیکی و مکانیکی تختهتراشه جهتدار ساختهشده از چوب گونه پالونیا (Paulownia fortunie) مورد بررسی قرار گرفت. فاکتورهای ثابت این تحقیق عبارتند از: استرندها از گونه پالونیا با ابعاد 8/0×20×120 میلیمتر، رزین فنل فرمالدهید(در استرندها 8 درصد وزن خشک استرند و در پودر تایر ضایعاتی 10 درصد وزن خشک پودر تایر)، ضخامت اسمی تختهها 17 میلیمتر، ابعاد 40×40 سانتیمتر، دانسیته 5/0 گرم بر سانتی متر مکعب زمان پرس 10 دقیقه و میزان حرارت پرس 180 درجه سانتی گراد بود. (OSB) از نوع سه لایه بود (لایه رویی 25 درصد، لایه زیرین 25 درصد و لایه میانی 50 درصد وزنی). فاکتورهای متغیر عبارتند از: مقدار پودر تایر به میزان 10، 20و 30 درصد و پراکنش ذرات پودر تایر ضایعاتی در 3 لایه به صورت پراکنده در لایههای سطحی، پراکنده در لایه میانی و پراکنده در هر سه لایه بود. خواص فیزیکی و مکانیکی تختههای آزمونی بر پایه استاندارد(EN 300) جهت تولید تخته تراشه جهتدار مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد در بعد خواص فیزیکی، افزایش حضور پودر تایر ضایعاتی سبب بهبود واکشیدگی ضخامت تختهها گردید، به طوری که کمترین مقدار واکشیدگی ضخامت در حداکثر حضور پودر تایر ضایعاتی 30 درصد و به صورت پراکنده در هر سه لایه بود. بیشترین مقدار مقاومتهای مکانیکی در پانلهایی مشاهده شد که در ساخت آنها از 10 درصد پودر تایر استفاده شده بود. بهطوری که بالاترین مقدار مقاومت خمشی در 10 درصد پودر تایر و بهصورت پراکنده در هر سهلایه و بالاترین مقدار مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی در همین سطح مصرف با پراکنش پودر تایر در لایههای سطحی به دست آمد.
سابقه و هدف: فرآوردههای چند سازه چوب پلاستیک در طی سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. قسمت عمده-ایی از ترکیب این چندسازه را مواد لیگنوسلولزی تشکیل میدهد. از معایب الیاف طبیعی میتوان به ناسازگاری بین الیاف طبیعی آب دوست و پلیمرهای آب گربز اشاره کرد. این مشکل را میتوان با افزودن ماده سازگارکننده به ترکیب کاهش داد. زیرا در اثر افزودن جفت کننده، فصل مشترک بین دو فاز الیاف سلولزی و ماتریس پلیمری بهبود مییابد. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر دو نوع جفت کننده بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خرده حاصل از پلی پروپیلن- صنوبر انجام شد.مواد و روشها: از نسبت اختلاط خرده چوب صنوبر به پلی پروپیلن در سطح 10:90 و از رزین فنل فرم آلدهید به میزان 8 درصد وزن خشک ماده اولیه استفاده شد. از دو نوع جفت کننده تری اتوکسی متیل سیلان و مالئیک انیدرید گرافت شده به پلی پروپیلن به میزان 6 درصد وزن خشک پلی پروپیلن استفاده شد. در ضمن جفت کنندهها به دو روش مختلف (درون رزین و بر روی ذرات پلی پروپیلن) مورد استفاده قرار گرفتند. پس از فرآیند مخلوط کردن مواد اولیه با یکدیگر، کیک خرده چوب در دمای 180 درجه سانتیگراد به مدت زمان 5 دقیقه تحت پرس گرم قرار گرفت. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استانداردهای اروپایی مجموعه EN استفاده شد. خصوصیات فیزیکی و مکانیکی تختهها با استفاده از آزمون فاکتوریل در سطح اطمینان 5 درصد مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.یافتهها: نتایج نشان داد که افزودن هر دو نوع جفت کننده سیلان وMAPP سبب بهبود مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی و کاهش جذب آب و واکشیدگی ضخامت تخته ها در مقایسه با نمونه شاهد (بدون جفت کننده) گردید. جفت کننده MAPP در مقایسه با جفت کننده تری اتوکسی متیل سیلان خواص مطلوبتری را در تختهها ایجاد کرد. روش افزودن جفت کننده بر روی ذرات پلی پروپیلن نسبت به درون رزین، باعث بهبود خواص فیزیکی و مکانیکی تختهها شد. زیرا در روش افزودن جفت کننده بر روی ذرات پلی پروپیلن، همه مقادیر جفت کننده روی ذرات پلی پروپیلن قرار گرفته و لذا احتمال حضور جفت کننده در سطح مشترک بین فاز پلیمر و فاز تقویت کننده افزایش مییابد.نتیجهگیری: توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، استفاده از جفت کننده به طور معنیداری پایداری ابعاد تختهها را افزایش داد. با افزودن جفت کننده، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی تخته ها افزایش یافت. در مقایسه با خواص تختههای تولید شده با استاندارد EN، با روش افزودن MAPP برروی پلی پروپیلن میتوان تخته خرده چوبی با خواص مطلوب به منظور استفاده در شرایط مرطوب (تیپ 3) تولید نمود.
در این تحقیق تأثیر تیمار قلیایی و مقادیر مختلف رزین بر خصوصیات فیزیکی و مکانیکی تختهخردۀ باگاس بررسی شد. ذرات باگاس با هیدروکسید سدیم 5 درصد بهمدت 120 دقیقه تیمار شد. برای تهیۀ نمونهها از باگاس (با و بدون تیمار قلیایی) و چسب اورهفرمالدهید (UF) در سه سطح 8، 10 و 12 درصد وزن خشک مادۀ اولیه و از کلرید آمونیوم بهعنوان هاردنر به مقدار 2 درصد وزن خشک رزین استفاده شد. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار رزین، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی تختهها افزایش یافت. خواص مکانیکی تختههای ساختهشده از باگاس تیمارشده بهطور معنیداری بیشتر از نمونههای ساختهشده از باگاس تیمارنشده بود. در اثر تیمار قلیایی، مقدار جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب کاهش یافت. در مقایسه با خواص تختههای تولیدشده با استاندارد اروپا، میتوان از باگاس (بدون تیمار قلیایی) و بیشترین مقدار رزین اورهفرمالدهید برای تختههای با اهداف عمومی (تیپ 1) استفاده کرد. اما زمانی که باگاس تحت عمل تیمار قلیایی قرار میگیرد، حتی با کمترین مقدار رزین اورهفرمالدهید، قابلیت بهکارگیری برای تختههای با اهداف عمومی (تیپ 1) بهمنظور استفاده در شرایط خشک وجود دارد.
در این تحقیق تأثیر افزودن اسید سیتریک بر خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خرده چوب مورد بررسی قرار گرفت. نسبت وزنی اسید سیتریک به خرده چوب در چهار سطح (0/100، 10/90، 20/80، 30/70) و چسب اوره فرمآلدهید در دو سطح (5 و 10 درصد) به عنوان متغیرهای مستقل این مطالعه انتخاب گردید. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استانداردهای اروپایی مجموعه EN استفاده شد. تأثیرات تیمار اسید سیتریک بر روی خرده چوب به وسیله FTIR آنالیز شد. نتایج طیف FTIR نشان داد که گروههای کربوکسیل اسید سیتریک با گروههای هیدروکسیل خرده چوب واکنش داده و باعث بهبود ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی تخته شده است. به دلیل عملکرد خوب اسید سیتریک در بهبود مقاومتها میتوان مقدار مصرف چسب اوره فرمآلدهید در ساخت تخته خرده چوب را کاهش داد. طبق نتایج این تحقیق میتوان با استفاده از میزان چسب 5 درصد و اسید سیتریک 20 درصد، حداقل استانداردهای EN312 برای تختههایی برای اهداف عمومی (تیپ 1) را برآورده نمود. همچنین میتوان با استفاده از میزان چسب 10 درصد و اسید سیتریک 20 درصد تختههایی بالاتر از حد استاندارد312 EN برای لوازم داخلی (تیپ 2) تولید نمود.
DOR:98.1000/1735-0913.1397.33.391.64.3.1575.1583 در این تحقیق اثر استفاده از پلیمر طبیعی پلی لاکتیک اسید و مقدار ماده جفت کننده MAPP بر ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت ساخته شده با آرد ساقه آفتابگردان مورد مطالعه قرار گرفت. بدین جهت سه سطح 50، 60 و70 درصد پلیمر پلی لاکتیک اسید و MAPP در دو سطح 4 و 6 درصد وزن خشک پلیمر به عنوان عوامل متغییر مورد استفاده قرار گرفت. سپس خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل پایداری ابعادی، مقاومت و مدول کششی، مقاومت و مدول خمشی و مقاومت به ضربه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با افزایش مقدار پلیمر پلی لاکتیک اسید و کاهش سهم ذرات آرد ساقه آفتابگردان و افزایش 6 درصدی MAPP، مقاومتهای خمشی، کششی و مقاومت به ضربه افزایش و پایداری ابعادی کامپوزیت ها بهبود یافت. اما در مقابل مدول کششی و خمشی کامپوزیت های حاصل کاهش یافت. اگرچه با بررسی نتایج مشخص شد که ویژگی های فیزیکی و مکانیکی کامپوزیت های ساخته شده با این پلیمر و ذرات آرد ساقه آفتابگردان قابل رقابت با سایر کامپوزیت های ساخته شده با پلیمرهای شیمیایی و در بعضی موارد بهتر از آنها نیز بوده است.
سابقه و هدف: افزایش جمعیت و سهم سرانه مصرف چوب و لزوم کاهش برداشت چوب از جنگلهای طبیعی، نیاز به تأمین چوب از طریق استفاده از مواد جایگزین را اجتنابناپذیر نموده است. در سالهای اخیر، توجه زیادی به تولید محصولات از مواد بازیافت شده صورت گرفته است. از میان مواد بازیافتی، تایرهای بازیافتی یک نگرانی جدی هستند؛ زیرا مقدار آن به خاطر افزایش تقاضا و طول عمر کوتاه در حال افزایش بوده و بنابراین لازم است که روشهایی برای بازیابی تایر بازیافتی توسعه پیدا کند. یکی از راه حل های موثر برای بازیابی تایر بازیافتی میتواند استفاده از آن به منظور تولید کامپوزیتهای بر پایه چوب – تایر باشد. در این تحقیق، خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خرده چوب ساخته شده از تایر بازیافتی و خرده چوب صنعتی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: در این تحقیق نسبت وزنی پودر تایر بازیافتی به خرده چوب در پنج سطح (0/100، 10/90، 20/80، 30/70، 40/60) به عنوان متغیرهای مستقل انتخاب گردید. خردهچوب صنعتی از شرکت صنعت چوب شمال تهیه شد. از رزین اوره فرم آلدهید به میزان 10 درصد وزن خشک ماده اولیه و از کلرید آمونیوم به عنوان هاردنر به میزان 2 درصد وزن خشک رزین استفاده شد. پس از فرآیند مخلوط کردن مواد اولیه با یکدیگر، کیک خرده چوب در دمای 170 درجه سانتیگراد به مدت زمان 5 دقیقه تحت پرس گرم قرار گرفت. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استانداردهای EN استفاده شد. همچنین برای نحوه پراکنش ذرات تایر بازیافتی در تخته خرده چوب از میکروسکوپ الکترونی پویشی استفاده گردید. خصوصیات فیزیکی و مکانیکی تختهها با استفاده از آنالیز واریانس در سطح اطمینان 5 درصد مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش تایر بازیافتی، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی تختهها کاهش یافت. اگرچه با ذوب شدن تایر، احتمال افزایش چسبندگی بین تایر و چوب وجود داشت اما این عمل در دمای استفاده شده در این تحقیق روی نداد. زیرا ذرات تایر بازیافتی در دمای بیشتر از 170 درجه سانتیگراد ذوب میشود. در تصاویر میکروسکوپ الکترونی به وضوح مشخص است که ذرات تایر در دمای پرس ذوب نشده و هیچ گونه اتصالی با خرده چوب برقرار نشده است. میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب تخته خرده چوبها با افزایش میزان تایر بازیافتی یک روند کاهشی را نشان دادند، به طوری که بیشترین مقدار آن مربوط به عدم استفاده از تایر بازیافتی و کمترین میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت مربوط به تختههای دارای 40 درصد تایر بازیافتی بود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد، قابلیت به کارگیری تختههای دارای 20 درصد تایر بازیافتی برای تختههای با اهداف عمومی (نجاری) و تختههای دارای 10 درصد تایر بازیافتی برای لوازم داخلی (مبلمان) به منظور استفاده در شرایط خشک وجود دارد.
با توجه به کمبود چوب در کشور استفاده از سایر منابع لیگنوسلولزی غیر چوبی مانند گونههای تند رشد بامبو دورنمای نوید بخشی دارد. منابع لیگنوسلولزی غیر چوبی ترکیبات شیمیایی و ساختار آناتومیکی متفاوتی داشته و اغلب استفاده از آنها در ساخت چندسازههای چوبی باعث کاهش کیفیت نهایی تخته میشود. در این تحقیق سعی شده است مقداری از خرده چوب صنعتی مورد استفاده در ساخت اوراق فشرده چوبی با خردهریزهای بامبو (10، 20 و 30 درصد) جایگزین شود. از طرفی جهت کاهش اثرات منفی حاصل از افزودن بامبو از پودر پلی پروپیلن نیز در دو سطح 5 و 10 درصد استفاده شد. مواد گفته شده پس از اختلاط با چسب اوره فرم آلدهید در زیر پرس گرم فشرده سازی شدند. برای انجام آزمونهای فیزیکی و مکانیکی از استانداردهای اروپایی مجموعه EN استفاده شد. نتایج نشان داد استفاده از 10 درصد پلیپروپیلن و20 درصد بامبو منجر به بیشترین مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته میشود. اما با افزایش درصد بامبو (30 درصد) مقاومتهای فوق کاهش یافت. میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب با افزایش میزان بامبو روند افزایشی و با افزایش میزان پلی پروپیلن از 5 به 10 درصد روند کاهشی داشت. بر اساس یافتههای این تحقیق قابلیت استفاده از خردهریزهای بامبو تا سطح 20 درصد و پلی پروپیلن تا سطح 10 درصد برای ساخت تخته خردهچوبهای نجاری به منظور استفاده در شرایط خشک وجود دارد.
سابقه و هدف: تولید محصولات فرآورده چوبی از پسماندهای کشاورزی با افزایش کمبود الیاف چوبی در جهان از اهمیت زیادی برخوردار شده است. پسماندهای کشاورزی، که با مقادیر زیادی سالانه در سرتاسر جهان تولید میشوند منابع اصلی قابل تجدید پذیر هستند. در مقایسه با الیاف سنتزی از قبیل شیشه، الیاف طبیعی کلش برنج فوایدی از قبیل قیمت کم، دانسیته پایین، فراوانی و توزیع گسترده، قابلیت بازیابی و زیست تخریب پذیری دارند. در مواجهه با کمبود جهانی منابع جنگلی، آلودگیهای زیست محیطی و از بین رفتن منابع بیولوژیکی ناشی از سوزاندن پسماندهای کشاورزی از جمله کلش برنج، تحقیقات قابل توجهی در زمینه استفاده از کلش برنج و پسماندهای کشاورزی دیگر به منظور تولید فرآوردههای چند سازه چوبی انجام شده است. در این تحقیق خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خرده چوب ساخته شده از کلش برنج - خرده چوب صنعتی با پودر پلی پروپیلن مورد بررسی قرار گرفته است. مواد و روشها: در این تحقیق نسبت وزنی کلش برنج به خرده چوب در چهار سطح (0 به 100 ، 15 به 85، 30 به 70، 45 به 55) و پلی-پروپیلن در سه سطح (0، 5، 10 درصد) به عنوان متغیرهای مستقل انتخاب گردید. خردهچوب صنعتی از شرکت صنعت چوب شمال تهیه شد. از چسب اوره فرم آلدهید به میزان 10 درصد وزن خشک ماده اولیه و کلرید آمونیوم به عنوان هاردنر به میزان 2 درصد وزن خشک چسب استفاده شد. پس از فرآیند مخلوط کردن مواد اولیه با یکدیگر، کیک خرده چوب در دمای 170 درجه سانتیگراد به مدت زمان 5 دقیقه تحت پرس گرم قرار گرفت. پس از ساخت تخته خرده چوب، خصوصیات فیزیکی و مکانیکی تختهها با استفاده از آنالیز واریانس در سطح اطمینان 5 درصد مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که افزایش کلش برنج به خرده چوب باعث افزایش جذب آب و واکشیدگی ضخامت، کاهش مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی تختههای ساخته شده گردید. در حالیکه با افزایش درصد پلی پروپیلن، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی تختهها افزایش یافت. همچنین جذب آب و واکشیدگی ضخامت نمونهها بعد از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب بهبود پیدا کرد. زیرا پلی پروپیلن با ذوب شدن در طی مراحل پرس گرم به عنوان یک ماده چسبنده غیر قطبی باعث اتصال ذرات به یکدیگر میشود. نتیجهگیری: نتایج نشان داد، قابلیت بهکارگیری کلش برنج در سطح 30 درصد و پلی پروپیلن در سطح 10 درصد برای تختههای با اهداف عمومی (نجاری) به منظور استفاده در شرایط خشک وجود دارد.
در این تحقیق از هیبرید فنلفرمالدهید- چسب ماهی با هدف جایگزینی ترکیبات زیستی با رزینهای شیمیایی برای ساخت تختهلایه استفاده و سپس خواص فیزیکی و مکانیکی تخته لایههای ساختهشده بررسی شد. بدین منظور از چسب ماهی در سه سطح صفر، 10 و20 درصد برمبنای وزن خشک رزین استفاده شد. خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمون شامل واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیتۀ موازی و عمود بر الیاف لایۀ سطحی و مقاومت برشی اندازهگیری شد. براساس نتایج، افزایش مصرف چسب ماهی، سبب بهبود پایداری ابعادی و کاهش چشمگیر واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب شد. از سوی دیگر با افزایش مصرف چسب ماهی تا 20 درصد، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیتۀ موازی و عمود بر الیاف لایۀ سطحی و مقاومت برشی افزایش یافت.
در این تحقیق، خواص فیزیکی و مکانیکی تخته خرده چوب سه لایه ساخته شده با پودر پلی اتیلن بازیافتی و ذرات خرده چوب مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از پودر پلی اتیلن بازیافتی در سطوح مختلف (0، 10، 20، 30، 40 و 50 درصد) و چسب اوره فرم آلدهید در دو سطح 5 و 10 درصد استفاده شد. خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل دانسیته، جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطه وری در آب، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که با افزایش پلی اتیلن بازیافتی، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی در مقایسه با نمونه شاهد (بدون پلی اتیلن) بهطور قابلملاحظهای بهبود یافت. افزودن رزین اوره فرم آلدهید تأثیر معنیداری بر مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی داشت. میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب تخته خرده چوبها با افزایش میزان پلی اتیلن یک روند کاهشی را نشان دادند، به طوری که بیشترین مقدار آن مربوط به عدم استفاده از پلی اتیلن بازیافتی و کمترین میزان جذب آب و واکشیدگی ضخامت مربوط به تختههای دارای 50 درصد پلی اتیلن بود. با افزایش رزین اوره فرم آلدهید از 5 به 10 درصد، مقاومت خمشی، مدول الاستیسیته و چسبندگی داخلی افزایش یافت. همچنین افزایش رزین اوره فرم آلدهید موجب کاهش جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت شد. به دلیل عملکرد خوب پودر پلی پروپیلن در بهبود مقاومتها مقدار چسب اوره فرم آلدهید در ساخت تخته خرده چوب میتواند کاهش یاید. لذا با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق میتوان تیمار 40 درصد پلی اتیلن و 5 درصد رزین را پیشنهاد نمود.
در این تحقیق، باهدف استفاده از یک ترکیب جدید طبیعی و تجدیدشونده و دوستدار محیطزیست که باعث آلودگیهای زیستمحیطی نمیشود، خواص فیزیکی و مکانیکی تخته لایه ساخته شده از گونه صنوبر تبریزی با چسب اوره فرمالدهید همراه با پیله ابریشم بررسی شد. برای این منظور از پیله ابریشم بهعنوان ماده پرکننده و تقویتکننده در چهار سطح 0، 10، 20 و 30 درصد وزن خشک رزین اوره فرمالدهید استفاده شد. خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی موازی و عمود بر الیاف لایه سطحی و مقاومت برشی اندازهگیری گردید. نتایج نشان داد که افزایش میزان مصرف پیله ابریشم موجب کاهش واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب و افزایش مقاومت خمشی موازی و عمود بر الیاف لایه سطحی و مقاومت برشی در سطح اتصال شد. بهنحویکه استفاده از 30 درصد پیله ابریشم باعث بهبود پایداری ابعادی، مقاومت خمشی و مقاومت برشی در سطح اتصال تختهها شد.
سابقه و هدف: صنعت کاغذسازی در سطح دنیا با محدودیتهای منابع ماده اولیه سلولزی مواجه است. در بسیاری از کشورها، چوب در مقادیر کافی برای نیازهای صنعت خمیرکاغذ وجود ندارد. رشد سریع مصرف کاغذ، باعث ایجاد کمبود مواد اولیه در صنایع خمیر و کاغذ سازی شده است. اهداف کلی صنعت خمیرکاغذ در جهت افزایش کارآیی، کاهش هزینهها، تکامل فرآیندهای دوستدار محیط زیست و بهبود کیفیت محصولات است. سرعت تغییر و تحول در صنایع خمیر و کاغذ در حال افزایش است. گزارشها نشان میدهد قندها به دلیل فراوانی، ابعاد کوچک (نانو) و امکان تشکیل پیوند هیدروژنی میتوانند به عنوان مادهای مناسب در صنعت کاغذسازی مطرح باشند. از طرفی افزایش مقاومت کاغذ با نوع قند، مقدار قند در کاغذ و سطح پالایش الیاف متغیر است. این تحقیق با هدف استفاده از ساکارز به عنوان یک ماده افزودنی آلی و بررسی تأثیر آن بر ویژگیهای خمیرکاغذ سودای باگاس انجام شد.مواد و روشها: برای اینکار، خمیرکاغذ سودای باگاس کارخانه هفت تپه پارس و محلول ساکارز (در غلظتهای 5، 10، 15 و 20 درصد بر اساس وزن خشک الیاف) مورد استفاده قرار گرفت. خمیرها با محلول ساکارز در غلظتهای مختلف ترکیب و به مدت 20 دقیقه با یکدیگر همزده شدند. سپس مطابق با استاندارد TAPPI کاغذهایی با وزن پایه 3±60 گرم بر متر مربع ساخته شدند. در این تحقیق تأثیر استفاده از ساکارز بر روی ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و نوری کاغذ دست ساخت بررسی و با نمونه شاهد یعنی نمونه فاقد ساکارز مقایسه شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین نمونه شاهد (نمونه فاقد ساکارز) و نمونههای تیمار شده با ساکارز به لحاظ ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و نوری در سطح اعتماد آماری 99 درصد اختلاف معنی داری وجود دارد. با افزودن ساکارز تا غلظت 15 درصد؛ دانسیته، مقاومت به عبور هوا، مقدار ماندگاری آب ، مقاومت به کشش، مقاومت به ترکیدن، افزایش ولی مقاومت به پارگی، درجه ماتی و درجه روشنی کاهش یافت. ساکارز تا غلظت 15 درصد به دلیل تشکیل پیوند هیدروژنی بین گروههای هیدروکسیل قند و سلولز دیواره سلولی، باعث بهبود مقاومتهای کاغذ شد.نتیجهگیری: بهطور کلی، زمانی که مقدار ساکارز باقی مانده در کاغذ به حدود 4 درصد وزن خشک الیاف برسد، پیوندهای هیدروژنی زیادی بین ساختار الیاف اشباع شده با قندهای دی ساکارید تشکیل میشود و این منجر به تقویت شبکه لیفی الیاف در خمیرکاغذ و در نتیجه بهبود ویژگیهای کاغذ خواهد شد. کاغذهای تولید شده در این تحقیق، به علت دارا بودن مقدار ماندگاری آب زیاد میتوانند برای کاغذهای جاذب مورد استفاده قرار گیرند.
در این تحقیق تاثیر استفاده از آنزیم ویسکوزیم به منظور اصلاح کردن خصوصیات خمیر و کاغذ سودای باگاس مورد بررسی قرار گرفت. آنزیم ویسکوزیم (مخلوط آنزیمهای تجزیه کننده کربوهیدرات ها) حاصل از قارچ Aspergillus sp در مقادیر مختلف 5/0، 1 و IU2 و مدت زمان مختلف 5/0، 1 و 2 ساعت بر خمیر و کاغذ سودای باگاس تاثیر داده شد. برای تهیه کاغذ دست ساز از آیین نامه تاپی استفاده شد. جهت مقایسه کاغذهای ساخته شده از آزمون تجزیه واریانس و برای مقایسه میانگینها از آزمون دانکن استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد که درجه روانی و درجه پلیمریزاسیون خمیر کاغذ با افزایش غلظت آنزیم و زمان واکنش، کاهش یافت. در واقع پیش تیمار آنزیمی خمیر سودای باگاس همانند پالایش مکانیکی عمل کرده و با فیبریلاسیون خارجی بیشتر الیاف، باعث بهبود خصوصیات مکانیکی کاغذ سودای باگاس شد. با اعمال تیمار آنزیمی، شاخص مقاومت به کشش و ترکیدن بهبود یافت. به طوری که غلظت آنزیم IU5/0 و زمان واکنش یک ساعت بیشترین شاخص مقاومت به کشش، ترکیدن و پارگی را دارا بود. با افزایش غلظت آنزیم (IU2) به دلیل افت ویسکوزیته و درجه پلیمریزاسیون اگرچه مقاومتها کاهش یافتند ولی همچنان در مقایسه با نمونه شاهد دارای مقاومت بیشتری بودند.
In this research, the effect of enzyme treatment to modify bagasse soda pulp properties was investigated. Viscozyme enzyme (mixture of carbohydrates degrading enzymes) extracted from fungus Aspergillus aculeatus was added to pulp at different dosages of 0.5, 1 and 2 IU (based on per gram of oven dry pulp) and reaction times of 0.5, 1 and 2 hours. Tappi standard was used for preparation handsheets. For comparison handsheets from analysis of variance test and for comparison of the means from Duncan test were used. The results showed that pulp freeness and polymerization degree of pulp decreased as enzyme dosages and reaction times increased. In fact, enzymatic pretreatment by partial fiber fibrillation played the role of a refiner and improved mechanical properties of paper. Enzymatic treatment improved tensile and burst index. Enzyme concentration of 0.5 IU and 1hr reaction time had the most effect on tensile and burst index. Although higher enzyme concentrations (2IU) decreased strength properties of paper due to declined viscosity, but in comparison with control sample had more strengths.
در این تحقیق، خواص فیزیکی و مکانیکی تخته لایه ساخته شده از چوب صنوبر تبریزی با چسب اوره فرمالدهید همراه با نانو فیبر سلولزی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از نانو فیبر سلولزی به عنوان ماده پرکننده در پنج سطح 0، 1، 3، 5 و 7 درصد وزن خشک رزین استفاده شد. خواص فیزیکی و مکانیکی نمونههای آزمونی شامل جذب آب و واکشیدگی ضخامت بعد از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب، مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته موازی و عمود بر الیاف لایه سطحی و مقاومت برشی در سطح اتصال اندازهگیری شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که افزایش میزان نانو فیبر سلولزی موجب افزایش پایداری ابعادی تخته ها شده است. همچنین مقاومت خمشی و مدول الاستیسیته موازی با الیاف لایه سطحی، همراه با افزایش مصرف نانوسلولز، افزایش داشته است. از سوی دیگر افرایش میزان مصرف نانو سلولز موجب افزایش مقاومت برشی نمونه ها شده است اما اختلاف معنیداری بین سطوح مختلف تیمار ها مشاهده نشد.