مقدمه: هورمون درمانی به طور گسترده ای جهت کنترل علائم یائسگی، پیشگیری و درمان بیماری قلبی عروقی، استئوپروز و زوال عقل در زنان مسن استفاده می شود. مطالعه حاضر با هدف شناسایی اثرات طولانی مدت هورمون درمانی بر مشکلات یائسگی انجام شد. روش کار: این مطالعه به صورت مروری با جستجوی 25 مقاله مرتبط در مورد هورمون درمانی بعد از یائسگی طی سال های 1999 تا 2010 صورت گرفت. جستجو در پایگاههای اطلاعاتی ISI Web of Science، Up to date و Scopus با استفاده از کلیدواژه هایی نظیر یائسگی، هورمون درمانی، عوارض هورمون درمانی، استروژن و پروژسترون انجام گرفت. معیارهای ورود مقالات به مطالعه شامل درج واژه های مورد جستجو در بخش عنوان یا کلیدواژه های مقالات بود. مقالات با داده های ناقص و مقالاتی که تنها چکیده آن ها در دسترس بود از مطالعه خارج شدند. یافته ها: در زنان نسبتاً سالم، هورمون درمانی ترکیبی مداوم به میزان قابل توجهی خطر ترومبوآمبولیسم وریدی یا حوادث کرونری، سکته، سرطان پستان و بیماری کیسه صفرا را افزایش می دهد. هورمون درمانی طولانی مدت با استروژن تنها به میزان قابل توجهی خطر سکته و بیماری کیسه صفرا را افزایش می دهد. به طور کلی، تنها فواید مهم هورمون درمانی، کاهش بروز شکستگی ها و سرطان کولون با مصرف طولانی مدت می باشد. نتیجه گیری: هورمون درمانی برای درمان معمول بیماری مزمن اندیکاسیون ندارد. نیاز به شواهد بیشتر در زمینه بی خطر بودن هورمون درمانی جهت کنترل علائم یائسگی وجود دارد. تصور بر این است که مصرف کوتاه مدت هورمون برای زنان سالم جوان تر، نسبتاً بی خطر باشد.
مقدمه: کاهش شدید دریافت شیر مادر طی روزهای اول زندگی منجر به کاهش وزن، نارسائی کلیه و هیپرناترمی میگردد. مطالعه حاضر به بررسی ارتباط هیپرناترمی نوزادان با نحوه شیردهی مادر میپردازد. روشکار: : این مطالعه مقطعی- توصیفی از سال 1384-1390 بر روی670 نفر از نوزادان مراجعه کننده به درمانگاه و بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد، پس از کسب رضایت والدین انجام شد. ابتدا شرح حال کاملی از مادر و نوزاد در زمینه مشکلات بارداری و زایمان، نحوه شیردهی و اولین زمان شروع شیردهی با استفاده از پرسشنامه اخذ گردید. سپس نوزادان براساس میزان سدیم خون، به 2 گروه ایزوناترمی و هیپرناترمی (سدیم ≥mg/dl 150) تقسیم شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تی مستقل و کای-دو و نرم افزار SPSS (نسخه 5/11) انجام شد. سطح p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: براساس یافتههای مطالعه حاضر، میانگین سنی (911/0=p)، نمره آپگار (192/0=p)، زمان اولین شیردهی (081/0=p) و طول مدت شیردهی (108/0=p) در دو گروه ایزوناترمی و هیپرناترمی تفاوت آماری معنیداری نداشت. اما وزن هنگام بستری (021/0=p)، تعداد دفعات شیردهی (001/0>p)، وضعیت شیردهی مادر (001/0>p)، رفلکس جاری شدن شیر در پستان مادر (001/0>p)، نوع تغذیه (001/0>p)، پرشدگی پستان بعد از زایمان و بعد از شیردهی (001/0>p)، نرمشدگی پستان بعد از شیردهی (001/0>p)، دفعات ادرار (001/0>p)، دفعات مدفوع (001/0>p) و طولمدت بستریشدن مادر در بیمارستان (007/0=p) بین دو گروه تفاوت معنیداری داشت. نتیجهگیری: کنترل وزن نوزاد، دفعات شیردهی، وضعیت شیردهی، تغییرات پستان در شیردهی و دفعات ادرار و مدفوع ممکن است در تشخیص زودرس کاهش دریافت شیر و کنترل عوارض ناشی از آن مؤثر باشد.
مقدمه: بررسی تأثیر روزه داری بر سلامت مادران باردار، ضرورتی انکارناپذیر است. مطالعات انجام شده در این زمینه، نتایج متناقصی را گزارش کرده اند، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه پیامدهای بارداری مادران روزه دار و غیر روزه دار انجام شد. روشکار: این مطالعه توصیفی - تحلیلی طی سال های 1391-1387 بر روی 1000 زن باردار در بخش مامایی بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شد. افراد بر اساس شرح حال به دو گروه مورد (مادرانی که حداقل 10 روز در طول بارداری روزه گرفته بودند = 614 نفر) و شاهد (مادرانی که روزه نگرفته بودند = 386 نفر) تقسیم شدند. مادران دو گروه، بیماری خاصی در دوران بارداری نداشتند. سپس مشخصات افراد و پیامدهای بارداری دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل، من ویتنی و کورسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: دو گروه مورد مطالعه از نظر سن مادر (499/0=p)، شغل (384/0=p)، تحصیلات (245/0=p)، پاریتی (094/0=p) و مراقبت قبل از تولد (222/0=p) همگن بودند. سزارین در 194 نفر (8/50%) از گروه شاهد و در 252 نفر (8/41%) از گروه مورد انجام شده بود (008/0=p). 46 نفر (15%) از گروه شاهد و 28 نفر (2/17%) از گروه مورد به عفونت حین زایمان مبتلا بودند (212/0=p). میانگین وزن نوزادان در گروه شاهد 3000 گرم و در گروه مورد 3170 گرم بود (065/0=p). میانگین وزن قبل از بارداری در مادران گروه مورد 16/60 و در گروه شاهد 58/58 کیلوگرم بود (053/0=p). میانگین وزن ماه آخر بارداری در مادران گروه مورد 95/70 و در گروه شاهد 77/70 کیلوگرم بود (443/0=p). نتیجهگیری: روزه داری بر روی پیامدهای بارداری (عفونت بارداری و حین زایمان، وزن قبل از بارداری و وزن ماه آخر بارداری، مراقبت های پره ناتال و تولد نوزاد نارس) تأثیر قابل توجهی ندارد.
مقدمه: زردی، شایع ترین علت بستری نوزادان در ماه اول پس از تولد می باشد. شناسایی عوامل مستعد کننده مادری مرتبط با زردی نوزادی در شناسایی سریعتر نوزادان در معرض خطر زردی و پیشگیری از عوارض ناشی از آن کمک کننده است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل مستعد کننده مادری و نوع زایمان در نوزادان مبتلا به زردی انجام شد. روشکار: این مطالعه توصیفی - تحلیلی طی سال های 1382 تا 1391 بر روی 2796 نوزاد ترم 3 تا 29 روزه مبتلا به زردی در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شد. پس از تأیید زردی نوزادان بر اساس تشخیص پزشک متخصص اطفال و نتایج آزمایشگاهی، پرسشنامه پژوهشگر ساخته حاوی اطلاعات فردی مادر، مشخصات نوزاد، مشکلات مادر در طی بارداری و نوع زایمان تکمیل شد. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/19) و آزمون های تی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: از 2796 نوزاد ترم مبتلا به زردی، 1146 نفر (41%) سابقه عوامل مستعد کننده مادری شامل: افزایش فشار خون (7/4%)، خونریزی واژینال (3/3%)، دیابت (78/2%)، پارگی زودرس کیسه آب (7/2%) و عفونت ادراری (8/0%) داشتند. 464 نفر (58%) از نوزادان با سابقه عوامل مستعد کننده مادری به روش سزارین و 337 نفر (42%) به روش طبیعی متولد شده بودند. نتیجهگیری: عوامل مستعد کننده مادری شامل خونریزی واژینال، افزایش فشارخون، دیابت، پارگی زودرس کیسه آب، عفونت ادراری و همچنین زایمان سزارین با زردی نوزادی همراه می باشد. لذا در صورت بروز این مشکلات در بارداری باید نوزادان را از لحاظ زردی تحت پیگیری قرار داد.