مقدمه: کبد چرب حاد بارداری (AFLP) به دلیل مرگ و میر بالای مادر و جنین مورد توجه است. هدف از این مطالعه بررسی پیامد بارداری در مبتلایان به کبد چرب حاد بارداری میباشد.روش کار: این مطالعه مقطعی-توصیفی و گذشتهنگر از سال 1392 تا 1397 انجام شد. پرونده 1475 بیمار مشکوک به کبد چرب حاد بارداری، سندرم هلپ، پره اکلامپسی شدید و پورپورای ترومبوسیتوپنیک ترومبوتیک مراجعه کننده به بیمارستانهای دانشگاهی مشهد بررسی شد. شکایت اصلی بیماران هنگام مراجعه، علایم آزمایشگاهی و پیامد مادری و نوزادی ارزیابی شدند. دادهها توسط نرم افزار SPSS(نسخه 23) آنالیز شدند.یافته ها: 34 پرونده با تشخیص AFLP وارد مطالعه شدند. تهوع و استفراغ (94.11%)، درد شکمی (94.11%) و فشار خون بالا (52.94%) سه شکایت اصلی بودند. آزمایشات نشان دهنده افزایش بیلیروبین، آنزیم های کبدی، تست های انعقادی و کراتینین و نیز کاهش آلبومین و تعداد پلاکتها بود. میانگین سن حاملگی در زمان ختم بارداری 34.2 هفته بود. 5 مورد مرگ ومیر مادر و 4 مورد مرگ و میر نوزاد مشاهده شد. میانگین مدت زمان بهبودی 6 روز بود.نتیجه گیری: کبد چرب بارداری با مرگ و میر مادر و عوارضی مانند نارسایی مولتی ارگان، 1DIC، خونریزی بعد زایمان، زایمان زودرس و مرگ و میر نوزادی همراه می باشد. از آنجا که در این مطالعه تهوع و استفراغ و درد شکمی شایعترین علایم بیماران مبتلا به کبد چرب حاد بارداری بود، توصیه می شود زنان بارداری که در سه ماهه سوم با این علایم مراجعه می کنند حتما از نظر کبد چرب بارداری بررسی شوند.
مقدمه: اکلامپسی (eclampsia) به تشنج تونیک کلونیک ژنرالیزه در خانم باردار با پره اکلامپسی گفته می شود ویکی از علل اصلی مرگ و میر مادری و جنینی در سراسر جهان محسوب می شود. هدف از این مطالعه بررسی عوارض مادری و جنینی در حاملگی های همراه با اکلامپسی در بیمارستان قائم مشهد می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی تمامی بیماران با تشخیص اکلامپسی که درطی خرداد 97 تا خرداد 99 در بیمارستان قائم بستری شده اند وارد مطالعه شدند. عوارض مادری و جنینی بررسی شد. یافتهها: در این مطالعه 51 بیمار اکلامپسی مورد بررسی قرارگرفت.شیوع اکلامپسی در بیمارستان قایم 0.45درصد بود. اکلامپسی قبل از زایمان 66.7 درصد و بیشتر از حین و پس از زایمان بود. عوارض مادری شامل افزایش میزان سزارین، خونریزی واژینال، اختلالات کبدی، سندرم PRES ، سندرم HELLP ، DIC ، کنده شدن زودرس جفت و ادم ریه و عوارض جنینی شامل نمره آپگار پایین، بستری در NICU ، مرده زایی، تولد پیش از موعد و مرگ بود. 14 مورد مرگ جنینی و نوزادی ( 27.4درصد) وجود داشت. مرگ مادر در این مطالعه وجود نداشت. نتیجهگیری: شیوع اکلامپسی در مرکز مورد مطالعه نسبت به کشورهای توسعه یافته بالا نمی باشد ولی پیامدهای ناشی از آن به ویژه عوارض جنینی نوزادی، بالا گزارش می شود و نیازمند تلاش های بیشتر جهت کاهش عوارض می باشد.
مقدمه: اولین و متحملترین علامت پارگی رحم، الگوی غیر اطمینان بخش ضربان قلب جنین است که میتواند باعث مرگ جنین شود. در موارد مرگ جنین داخل رحمی امکان تشخیص زودرس پارگی رحم بر اساس الگوی قلب جنین امکانپذیر نیست. در این مطالعه یک مورد نادر خروج امنتوم از واژن به دنبال زایمان طبیعی بعد سزارین یک جنین مرده گزارش شد. معرفی بیمار: زن 31 ساله G2L1 با سن حاملگی 38 هفته با شکایت درد زایمانی به اورژانس زایشگاه یکی از بیمارستانهای آموزشی زنان مشهد مراجعه کرد. در بدو مراجعه به اورژانس، قلب جنین سمع نشد. انقباضات خود به خودی مادر برای پیشرفت زایمانی مناسب بود. با توجه به کاهش انقباضات مؤثر، اکسیتوسین تجویز شد و در نهایت با توجه به توقف نزول و مرگ جنین و عدم رضایت مادر به سزارین، زایمان با وکیوم انجام شد. قبل از بررسی محل انسزیون سزارین امنتوم داخل واژن لمس شد. بیمار با تشخیص پارگی رحم منتقل اتاق عمل شد. لاپاراتومی با انسزیون فان اشتیل در محل اسکار قبلی انجام شد که پارگی رحم در محل اسکار قبلی با گسترش به سگمان تحتانی مشهود بود که ترمیم شد. نتیجهگیری: در زایمانهایی که مرگ داخل رحمی اتفاق افتاده است با توجه به عدم دسترسی به قلب جنین به عنوان علامت خطر پارگی رحم توجه به سیر لیبر اهمیت ویژهای دارد و در صورت کاهش انقباضات زایمانی و یا عدم نزول سر بخصوص در فاز فعال زایمانی باید از تجویز اکسی توسین خودداری کرده و اقدام به عمل جراحی کرد.
مقدمه: چسبندگی های غیر طبیعی جفت به عنوان یک عامل مهم تهدید کننده حیات در مامایی به شمار می روند. این مسئله مهم، یک مشکل در حال رشد در دهه های اخیر به دلیل سن بالای مادر و انجام بیشتر سزارین اتفاق می افتد. مطالعه حاضر با هدف گزارش یک مورد نادر هیسترکتومی به دلیل پلاسنتا اکرتا در یک زن نخست زا سن بالا انجام شد. معرفی مورد: بیمار یک خانم 36 ساله نخست زا با بارداری 26 هفته بود که به دلیل پارگی زودرس کیسه آب و خونریزی واژینال بستری شد. بیمار به دلیل کوریوآمنیونیت در سن بارداری 26 هفته و 4 روز جهت زایمان واژینال اینداکشن شد و بلافاصله پس از زایمان به دلیل خونریزی شدید غیر قابل کنترل تحت عمل لاپاراتومی قرار گرفت و در نهایت به دلیل عدم کنترل خونریزی با اقدامات نگهدارنده طبی و جراحی، هیسترکتومی انجام شد که در نتیجه پاتولوژی نمونه هیسترکتومی جفت اکرتا گزارش شد. نتیجه گیری: شیوع رو به افزایش چسبندگی غیر طبیعی جفت می تواند ناشی از افزایش سن مادر باشد. یکی از استراتژی های لازم برای جلوگیری از این عارضه تهدید کننده حیات، توصیه به ازدواج و بارداری در سنین پایین تر می باشد.
مقدمه: هایپرامزیسگراویداروم، فرم بسیار شدید تهوع و استفراغ دوران بارداری است که در 5/0 تا 2 درصد بارداری ها اتفاق میافتد. اتیولوژی آن ناشناخته است و اکثرا عوامل هورمونی و روانی را در ایجاد آن دخیل میدانند. در مطالعات اخیر عفونت معده با هلیکوباکترپیلوری به عنوان عامل احتمالی آن مطرح شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط عفونت هلیکوباکترپیلوری با تهوع و استفراغ شدید بارداری انجام شد. روش کار:این مطالعه آینده نگر و مورد - شاهدی طی سال های 87-1386 بر روی 87 بیمار باردار مراجعه کننده به بیمارستان قائم (عج) و امام رضا (ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. 43 زن باردار مبتلا به تهوع استفراغ شدید بارداری و 44 زن باردار بدون علامت، از نظر عفونت هلیکوباکترپیلوری با آزمون سرولوژی IgG علیه هلیکوباکترپیلوری مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه16) و آزمون های کای دو، تی دانشجویی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها:در این مطالعه 36 نفر در گروه مورد (8/81%) و 25 نفر در گروه شاهد (1/58%) دارای عیار بالای آنتی بادی (IgG) ضد هلیکوباکترپیلوری بودند که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (016/0=p). نتیجه گیری: بین هیپرامزیس گراویداروم و مثبت بودن عیار آنتی بادی (IgG) ضد هلیکوباکترپیلوری ارتباط معنی دار وجود دارد.
مقدمه: بررسی تأثیر روزه داری بر سلامت مادران باردار، ضرورتی انکارناپذیر است. مطالعات انجام شده در این زمینه، نتایج متناقصی را گزارش کرده اند، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه پیامدهای بارداری مادران روزه دار و غیر روزه دار انجام شد. روشکار: این مطالعه توصیفی - تحلیلی طی سال های 1391-1387 بر روی 1000 زن باردار در بخش مامایی بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شد. افراد بر اساس شرح حال به دو گروه مورد (مادرانی که حداقل 10 روز در طول بارداری روزه گرفته بودند = 614 نفر) و شاهد (مادرانی که روزه نگرفته بودند = 386 نفر) تقسیم شدند. مادران دو گروه، بیماری خاصی در دوران بارداری نداشتند. سپس مشخصات افراد و پیامدهای بارداری دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 5/11) و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل، من ویتنی و کورسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: دو گروه مورد مطالعه از نظر سن مادر (499/0=p)، شغل (384/0=p)، تحصیلات (245/0=p)، پاریتی (094/0=p) و مراقبت قبل از تولد (222/0=p) همگن بودند. سزارین در 194 نفر (8/50%) از گروه شاهد و در 252 نفر (8/41%) از گروه مورد انجام شده بود (008/0=p). 46 نفر (15%) از گروه شاهد و 28 نفر (2/17%) از گروه مورد به عفونت حین زایمان مبتلا بودند (212/0=p). میانگین وزن نوزادان در گروه شاهد 3000 گرم و در گروه مورد 3170 گرم بود (065/0=p). میانگین وزن قبل از بارداری در مادران گروه مورد 16/60 و در گروه شاهد 58/58 کیلوگرم بود (053/0=p). میانگین وزن ماه آخر بارداری در مادران گروه مورد 95/70 و در گروه شاهد 77/70 کیلوگرم بود (443/0=p). نتیجهگیری: روزه داری بر روی پیامدهای بارداری (عفونت بارداری و حین زایمان، وزن قبل از بارداری و وزن ماه آخر بارداری، مراقبت های پره ناتال و تولد نوزاد نارس) تأثیر قابل توجهی ندارد.
مقدمه: سقط القاء شده، به معنای ختم بارداری به روش طبی یا جراحی قبل از قابلیت حیات در جنین به دلایل جنینی و مادری می باشد. اخیراً درمان های دارویی به دلیل عوارض جراحی متداول تر شده است. در این میان، میزوپروستول کاربرد وسیعی پیدا کرده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر میزوپروستول رکتال و واژینال در ختم بارداری های سه ماهه اول در بیماران با سابقه قبلی عمل جراحی رحمی انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1389 بر روی 80 زن باردار در سه ماهه اول بارداری با سابقه سزارین قبلی که جهت ختم بارداری به بیمارستان قائم مراجعه کرده بودند، انجام شد. بیماران به طور تصادفی در دو گروه میزوپروستول واژینال 800 میکروگرم و میزوپروستول رکتال 800 میکروگرم قرار گرفتند. نتایج از نظر پیامد سقط و پاسخ به درمان در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS (نسخه 5/11) و آزمون های کای اسکوئر، تی دانشجویی، من ویتنی و کروسکال والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین سنی افراد گروه رکتال 9/5±41/29 سال و گروه واژینال 8/5±46/30 سال بود. سن بارداری در گروه رکتال 9/1±6/9 هفته و در گروه واژینال 3/2±7/9 هفته بود. در گروه میزوپروستول رکتال 6/84% و در گروه میزوپروستول واژینال 6/75% از محصولات بارداری به طور کامل دفع شد. 6 نفر (4/15%) در گروه رکتال و 10 نفر (4/24%) در گروه واژینال نیاز به کورتاژ داشتند. دو گروه از نظر عوارضی نظیر تب (361/0=p)، تهوع (814/0=p)، اسهال (676/0=p)، لرز (890/0=p)، نیاز به مسکن (258/0=p) و نیاز به ترانسفوزیون (971/0=p) تفاوت معنی داری نداشتند و هیچ موردی از پارگی رحم مشاهده نشد. نتیجهگیری: میزوپروستول به هر دو روش رکتال و واژینال برای سقط طبی در سه ماهه اول بارداری در افرادی که سابقه زایمان به روش سزارین دارند، مؤثر می باشد.
مقدمه: زایمان، مسیر نهایی و مهمترین قسمت بارداری محسوب می شود و آماده بودن سرویکس یکی از مهمترین جنبه های پیشرفت زایمان می باشد. انجام مقاربت جنسی باعث تحریک دهانه رحم و ترشح پروستاگالندین می شود که ممکن است باعث انقباض رحم و شروع دردهای زایمانی شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مقاربت جنسی بر شروع زایمان و پیشگیری از زایمان پست ترم انجام شد. روشکار: این مطالعه آینده نگر در سال 1931 بر روی 818 زن باردار باالی 93 هفته با خطر پایین مراجعه کننده به درمانگاه مامایی بیمارستان های آموزشی قائم و ام البنین انجام شد. نمونه گیری به روش غیر احتمالی مبتنی بر هدف انجام شد. افراد واجد شرایط ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه شاهد )118 نفر( و مورد )111 نفر( قرار گرفتند. گروه شاهد، افراد بارداری بودند که هیچگونه مقاربت جنسی تا زمان زایمان نداشتند و در گروه مداخله، افراد باردار بعد از انجام معاینه واژینال و تعیین بیشاب اسکور و انجام نان استرس تست، از هفته 93 بارداری هفته ای 1-8 بار مقاربت جنسی داشتند. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS )نسخه 11( و آزمون های تی تست، کای اسکوئر و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 1/10 معنی دار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین سن بارداری در دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشت )p=1/9( ولی نیاز به تحریک زایمان )p>1/1111( و میزان سزارین )p=1/194( در گروه مورد به طور معنی داری کمتر و میانگین نمره بیشاب در هنگام پذیرش )p=1/118( باالتر بود. میزان بارداری پست ترم )p=1/22( و عوارض زایمانی )p=1/12( در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. نتیجهگیری: مقاربت جنسی در زنان باردار می تواند باعث شروع خود به خودی انقباض و نیاز کمتر به اینداکشن و کاهش میزان سزارین شود