هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل سردرگمی مشتریان در انتخاب تجهیزات ورزشی پیرو بود. این پژوهش توصیفی، کاربردی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری اجرا شد. جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ بازدیدکنندگان پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی ورزش و تجهیزات ورزشی شهر تهران تشکیل میدادند و حجم نمونهها با روش نمونهگیری معادلات ساختاری تعیین شد و مطابق آن 98 پرسشنامه از نمونههای در دسترس جمعآوری شد. پرسشنامة پژوهش از طریق تکنیک دلفی با اعمال نظر شش نفر از متخصصان بازاریابی ورزشی کشور تهیه شد و روایی صوری و محتوایی آن نیز توسط چند تن از استادان بازاریابی ورزشی تأیید شد. روایی سازه از طریق روایی همگرا برای تمامی عوامل از 5/0 بیشتر گزارش شد و پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سنجیده شد که ضرایب هر دو آزمون برای تمامی عوامل بیشتر از 7/0 بهدست آمد. آزمون فرضیات و برازش مدل بهوسیلۀ نرمافزار SMARTPLS صورت گرفت. یافتهها حاکی از معناداری اثر تقلید از نام و ظاهر بر تقلید هویت و تصویر برندهای پیشرو بود و اثر تقلید از ظاهر، هویت و تصویر برند پیشرو بر سردرگمی مشتریان معنادار گزارش شد. البته اثر تقلید از نام بر سردرگمی مشتریان معنادار گزارش نشد. همچنین سردرگمی مشتریان، تقلید هویت و تصویر برند پیشرو اثر معناداری بر انتخاب برند پیرو داشتند. ازاینرو میتوان گفت برندهای پیرو با هدف ایجاد سردرگمی در مشتریان از برندهای پیشرو تقلید میکنند تا با شباهتهای موجود مشتریان را به سمت انتخاب برندهای پیرو بهجای برندهای پیشرو سوق دهند. این ترفند بازاریابی میتواند تولید ملی را جایگزین کالاهای خارجی کند.
هدف اصلی پژوهش حاضر ارائۀ مدلی از تأثیر آمیزۀ بازاریابی و تصویر برند بر لذت و تعهد ارتباطی هواداران دو تیم پرطرفدار تهرانی بود. پژوهش حاضر از نظر روش گردآوری دادهها توصیفی و از نظر هدف کاربردی بود که به شکل میدانی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل کلیۀ تماشاچیان یکی از بازیهای دو تیم پرطرفدار تهرانی (استقلال و پرسپولیس)، که بلیت تهیه کرده و به ورزشگاه رفتهاند، بود. برحسب تعداد سؤالات پرسشنامه (35سؤال) تعداد 350 نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. با بررسی پیشینۀ تحقیق، مدل اولیۀ تحقیق طراحی و براساس آن پرسشنامهای ساخته شد و روایی توسط جمعی از صاحبنظران دانشگاهی و تکنیک تحلیل عاملی تأیید شد و پایایی درونی نیز از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. به منظور پاسخگویی به سؤالات پژوهش از آزمونهای آماری مانند همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که آمیزۀ بازاریابی و تصویر برند دارای ضریب تأثیر 58/0 و 51/0 بر لذت هواداران و ضریب تأثیر 62/0 و 48/0 بر تعهد ارتباطی هواداران است. همچنین مدل دارای برازش و تناسب مناسبی بود و نشان داد که روابط تنظیمشدۀ متغیرها منطقی بوده است (91/0AGFI=، 93/0GFI=، 94/0CFI= ، 92/0NNFI=، 95/0NFI=). با توجه به نتایج حاصل از این مدل به مدیران و بازاریابان تیمها و باشگاههای ورزشی پیشنهاد میشود خدمات خود را بهنحوی ارائه کنند که در مقایسه با سایر برندها متمایز باشد و این حس و تصویر را در هواداران ایجاد کند که خدمات دریافتی فراتر از انتظارات وی بوده است.
هدف از این تحقیق، تبیین رابطه کارآفرینیمستقل و بازارگرایی بر هوشمندیرقابتی مدیران باشگاههای بدنسازی آقایان استان تهران بودهاست. جامعه آماری این تحقیق کلیه باشگاههای بدنسازی آقایان استان تهران بود که در کل75 باشگاه انتخاب شدند. با توجه به حجم اندک جامعه، کل جامعه با روش کل شمار به عنوان نمونه در نظرگرفته شد. به منظور جمع-آوری دادهها برای اندازهگیری هوشمندیرقابتی از پرسشنامه نواک و فرانسس(2012) به منظور اندازهگیری ویژگیهای کارآفرینیمستقل از پرسشنامه کردنائیج و زالی(1388) با 48 گویه و همچنین برای سنجش بازارگرایی از پرسشنامه 13سؤالی دولتآبادی که برگرفته از مطالعه نرور و اسلاتر(1990)، استفاده گردید. ضریب پایایی آنها به ترتیب 88/0، 90/0 و 87/0 بدست آمد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها آمار توصیفی و نرمافزار Spss و Smart PLS استفاده شد.. یافتههای حاصل از تحقیق نشان میدهد که در سطح اطمینان 95 ضریب مسیر رابطۀ میان کارآفرینی مستقل و هوشمندیرقابتی 538/0است، ضریب مسیر رابطۀ میان بازارگرایی و هوشمندیرقابتی 180/0است و ضریب مسیر رابطۀ میان کارآفرینی مستقل و بازارگرایی 666/0است. با توجه به یافتههای تحقیق پیشنهاد میشود مدیران باشگاههای بدنسازی به منظور افزایش مشتریان، افزایش سوددهی، بهرهوری باشگاه، از اثرات مثبت کارآفرینیمستقل و بازارگرایی برای افزایش هوشمندیرقابتی استفاده کنند.
مقدمه و هدف: در چند سال اخیر توجه و تاکید برورزشهای بومی و سنتی به عنوان یکی ازمهمترین راه کارهای توسعه توریسم ورزشی با اهداف اقتصادی و سیاسی در کشورهای مختلف مورد توجه فراوان قرار گرفته است. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی چالش های جذب گردشگر ورزشی در جشنواره بازی های بومی و سنتی استان گلستان بود. روش شناسی: جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه ورزشکاران شرکت کننده در مسابقات اسبدوانی و مسابقات کشتی گورش استان گلستان بود(416(n=که از بین آنها تعداد (219n=) گردشگر ورزشی در این تحقیق حضور داشتند. جهت بررسی چالش های گردشگرهای ورزشی از پرسشنامه توریسم ورزشی هیگام(1999)،که دارای شش خرده مقیاس مکان مسابقات، فاصله، نوع وسیله نقلیه ، طول زمان برگزاری، میزان هزینه و جاذبه های شهری مسابقات بود، استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز ازآمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح 05/0p≤ استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که مکان مسابقه ( 49/37 %)، فاصله ( 81/32 %) و زمان برگزاری مسابقات (76/28 %)، مهمترین فاکتورهای حضور گردشگر ورزشی فعال و فاصله (09/41%)، نوع وسیله نقلیه(16/40%)، هزینه (22/39%) و جاذبه های شهری (16/38%) از مهمترین فاکتورهای حضور توریسم ورزشی غیر فعال در مسابقات اسبدوانی بود. بحث و نتیجه گیری:باتوجه به یافتههای تحقیق حاضر، به نظر میرسد که توجه به انتخاب مناسب مکان رویدادهای ورزشی به لحاظ ارائه و وجود تسهیلات خدماتی و برگزاری فستیوال های بومی ورزشی در زمان فراغت ورزشکاران و گردشگران ورزشی از مهمترین راهکارههای جذب گردشگرهای ورزشی در استان گلستان می باشد.