در سالهای اخیر به دلیل مواجهه با خشکسالی، بر ترویج کاربرد آبیاری قطرهای در سطح کشورتمرکز شده است. با توجه به کمبود منابع آب موجود، کشاورزان نیز به لزوم استفاده از سامانه آبیاری قطرهای پی بردهاند. پایش و ارزیابی سامانههای موجود و در حال بهرهبرداری از اهمیت ویژهای برخوردار است که میتواند مانع از هدر رفت سرمایه شده و دستیابی به اهداف اصلی کاربرد آبیاری تحت فشار را فراهم سازد. ﺧﺮﻣﺎ ﯾﮑﯽ از ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎﻏﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در اﻣﻨﯿﺖ ﻏﺬاﯾﯽ و اقتصاد ملی ایفا میکند. از این رو هدف این پژوهش ارزیابی فنی و هیدرولیکی عملکرد سامانه آبیاری موضعی (حبابساز) درختان نخل واقع در شهرستان بستک در استان هرمزگان و همچنین مقایسه بهرهوری آب این روش با روش آبیاری سطحی (حوضچهای) رایج در این منطقه میباشد. بدین منظور دو مزرعه انتخاب گردید و با اندازگیری دبی و فشار حبابسازها در دو مرحله، پارامترهای ارزیابی محاسبه شد. طبق نتایج این پژوهش، راندمان بالقوه کاربرد در چارک پایینPELQ و راندمان واقعی کاربرد در چارک پایین AELQ که بیانگر عملکرد کلی سامانه آبیاری موضعی (حبابساز) میباشد در اسفندماه سال 1397، به ترتیب 21/29 و 44/32 و در خرداد ماه سال 1398، به ترتیب 64/32 و 26/36 بدست آمد. بنابراین سامانه آبیاری موضعی حبابساز مورد ارزیابی در وضعیت ضعیف از نظر عملکرد قرار دارد. با آموزش به بهرهبردار برای شستشوی صحیح و به موقع فیلتراسیون و یکسان باز کردن شیر فلکههای لولههای نیمه اصلی در حال کار میتوان عملکرد سامانه آبیاری موضعی (حبابساز) را بهبود بخشید. همچنین بهرهوری آب برای خرمای رقم خنیزی که بین دو باغ محل انجام پژوهش مشترک بوده برای باغی که به روش حوضچهای آبیاری میشد 18/0 کیلوگرم بر مترمکعب و در باغی که به روش حبابساز آبیاری میشد 33/0 کیلوگرم بر مترمکعب به دست آمد. بنابراین سامانه آبیاری موضعی (حبابساز)، بهرهوریآب بیشتری نسبت به آبیاری سطحی داشت. نتایج نشان دادکه در شرایط کنونی بهرهبرداری از سامانه در باغ مورد نظر، با توجه به عدم آموزش بهرهبردار، عدم حضور مهندس طراح در محل طرح و کسب اطلاعات دقیق از محل اجرای طرح و همچنین نبود نظارت صحیح بر اجرای سامانه آبیاری قطرهای، عملکرد سامانه در حد قابل انتظار نبوده است.
در شرایط کمبود آب و خشکسالی روشهای صحیح آبیاری و الگوی کشت مناسب جزء اولویتهای مطالعات کشاورزی است. در این مقاله به بررسی اصلاح الگوی کشت باغهای منطقهی خشک و نیمه خشک قیروکارزین استان فارس از درختان مرکبات به خرمای رقم پیارم از دیدگاه منافع اقتصادی و بهرهوری آب در دو شرایط کمبود آب و آب کافی پرداخته شده است. بهرهوری آب در شرایط کمبود آب برای نخل خرما و درخت مرکبات، به ترتیب 22 درصد بیشتر و 16 درصد کمتر نسبت به شرایط آب کافی تعیین شد. طبق نتایج این پژوهش جایگزینی بخشی یا تمام باغهای درختان مرکبات منطقهی قیروکارزین با نخل خرمای رقم پیارم هم از لحاظ اقتصادی بر اساس نسبت منفعت به هزینه و سود خالص به ازاء حجم آب مصرفی و هم از لحاظ مقدار آب مصرفی در هر دو شرایط کمبود آب و آب کافی در باغهای وسیع به صرفه خواهد بود. ولی در باغهای کوچک در شرایط کمبود آب کشت نخل خرما و در شرایط وجود آب کافی کشت درختان مرکبات به عنوان انتخاب برتر هستند.
در بسیاری از مسائل آبیاری و زهکشی، هیدرولوژی، محیط زیستی، فرسایش خاک و منابع آب تخمین دقیق تر تبخیر-تعرق اهمیت زیادی دارد. استفاده از شبکه عصبی مصنوعی یکی از روش های تخمین تبخیر-تعرق مرجع میباشد. تاکنون در بیشتر مقالات منتشر شده داده های اقلیمی به عنوان ورودی شبکه عصبی جهت تخمین تبخیر-تعرق مرجع مورد استفاده قرار گرفته است. در این تحقیق از تبخیر-تعرق محاسبه شده بوسیله روش های محاسباتی هارگریوز ـ سامانی، جنسن ـ هیز، تورک و روش تشت تبخیر در کنار داده های هواشناسی به عنوان داده های ورودی شبکه عصبی مصنوعی استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین روش های مذکور که به همراه داده های هواشناسی به عنوان داده های ورودی شبکه عصبی استفاده شده تنها روش جنسن ـ هیز منجر به تخمین تبخیر-تعرق مرجع روش استاندارد پنمن-مانتیس-فائو با دقت بالا گردید و در بقیه روش ها استفاده از شبکه عصبی مصنوعی به همراه روش های محاسباتی اگرچه اندکی دقت تخمین را بهبود داده اما همچنان دقت این روش ها برای محاسبه تبخیر – تعرق مرجع پایین میباشد.
صحت توابع انتقالی در پیشبینی خواص هیدرولیکی خاک را میتوان با استفاده از توابع پرانعطاف افزایش داد. این تحقیق به منظور ارزیابی کارایی توابع با قابلیت انعطاف متفاوت (رگرسیونهای خطی و غیر خطی چند متغیره (MLR)، فیزیکی- تجربی آریا و پاریس (AP)، شبکه عصبی مصنوعی(ANN)، مدیریت دادهها به روش گروهی (GMDH) در پیشبینی مقدار آب خاک در حد ظرفیت مزرعهای و نقطه پژمردگی دائم خاکهای شالیزاری اجرا گردید. توابع انتقالی با استفاده از دادههای توزیع اندازه ذرات، کربن آلی، چگالی ظاهری و مقدار رطوبت حجمی خاک در مکشهای 33 و 1500 کیلوپاسکال در 136 نمونه خاک اراضی شالیزاری ساخته شد. الگوریتم GMDH در مقایسه با دیگر توابع انتقالی با کمترین ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، کمترین محک آکایک (AIC) و بیشترین نمایه توافق (D) از صحت و اعتبار بیشتری در پیشبینی مقدار رطوبت حجمی خاک در مکشهای 33 و 1500 کیلوپاسکال برخوردار بود. به نظر میرسد الگوریتم GMDH در تعیین روابط غیرخطی و پیچیده بین متغیرهای پایه مانند توزیع اندازه ذرات، چگالی ظاهری خاک و کربن آلی با مقدار رطوبت حجمی خاک در مکشهای 33 و 1500 کیلوپاسکال موفق تر از دیگر توابع انتقالی عمل نموده است.
استفاده از مدل های رایانهای آب زیرزمینی در دهههای اخیر بهعنوان روشی ارزان و سریع در بررسی چگونگی حرکت، بیلان و مدیریت آبهای زیرزمینی پیشرفت قابل توجهی داشته است. در این تحقیق ارزیابی مدلهایPMWIN و (6) Drainmod برای شبیهسازی و برآورد نوسانات سطح ایستابی در سیستمهای زهکشی در دو منطقه سلامی و کوشکک انجام شده و نتایج دو مدل با یکدیگر مقایسه شدهاند. اجرای مدل (6) Drainmod نشان داد که این مدل قادر است سطح ایستابی را در حالت همگام در ناحیه بین دو زهکش در منطقه سلامی (در دورههای بارش و آبیاری) و ایستگاه تحقیقاتی کوشکک (در دوره بارش) با NRMSE به ترتیب 17/0 و 14/0 و شاخص تطابق (d) بهترتیب 94/0 و 92/0 شبیهسازی کند که پیشبینی خیلی خوبی است. اما پیشبینی مدل(6) Drainmod در منطقه کوشکک در فصل آبیاری برآورد خوبی از سطح ایستابی نداشته است زیرا شرایط منطقه از حالت همگام انحراف زیادتری داشته است. نتایج اجرای مدل PMWIN نشان داد که اختلاف بین مقادیر عمق سطح ایستابی مشاهده شده و شبیهسازی شده در هر دو منطقه زیاد است و NRMSE در پیزومترها بین 16/0 تا 43/0 در منطقه سلامی و 18/0 تا 35/0 در منطقه کوشکک متغیر میباشد. شاخص تطابق (d) نیز بین 37/0 تا 56/0 در منطقه کوشکک و 51/0 تا 93/0 در منطقه سلامی متغیر است. بنابراین مدل PMWIN در این دو منطقه دقت قابل قبولی ندارد و در بررسی طرحهای زهکشی نمیتواند مورد استفاده قرار گیرد ولی مدل (6) Drainmod پیشبینی مناسبتری از سطح ایستابی در دو منطقه داشته است.
در این پژوهش روند تغییر وزن و تعداد پداژه های زعفران در دوره های مختلف کشت و در دو روش آبیاری کرتی و جویچه ای بررسی شد. نتایج نشان داد، تعداد پداژه ها در روش آبیاری جویچه ای به طور معنی داری بیشتر از کرتی میباشد و وزن پداژه ها نیز در اکثر دوره ها در روش آبیاری جویچه ای بیشتر است. تعداد کل پداژه ها و تعداد پداژه های با وزن کمتر از چهار گرم تا دوره ششم کشت افزایش و از این دوره به بعد به صورت معنی داری کاهش می یابد. تعداد پداژه های با وزن بین 4 تا 8 گرم و کمتر از 4 گرم تا دوره پنجم کشت افزایش و پس از آن به صورت معنی داری کاهش می یابد، ولی تعداد پداژه با وزن بیشتر از 8 گرم از همان ابتدای کشت روند نزولی را طی می کند.
به منظور تخمین پارامترهای نفوذ آب در مقیاس منطقه، مطالعه تغییرپذیری مکانی خصوصیات نفوذ آب در خاک ضروری است. بر پایه آزمایشهایی روی پساب تصفیه شده در حوضه آبریز باجگاه، این پژوهش به مقیاسبندی (scaling) پارامترهای نفوذ آب مدل دو جزئی فیلیپ و تحلیل تغییرپذیری مکانی خصوصیات نفوذ آب در خاک با استفاده از روشهای مقیاسبندی و زمینآمار پرداخته است. سی آزمایش نفوذ آب در یک الگوی تصادفی در منطقه مورد مطالعه با استفاده از استوانههای دوگانه اجرا شد. خصوصیات نفوذ آب منطقه، سرعت نفوذ پایه کمی را برای اکثر مکانها نشان میدهد (001/0 تا 178/0 سانتیمتر در دقیقه). مدل فیلیپ به عنوان یک مدل مناسب برای توصیف فرآیندهای نفوذ آب به دادههای اندازهگیری شده برازش شد. پارامترهای این مدل (ضریب جذب S و فاکتور انتقال A) تغییرات وسیعی در مکانهای آزمایشی نشان دادند. فاکتور مقیاسبندی بر اساس ضریب جذب αS و فاکتور انتقال Aα محاسبه و دادههای نفوذ آب مقیاسبندی شدند. نتایج نشان میدهد که مقیاسبندی با αA بهتر از مقیاسبندی با αS است. سپس، فاکتورهای بهینة αopt با استفاده از روش حداقل مربعات (گزینه Solver) به دست آمد و مقیاسبندی دادههای نفوذ آب تکرار شد. مقیاسبندی با استفاده از میانگینهای حسابی، هندسی، و هارمونیک فاکتورهای مقیاسبندی αS و αA نیز انجام شد. نتایج نشان میدهد که αopt و فاکتور مقیاسبندی αA، دادههای نفوذ آب را از دیگر فاکتورها مقیاسبندی مؤثرتر (مجموع مربع خطاهای کمتر) میکنند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که منطقهی مورد مطالعه تغییرپذیری مکانی وسیعی دارد و نقشه تغییرات مکانی فاکتور مقیاسبندی αA با استفاده از نرمافزار ArcGIS نیز نشان میدهد که مقدار این فاکتور از مرکز به اطراف، با کم شدن مقدار رس خاک، افزایش مییابد.
. Fanai, H., Gh. Kaikha H. Akbari Moghadam, S. Modarres Najaf Abadi and Sh. A. Kouhkan. 2004. Assessment of harvesting time on yield and yield components of oil seed rape (Brasica napus) in Sistan region. Proceeding of the 8 Iranian crop Sciences congress, Rasht. 24-26 Aug. 2004. Guilan, Iran. (In Persian). D ow nl oa de d fr om a gr ob re ed jo ur na l.i r at 6 :3 7 + 04 30 o n W ed ne sd ay M ay 1 3t h 20 20 " هلجم ناريا يعارز مولع " ، دلج مهدزاود هرامش ، 4 ، ناتسمز 1389 420 Fereres, E. and M. A. Soriano. 2007. Deficit irrigation for reducing agricultural water use. J. Exp. Bot. 58(2)
فرایند انتقال املاح از توزیع سرعت آب در محیط متخلخل خاک تأثیر میپذیرد و توزیع اندازه منافذ خاک از منحنی مشخصه آب خاک به کمک ضریب n یا نمای معادله منحنی مشخصه قابل پیشبینی است که میتواند در استنتاج توزیع سرعت آب در منافذ استفاده شود. در این مطالعه منحنی رخنه عناصر خنثی و غیر جذبی با استفاده از پارامترهای هیدرولیکی خاک برای چهار خاک با بافتهای مختلف شبیهسازی شد. برای ارزیابی شبیهسازی منحنی رخنه، نتایج آن با منحنی رخنه اندازهگیری شده، مقایسه شد. منحنی رخنه به دو پارامتر هیدرولیکی خاک بستگی دارد، یکی پارامتر توزیع اندازه منافذ خاک (n) است که این پارامتر از منحنی مشخصه آب خاک بهدست میآید و دیگری پارامتر مربوط به پیوستگی خلل و فرج(m, Pore connectivity) است. در این شبیهسازی مقادیر m برای خاکهای مختلف بین 2- و 5- تعیین گردید. همچنین درصد سیلت در نمونه خاکها، نقش مهمی در تعیین پارمتر پیوستگی خلل و فرج (m) داشته است. براین اساس معادلهای نیز بین میزان سیلت خاک و مقدار m برای خاکهای مختلف ارائه گردید.
با توجه به ضرورتهای موجود، در سالهای اخیر مدلهای فراوانی بسط و توسعهیافته است که با استفاده از آنها میتوان میزان عملکرد محصول را پیشبینی کرد. یکی از این مدلها، مدل MEDIWY (Model for Estimation of Dryland and Irrigated Wheat Yield) است که برای گندم زمستانة رقم عدل در شرایط آبی و دیم و در شرایط آب و هوایی منطقة باجگاه در بخش آبیاری دانشگاه شیراز ارائه شده است. کاربرد گستردهتر آن برای ارقام دیگر و در شرایط متفاوت آب و هوایی نیاز به آزمون دارد. در پژوهش حاضر آزمون و اصلاح مدل MEDIWY برای گندم زمستانة رقم سبلان که دو منظوره (دیم و آبی) است در منطقة مراغه (استان آذربایجان شرقی) در سالهای81-79 انجام شد. با مقایسة آماری بین مقادیر محصول دانه برآورد شده و مقادیر مشاهدهای مشخص شد که مدل MEDIWY نتایج رضایت بخشی برای تیمارهای آبی نشان میدهد ولی نمیتواند نتایج قابل قبولی برای تیمارهای دیم رقم سبلان که رقمی دو منظوره است در منطقة مراغه نشان دهد. بنابراین، با افزایش ضریب آب سهلالوصول خاک از 65/0 به 90/0، مدل برای تیمارهای دیم اصلاح شد. بدین ترتیب مدل MEDIWY اصلاح شده توانست مقادیر قابل قبولی از محصول دانه، برای تیمار دیم را برآورد کند. همچنین مدل MEDIWY برای مواقعی که میزان بارش (بهاره و تابستانه تا زمان برداشت) بیش از حد معینی باشد احتمالا به دلیل احتمال بروز بیماریهای گیاهی مانند زنگ گندم جواب رضایت بخشی از خود نشان نداد. مقدار این حد آستانه 140 میلیمتر شناخته شد و مدل برای این منظور نیز اصلاح گردید. بدینترتیب، مدل اصلاح شده توانست برای گندم آبی و دیم سبلان در منطقة مراغه حتی در سالهایی که بروز بیماری احتمالا باعث کاهش عملکرد میشود پیشبینی خوبی از میزان محصول ارائه کند. مدل MEDIWY اصلاح شده با استفاده از اطلاعات مربوط به رقم الموت ارزیابی شد و به طور کلی جواب رضایت بخشی نیز برای این رقم نشان داد.
متغیر بودن رژیمهای بارندگی و جریان رودخانه در سالهای مختلف، در عین حالی که تاییدی بر تکرار پدیده خشکسالی است، اتخاذ یک راهکار مناسب را ایجاب میکند. در این مقاله یک مدل برنامهریزی ریاضی که تلفیقی از برنامه ریزی غیر خطی (به عنوان زیر مدل 1) و برنامه ریزی پویای استوکاستیکی (به عنوان زیر مدل 2) برای یک سد یک منظوره جهت مصارف کشاورزی است،. تدوین گردید. در زیر مدل 1، با توجه به مقادیر مشخصی از متغیرهای حالت (حجم آب مخزن در ابتدا و انتهای فصل زراعی و میزان بارندگی و رژیم رودخانه در طول فصل زراعی)، مناسب ترین الگوی بهرهبرداری از مخزن سد و تخصیص بهینه آب بین گیاهان مختلف و در نهایت سود حاصل از زراعت بهدست میآید. زیر مدل 2 به اطلاعات سودهای حاصل از زراعت در ازای کلیه ترکیبات مختلف از متغیرهای حالت به انضمام ویژگیهای استوکاستیکی جریان رودخانه و بارندگی نیاز دارد. با اجرای این زیرمدل، میتوان مناسبترین حالت وضعیت آب در مخزن سد در انتهای فصل رشد، منوط به داشتن بقیه متغیرهای حالت، را به نحوی که عملکرد کل سیستم در طول سال حداکثر گردد، بدست آورد. بنابراین با سنجش حجم آب مخزن در ابتدای فصل زراعی و برآورد مناسبی از رژیم رودخانه و بارندگی در طی این فصل، که با تحلیل دادههای تاریخی میتواند بهدست آید، میزان آب بهینه در مخزن سد در انتهای فصل زراعی را میتوان برآورد نمود. با مراجعه به نتایج اجرای زیر مدل 1 مربوط به این حالت، الگوی بهینه بهرهبرداری از مخزن و تخصیص بهینه آب بین گیاهان زراعی موجود برای شرایط واقعی تحت بررسی بهدست میآید. این روش متضمن استفاده بهینه از منابع آبی موجود در کلیه شرایط، خصوصا در شرایط خشکسالی بوده و به عنوان یک راهکار مدیریتی جهت اعمال برای چنین سدهایی پیشنهاد میشود. مدل کامپیوتری تهیه شده برای یک سد مخزنی واقع در استان خراسان اجرا گردید و نتایج حاصله مورد بحث قرار گرفت.