این تحقیق با هدف تجزیه و تحلیل بقاء و ارتباط آن با صفات وزن بدن و متوسط افزایش وزن بدن در بلدرچین ژاپنی انجام شد. بدین منظور از دادههای1854 بلدرچین ژاپنی طی 4 نسل از سالهای 96 تا 98 که در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی جمعآوری شده بود، استفاده گردید. برای تعیین اثرات عوامل مؤثر بر بقاء و محاسبه ریسک حذف در زمانهای مختلف از دو بسته آماری (Survival) و (cmprsk)و برای برآورد مؤلفههای واریانس صفت بقاء از بسته نرمافزاری MCMCglmm استفاده شد. پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از تجزیه وتحلیل تک و دو صفتی از طریق نمونهگیری گیبس برآورد شد. میانگین مرگ و میر دوره پرورش (206/0) و متوسط نرخ بقاء (793/0) محاسبه شد. میانگین وراثتپذیری برآورد شده برای بقاء در تجزیه و تحلیل تک صفتی و دو صفتی به ترتیب 216/0 و 153/0 محاسبه شد. دامنه وراثتپذیری وزن بدن در تجزیه و تحلیل تک صفتی بین 307/0 تا 135/0 با میانگین 219/0 برآورد شد. در تجزیه و تحلیل دو صفتی وراثتپذیری وزن بدن در محدوده 014/0- 155/0 متغیر بود. بالاترین همبستگی ژنتیکی، 3113/0- (بین صفت وزن بدن و افزایش وزن روزانه) و پایینترین میزان همبستگی ژنتیکی، 0227/0– (بین صفت بقاء و افزایش وزن روزانه) بود. نتایج نشان داد مدیریت بهینه عوامل محیطی در کاهش خطر حذف اثرگذار هستند و انتخاب ژنتیکی برای صفت بقاء میتواند باعث بهبود پتانسیل ژنتیکی بقاء گردد.
هدف این تحقیق مقایسه شبکه عصبی مصنوعی با مدلهای رگرسیون غیرخطی برودی، گمپرتز، لجستیک و ونبرتالانفی در برازش منحنی رشد گوسفند کردی بود. برای این منظور، تعداد 17659 رکورد روز آزمون وزن تولد تا یکسالگی موجود در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد حسینآباد شیروان در استان خراسان شمالی طی سالهای 1375 تا 1392 متعلق به 5074 راس دام آمادهسازی و استفاده شد. معماری شبکه بر پایه پرسپترون سه لایه با تعداد پنج نورون در هر لایه بود که از تابع انتقال سیگموئید-آکسون و قانون یادگیری لونبرگ-مارکوآت و با استفاده از نرمافزار نروسولوشن ساخته شد. تجزیه مدلهای غیرخطی با رویه NLIN نرمافزار SAS انجام شد. نکویی برازش مدلها بر اساس ضریب تبیین (R2)، جذر میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدرمطلق انحرافات (MAD)، معیار اطلاعات آکائیک (AIC) و معیار اطلاعات بیزی (BIC) تعیین و اثر عوامل ثابت مؤثر روی فراسنجههای مدل بهینه بررسی شد. نتایج نشان داد که شبکه عصبی مصنوعی با داشتن بالاترین صحت (9735/0R2=) و کمترین خطا (452/3RMSE=، 424/2=MAD) بهتر از سایر مدلها، منحنی رشد را توصیف کرد. بین مدلهای غیرخطی، مدل برودی با بالاترین 966/0R2= و کمترین AIC، BIC، MAD و RMSE توانست در هر دو جنس برآورد مناسبی از منحنی رشد ارائه دهد. در جنس نر، برههای تکقلو و گوسفندانی که در ماههای زمستان متولد شده بودند، وزن مجانبی و نرخ رشد بیشتر بود. شاخصهای ارزیابی نشان داد شبکه عصبی مصنوعی دقت بالایی در پیشبینی منحنی رشد گوسفندان کردی دارد و پس از آن مدل برودی مناسبتر از سایر مدلها بود.
این تحقیق با هدف مقایسه مدلهای مختلف برای برآورد پارامترهای ژنتیکی مستقیم و مادری و همچنین برآورد روند ژنتیکی برای صفات وزن بدن گوسفند کردی شمال خراسان انجام شد. از رکوردهای وزن تولد (7345 رکورد)، وزن سه (5905 رکورد)، شش (5294 رکورد)، نه (3800 رکورد) و یکسالگی (3863 رکورد) در طی سالهای 1368 تا 1391 که توسط مرکز اصلاح نژاد شهرستان شیروان جمعآوری شده بود، استفاده گردید. برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات مختلف با شش مدل دام و نرمافزار ThrGibbsf90انجام گرفت. بهترین مدل با استفاده از معیار انحراف اطلاعات (DIC) انتخاب شد. وراثتپذیری مستقیم صفات وزن تولد، سه، شش، نه و یکسالگی به ترتیب (0007/0±)172/0، (0007/0(±257/0، (0006/0(±351/0، (0007/0(±120/0 و (0009/0(±131/0 بودند.اثر ژنتیکی مادری برای صفات وزن تولد، سه و شش ماهگی معنیدار بود (01/0P<) و نسبت واریانس محیط دائمی مادری به واریانس فنوتیپی از 055/0 (یکسالگی) تا 186/0 (تولد) متفاوت بود. اگرچه مقادیر وراثتپذیری مادری وزن بدن در سنین بیشتر از وزن تولد کمتر بود، ولی برازش اثرات تصادفی مادری (ژنتیک افزایشی و محیطی دائمی مادر) در مدل دام سبب برآورد دقیقتر پارامترهای ژنتیکی صفات مورد بررسی گردید. روند فنوتیپی صفات وزن تولد، سه، شش، نه و یک سالگی به ترتیب 4/8، 6/74، 3/8، 3/54 و 25/78 گرم در سال و روند ژنتیکی مستقیم برای این صفات به ترتیب 07/0-، 2/14، 9/21-، 7/13 و 9/24 گرم در سال برآورد شد. بنابراین، نتایج برآوردهای بیزی نشان داد که قابل اعتمادتر از روشهای آماری مرسوم هستند.
وزن بیده ناشور مربوط به 13758 رأس دام حاصل از 491 قوچ و 8109 میش در طی 28 سال (1362 تا 1389)، از گلههای یک و دو ایستگاه اصلاح نژاد عباس آباد، در جمع به تعداد 47672 رکورد، بررسی شدند. همچنین، صفات کیفی الیاف پشم تعداد 926 راس گوسفند شامل 13 قوچ، 423 میش و 490 رأس از نتاج آن ها اندازهگیری شد. اثر عوامل ثابت، جنس، سال و فصل پشمچینی، نوع زایش (تک قلو، دو قلو و چند قلو) و اثر گله (گله یک و دو) بر وزن بیده و خصوصیات پشم ارزیابی شد. سال تولد اثر معنیدار بر اکثر صفات به جز درصد الیاف حقیقی، هتروتیپ، مدولا دار و درصد الیاف با قطر بین 40 تا 50 میکرومتر داشت. وزن بیده ناشور و طول دسته الیاف در جنس نر بیش تر از ماده ها بود. سال و فصل پشم چینی تنها وزن بیده ناشور را تحت تاثیر قرار داد. میانگین قطر الیاف دو گله ایستگاه عباس آباد با هم اختلاف معنیدار داشتند. تجزیه مؤلفههای ژنتیکی وزن بیده ناشور با مدل دام تکرارپذیر و صفات کیفی بیده با مدل دام، برآورد گردیدند. میزان وراثتپذیری و تکرارپذیری وزن بیده ناشور به ترتیب 0/13 و 0/27 محاسبه گردید. وراثتپذیری طول دسته الیاف، بازدهی شستشو، میانگین قطر الیاف، ضریب تغییرات قطر الیاف در نمونه، درصد الیاف حقیقی، درصد الیاف مدولادار و درصد الیاف هتروتیپ به ترتیب 48/0، 23/0، 0/32، 0/24، 0/65، 0/20 و 0/16 محاسبه شدند. متوسط ارزشهای اصلاحی از سال 1352 تا 1389 افزایش 2/93 گرم به ازای هر سال را نشان داد. نتایج نشان دادند که انتخاب برای افزایش وزن بدن در طی 28 سال منجر به افزایش مقدار وزن بیده ناشور گردیده است، اما تأثیری بر صفات کیفی نداشته است. بنابراین، در صورت استفاده از صفات کیفی در برنامههای اصلاح نژاد منجر به بهبود کیفیت الیاف خواهد شد.
به منظور بررسی عوامل مؤثر بر صفت طول عمر اقتصادی گوسفند کردی خراسان شمالی از رکوردهای ثبت شده ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفندکردی طی سال های 1369 تا 1391 که شامل 7469 بره حاصل از 187 پدر و 2258 مادر بود، استفاده گردید. ترسیم جداول طول عمر تولیدی از رویه Life table نرم افزار SAS نسخه 1/9 صورت گرفت. عوامل ثابت سال و فصل بر طول عمر حیوان اثر معنی داری داشت. نتایج نشان داد که حدود 99 درصد از میش های داشتی به دلایل غیر از سن از گله حذف گردیده اند. بیشترین درصد حذف در میش ها مربوط به بیماری (1/33%) و کمترین درصد حذف در جنس نر مربوط به مسمومیت (11/0%) می باشد. تعداد میش های حذف شده از گله با بالا رفتن سن کاهش می یابد، اما حذف میش های بالای 4 سال در مقایسه با میش های جوان افزایش یافت. زنده مانی میش هایی که زایش تک قلو داشتند، بیشتر از میش هایی است که زایش دو قلو داشتند و میش های دارای 1 بره نسبت به میش های دارای 2 و 3 بره، درصد زنده مانی بیشتری را نشان دادند. نتایج نشان داد که میش هایی که در تمام زایش ها یک بره داشتند دارای بالاترین درصد ماندگاری هستند، درحالی که در میش هایی دارای دو بره، درصد زنده مانی کمتر مشاهده شد. اگر چه سیاست های کلی در دام های سبک به سمت افزایش میزان دوقلوزایی می باشد، اما نتایج نشان داد تأکید بر دوقلوزایی موجب حذف میش ها در سنین پایین و کاهش طول عمر اقتصادی خواهد شد. برای بهبود ماندگاری می توان شرایط مدیریتی و محیطی گله را بهبود بخشید.
ماندگاری بره ها تا زمان عرضه به بازار یکی از فاکتورهای مهم و تاثیر گذار بر اقتصاد دامپروری می باشد عوامل محیطی از قبیل آب و هوا، مدیریت و سایر عوامل غیر ژنتیکی مثل سن مادر، تیپ تولد، چند قلو زایی و وزن تولد اثر بسیار مهمی بر زنده مانی بره ها دارند. به منظور ارزیابی عوامل موثر بر زنده مانی در بره های بلوچی از9989 رکورد جمع آوری شده توسط مرکز اصلاح نژاد شمالشرق کشور (عباس آباد) در طی 20 سال گذشته (از سال 1362 الی 1388) استفاده شد. صفات مورد مطالعه عبارت بودند از بقاء از تولد تا 10 روزگی، تولد تا 30 روزگی، تولد تا 60 و تولد تا 90 روزگی که هریک از این صفات به صورت جداگانه با در نظر گرفتن عوامل ثابت شامل گله، سال، جنس، نوع تولد، سن مادر و عامل کواریت وزن تولد (خطی و درجه دوم) توسط نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. از 9989 بره بدنیا آمده 5174 (5/51 درصد) بره نر و 4847 (5/48 درصد) بره ماده بودند که 56 درصد کل بره ها تک قلو، 42 درصد دو قلو و 2 درصد سه قلو بدنیا آمده بودند. در بره های تک قلو 5/1 درصد قبل از ده روز اول، 1/4 درصد و68/6 درصد، 8/7 درصد به ترتیب قبل از 30، 60 و 90 روز بعد از تولد تلف شده بودند. نتایج نشان داد که بره های نر نسبت به بره های ماده از تولد تا شیرگیری کمتر تلف می شوند و بره های تک و دو قلو نسبت به سه قلو ها بیشتر زنده می مانند همچنین بره های بدنیا آمده از میش های دو ساله نسبت به بره های بدنیا آمده از سایر میش ها بیشتر زنده ماندند. متوسط وزن بره های بدنیا آمده 28/4 کیلو گرم بود که بره های نر نسبت به ماده ها (4/4 در مقابل 1/4 کیلوگرم) همچنین بره های تک قلو نسبت به بره های دو یا چند قلو (6/4 در مقابل 8/3 و 3/3 کیلوگرم) سنگین تر بودند. رابطه خطی و درجه دوم وزن تولد با زنده مانی تا 10 ، 30 ، 60 و 90 روز بعد از تولد معنی دار بود. حداکثر زنده مانی از تولد تا شیرگیری در بره هایی با وزن تولد 5 کیلوگرم بود در حالی که میانگین وزن تولد گله 3/4 کیلوگرم بود. وزن تولد مطلوب برای تک، دو سه قلو به ترتیب 7، 5 و 3/4 کیلوگرم با زنده مانی 93 ، 93 و 92 درصد بود. بره های ماده زنده مانی بیشتری نسبت به بره های نردر وزن مشابه داشتند.