هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تیمار موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین بر میزان مانایی سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی بر روی داربستهای سلولزدایی شده عصب سیاتیک بوده است.مواد و روشها: بعد از القای هیپرگلیسمی (STZ) و تیمار 4 و 8 هفتهای با بنفوتیامین از یکسوم میانی عصب سیاتیک، بهروش ساندل، داربستهای سلولزدایی شده تهیه شد. بهموازات آن، از بافت چربی سلولهای بنیادی استخراج، تکثیر و سپس در مرحله پاساژ 4 بر روی داربستها پیوند زده شدند. در روز هشتم پس از پیوند، ماتایی سلولها در محیط کشت توسط تست MTT و همچنین میزان چسبندگی سلولها بر روی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند.نتایج: در مقایسه با گروه سالم، میزان مانایی سلولها در محیط کشت محتوی داربستهای متعلق به موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک تیمار نشده بهطور معنیداری کاهش یافت ولی بین گروه تیمارشده با بنفوتیامین و گروه سالم تفاوت معنیداری دیده نشد. بررسی SEM داربستها چسبندگی سلولها بر روی داربست را تایید کرد.نتیجهگیری: هیپرگلیسمی احتمالا از طریق افزایش گلیکوزیلاسیون و تولید AGEs موجب کاهش اثرات القایی پروتئینهای ECM بر میزان مانایی و همچنین چسبندگی سلولها به داربست سلولزدایی شده میشود. چنین بهنظر میرسد که تیمار موشهای صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین با ممانعت از تغییرات متابولیک پیشرفته در پروتئینهای ECM از تغییرات ساختاری ECM جلوگیری میکند.
زمینه و هدف: تکنیک های مهندسی بافت تلاش دارند تا در شرایط خارج بدن بافت هایی با ویژگی های مشابه بافت های طبیعی بسازند. با وجود تمام پیشرفت های صورت گرفته در زمینه مهندسی بافت به خصوص در ارتباط با طراحی و ساخت داربست های مناسب، بارگذاری سلول ها درون داربست هنوز به عنوان یک مشکل جدی مانع از حصول اهداف نهایی در مهندسی بافت است. هدف از این مطالعه تهیه داربست هایی از بافت مری سلول زدایی شده رت با ابعاد و هندسه مشابه بافت طبیعی مری جهت بررسی قابلیت چیدمان مناسب سلول های بنیادی مزانشیمی چربي کشت داده شده روی آن می باشد. مواد و روش کار : در اين مطالعه تجربي، پس از جداسازی مری، روش های فیزیکی و شیمیایی سلول زدایی شامل انجماد و ذوب مکرر، و تیمار با شوینده های Triton X-100 و سدیم دودسیل سولفات انجام گرفت. س پ س سلولهای بنیادی مزانشیمی چربی انسانی به میزان cells /cm 2 10 5 ×5 بر روي داربست ها انتقال يافت. از داربستهای تهیه شده قبل و پس از گذشت دو هفته از کشت، مقاطع میکروسکوپی تهیه و بررسی گردید. یافته ها: بررسي هاي بافت شناسي نشان داد که مهاجرت و گسترش مناسب سلول های بنیادی مزانشیمی چربي در ماتریکس بافت مری منجر به چیدمان این سلول ها در قسمت هاي مختلف داربست تهیه شده گردید. نتیجه گیری: با توجه به ساختار لايه اي ماتریکس مری، داربست حاصل می تواند بستر مناسبی جهت بررسی رفتار های سلولی و مطالعات مقدماتی در زمینه مهندسی بافت مری باشد. وا ژ ه های کلیدی: مری، چیدمان سه بعدی، سلول های بنیادی مزانشیمی چربي، مهندسی بافت