مقدمه: اگر چه میزان عفونت در بخش مراقبت های ویژه نوزادان(NICU) به دنبال ارتقاء مراقبتهای درمانی،کاهش یافته است، اما سپسیس نوزادی یکی از رایج ترین علت مرگ و میر نوزادان می باشد. ﻫــﺪف از اﯾــﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌــﻪ بررسی علایم کلینیکی، فاکتورهای خطر مادری و نوزادی سپسیس در ﻧﻮزادان ﺑﺴﺘﺮی شده در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی وﯾﮋه ﻧﻮزادان ﺑﻮد.مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی میباشد که روی 290 نوزاد بستری شده در بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد طی سالهای 90 تا 98 با نمونهگیری در دسترس انجام شده است. پس از تأیید سپسیس در نوزادان بر اساس نتیجه کشت و نتایج آزمایشگاهی، چک لیست پژوهشگر ساخته حاوی مشخصات مادری، نوزادی و آزمایشگاهی نوزادان تکمیل گردید.یافته ها: شایعترین عوامل خطر مادری سپسیس نوزادی، پارگی زودرس کیسه آب 56(6%/19)، پره اکلامپسی 43(08%/15)، هایپرتانسیون 21 (36%/7)، کوریوآمنیوتیت19(6%/6)، دیابت13(56%/4) بوده است. 86% نوزادان ما پره ترم بوده اند. شایعترین علایم بالینی دیسترس تنفسی، کاهش فشار خون، افت SPo2،آپنه،زردی،دیستاسیون شکمی، تاکی کاردی، سوفل قلبی و تشنج بود. علایم آزمایشگاهی سپسیس، CPR بالا(77%)، ترمبوسیتوپنی(53%)، لوکوسیتوز(38%)،اختلال انعقادی(36%) و ESR بالا(22.3%) بود.نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه ما شایعترین ریسک فاکتور مادری سپسیس نوزادی، پارگی زودرس کیسه آب و نوزادی نارسی بوده است لذا کنترل و حذف عوامل مستعد کننده PROM و نارسی ممکن است از بروز سپسیس نوزادی بکاهد شایعترین علامت کلینیکی دیسترس تنفسی و آزمایشگاهی CRP مثبت بوده است.
مقدمه: درمحیط NICU محرکهای بیش از حد پرتنش وجود دارد. اگرچه اقدامات در این بخش در حال حاضر نوزادان را نجات میدهد؛ اما میتواند موجب اختلال در توانایی نوزاد در سازگاری با محرکات محیطی شود. هدف: تعیین تأثیر اجرای پروتکل زمان آرام بر معیارهای فیزیولوژیک نوزاد نارس. روش: در این کارآزمایی بالینی تقاطعی، 120 نوزاد نارس در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان قائم(عج) مشهد در سال 1393 به صورت تصادفی به دو گروه شاهد و مداخله تخصیص یافتند. در گروه مداخله، پروتکل زمان آرام که شامل آماده کردن محیط، تعدیل فعالیتهای پرستاری و مادران در طی ساعات 18-16 اجرا میشد و گروه شاهد در ساعات 13-11 برنامههای معمول بخش را دریافت میکردند. فشارخون، تعداد تنفس و ضربان قلب در فواصل 15 دقیقه حین مداخله و یک ساعت قبل و بعد از هر دو زمان و همچنین سطح صدا و شدت نور اندازهگیری شد. تحلیل دادهها توسط آزمونهای تیمستقل، منویتنی، آنالیزواریانس با اندازههای تکراری و فریدمن با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 انجام شد. یافتهها: 40 درصد نوزادان دختر و 60 درصد پسر بودند. از لحاظ فشارخون سیستولیک (44/0p
مقدمه: کاهش شدید دریافت شیر مادر طی روزهای اول زندگی منجر به کاهش وزن، نارسائی کلیه و هیپرناترمی میگردد. مطالعه حاضر به بررسی ارتباط هیپرناترمی نوزادان با نحوه شیردهی مادر میپردازد. روشکار: : این مطالعه مقطعی- توصیفی از سال 1384-1390 بر روی670 نفر از نوزادان مراجعه کننده به درمانگاه و بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد، پس از کسب رضایت والدین انجام شد. ابتدا شرح حال کاملی از مادر و نوزاد در زمینه مشکلات بارداری و زایمان، نحوه شیردهی و اولین زمان شروع شیردهی با استفاده از پرسشنامه اخذ گردید. سپس نوزادان براساس میزان سدیم خون، به 2 گروه ایزوناترمی و هیپرناترمی (سدیم ≥mg/dl 150) تقسیم شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تی مستقل و کای-دو و نرم افزار SPSS (نسخه 5/11) انجام شد. سطح p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: براساس یافتههای مطالعه حاضر، میانگین سنی (911/0=p)، نمره آپگار (192/0=p)، زمان اولین شیردهی (081/0=p) و طول مدت شیردهی (108/0=p) در دو گروه ایزوناترمی و هیپرناترمی تفاوت آماری معنیداری نداشت. اما وزن هنگام بستری (021/0=p)، تعداد دفعات شیردهی (001/0>p)، وضعیت شیردهی مادر (001/0>p)، رفلکس جاری شدن شیر در پستان مادر (001/0>p)، نوع تغذیه (001/0>p)، پرشدگی پستان بعد از زایمان و بعد از شیردهی (001/0>p)، نرمشدگی پستان بعد از شیردهی (001/0>p)، دفعات ادرار (001/0>p)، دفعات مدفوع (001/0>p) و طولمدت بستریشدن مادر در بیمارستان (007/0=p) بین دو گروه تفاوت معنیداری داشت. نتیجهگیری: کنترل وزن نوزاد، دفعات شیردهی، وضعیت شیردهی، تغییرات پستان در شیردهی و دفعات ادرار و مدفوع ممکن است در تشخیص زودرس کاهش دریافت شیر و کنترل عوارض ناشی از آن مؤثر باشد.
مقدمه: آسفیکسی، یک مشکل جدی در مراقبت های پری ناتال می باشد. شناخت عوامل خطر و زمینه ساز آسفیکسی میتواند گام مهمی در پیشگیری، تشخیص و درمان سریع تر آن داشته باشد، با این وجود مطالعات اندکی در این زمینه وجود دارد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط عوارض مادری با آسفیکسی نوزادی انجام شد. روش کار: این مطالعه مقطعی - تحلیلی در سال 92-1386 بر روی 346 زن تازه زایمان کرده واجد شرایط ورود به مطالعه بستری در بیمارستان آموزشی درمانی قائم (عج) مشهد انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، فرم مصاحبه و فرم ثبت اطلاعات جهت بررسی مشخصات بارداری و زایمانی بود. سپس نوزادان در دو گروه با و بدون آسفیکسی قرار گرفتند، جهت مقایسه دقیقتر تعداد نوزادان در دو گروه یکسان در نظر گرفته شد و ارتباط آسفیکسی با مشکلات حین بارداری و زایمان مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(نسخه 5/11) و آزمون های تی مستقل، کای دو و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: از 346 زن بررسی شده در این مطالعه، 168 (55/48درصد) نفر از زنان دارای نوزاد تازه متولد شده مبتلا به آسفیکسی و 178 (44/51 درصد) نفر دارای نوزاد تازه متولد شده عدم مبتلا به آسفیکسی بودند و دو گروه از نظر عوارض دوران بارداری تفاوت آماری معنی داری داشتند (001/0p
مقدمه: فشارهای ناشی از مراقبت از نوزاد نارس به خصوص نوزاد بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان میتواند با تغییرات جبرانناپذیر بر سلامت روانی و جسمانی خانواده، کیفیت زندگی و سلامت نوزاد را تحت تأثیر قرار دهد. هدف: تعیین تأثیر مشارکت خانواده بر سلامت عمومی مادر و طول مدت بستری نوزاد نارس. روش: در این کارآزمایی بالینی دوگروهی، 60 مادر نخستزا و نوزاد نارس بستری آنها در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان به صورت تصادفی به دو گروه مشارکت خانواده و شاهد تخصیص یافتند. توانمندسازی گروه مشارکت خانواده برای انجام مراقبتهای پایه در مراحل آموزش و عملکرد مستقل صورت گرفت. گروه شاهد مراقبتهای معمول بخش را دریافت کردند. سلامت عمومی مادران با پرسشنامه سلامت عمومی مادران گلدبرگ بررسی شد؛ که در آن، امتیاز بالاتر نشانه سلامت عمومی کمتر بود. تحلیل دادهها توسط آزمونهای تیمستقل و منویتنی با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 انجام شد. یافتهها: آزمون تیمستقل بین میانگین سلامت عمومی در گروه مشارکت خانواده (9/8±2/21) در مرحله پس از مداخله نسبت به گروه شاهد (0/13±4/35) تفاوت آماری معنیداری نشان داد (01/0>p). آزمون منویتنی از نظر طول مدت بستری بین دو گروه تفاوت معنیداری نشان نداد. نتیجهگیری: مشارکت خانواده در مراقبت از نوزاد نارس میتواند سلامت عمومی مادر را افزایش داده و به عنوان یک روش کاربردی برای ارتقای سلامت خانواده توصیه میشود.