اکوتوریسم فرصتی است که اسباب اشتغال، کمک به حفاظت از تنوع زیستی، تعامل فرهنگی، آموزش، رشد دانش محیطی و تولید درآمد را در فضاهای طبیعی فراهم میسازد. توسعۀ اکوتوریسم علاوه بر آنکه میتواند سبب حفظ محیطزیست و سنتهای اجتماعی شود، سطح رفاه و درآمد جامعۀ محلی را بالا برده و بهعنوان ابزار اصلی توسعۀ پایدار منطقه استفاده میشود. مشارکت جامعۀ محلی بهعنوان یکی از ارکان توسعۀ پایدار در توسعۀ گردشگری ضروری بوده و توسعۀ پایدار هر جامعه نیز درگرو مشارکت همه اقشار است که این امر، نیازمند توجه به نیازها و توانمندسازی اقشار مختلف جامعه از جمله زنان است. هدف پژوهش این است تا نقش توانمندسازی زنان در توسعۀ اکوتوریسم در روستای کردان استان البرز، بررسی و نتایج تحلیل گردد. ازآنجاکه بسیاری از پروژهها و برنامههای گردشگری به دلیل اهمیتندادن به جوامع محلی و بالطبع، توانمندنبودن آنها با شکست مواجه میشوند، ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی زﻧﺎن از مؤلفههای مهم ﺗﻮسعۀ پایدار محسوب میشود و زنان بهعنوان نیمی از جمعیت هر جامعه، عامل مؤثری در پیشبرد امور مختلف اقتصادی، اجتماعی، گردشگری و... محسوب میشوند که ازنظر مشارکت نیروی انسانی اهمیت زیادی دارند و توانمندسازی آنان سبب ارتقاء کیفیت زندگی جوامع میشود. ماهیت این پژوهش، کاربردی، روش آن توصیفی- تحلیلی و نوع آن پیمایشی بوده و جامعۀ آماری این پژوهش از طریق فرمول کوکران، ۳۴۸ نفر تعیین شده است. در این پژوهش، توانمندسازی زنان در ابعاد مختلف «اقتصادی»، «اجتماعی-فرهنگی» و «زیستمحیطی» با شاخصهای «کارآفرینی»، «بازآفرینی مشاغل سنتی»، «سرمایهگذاری»، «مشارکت»، «تحصیلات»، «حمایت اجتماعی»، «حفاظت»، «منظر زیستمحیطی» و «آموزش» سنجیده شده است. نتایج کلی تحقیق حاکی از این است که توانمندسازی زنان در توسعۀ اکوتوریسم پایدار نقش مؤثری دارد.
در دنیای امروز گردشگری سهم مهمی از فعالیتها و درآمدهای جوامع را به خود اختصاص داده و نقش آن روزبهروز پررنگتر میشود. در همین راستا، گونههای جدیدی متناسب با زندگی انسان مدرن ظهور پیدا میکنند و انسان مدرن را به سمت آهستگی میکشاند. گردشگری کمشتاب به این منظور ظهور پیدا کرد تا دور تند زندگی انسانهای مدرن را آهسته کند تا بتوانند هم به فرهنگهای بومی که در این سرعت تکنولوژی در معرض فراموشی قرار گرفتهاند نزدیک شوند و هم با توجه به تمام عناصر سفر، زندگی خود را کیفیتر کنند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش فرهنگ جامعة محلی منطقة ترکمن صحرا در جذب گردشگران کمشتاب است. برای سنجش این تأثیرگذاری، تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات پژوهش با استفاده از دو روش کتابخانهای و میدانی جمعآوری شدهاند. همچنین جهت جمعآوری اطلاعات میدانی از دو ابزار مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه، استفاده شده است. پس از طراحی پرسشنامه و انجام روایی و پایایی و تأیید روایی آن توسط کارشناسان و پایایی آن با آزمون کرونباخ، با توجه به محدود بودن تعداد گردشگران کمشتاب منطبق با استانداردهای اشارهشده در پژوهش از طریق نمونهگیری گلوله برفی غیراحتمالی، 103 پرسشنامه از میان گردشگران کمشتاب منطقة ترکمن صحرا جمعآوری شد و سپس با استفاده از رگرسیون و آزمون F، دادهها در نرم افزار SPSS تحلیل شد. پس از تحلیل کیفی مصاحبهها، چنین نتیجهگیری شد که فرهنگ جامعة محلی از نظر موسیقی، خوراک، پوشاک، آداب و رسوم و زبان، تأثیر مستقیمی بر جذب گردشگران کمشتاب منطقة ترکمن صحرا دارد.
این پژوهش، خبره محور بوده و با هدف آینده نگاری و ارائه سناریو مطلوب برندسازی پایدار در مقصدهای گردشگری ساحلی به روش توصیفی- تحلیلی در منطقه ساحلی چابهار انجام شده و درصدد پاسخگویی به این سئوال است که الگوی مطلوب برندینگ پایدار مقصدهای گردشگری ساحلی کدام است؟ لذا پس از استخراج و بومی سازی شاخص ها و پیشران های مورد نیاز، متغیرها و روابط بین آن ها مورد بررسی قرار گرفته، متغیرهای کلیدی شناسایی و میزان سازگاری عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر استخراج گردیده است. متغیرهای تعیین کننده یا تاثیرگذار، دووجهی، ریسک، هدف، نتیجه، مستنثنی و تنظیم کننده برندسازی پایدار استخراج و بر مبنای آن ها سناریوهای متعددی تدوین و در سه سطح محلی، ملی و بین المللی معماری و برای یک بازه زمانی بیست ساله، سه الگوی «گذار با رویکرد بازسازی و بهبود»، «میانی با رویکرد بازآفرینی حداقلی» و «مطلوب با رویکرد بازآفرینی حداکثری» ارائه شده است.
چکیده برندسازی پایدار؛ مفهومی با توجه به اصول چهارگانه پایداری است که هم زمان تصویر ذهنی مخاطب و منافع ذینفعان را درنظر داشته و ارائه تصویر مطلوب مقصد گردشگری در ذهن مخاطب را در گرو رعایت اصول اساسی پایداری می داند که نیازمند برنامه ریزی و مدیریت همپیوند مقصد گردشگری با رویکرد مشارکتی و مبتنی بر منابع مقصد و تشریک مساعی جامعه محلی است. این پژوهش درصدد شناسایی شاخص های برند پایدار به منظور بهره مندی از آن ها در فرآیند برندسازی پایدار گردشگری مقاصد ساحلی است. از نظر روش شناسی توصیفی بوده و بر شیوه اسنادی و نظر خبرگان استوار است. در این پژوهش، متغیرها و شاخص های برند ساز در مقاصد گردشگری ساحلی با رویکرد عوامل چهارگانه پایداری شناسایی شده و نحوه عملیاتی کردن آن ها از طریق استخراج معیارهای سنجش در مقصد ساحلی «چابهار» ارائه گردیده و با تهیه پرسشنامه و جمع آوری دیدگاه های خبرگان مورد تایید قرار گرفته است. به عبارتی به منظور برندسازی مقصد گردشگری ساحلی با توجه به ابعاد چهارگانه توسعه پایدار گردشگری (اکولوژی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و نهادی)، هشت شاخص اصلی(مطلوبیت، منظر ساحلی، امنیت، مشارکت، سرمایه گذاری، اشتغال، قوانین و مقررات، تمرکز قدرت) و بیست شاخص فرعی استخراج، تدوین، طراحی، عملیاتی و تایید شده است.