مقدمه:آموزش بهداشت دهان ودندان در خدمات اولیه بهداشتی و غربالگری کمک کننده می باشد. لذا انتخاب شیوه آموزشی موثر جهت انتقال دانش و مهارت های بهداشتی حائز اهمیت می باشد. با توجه به توان بالقوه آموزش بازخورد محور در تغییر رفتار، مطالعه حاضر با هدف تأثیر این شیوه آموزشی بر شاخص های بهداشت دهان، خودکارآمدی و رفتارهای خود مراقبتی انجام شد. موادوروش ها: این مطالعهنیمهتجربیبرروی دانش آموزهای دختر دبیرستانیدر سال 1398 انجام شد. 70 دانش آموز بهروش تصادفی انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در گروه مداخله، برنامه آموزشی در 4 جلسه آموزش فردی بر مبنای بازخورد محور ارائه شد. داده ها در دو مرحله با استفاده از فرم اطلاعات فردی،پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی، پرسشنامه خودکارامدی بهداشت دهان و دندان،شاخص PBIجهت بررسی میزان التهاب لثه و شاخص Quigely Hein برای بررسی پلاک دندانی جمع آوری شد و با استفاده از آمار توصیفیو آزمون های تحلیلی تی مستقل و تی زوجی با استفاده از نرم افزار SPSS با ویرایش 22 انجام شد. یافته ها: دوگروهکنترلومداخلهازنظر متغیرهای فردی تفاوت معنی داری نداشتند.مقایسه میانگین نمرات پلاک دندانی و خونریزی لثه، تفاوت معنی داری را بین دوگروه نشان داد (001/0>P). آزمون تی زوجی نشان داد که گروه مداخله با بهبود وضعیت شاخص ها و گروه کنترل با افزایش معنی دار نمره خونریزی لثه )002/0P=) و پلاک دندانی (001/0>P) همراه بوده است.میانگیننمرات کل رفتارهای خود مراقبتی )001/0>(P و خودکارآمدی (001/0(P= در پایان مداخله در گروه مداخله افزایش معنی داری داشت. نتیجه گیری:آموزش بازخورد محور در بهبود شاخص های بهداشت دهان، خودمراقبتی و خودکارآمدی دانش آموزان موثر بود. پیشنهاد می شود از این مدل به عنوان رویکردی جامعهنگر، جهت بهبود رفتارهای خود مراقبتی و شاخص های بهداشت دهان استفاده شود.
The Efficacy of Logbook in Clinical Wards from the Viewpoints of Nursing Faculty Members and Students
مقدمه: تعامل میان فعالیت فیزیکی و دوره قاعدگی در نتایج تحقیقات پیشین انجام شده در کل جهان دارای ابهام است. از سوی دیگر بدون تردید برخی زنان از فشارها و دردهای مربوط به دوره قاعدگی رنج می برند، بنابراین رابطه بین قاعدگی و فعالیت باید مورد بررسی دقیق تر قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف سنجش ارتباط فعالیت فیزیکی با ویژگی های (الگو و نشانه ها) قاعدگی انجام شد. روشکار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع مقطعی است که پس از اخذ رضایت بر روی 91 نفر از جامعه پرسنل خدماتی زن سه بیمارستان تحت پوشش علوم پزشکی شهر زاهدان طی سال 89-90 انجام شد. همه افراد به صورت سرشماری با داشتن شرایط ورود و شرایط خروج از مطالعه نمونه گیری شدند. در این پژوهش فعالیت فیزیکی آزمودنی ها در ابتدا بر حسب شدت فعالیت به انواع سبک، متوسط و سنگین (برگرفته از پرسشنامه بین المللی) بر اساس هزینه انرژی بر حسب متابولیک اکی والانت (MET) طبقه بندی و سپس افراد بر اساس فعالیت متوسط (9/5-3 METs) همسان شدند و تعداد هر METs ضربدر تعداد ساعات در هفته شد و کل فعالیت فیزیکی هفتگی (TWA) به دست آمد و سپس ارتباط آن با الگوی قاعدگی سنجیده شد، فرم الگوی قاعدگی شامل میانگین روزهای خونریزی، طول سیکل قاعدگی، نظم قاعدگی و حجم خونریزی و سنجش علائم و نشانه قاعدگی و فرم یادآور فعالیت فیزیکی هفت روزه به طریق مصاحبه تکمیل شد. آنالیز داده ها بر اساس آمار همبستگی پیرسون و اسپیرمن و رگرسیون مدل خطی با نرم افزار آماری SPSS (نسخه 15) مورد بررسی قرار گرفتند. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین سنی زنان 10/8 ± 74/38 سال با حداکثر 40 سال و حداقل 37 بود. فعالیت فیزیکی کارکنان بیمارستان در سطح متوسط بود. بین شدت متوسط فعالیت فیزیکی بر روی الگوی قاعدگی تنها در علائم و نشانه های قاعدگی ارتباط معکوسی مشاهده شد (045/0=p). اکثر افراد شدت علائم را در حد بدون تجربه علائم و تجربه کم گزارش کردند. بر اساس مدل خطی رگرسیون متغیر پیش بینی کننده شدت فعالیت فیزیکی متوسط بر علائم قاعدگی تأثیرگذار بود و در نهایت میانگین نمره 61/23 از 64 نمره با فاصله اطمینان 95 درصد (33/27-26/23) بود. نتیجهگیری: شدت فعالیت متوسط فیزیکی نه تنها تغییر قابل ملاحظه ای بر میزان خونریزی، طول سیکل قاعدگی و نظم قاعدگی ندارد، بلکه شدت علائم و نشانه های ناراحت کننده قاعدگی را کاهش می دهد. بنابراین فعالیت متوسط فیزیکی تأثیر مثبتی بر زنان دارد.