تحلیل محتوای کیفی بهعنوان یکی از روشهای تحقیق کیفی، مجموعهای از تکنیکهای مورداستفاده برای تحلیل دادههای متنی و روشن کردن آنها است. در ادبیات موضوعی، فرآیندهای متعددی برای پیادهسازی این روش، معرفی شده است بهنحوی که تنوع و تعدد مراحل و گامهای استفادهشده، انتخاب فرآیند تحلیل محتوای کیفی مناسب را مشکل نموده است. با توجه به مشاهدهنشدن مطالعهای که به بررسی و جمعبندی فرآیندهای مختلف و مراحل آنها پرداخته باشد در این مقاله، ضمن معرفی و بررسی برخی از مهمترین فرآیندهای معرفیشده، با جمعبندی و انجام اصلاحاتی در مراحل استفادهشده، چارچوب فرآیندی بهبودیافتهای برای پیادهسازی تحلیل محتوای کیفی ارائه شده است. بهمنظور ارائه چارچوب فرآیندی بهبودیافته از روش فراتلفیق استفاده شده است. چارچوب فرآیندی پیشنهادی که از شش مرحله اصلی و شانزده گام فرعی تشکیل شده است در مقایسه با فرآیندهای متداول از مزایایی چون برخورداری از مراحل و گامهای مفید استفادهشده در فرآیندهای قبلی، حذف گامهای غیرضروری، ترتیب و توالی شفافتر و مشخصتر مراحل و گامها و درنهایت ایجاد روابط دوطرفه و امکان ارائه بازخورد در بین مراحل بهره میبرد که موجب افزایش تسهیل، انعطافپذیری و قابلیت اطمینان فرآیند و یافتههای آن شده است. در ادامه، بهعنوان یک مطالعه موردی، در فرآیند تدوین برنامهریزی راهبردی دانشگاه پیام نور ، در مرحله تدوین ارکان جهتساز، با استفاده از چارچوب بدستآمده، به تحلیل اسناد بالادستی پرداخته شده و نتایج بدستآمده که مورد تایید تیم خبرگان و کارشناسان مرتبط قرار گرفته، ارائه شده است.
تعداد بیست و هشت رأس بره ماده بلوچی با میانگین سن 3/2 ± 9/14 هفته و وزن 6/4 ± 3/26 کیلوگرم از جیرههای با یا بدون پیه، بر پایه دانه ذرت یا جو، در قالب طرح کاملا تصادفی به روش فاکتوریل 2×2 به مدت 9 هفته تغذیه شدند. مصرف جیرههای آزمایشی اثری بر میانگین خوراک مصرفی برهها نداشت، اگرچه افزایش وزن روزانه و بازدهی خوراک در هفتههای 4 تا 8، تحت تأثیر اثر تداخل چربی × غله قرار گرفت و در تیمار لیپوژنیک-ذرت بالاترین مقدار بود. افزودن پیه به جیره، به ترتیب سبب افزایش و کاهش غلظت کلسترول و گلوکز سرم برهها در طول دوره آزمایش شد. درحالیکه، غلظت انسولین و نسبت گلوکز: انسولین، تحت تأثیر اثر غله قرار گرفته، در تیمارهای جو در مقایسه با ذرت، به ترتیب افزایش و کاهش یافت. در برههای تغذیه شده با جیرههای لیپوژنیک در مقایسه با جیرههای گلوکوژنیک، غلظت پایه گلوکز کاهش و غلظت پایه کلسترول و آسپارتات آمینوترانسفراز افزایش یافت. ازطرفی، غلظت پایه اسیدهای چرب استریفیه نشده سرم و شاخص کمی حساسیت انسولینی تحت تأثیر اثر تداخل چربی × غله قرار گرفته و شاخص حساسیت انسولینی به طور معنیدار با بازدهی خوراک همبستگی مثبت نشان داد. به نظر می رسد غلظت چربی و کمیت و ماهیت منبع نشاستهای جیره، عواملی هستند که میتوانند بر فراسنجههای حساسیت انسولینی نشخوارکنندگان اثرگذار باشند. همچنین، به نظر میرسد جیرههایی که نسبت مطلوبی از چربی و نشاسته را فراهم کنند، بتوانند سبب بهبود بازدهی و وضعیت انرژی حیوان شوند.
روش PCR رقابتی کمی برای مقایسه تعداد قارچ های بی هوازی شکمبه در محیط کشت خالص قارچ حاوی کنجاله آفتابگردان پرچرب (165 گرم چربی در هر کیلوگرم ماده خشک) عمل آوری شده با فرمالدئید و سود انجام شد. 21 راس گاو هلشتاین (5±30 روز شیردهی) انتخاب و با جیره های آزمایشی که شامل کنجاله آفتابگردان تیمار نشده (شاهد) و تیمار شده با 4 درصد هیدروکسید سدیم و 3/0 و 6/0 درصد فرمالدئید بودند، برای مدت 7 هفته تغذیه شدند. به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه تحت تیمارهای تغذیه ای از روش PCR رقابتی استفاده گردید. قطعه استاندارد در واکنش PCRرقابتی از ژنوم فاژ لامبدا ساخته شد و تکثیر همزمان با راندمان یکسان این قطعه با قطعه DNA قارچ در یک واکنش PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. از شدت نسبی باندهای قطعه DNAالگو و کنترل استاندارد به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه تحت جیره های مختلف استفاده گردید. آنالیز داده های مطالعه اخیر نشان داد که کنجاله آفتابگردان عمل آوری شده با سود، تعداد قارچ در محیط کشت را نسبت به شاهد افزایش، اما کنجاله آفتابگردان عمل آوری شده با فرمالدئید تعداد قارچ را کاهش داد (05/0(p
هدف از این مطالعه بررسی تاثیرات جایگزینی کنجاله کلزا با کنجاله سویا بر جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه گاوهای شیری هلشتاین ایران بود . بدین منظور 6 راس گاو شیرده هلشتاین در طول مدت 5 تا 56 روز پس از زایش انتخاب شدند . جیره های مورد استفاده محتوی کنجاله سویا (تعد ا: 3 رأس) و کنجاله کلز ا (تعدا: 3 رأس ) بودند. گاو ها در جایگاه های بسته در طول مدت اعمال جیره نگهداری و خوراک به صورت کاملا مخلوط روزی 2 بار رقابتی استفاده گردید . قطعه استاندارد در PCR به آنها داده شد . به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ های بی هوازی تحت تیمارهای تغذیه ای از روش انجام و PCR رقابتی از ژنوم فاژ لامبدا سنتز گردید و تکثیر همزمان با راندمان یکسان این قطعه با قطعه کنترل استاندارد در یک واکنش PCR واکنش مورد ارزیابی قرار گرفت . از شدت نسبی باندهای قطعه الگو و کنترل استاندارد به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ ه ای بی هوازی شکمبه تحت در قالب یک طرح کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت ند. نتایج این GLM با روش SAS جیره های مختلف استفاده گردید . داده های حاصل با نرم افزار ±1/ مطالعه نشان داد جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه احتمالا تغییرات معنی داری را در اثر جایگزینی کنجاله کلز ا با کنجاله سویا (به ترتیب 87 34 ، واحد اختیاری ) نشان ندادند. / 35/12 و 79