زمینه و هدف: مطالعات زیادی به بررسی ارتباط بین سرمایهفکری و معیارهای عملکرد پرداختهاند که به نتایج متفاوتی رسیدهاند. دلیل آن می تواند ناشی از عدم توجه به جنبه کیفی عملکرد باشد. هدف این تحقیق بررسی رابطه سرمایهی فکری و رفتار سود (کیفیت سود) با استفاده از مدل ضریب ارزش افزوده فکری در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. روششناسی: برای این منظور تعداد 137 شرکت طی دوره 1392-1383 با استفاده از رگرسیون غلتان و چندگانه مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: یافتههای تحقیق حاکی از آن هستند که ضریب ارزش افزوده فکری، کارایی سرمایه ساختاری و کارایی سرمایه انسانی با کیفیت اقلام تعهدی و ثبات سودآوری رابطه مثبت و معنا داری دارند. ضریب ارزش افزوده فکری، کارایی سرمایه بهکار گرفته شده و کارایی سرمایه ساختاری با قابلیت پیشبینی رابطه دارند، که ارتباط کارایی سرمایه بهکار گرفته شده بر خلاف دو معیار دیگر منفی است. همچنین کارایی سرمایه بهکارگرفتهشده و کارایی سرمایه انسانی با هموار بودن سود به ترتیب ارتباط منفی و مثبت دارند. نتیجهگیری: بر این اساس لازم است هنگام بررسی رابطه سرمایه فکری بر کیفیت سود علاوه بر جنبهی کمی سود به جنبه های کیفی آن نیز توجه نمود و از این طریق بخشی از نتایج ناهمگون تحقیقات قبل را توضیح داد.
پیشبینی سود هر سهم و تغییرات آن بهعنوان یک رویداد اقتصادی از دیرباز موردعلاقه سرمایهگذاران، مدیران، تحلیل گران مالی و اعتباردهندگان بوده است. این توجه ناشی از استفاده سود در مدلهای ارزیابی سهام، کمک به کارکرد کارای بازار سرمایه، ارزیابی توان پرداخت و ارزیابی عملکرد واحد اقتصادی میباشد. هدف این تحقیق پیشبینی سود هر سهم با استفاده از شبکه عصبی – فازی و شبکه عصبی درک چندلایه(MLP) و GMDH و تعیین مدل برتر با استفاده از چهار معیار مربع میانگین خطای استاندارد(MSE) ، میانگین قدر مطلق خطا (MAE)، مربع مجذور میانگین خطا (RMSE) و (R2) ضریب تعیین میباشد. بدین منظور، شرکتهای پذیرفتهشده در بورس و اوراق بهادار تهران بهعنوان جامعه آماری و نمونه انتخابی شامل،500 سال/شرکت در قالب 24 صنعت فعال بورس در دوره زمانی 1390- 1386 میباشد که بهصورت تصادفی و روش نمونهگیری خوشهای انتخابشدهاند. نتایج تحقیق بیانگر برتری شبکه عصبی – فازی در تمامی چهار معیار ارزیابی نسبت به شبکه عصبی MLP و GMDH میباشد که نشان از توانایی بالای این شبکه در شناخت الگوهای حاکم بردادهها و وجود رابطه غیرخطی برخی متغیرهای حسابداری با سود هر سهم دارد. درنتیجه دقت پیشبینی شبکه عصبی – فازی بیشتر از شبکه¬ی MLP و GMDH است و برای پیشبینی سود هر سهم مناسب میباشد
Today companies are operating in a changing environment, so they have to cope themselves with these changing environment using different tools such as Information Technologies. In this case using this technology is increasing overtime. Measuring the impact of these technologies on company’s efficiency and outputs has been on a long debate. In this article we applied Data Envelopment Analysis (DEA) to measure these effects and to rank Iranian Stock Exchange listed companies. Results showed that DEA is a very strong technique in measuring the IT investment outputs based on efficiency rankings, also the BCC model of DEA is more powerful.