ریزجلبکها به عنوان یک منبع بالقوه پایدار برای مواد اولیه سوخت، غذا، مواد شیمیایی، تغذیه دام و حتی برای صنعت داروسازی شناخته میشوند. در این مطالعه، اثرات نوع محیط کشت شامل محیطهای F2، Walne، BG11، BBM و TAP در pHهای 6، 5/6، 7، 5/7، 8 و 9 و شدتهای نور در پنج سطح شامل 2000، 2700، 3300، 4500 و 7800 لوکس بر روی رشد ریزجلبکهای خالصسازی شده از دریاچه بزنگان مطالعه شد. رشد ریزجلبکها با تعیین وزن خشک و نرخ رشد ویژه آنها تعیین شد. همچنین مقدار کلروفیل و کاروتنوئید با کمک روشهای بیوشیمیایی استاندارد در شرایط بهینه رشدی تعیین گردید. نتایج نشان داد که در ریزجلبکهای Nodularia sp.، Tetraselmis sp.، Chlamydomonas sp. و Chlorella sp. بیشترین رشد به ترتیب در محیط کشتهای والن (83/0 گرم در لیتر)،F2 (76/1 گرم در لیتر)،TAP (28/1 گرم در لیتر) وBG11 (72/1 گرم در لیتر) مشاهده شد. همچنین بهترین pH و شدت نور برای رشد ریزجلبکها به ترتیب برابر با 5/7 و 4500 لوکس بود. بیشترین مقدار کلروفیل و کاروتنوئید به ترتیب در ریزجلبک Chlorella sp. (92/21 میکروگرم در میلیلیتر) و Tetraselmis sp. (78/6 میکروگرم در میلیلیتر) بدست آمد.
ریحان(Ocimum basilicum L.) حاوی مقادیر بالایی از ترکیبات فنلی و ترکیبات فعال زیستی با نقش آنتیاکسیدانی است. سیستم کشت ریشه مویین˓ روشی مناسب برای تولید ترکیبات ثانویه دارویی میباشد. جهت بررسی توانایی سویههای باکتری Agrobacterium rhizogenes در القای ریشه مویین و تولید متابولیتهای ثانویه˓ گیاهچههای ریحان در محیط کشت MS2/1 کشت شدند. پس از 45 روز˓ ریزنمونههای برگ˓ ساقه و نواحی گره توسط چهار سویه باکتری (ATCC-15834, A4, MSU, R1000) تلقیح شدند و ریشه مویین را در زمانهای متفاوت القاء کردند. پس از 14 روز˓ریشههای مویین تنها در نواحی گره ظاهر شدند ولی ریزنمونههای برگ و ساقه پاسخی به تلقیح نشان ندادند. ریشههای تولید شده به محیط MS مایع منتقل شدند و پس از 60 روز˓ ویژگیهای رشد و میزان فنل کل بررسی گردید. DNA ژنومی از ریشههای مویین و غیرمویین استخراج و ماهیت القای ریشههای مویین با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن rol C در واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) تایید شد. درصد القای ریشه مویین به طور معنیداری تحت تاثیر سویه باکتری قرار داشت. بالاترین درصد القای ریشه (1/68 درصد)˓ بیشترین تعداد ریشه مویین در هر ریزنمونه (8/4 عدد) و بیشترین طول ریشه (8/1 سانتیمتر) به سویه ATCC-15834 تعلق داشت. بالاترین وزن خشک (2/103 میلیگرم) و میزان فنل کل (312 میلیگرم گالیکاسید بر گرم ماده خشک) به همین سویه مربوط بود که افزایش 6/4 برابری نسبت به شاهد غیرمویین داشت. نتایج این مطالعه نشان داد که سویه ATCC-15834 را میتوان به عنوان یک سویه موثر در القا و رشد ریشههای مویین و نیز تولید متابولیت ثانویه در ریحان معرفی کرد.
ایران تنها رویشگاه طبیعی گیاه کما (Ferula ovina) است. ریشههای این گیاه دارای فروتینین، یکی از قویترین و گرانقیمتترین فیتواستروژنها، با پتانسیل درمان پوکی استخوان است. با توجه به خواب عمیق بذر کما، عدم امکان تولید فروتینین با روشهای شیمیایی و نیاز به تخریب منابع طبیعی به دلیل وجود فروتینین در ریشه کما، دستیابی به فروتینین در شرایط آزمایشگاهی ضرورتی اجتنابناپذیر است. لذا پژوهش حاضر با هدف کاهش ریشهکنی گیاه در طبیعت و دستیابی به فروتینین در شرایط درون شیشهای انجام شد. به منظور نگهداری گیاه در شرایط درون شیشهای، 24 محیط کشت باززایی غیرمستقیم و 11 محیط کشت ریشهزایی با استفاده از طرح کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج آزمون TLC نمونههای کشت بافتی در جهت دسترسی به فروتینین بدون آسیب رساندن به ذخایر ژرم پلاسم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون توکی نشان داد، کالوسهای سبز فشرده بزرگ در محیط کشتMS دارای 5/1 میلیگرم بر لیتر IAA و 1 میلیگرم بر لیتر، شاخههای بلند و شاداب در محیط کشت MSبا ترکیب 5/1 میلیگرم بر لیتر IAA و 1 میلیگرم بر لیتر kin MSو ریشه در شرایط درون شیشهای در محیط کشت ½MS با ترکیب 1 میلیگرم بر لیتر IBA با اختلاف معنیدار نسبت به با سایر محیطهایکشت، تولید میشود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، امکان تولید و نگهداری درون شیشهای گیاه کما از طریق کشت بافت وجود دارد. همچنین با تأیید وجود فروتینین در نمونههای کشت بافتی، تولید انبوه این ماده از طریق کشت سوسپانسیون سلولی و با استفاده از بیوراکتور امکانپذیر است. نگهداری F. ovina در شرایط درون شیشهای، امکان دستیابی به گیاه کما بدون محدودیتهای فصل رشد و رویشگاه و در نتیجه دسترسی به فروتینین موجود در ریشه آن با حفظ ذخایر ژرم پلاسم گیاه را فراهم آورد.
بگونیا یکی از رایجترین گیاهان زینتی در سراسر جهان میباشد که به عنوان گیاه باغی، گلدانی، آویز و گلخانهای پرورش مییابد. تکنیکهای کشتبافت گیاهی روش جایگزینی برای تولید انبوه گیاهان یکسان بگونیا میباشد و میتواند بر مشکلات ناشی از روشهای تکثیر رویشی غلبه نماید. تحقیق حاضر با هدف ارائه یک سیستم ریزازدیادی مناسب برای سه گونه بگونیا (Begonia soli-mutata، B. tiger و B. elatior) انجام شد. در این بررسی اثر سیتوکنینهای TDZ و Kin با غلظتهای 2/0،1 و 2 میلیگرم در لیتر در ترکیب با NAA (0 و 2/0 میلیگرم در لیتر) بر ریزازدیادی سه گونه مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه ریشهزایی شاخهها در محیط کشت حاوی سه نوع اکسین بررسی شده و به بستر سازگاری منتقل شدند. نتایج نشان داد بیشترین درصد باززایی گیاهچه (100 درصد) در گونه B. soli-mutata در غلظت یک و دو میلیگرم در لیتر Kinو در گونه B. elatior در غلظت یک و دو میلیگرم در لیتر TDZ و در گونه B. tigerدر غلظت دو میلیگرم در لیتر هر دو نوع سیتوکنین بهدست آمد. در همه غلظتهای سیتوکنین استفاده از 2/0 میلیگرم در لیتر از NAA تاثیر مثبتی بر باززایی گیاهچه داشته است. همچنین در فرآیند ریشهزایی کاربرد IAA با غلظت یک میلیگرم در لیتر در ترکیب با 30 گرم در لیتر ساکارز بیشترین درصد ریشهزایی را به همراه داشته و سازگاری مطلوبی از گیاهچهها در بستر حاوی مخلوط کوکوپیت و پرلیت و یا پیت ماس به تنهایی به دست آمد.
به منظور بررسی القای جنینزایی سوماتیکی، ریزنمونههای کوتیلدون بالغ، نابالغ و آندوسپرم ارقام نظنزی، قوسی، درگزی و ویلیامز حاصل از میوههای 40 تا 100 روز پس از گردهافشانی، در محیط کشتهای MS)، SH و (White حاوی غلظتهای مختلف 2,4-D (3/2، 9 و 18 میکرومولار) کشت شدند. سپس به منظور افزایش بازدهی جنینزایی، آندوسپرم رقم قوسی به عنوان ریزنمونه برگزیده از آزمایش قبل، در محیط کشت MS با تیمارهای هورمونی شامل 2,4-D (0-2 میکرومولار) و تیدیازورون (0-9 میکرومولار) کشت شد. به منظور جوانهزنی و باززایی گیاه، از تیمارهای شاهد، 150 میلیگرم بر لیتر سکوسترین آهن، 2 میلیگرم بر لیتر نیترات نقره و 1 میلیگرم بر لیتر اسید جیبرلیک استفاده شد. در نهایت، جهت سازگاری گیاهان، دو آزمایش متوالی شامل تاثیر مایکوریزا (Glomus mosseae) (صفر و 25/0 گرم بر کیلوگرم بستر کشت)، سپس دو رویهی کود آبیاری بررسی شد. نتایج آزمایشات نشان داد که تنها آندوسپرم رقم قوسی حاصل از میوههای برداشت شده در 50 روز بعد از گردهافشانی در محیط کشت MS، جنینهای سوماتیکی مستقیم ایجاد کرد. 5/0 میکرومولار 2,4-D بالاترین فراوانی تولید جنینهای سوماتیکی (66/12درصد) را داشت و بالاترین فراوانی تولید جنین هنجار در همین تیمار (71 درصد) و تیمار 5/0 میکرومولار2,4-D + 5/4 میکرومولار تیدیازورون (70 درصد) بدست آمد. بالاترین میزان جوانهزنی (66/9 درصد) و باززایی گیاه (12درصد) در سکوسترین آهن بدست آمد. در مرحلهی سازگاری، استفاده از مایکوریزا و رویهی دوم کود آبیاری بهترین شناخته شدند. در مجموع، از روش ارائه شده در این تحقیق میتوان در مطالعات مولکولی این رقم استفاده نمود.
گیاه همیشهبهار (Calendula officinalis) گیاهی دارویی با خاصیت ضدمیکروب و ضدالتهاب میباشد. یکی از ترکیبات دارویی مهم یافت شده در این گیاه، اولئانولیک اسید است که دارای اثرات ضدباکتریایی، ضدویروس و ضد تومور میباشد. از میان روشهای مختلف کشت بافت گیاهی، تکنیک کشت ریشههای مویین برای تولید و افزایش متابولیتهای ثانویه دارویی مورد توجه قرار گرفته است. در آزمایش حاضر، ریزنمونههای برگ با پنج سویه اگروباکتریوم رایزوژنز (15834 و MSU و2656 و 1000R و 4A) در دو محیط کشت 1/2MS و 1/2B5 جهت القای ریشه مویین، تلقیح شدند. ریشههای مویین در 4 نوع محیط کشت1/2B5 ، 1/4B5، 1/2MS و1/4MS به دو صورت مایع و جامد و همراه هورمون اکسین IAA با غلظتهای 0، 5/0 و 1 میلیگرم بر لیتر کشت شدند. سپس میزان اولئانولیک اسید در ریشه طبیعی، برگ، گلبرگ و ریشههای مویین تحت تیمار غلظتهای صفر، 100 و 500 میلیمولار محرک متیل جاسمونات، با روش HPLC اندازهگیری گردید. بر اساس نتایج، بیشترین (43/4 درصد) و کمترین (69/13 درصد) میزان تولید ریشههای مویین به ترتیب در سویههای MSU و 2656 حاصل شد. میانگین تولید ریشه مویین در محیط کشت1/2B5 ، 84/35 درصد و در محیط کشت 1/2MS، 67/25 درصد بود. ریشههای مویین در محیط کشتB5 2/1 و در سطح هورمونی یک میلیگرم بر لیتر از IAA بیشترین رشد را داشتند. بیشترین مقدار اولئانولیک اسید را ریشهی طبیعی داشت (16 میکروگرم در یک گرم وزن خشک). متیل جاسمونات در غلظت 500 میلیمولار، مقدار اولئانولیک اسید را در ریشه مویین افزایش داد اما در غلظت 100 میلیمولار، باعث کاهش این ترکیب شد.
با توجه به افزایش روزافزون کاربرد نانومواد در صنایع مختلف بخصوص نانوذرات دیاکسید تیتانیوم (TiO2) و افزایش این ماده در خاک و آب و باتوجه به اثرات این مواد بر روی گیاهان به عنوان اولین زنجیره غذایی، بررسی و مطالعهی اثرات آن بسیار حائز اهمیت میباشد. نانوذرات دیاکسید تیتانیوم به دلیل خاصیت فتوکاتالیستی5 خود دارای توانایی تأثیرگذاری بر سیستمهای رشدی گیاهان میباشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر نانوذرات دیاکسید تیتانیوم به همراه کلاتEDTA6 بر غلظت عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، درصد پروتئین و همچنین برخی ویژگیهای رشدی اسفناج به عنوان گیاه دارویی انجام شد. آزمایش بصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی شامل سه سطح TiO2 (صفر= T1، 05/0 میلیگرم در لیتر= T2، 1/0 میلیگرم در لیتر= T3) و دو سطح EDTA (صفر= E1 و 130 میلیمولار=E2) با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1392 انجام شد و نمونهبرداری از بافت برگی گیاه یک هفته پس از محلولپاشی و قبل از ورود گیاه به فاز زایشی انجام پذیرفت. بر اساس نتایج، تیمارهای T1E2,T2E1,T2E2 موجب افزایش وزنتر و خشک اندامهای هوایی و سطح برگ شدند. همچنین نتایج نشان داد اثرات متقابل بین نانوذرات دیاکسید تیتانیوم و EDTA درخصوص درصد نیتروژن، درصد پروتئین و درصد پتاسیم معنیدار بود، بطوریکه بیشترین میانگینها در سطوح T2E2 در مقایسه باT1E2 و T3E2 مشاهده شد که بیانگر تأثیر مثبت EDTA بر کاهش فعالیت سوء نانوذرات دیاکسید تیتانیوم در این غلظت از نانوذره میباشد. کمترین غلظت نیتروژن و درصد پروتئین گیاه مربوط به تیمارهای T1E2,T3E2,T3E1 بود. لذا با در نظر گرفتن تأثیر مطلوب تیمار 05/0 میلیگرم در لیتر نانوذره دیاکسید تیتانیوم به همراه 130 میلیمولار EDTA بر روی غلظت نیتروژن، پتاسیم، فسفر، درصد پروتئین و همچنین خصوصیات رشدی اندام هوایی گیاه، کاربرد این تیمار جهت بهبود خصوصیات رشدی گیاه اسفناج توصیه میگردد.
آنتوریوم گلدانی(Anthuriumscherzerianum)یک گیاهزینتی چند سالهاست که به دلیل مشکلات تکثیر سنتی در این گیاه، از کشت بافت به عنوان روشی مناسب برای تکثیر سریع و حذف بیماریهای آن نام برده می شود. در این پژوهش اثر تنظیم کننده-های رشد گیاهی و نوع ریزنمونه بر روی باززایی غیرمستقیم A.scherzerianum مورد بررسی قرار گرفت. به منظور القای کالوس در ریزنمونههای برگ و دمبرگ آنتوریوم اثر سطوح مختلف تنظیم کنندههای رشد BA و TDZ (5/0، 1 و 2 میلی گرم بر لیتر) در ترکیب با NAA یا 2,4-D (5/0، 1 و 2 میلی گرم بر لیتر) در محیط کشت پایه MSدر شرایط تاریکی مورد بررسی قرار گرفت.برای القای باززایی در کالوسهای تولید شده اثر سطوح پایین تر سایتوکنینها و اکسینها در محیط کشت پایه MS بررسی شد. برای ریشهزایی گیاهچههای، از محیط کشت1⁄2MS حاوی ترکیبات هورمونی IBA و IAA استفاده شد. نتایج آزمایشها نشان داد که ریزنمونه دمبرگ بیشترین کالوسزایی، درصد زندهمانی و حجم کالوس را در محیط کشت حاوی 2 میلی گرم در لیتر BAو 5/0 میلی گرم در لیتر 2,4-D تولید کرد. همچنین نتایج آزمایش باززایی نشان داد که در ترکیب هورمونی 75/0 میلی گرم در لیتر BAو 05/0 میلی گرم در لیتر2,4-D بیشترین تعداد شاخساره (9/6)، طول شاخساره (5 سانتی متر) تولید شد. در آزمایش ریشهزایی نیز بیشترین درصد ریشهزایی (95 درصد)، تعداد ریشه (5/4) و طول ریشه (5/3 سانتی متر) در محیط کشت حاوی 2/0 میلی گرم در لیتر IBAبدست آمد. در نهایت گیاهچههای ریشه دار شده، برای سازگاری با شرایط برون شیشهای در بستر کوکوپیت و پرلیت (2:1) 90 درصد سازگار شدند.
چکیده سابقه و هدف: در میوهکاری نوین و صنعتی امروزه پایه پیوندی در میزان تولید، اقتصاد باغ، پیرایش و عمر درختان، برداشت محصول و در پایان در مدیریت باغ نقش اساسی و تعیین کنندهای را ایفا مینماید. در واقع نیمی از پیکره درخت را پایه تشکیل میدهد که درون خاک قرار گرفته و پس از احداث باغ قابل تعویض و بهبود نمیباشد. از این نظر گزینش پایه مناسب برای یک رقم و برای شرایط اقلیمی و خاکی یک منطقه همانند گزینش رقم پیوندی دارای اهمیت است. کاربرد و توسعه این پایههای رویشی ضروری به نظر میرسد و این امر به در دسترس بودن یک روش ساده و آسان تکثیر این پایهها بستگی دارد. مواد و روشها: به منظور بررسی تأثیر غلظتهای مختلف هورمون ایندول بوتیریک اسید IBA (0-1000-2000-3000 پیپیام) و آگروباکتریوم رایزوژنز Agrobacterium rhizogenes نژاد 15834 به تنهایی و در ترکیب با یکدیگر روی ظرفیت ریشهزایی قلمههای دو پایه رویشی سیب شامل EM9 و MM106، آزمایشی به صورت طرح اسپیلت فاکتوریل با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. آگروباکتریوم رایزوژنز به عنوان عامل اصلی و سطوح مختلف ایندول بوتیریک اسید و پایهها به صورت فاکتوریل به عنوان عوامل فرعی درنظر گرفته شدند. در این آزمایش از محیط کشت، مخلوط پرلیت و ماسه ضدعفونی شده به نسبت 1:1 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که درصدهای مختلف ریشهزایی در قلمههای تیمارشده با آگروباکتریوم رایزوژنز و ترکیب هورمون ایندول بوتیریک اسید به اضافه آگروباکتریوم رایزوژنز به دست آمد در حالی که با کاربرد هورمون به تنهایی، هیچ ریشهای در هر دو نوع پایه رویشی مشاهده نشد. بیشترین میزان ریشهزایی (06/45 درصد) در قلمههای پایه رویشی EM9 تیمار شده با آگروباکتریوم رایزوژنز و غلظت 3000 پیپیام ایندول بوتیریک اسید بدست آمد. بیشترین میانگین طول ریشه (45/4 سانتیمتر) از تیمار آگروباکتریوم رایزوژنز به اضافه 3000 پیپیام ایندول بوتیریک اسید بدست آمد. بیشترین تعداد ریشه اصلی و فرعی نیز (به ترتیب 3 و 5/6) در پایه رویشی MM106 تیمار شده با آگروباکتریوم رایزوژنز مشاهده گردید. میزان کالوسزایی قلمهها با کاربرد تیمار آگروباکتریوم رایزوژنز کاهش یافت به طوری که بیشترین میانگین درصد کالوسزایی (42/86 درصد) در پایه رویشی EM9 و تیمار شاهد مشاهده شد. نتیجه گیری: تیمار ترکیبی آگروباکتریوم رایزوژنز به اضافه هورمون ایندول بوتیریک اسید سطح 3000 پیپیام به عنوان بهترین تیمار برای ریشهزایی قلمههای EM9 و MM106 سیب در این آزمایش شناخته شد. واژههای کلیدی: قلمه، آگروباکتریوم، پایههای مالینگ، ریشهزایی، کالوسزایی واژههای کلیدی: قلمه، آگروباکتریوم، پایههای مالینگ، ریشهزایی، کالوسزایی واژههای کلیدی:
سازگاری گیاهان به تنش یخزدگی از طریق تنظیم فعالیت ژنها و متابولیسم سلولی انجام میشود. در این پژوهش، تغییرات بیان ژنهای P5CS و (DREB1)CBF در شرایط دمایی معمولی (23درجه سانتیگراد)، خوسرمایی (10درجه سانتیگراد) و یخزدگی (10-درجه سانتیگراد) در دو ژنوتیپ نخود زراعی مقاوم (MCC426) و حساس (MCC505) به سرما مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آنالیز دادهها نشان داد که بیان این ژنها در ژنوتیپ مقاوم در مقایسه با ژنوتیپ حساس بهطور معنیداری بیشتر بود (P
چکیده سابقه و هدف: در میوهکاری نوین و صنعتی امروزه پایه پیوندی در میزان تولید، اقتصاد باغ، پیرایش و عمر درختان، برداشت محصول و در پایان در مدیریت باغ نقش اساسی و تعیین کنندهای را ایفا مینماید. در واقع نیمی از پیکره درخت را پایه تشکیل میدهد که درون خاک قرار گرفته و پس از احداث باغ قابل تعویض و بهبود نمیباشد. از این نظر گزینش پایه مناسب برای یک رقم و برای شرایط اقلیمی و خاکی یک منطقه همانند گزینش رقم پیوندی دارای اهمیت است. کاربرد و توسعه این پایههای رویشی ضروری به نظر میرسد و این امر به در دسترس بودن یک روش ساده و آسان تکثیر این پایهها بستگی دارد. مواد و روشها: به منظور بررسی تأثیر غلظتهای مختلف هورمون ایندول بوتیریک اسید IBA (0-1000-2000-3000 پیپیام) و آگروباکتریوم رایزوژنز Agrobacterium rhizogenes نژاد 15834 به تنهایی و در ترکیب با یکدیگر روی ظرفیت ریشهزایی قلمههای دو پایه رویشی سیب شامل EM9 و MM106، آزمایشی به صورت طرح اسپیلت فاکتوریل با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. آگروباکتریوم رایزوژنز به عنوان عامل اصلی و سطوح مختلف ایندول بوتیریک اسید و پایهها به صورت فاکتوریل به عنوان عوامل فرعی درنظر گرفته شدند. در این آزمایش از محیط کشت، مخلوط پرلیت و ماسه ضدعفونی شده به نسبت 1:1 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که درصدهای مختلف ریشهزایی در قلمههای تیمارشده با آگروباکتریوم رایزوژنز و ترکیب هورمون ایندول بوتیریک اسید به اضافه آگروباکتریوم رایزوژنز به دست آمد در حالی که با کاربرد هورمون به تنهایی، هیچ ریشهای در هر دو نوع پایه رویشی مشاهده نشد. بیشترین میزان ریشهزایی (06/45 درصد) در قلمههای پایه رویشی EM9 تیمار شده با آگروباکتریوم رایزوژنز و غلظت 3000 پیپیام ایندول بوتیریک اسید بدست آمد. بیشترین میانگین طول ریشه (45/4 سانتیمتر) از تیمار آگروباکتریوم رایزوژنز به اضافه 3000 پیپیام ایندول بوتیریک اسید بدست آمد. بیشترین تعداد ریشه اصلی و فرعی نیز (به ترتیب 3 و 5/6) در پایه رویشی MM106 تیمار شده با آگروباکتریوم رایزوژنز مشاهده گردید. میزان کالوسزایی قلمهها با کاربرد تیمار آگروباکتریوم رایزوژنز کاهش یافت به طوری که بیشترین میانگین درصد کالوسزایی (42/86 درصد) در پایه رویشی EM9 و تیمار شاهد مشاهده شد. نتیجه گیری: تیمار ترکیبی آگروباکتریوم رایزوژنز به اضافه هورمون ایندول بوتیریک اسید سطح 3000 پیپیام به عنوان بهترین تیمار برای ریشهزایی قلمههای EM9 و MM106 سیب در این آزمایش شناخته شد. واژههای کلیدی: قلمه، آگروباکتریوم، پایههای مالینگ، ریشهزایی، کالوسزایی واژههای کلیدی: قلمه، آگروباکتریوم، پایههای مالینگ، ریشهزایی، کالوسزایی واژههای کلیدی:
تدوین و اجرای برنامههای مؤثر در راستای احیاء، حفاظت و بهرهبرداری کارآمد از گونههای گیاهی تنها با شناخت ویژگیها و خواهشهای اکولوژیکی آنها امکانپذیر میباشد. گیاه پنیرباد (Withania coagulans (Stocks) Dunal)، از خانواده سولاناسه (Solanaceae)، گونهای دارویی است که از نظر دارا بودن ترکیبهایی موسوم به ویتانولید، با ویژگی بازدارندگی رشد سلولها و تومورهای سرطانی، در صنایع دارویی از ارزش بالایی برخوردار است. در این بررسی، نقشه پراکنش جغرافیایی این گونه با استفاده از منابع و گزارشهای موجود تهیه گردید. سپس مشخصات اقلیمی، تجزیه فیزیکی و شیمیایی خاک، مراحل مختلف فنولوژیکی و گیاهان همراه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در ایران، این گیاه منحصرا در مناطق محدودی از استان سیستان و بلوچستان پراکنش دارد. پهنهبندی اقلیمی مناطق رویشگاهی براساس ضریب خشکی دومارتن از نوع اقلیم خشک میباشد. متوسط میزان بارندگی سالیانه این رویشگاهها 8/124 میلیمتر، رطوبت نسبی 32% و دمای متوسط آن C°2/24 است. این گونه بهطور عمده (45%) در ارتفاع 1200 تا 1400 متر از سطح دریا، در دامنهها، دره، حاشیه جاده و عمدتا در آبراههها وبستر رودخانههای فصلی و در تمامی جهات بهویژه جهت جنوبی و شیب صفر تا 74% پراکنش دارد. خاک رویشگاهها عمدتا دارای بافت لوم شنی با اسیدیته 5/7 تا 8/7، هدایت الکتریکی ds/m5/0-2/5 و مقدار آهک 1/23-4/8% میباشد. پنیرباد گونهای مقاوم به خشکی است و در شرایط اقلیمی خشک با متوسط بارندگی سالیانه کمتر از 150 میلیمتر قادر به رویش است. در مجموع لازم است که در جهت حفظ و گسترش این گونه نادر و با ارزش اقدامات لازم انجام شود.