هدف: مشتریان هنگام خرید آنلاین با انواع متنوعی از انتخابها روبهرو میشوند؛ به همین دلیل، اغلب آنها برای تصمیمگیری، به در دسترسترین منابع اطلاعاتی، یعنی نظرهای آنلاین مراجعه میکنند. در پژوهش حاضر با هدف شناسایی و یافتن استراتژیهای بلاغی (حرکات) در مفیدترین نظرهای آنلاین مشتریان، به بررسی این منابع اطلاعاتی پرداختیم. افزونبراین، از آنجا که گمان میرود در میان استراتژیهای بلاغی بهکار گرفته شده در کالاهای مبتنی بر جستوجو و مبتنی تجربه، تفاوت وجود داشته باشد، استراتژیهای بلاغی را در نظرهای مرتبط با هر یک از این محصولات نیز، مقایسه کردیم.روش: بهمنظور دستیابی به اهداف تحقیق، در بخش اول پژوهش، از روش تحلیل ژانر و رویکرد تحلیل حرکت بالا به پایین برای بررسی مفیدترین نظرهای آنلاین مشتریان استفاده شد. شیوۀ گردآوری دادهها، نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند و جامعۀ آماری، نظرهای آنلاین پُرفروشترین محصولات دیجیکالا، در آبان ۱۴۰۱ بود. نظرهای ۳۷ محصول از پُرفروشترینها که موفق به کسب ۲۰ لایک یا بیشتر شده بودند، برای نمونۀ آماری پژوهش انتخاب شدند. در مجموع، ۴۱۴ نظر آنلاین مشتریان با نرمافزار مکسکیودا، نسخۀ ۲۰۲۰، تحلیل شد. در بخش دوم پژوهش نیز، ابتدا محصولات به دستههای مبتنی بر جستوجو و مبتنی بر تجربه دستهبندی شدند؛ سپس با تعیین فراوانی حرکات در هر نوع از کالاها، تفاوت بین ساختار نظرها، از منظر استراتژیهای بلاغی بهکار برده شده، بررسی شد. در نهایت با کمک نرمافزار اسپیاساس، نسخۀ ۲۶ و آزمون استقلال کای اسکوئر، تفاوت در فراوانیها سنجیده شد. یافتهها: یافتههای بهدستآمده با روش تحلیل ژانر، نشاندهندۀ وجود ۶ حرکت اصلی و ۸ حرکت جزئی در متن نظرهاست که تمامی حرکات و گامهای آنها، ارائه شده است. حرکتهای اصلی عبارت بودند از: عنوان، توصیۀ کلی، بیان تجربۀ شخصی، مرور ویژگیهای کلی محصول، ارزیابی محصول و اعلام رضایت. بهطور کلی، حرکات اصلی حدود ۸۲ درصد از کل متن را پوشش دادند. همچنین، یافتهها وجود تفاوت معنادار در بهکارگیری حرکتها را در میان انواع محصولات مبتنی بر تجربه و مبتنی بر جستوجو تأیید میکند.نتیجهگیری: نظرهای آنلاین مشتریان، بهعلت ارائۀ ویژگیهای محصول از دیدگاه مصرفکننده، اهمیت دارند. در این پژوهش شش حرکت اصلی شناسایی شد که از میان آنها، فقط بهکارگیری حرکت توصیۀ کلی برای درج نظر در سایت دیجیکالا الزامی بود و سایر حرکتها توسط مشتریان انتخاب شدند. بر این اساس، میتوان استدلال کرد که مصرفکنندگان در انتخاب ساختار نظرها آزادی دارند و حرکتهای شناساییشده، نشاندهندۀ عناصر با اهمیت در نظرهای آنلاین، از دیدگاه خود مصرفکنندگان هستند. با توجه اهمیت مفیدترین نظرها بر تصمیم به خرید، توصیه میشود که فروشگاههای آنلاین مشتریان خود را به نظردهی تشویق کنند. حرکات شناساییشده نشان میدهند که تجربۀ شخصی و ارزیابی محصول، برای مصرفکنندگان اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین فروشگاهها میتوانند با تأکید بر این موارد، به تولید محتوا بپردازند.
پیشینه و اهداف: امروزه پیچیدگی و تغییرات در اکوسیستم کسبوکارها بهخصوص صنعت بیمه بهقدری سریع شده که لازمة بقا در چنین محیطی تطابق با تغییرات و پایداری است. این مهم هرگونه تصمیم خرد و کلان مدیران کسبوکارها را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین در این شرایط آنچه بسیار اهمیت دارد دانستن میزان پایداری شرکتها در محیط متغیر امروزی است. بر این اساس این پژوهش بر آن است به شناسایی مؤلفههای ارزیابی پایداری شرکتهای بیمهای در ایران بپردازد و شرکتهای بیمهای در ایران را براساس پایداری طبقهبندی کند.روششناسی: پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث شیوة گردآوری و تحلیل جزء پژوهشهای توصیفی پیمایشی است. جامعة آماری پژوهش تمامی شرکتهای بیمهای ایران است. برای تعیین شاخصهای ارزیابی ابتدا شاخصهای ارزیابی مدل GRI که از مطالعة عمیق در ادبیات، سایت گزارش جهانی ابتکار عمل استخراج شدند و اهمیت هریک از معیارها مشخص شد، براساس آن پرسشنامهای ساختاریافته طراحی شد که بین 12 خبره توزیع و با روش دلفیفازی اعتبار مؤلفه در دو راند سنجیده شد سپس بعد از تأیید مؤلفهها بعد از دو راند، پرسشنامهای ساختاریافته تدوین شد و در اختیار 28 خبره قرار گرفت، پس از گردآوری دادهها با استفاده از نرمافزار Spss شرکتهای بیمهای با روش کامیانگین طبقهبندی شدند. یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که برای سنجش پایداری شرکتهای بیمهای در ایران 21 مؤلفة اصلی و 35 مؤلفة فرعی شناسایی شدند. با توجه به پژوهشهای انجامشده شرکتهای بیمهای در ایران بهلحاظ پایداری در سه خوشه دستهبندی شدند، خوشة اول شرکتهای در مرحلة تشکیل، خوشة دوم رشد و خوشة سوم توسعه بهلحاظ پایداریاند که 17 شرکت در خوشة اول، 6 شرکت در خوشة دوم و 5 شرکت در خوشة سوم است..نتیجهگیری: شرکتها با ارائة گزارش پایداری در تلاشاند در زمینة توسعة پایدار گام بردارند، صنعت بیمه هم از این امر مستثنا نیست، صنعت بیمه یک عامل تسهیلگر در پیشبرد فعالیتهای اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی است و سازوکارها و مشوقهای لازم برای تسهیل فعالیت پایدار تجارت در سطح کلان را در اختیار دارد، اما بخشهای مختلف صنعت بیمه در برابر ریسکهای نوظهور ناشی از عوامل اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی آسیبپذیرند. در سطوح مختلف پایداری اقتضائات هر کسبوکار متفاوت است و هر شرکت بیمهای متناسب با سطحی از پایداری که در آن قرار دارد و میزان انعطافپذیری شرکتهای بیمهای نسبت به تغییر و تحولات محیط پیرامونی متفاوت است. بدینمنظور شرکتهای بیمهای هر خوشه باید آمادگی لازم را برای این تغییرات داشته باشند.
پیشینه و اهداف: امروزه توسعة بازارهای مالی نوین بهمنظور افزایش سرمایهگذاری مولد مورد توجه محققان و سیاستگذاران رشد و توسعة اقتصادی قرار گرفته است. در چند دهة اخیر نوآوری فنّاورانه محرک اصلی تحول صنایع مختلف در جهان بوده و صنعت بیمه هم جزء این صنایع است. توسعة این بازارها که با ظهور فنّاوریهای نوظهور و برافکن بوده، کسبوکارهای نوپا را ایجاد کرده است که در کشورهای در حال توسعه با چالشهایی مواجهاند. این مطالعه با هدف شناسایی چالشهای موجود برای شکلگیری اینشورتک در شرکتهای بیمهای در ایران انجام شده است.روششناسی: روش پژوهش کیفی و گردآوری اطلاعات به دو روش مطالعة مبانی نظری و پیشینه و مصاحبة عمیق با خبرگان انجام شده است. برای تحلیل اطلاعات گردآوریشده از روش تحلیل محتوای کیفی و نرمافزار مکسکیودا استفاده شد. بهمنظور بررسی اعتبار نتایج حاصل از تحلیل محتوا از اعتبار معطوف به داده استفاده شد. جامعة آماری این پژوهش تمامی مدیران کسبوکارهای اینشورتکی کشور است، اما بهدلیل عدم امکان شناسایی همة آنها، نمونهبرداری قضاوتی هدفمند انجام شد.یافتهها: یافتهها نشان داد سطح اجماع برای موضوع خاصی که از طریق مصاحبه به دست آمد، بهعنوان مبنایی برای تفکیک نتایج برای تخمین شدت رابطه استفاده شد. پس از مرحلة کدگذاری باز 52 شاخص اولیه استخراج و در کدگذاری محوری 21 مؤلفة فرعی و 12 مؤلفة اصلی شناسایی و بهمنظور بررسی اعتبار کدگذاری از آزمون کاپا استفاده شد که نشان داد کدگذاری از اعتبار بالایی برخوردار است، که این ابعاد و مقولهها شامل فرهنگسازی، یکپارچگی، آموزش، تضاد منافع، مشکلات مالی، ساختار مدیریتی، زیرساختها، قوانین، بیتوجهی به نوآوری و محصولات جدید، عدم سرمایهگذاری، مالیات و قراردادهاست. خبرگان قویترین اجماع بین تضاد منافع، ساختار مدیریتی، قوانین، زیرساختها، فرهنگسازی و آموزش پیشبینی کردند که نشان میدهد آنها عناصر اصلی چارچوب پیشنهادی هستند.نتیجهگیری: یافتههای تحقیق نشان داد چالشها و موانع استفاده از اینشورتک در ایران را میتوان به دو دستة عمدة خرد و کلان تقسیم کرد. در سطح کلان موانعی مثل قوانین و مقررات، وجود انحصار و مشکلات مربوط به زیرساختهای کلان وجود دارد که همت و توجه مسئولان دولتی و مدیران صنعت بیمه را میطلبد. در سطح خرد که بیشتر جنبة درونسازمانی دارد، موانعی مثل منافع، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، زیرساختهای سازمانی و مسئلة آموزش کارکنان است که باید مورد توجه مدیران سازمانها قرار گیرد. با توجه به ورود فنّاوری به بیمه در سطح بینالملل، تغییرات مختلفی در عرصة بیمه بهوجود آمد. براساس نتایج این تحقیق چنانچه کارکردهایی مانند زیرساختها، ساختار مدیریتی، منافع، قوانین، فرهنگسازی و آموزش در ایران بهدرستی انجام نشود، زمینة فعالیت اینشورتکها در ایران بهخوبی فراهم نخواهد شد. همچنین چارچوب مطرحشده در این پژوهش به مدیران و سیاستگذاران این عرصه در رفع چالشهای موجود کمک خواهد کرد.
ولثتک یا فناوری مالی مدیریت ثروت به سرمایهگذاران کمک میکند تا درباره زمان و نحوه سرمایهگذاری تصمیم بهتری بگیرند و بدنبال متمایل ساختن پساندازها و سرمایهگذاریها به سوی بازار سرمایه و ایجاد تعادل میان بازار پول و سرمایه است. این مطالعه گذار ولثتک ایران را بررسی میکند. گذار به فرایند ایجاد و جایگزینی یک فناوری جدید و پذیرش آن از سوی اجتماع اشاره دارد. برای تحلیل گذار با کمک چارچوب تحلیلی دیدگاه چند سطحی، تعاملات بازیگران و نهادها با فناوری در سطوح مختلف تحلیل شده است. نحوه گذار به ولثتک با روش تحقیق کیفی و مبتنی بر روایتپژوهی بررسی شدهاست و دادهها از طریق مطالعه آییننامهها و اسناد سیاستی و همچنین مصاحبهها و گزارشهای مطبوعاتی، منتشر شده در رسانههای فینتکی جمعآوری شدهاست. 252 گزارش بررسی شد که از میان آنها 118 مورد مربوط بودند و طی آن نظرات 36 خبره مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. با بررسیهای انجام شده کارکردهای نظام مالی مدیریت ثروت شناسایی شد و با تحلیل رفتار بازیگرانِ اجرا کنندهی کارکردها در برابر تحولات فناورانه و تغییرات نهادی، مسیر گذار ولثتک از نوع بازپیکربندی تعیین شد. مسیر بازپیکربندی از الگوی سرریز نوآوری پیروی میکند و با تغییر معماری رژیم همراه است. در پایان پیشنهاد شد همزمان با فراهمسازی شرایط برای ارائه خدمات نوآورانه، انتشار عمومی اطلاعات و آگاهیبخشی به شهروندان نیز پیگیری شود تا با تقویت همزمان طرف عرضه و تقاضا گذار بهینه به ولثتک تسریع و تسهیل شود.
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه یکی از شاخصهای توسعه در کشور است. اما، ضریب نفوذ بیمه در ایران پایین است و نیازمند تغییر نحوه ارائه خدمات و افزایش جذابیت است تا مورد استقبال مردم واقع شود. اینشورتکها شرکتهای فینتکی هستند که خدمات بیمهای مبتنی بر نوآوری فناورانه ارائه میدهند. لذا نقش مهمی در بهبود زیستبوم بیمه دارند و به بهبود کارایی بیمه کمک میکنند. اینشورتکها با ارائه خدمات سفارشی و مقرونبهصرفه نقش موثری در افزایش ضریب نفوذ بیمه دارند. با وجود درک این مهم از سوی تصمیمگیران حوزه، خدمات اینشورتکها در ایران به فروش محصولات بیمهای محدود شده و نتوانستهاند بهطور کامل زنجیره ارزش بیمه را پوشش دهند. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی و تحلیل نحوه گذار اجتماعی-فنی به اینشورتک در ایران انجام شده است.روششناسی: این مطالعه با استفاده از مرور نظاممند درصدد توضیح فرایند گذار و شناسایی مسیر گذار به اینشورتکها است. پارادایم پژوهش تفسیری است و از چارچوب تحلیلی نظام نوآوری فناورانه و دیدگاه چند سطحی استفاده شده است. چون تحقیق درباره پدیدههای پیچیده مانند گذار را نمیتوان به الگوهای با روشهای دقیق روششناختی فروکاست و به تفسیر خلاق محقق نیاز دارد، از روش تحقیق کیفی روایتپژوهی استفاده شده است. دادهها از طریق مطالعه اسناد و آییننامههای بیمه مرکزی و گزارشها و مصاحبههای منتشره در رسانههای فینتکی از ابتدای 1393 تا پایان 1399 جمعآوری شده است. تعداد 107 گزارش بررسی و از میان آنها 52 گزارش مرتبط با بحث بود که نظرات 50 خبره در حوزههای مختلف بیمه کشور را دربر داشت که تحت بررسی و کدگذاری قرار گرفتند.یافتهها: در گام اول، کارکردهای نظام نوآوری فناورانه در بیمه شناسایی شدند که شامل تأمین زیرساخت فناورانه، شکلگیری ارتباطات، تبادل دانش، سیاستگذاری و قانونگذاری، آگاهیرسانی به شهروندان، تامینمالی، توسعه منابع انسانی، تحقیق و ارائه خدمات نوآورانه بیمهای بود. در گام دوم، بازیگرانی که این کارکردها را اجرا میکنند شناسایی شد و رفتار آنها در برابر خدمات نوآورانه کسبوکارهای نوپا بررسی گردید. سپس با توجه به اینکه بازیگران رژیم تحولات فناورانه و تغییرات نهادی را همزیست درک میکنند یا رقیب، مسیر گذار اینشورتک شناسایی شد.نتیجهگیری: بهدنبال تحولات حاصل از ورود فناوری به بیمه در سطح بینالملل، بازیگران مسلط تغییر جهت جزئی و تغییرات نهادی تدریجی را آغاز کردهاند. مسلطهای صنعت بیمه به اهمیت و ضرورت نوآوری در بیمه آگاه بوده و خدمات کسبوکارهای نوپا را پذیرفتهاند. روابط میان اینشورتکها و مسلطهای رژیم از نوع همزیست بوده که ارتقاء عملکرد صنعت بیمه را بههمراه دارد. اما با توجه به آنکه شرایط برای کسبوکارهای نوپا جهت ارائه خدمات و محصولات متنوع و پوشش مراحل مختلف زنجیره بیمه همچون ارزیابی خسارت و سنجش ریسک و ... فراهم نشده، لذا کنامهای نوآورانه سطح توسعهبافتگی کمی دارند؛ بنابراین مسیر گذار به اینشورتک از مسیر تحول بوده است.
رویکردهای مشارکتی نظیر علم شهروندان، ابزاری مهم برای ارتقا و توسعه علم در هر جامعهای محسوب میشود. در کشور ایران پروژههای علم شهروندان در سطحی محدود اجرا میشوند و به طور فراگیر مورد استقبال عموم واقع نشدهاست که مبین شکافی میان عامه مردم و صاحبان دانش علم و سیاست در کشور است. این مطالعه، مدلی جامع برای اجرای علم شهروندان ارائه دادهاست و در این راستا با اتخاذ روش پژوهش نظریه دادهبنیاد چندگانه از طریق انجام مصاحبههای باز با 13 فرد خبره و مطالعه اسناد سیاستی و مقالات علمی به شناسایی ریشههای شکلگیری مشارکت، نحوه اجرای آن و پیامدهای حاصل از آن پرداختهاست. یافتههای این مطالعه نشان داد شکلگیری مشارکت در پروژههای علم شهروندان مستلزم تمایل به مشارکت از سوی شهروندان و تمایل به دموکراتسازی از سوی مجریان است و مزایایی چون ارتقا سرمایه اجتماعی، توسعه پایدار، رویکرد علم باز و بهرهوری را به همراه دارد که برای رسیدن به آن بر راهبردهای آموزش و تامین منابع انسانی، برنامهریزی فرایند پروژه، فراهمسازی زیرساخت فناورانه، فراهمسازی فضای مکالمه و اشتراکگذاری یافتهها تاکید شده است. در پایان با در نظر گرفتن وضعیت کشور، به شناسایی قوتها و ضعفهای بالقوه پرداخته و راهکارهایی جهت ترویج اجرای علم شهروندان ارائه داده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف آسیبشناسی مطالعات برند در ایران با تمرکز بر روی متغیر وفاداری برند، پس از پاسخگویی به سوالات اصلی که عبارتند از: شاخصهای تببینکننده وفاداری به برند در مطالعات صورت گرفته کداماند، نحوه سنجش مولفههای وفاداری به برند به چه صورتی میباشد، عوامل موثر بر وفاداری به برند کداماند و پیامدهای وفاداری به برند کداماند، پیشایندها و پیامدهای وفاداری برند را شناسایی نموده است. روش: با استفاده از روش فراترکیب الگوی هقت مرحلهای ساندوسکی و باروسو (2006) کلیه مقالات علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی داخلی نمایه شده در پایگاههای داده و مجلات در بازه زمانی سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹9 مورد بررسی قرار گرفتند که از این جستجو 401 مقاله یافت شد. پس از ارزیابی کیفیت مقالات از منظر پارامترهایی همچون عنوان، چکیده، محتوا، دسترسی و کیفیت روش پژوهش، مقالات خارج از اعتبار حذف شدند و در نهایت ۷۵ مقاله مناسب برای کدگذاری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.یافتهها: مفاهیم و مقولههای کدگذاری شده در قالب ۱۰ گروه اصلی به صورت چارچوب مفهومی پژوهش نمایش داده شدند. از مهمترین آسیبهای موجود در پژوهشهای حوزه وفاداری به برند، مسئلهمحور نبودن، نبود تعریف دقیق از وفاداری به برند، تمرکز بیش از حد بر رویکردهای پژوهش کمی به خصوص مدلسازی معادلات ساختاری و ترجمه نامناسب برخی واژگان می باشند.نتیجهگیری: این چارچوب بیان میدارد که وفاداری به برند با تعریف در چهار گروه جامع وفاداری نگرشی، احساسی، رفتاری و کارکردی، پیشایندهای آن عاملهای بنیادی- نهادی، انگیزشی و ارتباطی است که پیامدهای فردی، سازمانی و ملی را به همراه دارد.
مزاج، ویژگیهای شخصیتی است که در تمام انواع رفتارها و ویژگیهای پایهای و ذاتی ظاهر میشود. هدف پژوهش حاضر آن است که تفاوت معنیدار مزاجهای چهارگانه را ازنظر رفتار خرید آنی بررسی کند. روش پژوهش حاضر توصیفی و کمی است. باتوجهبه اهمیت شرایط جغرافیایی و وضعیت آبوهوایی در کیفیتهای رفتاری حاصل از مزاج، جامعۀ آماری پژوهش حاضر، مشتریانی از شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 384 نفر بهعنوان نمونه با مراجعۀ حضوری به هایپرمارکتهای ایرانیان، کورش و اتکا برای مطالعه انتخاب شدند. از پرسشنامۀ مزاجشناسی ناصری و خرید آنی استفاده شد و برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از نرمافزار SPSS18 استفاده شد. از بین پنج فرضیۀ پژوهش، چهار فرضیۀ آن تأیید شده است و نتایج نشان داد بین مزاجهای چهارگانۀ افراد (صفراوی، دموی، سودایی و بلغمی) ازنظر رفتار خرید آنی تفاوت معنیداری وجود دارد؛ بهطوری که صفراویها نسبت به سایرین بیشترین خرید آنی را داشتهاند. ازطرفی بین مردان و زنان با مزاج صفراوی ازنظر رفتار خرید آنی تفاوت معنیداری وجود ندارد. فرضیۀ بعدی نشان داد مردان دموی بیشتر از زنان دموی خرید آنی انجام میدهند و زنان سودایی و بلغمی نیز از مردان سودایی و بلغمی خرید آنی بیشتری انجام میدهند.
هدف این مقاله مطالعه رابطه جذابیت برند کارفرمایان ایرانی و کاهش تمایل نخبگان برای مهاجرت، و نقش امکان مهاجرت در تعدیل این رابطه، می باشد. دراین پژوهش ترکیبی، با انجام مصاحبههای نیمه ساختار یافته، با 44 دانشجوی سال آخر تعدادی از دانشگاه های مهندسی تهران شاخصهای جذابیت برند کارفرما شناسایی و سپس ، از پرسشنامه بومی شده جذابیت برند کارفرما و پرسشنامههای استاندارد امکان مهاجرت و گرایش به مهاجرت استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 12624 دانشجوی سال آخر در مقاطع مختلف دانشگاههای فنی و مهندسی برتر ایران بر اساس رتبهبندی شانگهای (2017)، میباشد، که با نمونهگیری تصادفی طبقهای، از 694 نفر اطلاعات جمعآوری شد. در تحلیل دادههای کیفی از روش تحلیل تم و برای تحلیل دادههای کمی از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرمافزار پیالاس استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد جذابیت برند کارفرما با کاهش گرایش به مهاجرت دانشجوها رابطه معنی داری دارد و این رابطه توسط متغیر امکان مهاجرت تعدیل میشود. برمبنای یافتههای پژوهش، می توان انتظار داشت با ارتقاء جذابیت برند کارفرمایی در ارزشهای اقتصادی، توسعه ای، نوآوری و اجتماعی، گرایش نخبگان به مهاجرت کاهش می یابد.
عکس به عنوان ابزار ایجاد تعامل بین تماشاگر و تصویر، حاوی معانی مختلفی است. این ابزار با بکارگیری نمادها و سمبلها، بیانگر احساسات روانی افراد میباشد که میتوان از آن در تفسیر یافتههای تحقیق استفاده کرد. از اینرو هدف نویسندگان در این مقاله معرفی کاربرد تصویربرداری در سازمان به عنوان یک روش پژوهش سازمانی میباشد. به همین منظور، چارچوب کلی از انواع روشهای مختلف استفاده از تصویربرداری در مطالعات سازمان و مدیریت ارائه میگردد و در ادامه در راستای توجه و اهمیت بیشتر به مسئله، ضمن تشریح مبانی فسلفی تصویربرداری سازمانی، نحوه اجرای آن به طور کامل شرح داده خواهد شد و در پایان نیز انتقادات وارده به این روش به طور مشخص تشریح میگردد تا از این طریق شناخت مناسبی از مفهوم تصویربرداری در مطالعات سازمان و مدیریت در اختیار محققان قرار گیرد.
پژوهش حاضر به بررسی پیشایندها و پیامدهای عشق برند که یک موضوع نوظهور است میپردازد. با آنکه دههها از بررسی نوع نگرش مصرفکنندگان به برندها و اثرات آن بر رفتار مصرفکنندگان میگذرد، اما در طول چند سال اخیر روند پژوهشها به سمتی حرکت کرده است که بسیاری از این پژوهشها میزان شیفتگی مصرفکنندگان و به عبارتی بهتر، عشق مصرفکنندگان به برند را کانون توجه خود قرار دادهاند. پژوهش حاضر باتوجه به هدف، کاربردی، و از نظر گردآوری دادهها، جزو پژوهشهای توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مصرفکنندگان گوشی تلفن همراه اپل در شهرستان قائمشهر میباشد. برای جمعآوری دادهها تعداد 400 پرسشنامه توزیع شد، اطلاعات جمعآوری شده از طریق نرمافزار SPSS22و PLS2مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده حاکی از آنند که رضایت برند و تجربه نوستالژیک برند، بر عشق برند تاثیر مثبت و معناداری دارند و همچنین عشق برند، بر تعامل فعال، خرید آنی، تبلیغات توصیهای و وفاداری برند تاثیر مثبت و معناداری دارد.
هدف پژوهش حاضر، تبیین ارتباط میان توسعه علم، توسعه فناوری و رشد اقتصادی در ایران بوده است. در این راستا، با مطالعه عمیق حدود 250 کتاب و مقاله درباره توسعه علم، توسعه فناوری و رشد اقتصادی و تحلیل محتوای کیفی آنها، زیر معیارهای اثرگذار بر این سه معیار مشخص و با یکپارچه سازی آنها، 14 زیر معیار مشترک شناسایی شد که تحت سه معیار مربوطه دسته بندی شدند. در ادامه، با نمونه گیری نظری هدفمند از میان حدود 130 خبره، 13 خبره ساکن ایران و خارج از کشور که به مسائل معیارهای مورد بررسی تسلط داشتند انتخاب شده و با بهره گیری از نظرات تخصصی آنها، پرسشنامه دیماتل مبتنی بر فرآیند تحلیل شبکه تکمیل و از داده های پرسشنامه برای سنجش رابطه میان معیارها و زیر معیارها و وزن دهی آنها (فن دنپ) استفاده شد و مدل پژوهش، از طریق خروجیهای فن دنپ ترسیم گردید. نتایج پژوهش حاضر، گواه ارتباط دوسویه میان توسعه علم، توسعه فناوری و رشد اقتصادی در ایران می باشد به گونه ایکه رشد اقتصادی و توسعه فناوری، به ترتیب، اثرگذارترین و اثرپذیرترین معیار در این شبکه ارتباطی می باشند.
مقدمه و هدف: با توجه به این که رنگ جزو اولین مؤلفهها در انتخاب محصول است و دغدغه بسیاری از بازاریابان نیز شناخت عوامل مؤثر بر انتخاب رنگ است، از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی نقش جنسیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی است. روششناسی: این پژوهش به روش پیمایشی انجام گردیده، از لحاظ هدف کاربردی میباشد و شیوه جمعآوری دادهها بهصورت الکترونیکی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بوده است. این پرسشنامه در قالب یک سایت و توسط ایمیل، آدرس سایت برای نمونه آماری ارسال شد. جامعه آماری این تحقیق دانشگاهیان دانشگاه مازندران بودند که دارای پست الکترونیک بودند. بر اساس جدول مورگان 375 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق در نظر گرفته شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. ابتدا چند سؤال به منظور سنجش ویژگیهای دموگرافیک مطرح شده و به منظور بررسی ترجیحات رنگ برای پوشاک ورزشی شامل کفش، تیشرت، سوشرت، شلوار، کاور، حوله، کوله پشتی، شورت، کلاه، جوراب، کولهپشتی سبک، برای هرکدام یک عکس با 10 رنگ سفید، سیاه، خاکستری، قهوهای (بخش رنگهای خنثی)، سبز، آبی، بنفش (بخش رنگهای سرد)، قرمز، زرد و نارنجی (بخش رنگهای گرم) قرار داده شد. دادههای با روش رگرسیون لجستیک چندجملهای تحلیل شده است. یافتهها: نتایج نشان داد که جنسیت در انتخاب رنگ پوشاک ورزشی در سطح 05/0 نقش معنی داری را بازی میکند. بحث و نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان عنوان کرد که زنان تمایل به انتخاب رنگهای گرم و مردان تمایل به انتخاب رنگهای سرد و خنثی در پوشاک ورزشی خود دارند. از این رو تولیدکنندگان و فروشندگان پوشاک ورزشی باید از نسبت جنسیت جامعه هدف خود برای فروش آگاهی کامل داشته و بر اساس آن به تولید پوشاک با رنگهای مختلف بپردازند.
برای رسیدن به رشد اقتصادی ایجاد و نشر علم و فناوری در درون مرزهای یک کشور اهمیت بسیاری دارد در ایران نیز طی سالیان اخیر نهادهای سیاستگذار تلاش نمودهاند زمینه توسعه علم و فناوری در ابعاد مختلف را در راستای رشد اقتصادی فراهم آورند مسئلهای که وجود دارد این است که این نهادها هماهنگیهای لازم را با یکدیگر نداشته و همچنین با وجود تصریح سند چشمانداز به برخی عوامل اثرگذار بر توسعه علم و فناوری که بتوانند رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشند باز اتفاقنظری بر روی این عوامل وجود ندارد در این پژوهش ابتدا طیف وسیعی از عوامل اثرگذار بر توسعه علم توسعه فناوری و رشد اقتصادی به صورت کیفی و از طریق بررسی عمیق پیشینه موضوع مشخص شدند سپس با نظرسنجی از چهارده خبره از طریق روش مدلسازی ساختاریتفسیری عوامل مربوط به سه حوزه مورد مطالعه برای ایران سطحبندی و مدل ساختاریتفسیری مربوطه با استفاده از نرمافزار مشخص شد نتایج مید نقش کلیدی همگرایی سیاسیاقتصادی در ارتباط میان سه حوزه فوق است و همچنین اینکه کلید توسعه در ابعاد مختلف علمی فناورانه و اقتصادی اتحاد و یکپارچگی نهادهای سیاستگذار کشور است که اگر این مهم مورد توجه قرار گیرد میتواند سایر عوامل را در سیستمی از بازیگران منسجم و در ارتباط سالم با یکدیگر به سمت جلو هدایت نماید
پژوهش حاضر تأثیر رسانههای اجتماعی را بر شکلگیری اعتماد و وفاداری به برند در جامعة برند بررسی کرده است. جامعة آماری این پژوهش 400 نفر از گروههای دانشجویی، متشکل از دانشجویان دورههای کارشناسی ارشد و دکتری از دانشگاه مازندران است که در شبکة اجتماعی اینستاگرام عضو هستند. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی- همبستگی است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادهها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی بررسی شده و آزمون فرضیهها با مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشاندهندة تأثیر مثبت و معنادار هویت فردی و هویت اجتماعی بر جوامع برند در شبکههای اجتماعی است؛ همچنین جوامع برند در شبکههای اجتماعی بر اشتراکات جامعة برند تأثیر مثبت و معناداری داشته است. دربارة تأثیر مشترکات جامعة برند بر تعامل اجتماعی و استفاده از برند تنها رابطة میان تعهد اجتماعی و تعامل اجتماعی معنادار نبوده است. تعامل اجتماعی و استفاده از برند نیز بر اعتماد برند تأثیر دارد. در نهایت تأثیر مثبت و معنادار اعتماد برند بر وفاداری به برند تأیید شده است.
مقدمه و هدف: با ایجاد رشتههای ورزشی جدید، اهمیت پذیرش آنها مورد توجه قرار میگیرد. هدف این مقاله بررسی نقش عوامل اجتماعی در پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال در میان بانوان است. عوامل اجتماعی در این مقاله شامل رسانههای جمعی، خانواده و همسالان میباشند. روش شناسی: جامعه مورد مطالعهی این پژوهش، 5195 نفر از دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه مازندران میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 358 نفر محاسبه شد ولی تعداد نمونهی بیشتر به میزان 390 نفر از دانشجویان مورد تحلیل قرار گرفتهاند. دادهها از طریق پرسشنامه پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال جمعآوری و برای تحلیل توصیفی و استنباطی دادهها، به ترتیب از نرم افزارهای SPSS 21 و Smart PLS استفاده شد.یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش، مهمترین عوامل مؤثر بر پذیرش رشته ورزشی جدید پینتبال در میان بانوان خانواده و گروه همسالان میباشند و تأثیر رسانههای جمعی بر پذیرش این رشته ورزشی در میان بانوان رد شد.نتیجه گیری: با توجه به تأثیر خانواده و همسالان بر پذیرش رشته ورزشی پینتبال، برای بهبود پذیرش یک رشته ورزشی جدید مانند پینتبال باید روی این عوامل تمرکز کرد و چون رسانههای جمعی در پذیرش این رشته ورزشی مؤثر نیست، پیشنهاد میشود در بخش رسانهای باید به موضوع پذیرش رشتههای ورزشی جدید مانند پینتبال توجه بیشتری شود.