تأمین امنیت غذایی در شرایط کمبود منابع آب در کشور، نیازمند مدیریت بهینه مصرف آب در بخش کشاورزی است. اساسیترین مؤلفه برای مدیریت بهینه آب، آگاهی از حجم آب آبیاری در تولید محصولات مختلف کشاورزی تحت مدیریت تولیدکنندگان است. از بین محصولات باغی، سیب (درختی) با تولید سالانه حدود سه میلیون تن از سطح 247 هزار هکتار از اراضی باغی کشور در جایگاه نخست قرار دارد. متناسب با این حجم تولید، برآورد میشود حجم قابلتوجهی از منابع آب سطحی و زیرزمینی برای تولید این محصول مصرف میگردد. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین بهرهوری آب در باغات سیب تحت مدیریت باغداران در استانهای منتخب در کشور اجرا گردید. این استانها عبارت از آذربایجانشرقی، آذربایجانغربی، اردبیل، اصفهان، تهران، خراسانرضوی، فارس و سمنان بودند. علاوه بر اندازهگیری مستقیم آب آبیاری و عملکرد محصول، بهرهوری آب در 145 باغ در کشور تعیین گردید. برای بررسی تفاوت احتمالی حجم آب آبیاری و عملکرد، و بهرهوری آب در تولید سیب از تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد تفاوت بهرهوری آب در باغات استانهای مختلف معنیدار بود. میانگین شاخص بهرهوری آب در باغات سیب کشور برابر 73/2 کیلوگرم بر مترمکعب به دست آمد. حداقل و حداکثر شاخص بهرهوری آب از باغات سیب استانهای فارس (12/1 کیلوگرم بر مترمکعب) و سمنان (46/3 کیلوگرم بر مترمکعب) به دست آمد. راهکارهایی برای بهینهسازی استفاده از منابع آب برای ارتقای بهرهوری آب در باغات سیب کشور ارائه شده است.
دریاچۀ ارومیه در سالهای اخیر بهدلیل کاهش جریانات ورودی آب از زیرحوضههای خود با کاهش شدید حجم آب مواجه شده است. یکی از دلایل خشکی مستمر این دریاچه تغییرات اقلیمی و پدیدۀ خشکسالی است. دو رودخانۀ زرینهرود و سیمینهرود از مهمترین زیرحوضههای دریاچۀ ارومیه هستند و بیش از نیمی از ورودی آب دریاچه را تأمین میکنند. در این میان، شناخت ابعاد مختلف پدیدۀ خشکسالی و خصوصیات آماری آن مهم است و نخستین قدم در بررسی و مدیریت منابع آب حوضه و درک بهتر دلایل خشکی دریاچۀ ارومیه بهشمار میآید. هدف از این پژوهش، بررسی رفتار اقلیمی حوضههای بررسیشده از دیدگاه خشکسالی هواشناسی طی چهار دهۀ گذشته است. در این تحقیق وضعیت خشکسالی در دو حوضۀ زرینهرود و سیمینهرود توسط شاخص بارش استانداردشده، SPI با استفاده از دادههای بارش ماهانۀ 31 ایستگاه در دورۀ آماری 1350ـ 1393 در مقیاس زمانی سالانه و ماهانه (یک تا 48 ماهه) بررسی شد. دورههای ترسالی و خشکسالی و همچنین مقادیر شاخص SPI در مقیاسهای مختلف زمانی و بهصورت منطقهای استخراج شد. در نهایت، نقشۀ پهنهبندی شاخص بارش استانداردشده برای سالهای واقعشده در دورههای مهم ترسالی و خشکسالی با استفاده از روشهای زمینآماری (کریجینگ، کوکریجینگ و فاصلۀ معکوس) تهیه و ارزیابی شد. بررسی شاخص SPI طی چهار دهۀ گذشته، نشان میدهد بهطور کلی زیرحوضههای جنوبی دریاچۀ ارومیه پس از تجربۀ دو دورۀ ترسالی و یک دورۀ خشکسالی، در 70 درصد سالها در شرایط نرمال بهسر بردهاند. پس از وقوع خشکسالی متوالی طی دورۀ 1377ـ 1380 بهرغم حاکمیت شرایط نرمال تا سال 1393، روند کاهشی تراز دریاچۀ ارومیه ادامه یافته است که نشان میدهد علاوه بر تأثیر شرایط اقلیمی و کاهش بارشها، عوامل دیگری نظیر بهرهبرداری نامناسب و برداشت بیش از حد از منابع آبی در سالهای اخیر عامل اصلی تشدید بحران در حوضۀ دریاچۀ ارومیه بوده است. مقایسه و ارزیابی روشهای مختلف زمینآماری بهمنظور توزیع مکانی شاخص خشکسالی با استفاده از معیار RMSE نشان داد روش کریجینگ دقت زیادی برای پهنهبندی خشکسالی دارد.
یکی از عمده دلایل خشکی دریاچه ارومیه در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی و توسعه کشت محصولات با نیاز آبی بالا از جمله چغندرقند بوده است. حسابداری آب با ارائه تصویر روشن از آب مصرفی در مزرعه، قادر به تشخیص فرصتهای صرفهجویی در مصرف آب میباشد. بدین منظور اجزاء حسابداری آب و شاخصهای عملکرد بر اساس نتایج تحقیقاتی مزرعه آزمایشی چغندرقند در منطقه میاندواب با استفاده از مدل Aqua Crop استخراج و سیستم حسابداری بر اساس مدیریت کم آبیاری و دور آبیاری در چارچوب حسابداری آب در مقیاس مزرعهای پیاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده سهم بارش از جریان ورودی خالص در آبیاری کامل با نوبت هفت روز در حدود هشت درصد بود و با افزایش دور آبیاری و اعمال مقادیر بیشتر کم آبیاری به 14 درصد افزایش یافت. بررسی نشانگر سهم تخلیه از جریان ناخالص ورودی نشان داد در دور آبیاری کوتاه مقدار آن به یک نزدیک بوده و تقریبا تمام آب ورودی به مزرعه به مصرف (تخلیه) رسید و فرصتی برای صرفهجویی در مصرف آب مهیا نگردید. همچنین افزایش دور آبیاری موجب افزایش نشانگر سهم تخلیه فرایندی از کل آب مصرفی شد که افزایش آن جزء اهداف مدیریت آب در مزرعه محسوب میگردد و سهم تخلیه فرایندی را بهبود بخشد. بررسی شاخصهای بهرهوری مصرف آب نشان داد کم آبیاری بهبود شاخصها را به دنبال داشت ولی کارایی مصرف آب را کاهش داد چرا که در کم آبیاری نسبت تبخیر که جزو تلفات غیرفرایندی است افزایش چشمگیری پیدا میکند لذا موفقیت در اتخاذ استراتژی کم آبیاری برای صرفهجویی در مصرف آب مستلزم به کارگیری شیوههای دیگر مدیریتی در مزرعه نظیر استفاده از خاکپوشها و آبیاری قطرهای میباشد که به تواند جزء تبخیر را که جزو تلفات غیرفرایندی و غیرمفید است تحت کنترل درآورد.
این پژوهش در استان آذربایجان غربی در دو سال زراعی 1388 و 1389 به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اجرا شد. دو تیمار آرایش شامل: 1- کاشت یک ردیف روی پشته با فاصله ردیف ۵۰ سانتیمتر، 2- کاشت دو ردیف روی پشته به فاصله 40 سانتیمتر و فاصله دو پشته 50 سانتیمتر (50*40)، در کرتهای اصلی و چهار تیمار چگونگی فشردگی بستر شیار شامل: 1- بدون فشردگی، 2- ایجاد فشردگی در بستر شیار با یک نوبت غلطکزنی، 3- دو نوبت غلطکزنی و 4- سه نوبت غلطکزنی در کرتهای فرعی قرار داده شد. فشردگی خاک بستر شیار روی عملکردریشه و شکر تأثیر معنیدار نداشت. اثر آرایش کاشت روی عملکردریشه و شکر چغندرقند در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد. تغییر آرایش کاشت معمول منطقه (یک ردیفه 50 سانتیمتر) به آرایش کاشت دو ردیفه 50×40 موجب افزایش 15/6 درصدی عملکردریشه، افزایش 20/7 درصدی عملکرد شکرناخالص و کاهش 24/2 درصدی در مصرف آب گردید. غلطکزنی و ایجاد فشردگی خاک بستر شیار موجب صرفهجویی در مصرف آب شد به طوریکه مقدار مصرف آب آبیاری در تیمار بدون غلطک 14080 مترمکعب در هکتار بود که با یک، دو و سه نوبت غلطکزنی به ترتیب 10/6، 14/9 و 18/8 درصد در مصرف آب صرفهجویی شد. تیمار آرایش کاشت دو ردیفه 50×40 و انجام دو نوبت غلطکزنی در زراعت چغندرقند به عنوان تیمار برتر در منطقه نقده، قابل توصیه بوده و اعمال این تیمار در روش آبیاری سطحی مصرف آب را 34/7 درصد کاهش خواهد داد.
کشاورزی پایدار به منظور تأمین نیازهای غذایی بدون استفاده بهینه از منابع آب میسر نخواهد شد. در این میان باتوجه به کمبود منابع آب در کشور، اتخاذ روشهای کمآبیاری و افزایش کارآیی مصرف آب با هدف افزایش تولید بهازاء هر واحد آب مصرفی و استفاده بهینه از منابع محدود آب، امری ضروری و اجتنابناپذیر است. این تحقیق به منظور تعیین اثرات کمآبیاری روی چغندرقند در دشت میاندوآب انجام شد. آزمایش بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی به صورت اسپلیت پلات با سه سطح آبیاری(100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) در کرتهای فرعی و سه دور آبیاری (7، 10 و 14 روز) درکرتهای اصلی با چهار تکرار در سالهای 1378 و 1379 اجرا گردید. کمآبیاری موجب کاهش معنیدار عملکرد ریشه و شکر قابلاستحصال شد. نرخ این کاهش در شکر قابلاستحصال کمتراز عملکرد بود و علت آن تأثیر مثبت کمآبیاری در افزایش درصدقند بود. کمآبیاری تأثیر مثبت روی برخی از صفات کیفی ریشه نشان داد. بیشترین عملکرد ریشه از تیمار D7S100 (دور 7روز و تأمین 100درصد نیاز آبی) با 71/67 تن در هکتار و حداقل آن با 7/49درصد کاهش عملکرد از تیمار D14S50 به دست آمد. تأثیر کمآبیاری در کاهش عملکرد در دورهای طولانیتر آبیاری بیشتر از دورهای کوتاه مدت بود. اعمال 50درصد کمآبیاری منجربه کاهش شدید عملکردریشه شد و ضمن عدمپذیرش در بین زارعین، تولید را نیز غیراقتصادی میکند. با درنظر گرفتن کارایی مصرف آب براساس شکر قابلاستحصال و پرهیز از سطح آبیاری 50درصد، آبیاری با دور 10 روز و اعمال 25درصد کم آبیاری(D10S75) قابل توصیه است. در این گزینه مقدار مصرف آب نسبت به تیمارD7S100 معادل 29درصد کاهش مییابد. این در حالی است که عملکرد ریشه 23/5درصد و شکر قابلاستحصال 6/16درصد کاهش داشته است. نرخ کاهش عملکرد در مقایسه با کاهش مصرف آب به طور قابل ملاحظهای کمتر بوده و در واقع میتوان با آب صرفهجویی شده سطح کشت را افزایش داد.
اعمال تنشﻫای آبی براساس دو هدف عمده افزایش کارایی مصرف آب و استفاده بهینه از منابع آب و اهداف به زراعی (نظیر افزایش برخی پارامترهای کیفی محصول، جلوگیری از رشد بیﺭویه اندامﻫای هوایی محصولاتی نظیر چغندرقند و…) صورت میﮔیرد. در صورتی که در مراحلی از رشد گیاه که حساسیت کمتری به خشکی دارد، از مقدار آب آبیاری کاسته شود، میﺗوان ضمن کاهش هزینههای آب آبیاری از آب صرفهﺟویی شده و در سایر زراعتﻫا استفاده به عمل آورد و بدین ترتیب کارایی مصرف آب را افزایش داد. این تحقیق با هفت تیمار آبیاری در سه تکرار در قالب طرح بلوکﻫای کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خوی به مدت دو سال (1378 و1380) به مرحله اجرا درآمد. تیمارهای آبیاری شامل: آبیاری در تمام مراحل، عدم آبیاری در مرحله کاشت تا سبزشدن، قطع آبیاری در مرحله سبزشدن تا مرحله شروع رشد ثابت، عدم آبیاری در مرحله کاشت تا سبزشدن و قطع یک نوبت آبیاری در مرحله رشد ثابت، عدم آبیاری در مرحله کاشت تا سبزشدن و قطع آبیاری آخر، قطع آبیاری در مرحله سبز تا شروع رشد ثابت و قطع یک نوبت آبیاری در مرحله رشد ثابت، قطع آبیاری در مرحله سبزشدن تا مرحله شروع رشد ثابت و قطع آبیاری آخر بودند. نتایج دو سال آزمایش نشان دادکه تیمارهای آبیاری در سطح یک درصد تأثیر معنیدار در تولید ریشه و شکر قابل استحصال دارد. در صورتیکه به توان سبزشدن بذور و نیاز آبی چغندرقند در مرحله اولیه رشد را بدون نیاز به آبیاری توسط بارندگیﻫا تأمین نمود، میﺗوان ضمن کاهش 5/16 درصد در مصرف آب نسبت به تیمار شاهد, شکر قابل استحصال را 3/13 درصد افزایش داد. در این حالت کارایی مصرف آب،70/1 کیلوگرم شکر در هر مترمکعب آب مصرفی در مقایسه با 25/1 در تیمار شاهد حاصل میﮔردید. در صورتیکه از آبیاری آخر نیز صرف نظر شود، ضمن کاهش 2/21 درصد در مصرف آب، شکر قابل استحصال نسبت به شاهد 11 درصد افزایش یافته و کارایی مصرف آب به 76/1 کیلوگرم شکر بر مترمکعب آب مصرفی افزایش خواهد یافت. از پارامترهای کیفی محصول، درصدقند درسطح یک درصد و مقدار سدیم موجود در ریشه در سطح پنج درصد تحت تأثیر قرارگرفتهاند. به طورکلی کلیه تنشﻫای آبی وارد شده موجب افزایش درصدقند نسبت به تیمار شاهد شد. قطع آبیاری در مرحله اولیه رشد و قطع آبیاری آخر منجربه افزایش درصدقند گردید، طوریکه درصدقند از 74/12 در تیمار شاهد به 09/16 افزایش یافت. بنابراین افزایش درصدقند، کاهش عملکرد ریشه به علت تنش آبی را جبران نموده و شکر قابل استحصال این تیمار بیشتر از تیمار شاهد به دست آمده است.