از آنجا که منابع در هر منطقه جغرافیایی محدود است، رویکرد منطقی آن است که این منابع صرف کسب و کارهای کارا شود. طی سال های اخیر، کلان شهر تهران به دلیل شرایط جوی و موقعیت جغرافیایی در شرایط بحرانی زیست محیطی قرار دارد؛ بنابراین، سنجش کارایی زیست محیطی صنایع فعال در این شهر در کنار ارزیابی کارایی عملیاتی حائز اهمیت است. برای مقایسه عملکرد صنایع و سنجش کارایی کل متشکل از کارایی عملیاتی و کارایی زیست محیطی می توان از تکنیک تحلیل پوششی داده ای شبکه ای استفاده نمود. پیدایش تکنیک تحلیل پوششی داده ای شبکه ای برای سنجش همزمان کارایی چندین زیرفرآیند به عنوان پیشرفتی در مدل استاندارد تحلیل پوششی داده ها به حساب می آید که در پی یافتن همزمان کارایی کل و کارایی زیرفرآیندها طی یک مدل ریاضی چندهدفه است. مدل ارائه شده در این پژوهش با حداقل سازی فاصله از کارایی مستقل، سعی در بهینه سازی مدل چندهدفه با استفاده از رویکردی خطی دارد. بطوری که مقایسه نتایج عددی نشانگر برتری این مدل نسبت به مدل های موجود در ادبیات در دستیابی به مجموعه جواب پارتو است.
از دیدگاه هربرت سایمون دانشمند شهیر مدیریت، جوهره و اساس مدیریت تصمیم گیری است. اهمیت تصمیم گیری زمانی بیشتر نمایان می شود که بخواهیم آن را فراتر از سطح فردی، در سطح سازمانی بررسی کنیم ( تصمیم گیری سازمانی ). زیرا سازمان ها به عنوان سیستم های پیجیده تصمیم گیری بر مبنای دیدگاههای گوناگونی به این مقوله مهم می پردازند. بر این اساس پرداختن به عقلانیت زیربنای تصمیم گیری از اهمیت بسزایی برخوردار است. پژوهش های متداول در ادبیات مدیریت، اکثرا تصمیم گیری را بر مبنای عقلانیت غالب در دنیای غرب مطالعه می کنند. با توجه به بافت فرهنگی حاکم بر کشور ما بررسی عقلانیت زیربنای تصمیم گیری با رویکرد اسلامی امری ضروری است.در این پژوهش مدل ارزیابی عقلانیت در سازمان از دیدگاه اسلام که قبلا توسط پژوهشگران طراحی شده است، تبیین شده است. سنجه طراحی شده در اختیار مدیران قرار گرفت و داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی تائیدی و نرم افزار Amos-22 مورد تحلیل قرار گرفت. خروجی های نرم افزار نشان داد که ابعاد سنجه ی عقلانیت در سازمان از دیدگاه اسلام در سطح P≤ 0.01 از پایایی معنی دار برخوردار هستند.
مواجهه با مسائلی که دارای پیچیدگی ساختاری است و ذینفعان متعددی با دیدگاههای مختلفی دارد و ماهیت سیستماتیک تغییرات در این مسائل، موجب بهکارگیری روششناسیهای سیستمی برای بهبود شناخت ماهیت مسئله و حل آن شده است. این مطالعه با هدف شناخت مسئلۀ نوسازی استراتژیک در صنعت بیمه، با بهکارگیری روششناسی سیستمی نرم انجام گرفته است. ماهیت سیستماتیک تغییرات در این صنعت و پیچیدگی آن و وجود ذینفعان چندگانه، بر اهمیت بهکارگیری روششناسیهای سیستمی افزوده است. در این راستا تصویر غنی ماهیت مسئلۀ تحقیق، تحلیل کاتوو و تعاریف ریشهای با توافق و مشارکت مالکان مسئله، از طریق برگزاری جلسات مصاحبه با متخصصان این حوزه احصا شده و مدل مفهومی نوسازی استراتژیک ارائه شد.
امروزه ارزیابی عملکرد بر مبنای کارآیی در سیستمهای چندبخشی- چنددورهای بطور فزایندهای در اخذ تصمیمات مدیریتی و سرمایهگذاری دارای اهمیت شده است. در این مقاله رویکرد فرمولهسازی جدیدی برای تحلیل پوششی دادههای شبکهای پویا بر مبنای تفکر سیستمی ارائه شده که به دنبال اندازهگیری و تجزیه کارآیی کل سیستمهای چندبخشی- چنددورهای است. اگرچه مدلهای سنتی تحلیل پوششی دادهها برای ارزیابی کارآیی در شرایط چندین ورودی و چندین خروجی ایده مدلسازی پیشرفتهای را ارائه میدهد اما در خصوص فرآیند انتقال پویای سیستمهای چندبخشی- چنددورهای واحدهای تصمیمگیرنده با محدودیت مواجه بوده و شاخصهایی به صورت جعبه سیاه برای امتیازات کارآیی آنها ارائه میدهد که با نادیده گرفتن اطلاعات مربوط به عملیاتهای درونی سیستم باعث میگردند تا امتیازات کارآیی واحدها بصورت نادرست تخمین زده شوند. این پژوهش بعنوان یک مطالعه موردی با در نظر گرفتن فرایند نوآوری به عنوان یک سیستم چند بخشی شامل دو زیر فرایند تحقیق و توسعه و بکاریری نتایج، مدل معرفی شده را برای اندازهگیری این فرآیند در دانشگاههای سطح یک کشور در بازه زمانی سالهای 93 تا 95 بکار برده است و میزان نوآوری را با توجه به هر بخش، هر دوره زمانی و همچنین نوآوری کل اندازهگیری نموده است.
امروزه عملکرد فرایندی یکی از عوامل کلیدی موفقیت در فضای رقابتی حاکم بر صنعت بانکداری تلقی میشود. تاکنون رویکردهای مختلفی با هدف شناخت و بهبود فرایندها ارائه شده است. فرایندکاوی یکی از رویکردهای جدیدو مبتنی بر فناوری اطلاعات است که در پی شناسایی و بهبود مدل بالفعل فرایند است. علیرغم توسعه نظری حوزهفرایندکاوی، پژوهشهای کمتری به مقوله کاربرد فرایندکاوی در شرایط دنیای واقعی و ارزیابی عملکرد الگوریتم-های کاوش پرداختهاند. در پژوهش حاضر کارایی فرایندکاوی و به طور خاص الگوریتم کاوش فازی در کشفمدل فرایندهای نیمه اتوماتیک بررسی شده است. برای اجرای پروژه فرایندکاوی از متدولوژی PM2 استفاده شد.البته تغییراتی در گامهای اول و پنجم متدولوژی مذکور ایجاد شد. در گام اول به منظور حصول اطمینان از جامعیتمدل، دادههای دستی و سیستمی مربوط به فرایند مورد مطالعه با هم ترکیب شد و قبل از اجرای فرایندکاوی سطحجزئیات مدل بر اساس نظرات صاحبان فرایند تنظیم شد. پس از تبدیل فایل یکپارچه شده دادهها به لاگ رویدادها،مدل فرایند به کمک نرمافزار ProM و با استفاده از الگوریتم کاوش فازی کشف شد. استفاده از دادههایی که بهصورت دستی ثبت شدهاند میتواند نتایج فرایندکاوی را تحت تاثیر قرار دهد لذا در گام اعتبارسنجی علاوه بر معیاررایج سنجش انطباق معیار جدیدی با عنوان معیار اعتبارسنجی خبره محور تعریف شد که مقدار آن برای مدل کشف93 درصد بدست آمد. نتایج پژوهش نشان میدهد امکان استفاده از الگوریتم / شده فرایند مورد مطالعه برابر با 5کاوش فازی در شرایط نیمه اتوماتیک بودن فرایند نیز وجود دارد
با توجه به اهمیت و نقش پارک های علم و فناوری در توسعۀ اقتصاد دانش بنیان، تحقیق حاضر با هدف شناسایی پیش نیازها و شرایط علی مؤثر در نظام ارزیابی عملکرد پارک های علم و فناوری انجام شده است. علی رغم پتانسیل زیاد این پارک ها در کمک به توسعۀ اقتصاد دانش بنیان در کشور، با چالش های متعددی مواجه هستند. یکی از این چالش ها ارزیابی عملکرد آن ها است که اجرا و توسعۀ آن مستلزم شناسایی عوامل علی ارزیابی عملکرد پارک ها متناسب با شرایط بومی ایران می باشد. در این مقاله با استفاده از روش نظریه داده بنیاد این عوامل شناسایی شدند. جامعۀ آماری تحقیق شامل کلیۀ خبرگان و صاحب نظران و فعالان حوزۀ پارک های علم و فناوری و نمونۀ آماری شامل 17 نفر از این افراد است که با ترکیبی از روش های نمونه گیری هدف مند قضاوتی و گلوله برفی انتخاب شدهآند. نتایج تحقیق بر اساس روش مثلث سازی، بررسی اعضاء و مقایسۀ نظری در کدگذاری باز، محوری و انتخابی تا پایان انجام تحقیق اعتبارسنجی شده است. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل علی مؤثر در ارزیابی عملکرد پارک ها شامل مأموریت گرایی پارک، تنوع پیچیدگی کارکرد پارک، فشارهای محک زنی و هزینه ای و ارزش آفرینی پارک است. در پایان تحقیق هم پیشنهادهایی برای توسعۀ ارزیابی عملکرد پارک های علم و فناوری ارائه شده است.
در عصر حاضر، محیط پیش روی سازمانها محیطی پیچیده، آشفته و همراه با عدم اطمینان است. ساختار سازمانی متناسب یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالشهای محیطی محسوب میشود. مدلهای طراحی ساختار باید بهگونهای باشد که انواع پیچیدگیهای پیش روی سازمان مانند پیچیدگی موجود در محیط و پیچیدگی روابط بین ذینفعان را درک کند. مدل سیستمهای مانا (VSM) رویکردی برای عارضهیابی و طراحی ساختار سازمانی است که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این رویکرد، مدلی انتزاعی یا طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار میرود. اساس این مدل آن است که وجود زیرسیستمهای مشخصی در سازمان و روابط بین آنها میتواند منجر به مانایی سازمان در محیط پیچیده شود. در پژوهش حاضر، از روششناسی سه مرحلهای این مدل که شامل مراحل شناسایی سیستم، عارضهیابی سیستم و کنترل جریانهای اطلاعاتی، کانالهای ارتباطی و خطاهای پرتکرار است، بهمنظور عارضهیابی ساختار سازمانی سازمان نظاممهندسی ساختمان استفاده شده است. بهکارگیری روششناسی فوق نشان داد که در سازمان موردمطالعه، مجموعهای از زیرسیستمها، جریانهای اطلاعات و همچنین کانالهای ارتباطی برای دستیابی به مانایی نواقصی دارند که رفع این کمبودها سازمان را جهت حرکت به سمت مانایی توانمندتر خواهد کرد.
ساختار سازمانی متناسب، یکی از عوامل اساسی جهت دستیابی سازمان به اهدافش و رویارویی با چالش های محیطی محسوب می شود. مدل های طراحی ساختار باید طوری باشد که پیچیدگی ذاتی محیط و پیچیدگی روابط بین ذی نفعان را درک کند و در تمامی شرایط با تغییرات محیطی منطبق باشد. یکی از مدل هایی که قابلیت درک تغییرات محیطی را دارد، مدل سیستم های مانا (VSM) می باشد که ریشه در سایبرنتیک سازمانی دارد. این مدل، طرحی کلی و عام برای کمک به طراحی ساختار سازمانی به شمار می رود. انگاره این مدل آن است که وجود زیر سیستم های مشخصی در سازمان و روابط بین این زیر سیستم ها می تواند سازمان را به سمت مانایی و توانایی بقا در محیط متغیر سوق دهد. در پژوهش حاضر از این مدل و روش شناسی پنج مرحله ای آن جهت عارضه یابی ساختار سازمانی سازمان نظام مهندسی ساختمان استفاده شده است. به کار گیری روش شناسی فوق نشان داد که در این سازمان مجموعه ای از زیر سیستم ها، کارکرد ها و همچنین کانال های ارتباطی جهت دستیابی به مانایی دارای نقص می باشند که رفع این نواقص سازمان را جهت رویارویی با چالش های محیطی و حرکت به سمت مانایی توانمند تر خواهد کرد.
امروزه کارت امتیازی متوازن در جاریسازی راهبرد در بسیاری از سازمانها، نقشی حیاتی دارد. در این بین نقشههای راهبرد بهعنوان نسل سوم کارتهای امتیازی، با تبدیل مأموریت و چشمانداز به اهداف راهبردی، پل بین تدوین و اجرای راهبرد است. با وجود این روششناسی تدوین آن هنوز با ابهامهای بسیاری مواجه است. مطالعۀ حاضر با الهام از دیدگاه صاحبنظران این حوزه و بررسی پیشینۀ پژوهش، روششناسی بهبودیافتهای را برای رفع سه نقص یا پتانسیل بهبود شناساییشدۀ نقشۀ راهبرد ارائه کرده است. با بهکارگیری QFD و غربالسازی فازی، نقشههای شناختی فازی و توجه به محیط فازی تدوین نقشۀ راهبرد روششناسی گامبهگامی ارائه شده است که پالایش اهداف راهبردی، مدلسازی روابط علی و قضاوتهای انسانی را مدنظر قرار داده است. در نهایت این روششناسی در یک مورد عملی پیاده شده است.