گردشگری میراثی بهعنوان گردشگری فرهنگی و موتور محرکه توسعه مناطق از مهمترین مواردی است که نیازمند اتخاذ برنامههای راهبردی فضایی منسجم متناسب با پتانسیلها و شرایط بومی منطقه است. در چارچوب این برنامهریزی، نیاز است تا تمامی ظرفیتها و داراییهای موجود در حوزه گردشگری میراثی از طریق پیوندهای فضایی به صورتی یکپارچه شناسایی شود و به نقش و جایگاه متعدد و متفاوت بازیگران اصلی در توسعه این نوع گردشگری و همینطور مقررات اتخاذشده از سوی آنها توجه ویژهای داشت تا بتوان عوامل مؤثر در برنامهریزی راهبردی این نوع گردشگری را شناسایی کرد. ازاینرو هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر برنامهریزی راهبردی گردشگری میراثی در شهر تهران میباشد تا با استفاده از آن بتوان الگوی برنامهریزی راهبردی توسعه گردشگری میراثی شهر تهران را ارائه داد. روش پژوهش، آمیخته و از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانهای دادههای موردنیاز جمعآوری شده است. جامعه آماری پژوهش گروه خبرگان در نظر گرفته شده است. برای ارزیابی میزان اهمیت راهبردهای شناسایی شده پژوهش از مدل سوارا استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که محورهای راهبردی قوانین با وزن نهایی 2/73، راهبردی برنامهریزی و مدیریت با وزن نهایی 1/59، راهبردی اجتماعی با وزن نهایی 1/17 و راهبردی اقتصادی با وزن نهایی 1/95 به ترتیب مهمترین عوامل اصلی در تحقق توسعه گردشگری میراثی شهر تهران میباشند و در میان راهبردهای محور قوانین راهبرد ارائه بستههای تشویقی برای تعمیر و مرمت ابنیههای تاریخی از طرف دولت، در میان راهبردهای اقتصادی، راهبرد حمایت از ایجاد اشتغال و افزایش درآمد عمومی در سطح جامعه محلی، در میان راهبردهای محور برنامهریزی و مدیریت، راهبرد حفاظت از ابنیه و آثار تاریخی و در میان راهبردهای محور اجتماعی، راهبرد جلوگیری از آسیب دیدن فرهنگ بومی در اثر برخوردهای مکرر گردشگران بافرهنگهای متفاوت، مهمترین راهبردها در میان راهبردهای برنامهریزی گردشگری میراثی شهر تهران میباشند.
در دنیای امروز گردشگری سهم مهمی از فعالیتها و درآمدهای جوامع را به خود اختصاص داده و نقش آن روزبهروز پررنگتر میشود. در همین راستا، گونههای جدیدی متناسب با زندگی انسان مدرن ظهور پیدا میکنند و انسان مدرن را به سمت آهستگی میکشاند. گردشگری کمشتاب به این منظور ظهور پیدا کرد تا دور تند زندگی انسانهای مدرن را آهسته کند تا بتوانند هم به فرهنگهای بومی که در این سرعت تکنولوژی در معرض فراموشی قرار گرفتهاند نزدیک شوند و هم با توجه به تمام عناصر سفر، زندگی خود را کیفیتر کنند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش فرهنگ جامعة محلی منطقة ترکمن صحرا در جذب گردشگران کمشتاب است. برای سنجش این تأثیرگذاری، تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات پژوهش با استفاده از دو روش کتابخانهای و میدانی جمعآوری شدهاند. همچنین جهت جمعآوری اطلاعات میدانی از دو ابزار مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه، استفاده شده است. پس از طراحی پرسشنامه و انجام روایی و پایایی و تأیید روایی آن توسط کارشناسان و پایایی آن با آزمون کرونباخ، با توجه به محدود بودن تعداد گردشگران کمشتاب منطبق با استانداردهای اشارهشده در پژوهش از طریق نمونهگیری گلوله برفی غیراحتمالی، 103 پرسشنامه از میان گردشگران کمشتاب منطقة ترکمن صحرا جمعآوری شد و سپس با استفاده از رگرسیون و آزمون F، دادهها در نرم افزار SPSS تحلیل شد. پس از تحلیل کیفی مصاحبهها، چنین نتیجهگیری شد که فرهنگ جامعة محلی از نظر موسیقی، خوراک، پوشاک، آداب و رسوم و زبان، تأثیر مستقیمی بر جذب گردشگران کمشتاب منطقة ترکمن صحرا دارد.
تحقیق حاضر در پی اولویت بندی شاخص های ارزیابی توانمندی فناورانه در جهت ارزیابی توانمندی فناورانه و تدوین استراتژی در هتلهای زنجیره ای پارسیان تهران می باشد. نتایج این اولویت بندی، کمک شایانی برای تدوین سیاست های آینده این هتل است. در این تحقیق، پس از مرور ادبیات موضوع، 32 شاخص که ویژگی های دقیق شاخص های عملکرد را داشته باشند، شناسایی شدند. پس از طراحی پرسشنامه بر اساس 32 شاخص یاد شده، و تایید روایی آن توسط خبرگان، تعداد 80 پرسشنامه جمع آوری شد. پس از اطمینان از پایایی پرسشنامه به وسیله آزمون آلفای کرونباخ و همچنین اطمینان از مناسبت دادهها برای انجام تحلیل عاملی به وسیلۀ شاخص کیاماو و آزمون بارتلت، به تحلیل عاملی اکتشافی دادههای به دست آمده پرداخته و 31 شاخص مورد مطالعه در قالب 8 عامل دستهبندی شده و براساس بار عاملیشان اولویتبندی شدند. سپس این ارزیابی با توجه به شرایط حال حاضر هتل و به منظور گردآوری داده های واقعی صورت گرفت و پس از بررسی تطبیقی شاخص ها و همچنین بیان معیارهای ارزیابی این شاخص ها، الگوی ارزیابی توانمندی فناورانه هتل، طراحی گردید. براساس نتایج تحقیق، عامل اول که توانمندی نگهداری و حمایتی است، بالاترین اولویت را کسب کرده است و از میان شاخص های این عامل، اعلام قیمت یا مزایده و مذاکره راجع به شرایط فروش کالا یا خدمت و همچنین توانمندی طرح ریزی، نظارت و هماهنگی فعالیت های بازاریابی و فروش، بالاترین بار عاملی را دارند.
این پژوهش، خبره محور بوده و با هدف آینده نگاری و ارائه سناریو مطلوب برندسازی پایدار در مقصدهای گردشگری ساحلی به روش توصیفی- تحلیلی در منطقه ساحلی چابهار انجام شده و درصدد پاسخگویی به این سئوال است که الگوی مطلوب برندینگ پایدار مقصدهای گردشگری ساحلی کدام است؟ لذا پس از استخراج و بومی سازی شاخص ها و پیشران های مورد نیاز، متغیرها و روابط بین آن ها مورد بررسی قرار گرفته، متغیرهای کلیدی شناسایی و میزان سازگاری عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر استخراج گردیده است. متغیرهای تعیین کننده یا تاثیرگذار، دووجهی، ریسک، هدف، نتیجه، مستنثنی و تنظیم کننده برندسازی پایدار استخراج و بر مبنای آن ها سناریوهای متعددی تدوین و در سه سطح محلی، ملی و بین المللی معماری و برای یک بازه زمانی بیست ساله، سه الگوی «گذار با رویکرد بازسازی و بهبود»، «میانی با رویکرد بازآفرینی حداقلی» و «مطلوب با رویکرد بازآفرینی حداکثری» ارائه شده است.
ادبیات حوزهی گردشگری میراثی، در دورههای اخیر حکایت از توجه و علاقه ی فزاینده ی افراد و گروهها به این نوع از گردشگری دارد. به نحوی که در دهههای اخیر شاهد بسط مفهوم گردشگری میراثی توسط سازمانهای بینالمللی و ملی در این راستا بودهایم. شهر تهران نیز به عنوان پایتخت کشور ایران دارای پتانسیل های قابل توجه در زمینه گردشگری میراثی بوده که به علت عدم مدیریت مناسب نتوانسته از این پتانسیل و ظرفیت بهره مناسبی ببرد. هدف این مقاله ارائه الگوی مناسب مدیریت راهبردی فضایی گردشگری میراث شهری تهران می باشد. روش این تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر داده های پیمایشی میباشد. در راستای دستیابی به هدف پژوهش از آزمون های آماری تی تک نمونهای، آزمون فریدمن، تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد تفاوت معنادار بین شاخصهای مدیریت راهبردی فضایی گردشگری میراثی از دیدگاه گردشگران وجود دارد. همچنین طبق نتایج شاخص توانمندسازی بالاترین نقش را در مدیریت راهبردی گردشگری میراثی داشته و پس از آن سیاست عمومی و بازار بیشترین رتبه میانگین را دارا می باشند. کمترین میانگین نیز مربوط به محصول و پذیرش اجتماعی میباشد. در بین سه منطقه مورد مطالعه از دیدگاه گردشگران منطقه 20 شرایط مناسب تری داشته و منطقه 6 و 12 به ترتیب شرایط نامناسبتری از لحاظ شاخصهای توسعه پایدار گردشگری میراثی دارا میباشند. تفاوت بین مردم محلی و گردشگری در این زمینه نیز مشهود است. همانطور که در بخش قبلی توضیح داده شد که منطقه 20 از لحاظ مردم محلی شرایط نامناسب تری نسبت به مناطق 6 و 12 است.
توسعهی کارآفرینی مجموعهای از سیاستهای خصوصی و عمومی و روشهایی است که میتواند تسریعکننده و حمایتکنندهی کارآفرینی میباشند. گردشگری به عنوان یکی از بخشهای مهم اقتصادی به حضور کارآفرینان نیاز دارد؛ بنابراین باید زمینههایی را تدارک دید تا توسعهی کارآفرینی در گردشگری محقق گردد. گردشگری فرهنگی یکی از گونههای مهم گردشگری است که سهم عمدهای در بین انواع گردشگری را به خود اختصاص داده است. این مقاله به منظور طراحی مدلی برای این توسعه تدوین شده است. مورد مطالعه شهر یزد بوده و از روش مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی برای مدلسازی استفاده شده است. جامعهی آماری خبرگان دانشگاهی، مالکان و شاغلان کسبوکارها و فعالان بخش دولتی و خصوصی مرتبط با گردشگری بودهاند. مدل مفهومی با بهرهگیری از مدل سهشاخگی و با استفاده نظر خبرگان و ادبیات نظری طراحی شده است و بیان میکند سه متغیر عوامل رفتاری، ساختاری و بسترها و شرایط محیطی بر توسعهی کارآفرینی مؤثر میباشند. محاسبات مربوط به برازش اندازهگیری، ساختاری و کلی مدل صورت پذیرفته است که نشان از برازش مناسب مدل دارد. با توجه به ضرایب مسیر مشخص شده است که در مدل نهایی، عوامل رفتاری 34.6% و عوامل ساختاری 46.5 % تغییرات مربوط به متغیر توسعهی کارآفرینی را به طور مستقیم تبیین میکنند. همچنین متغیر شرایط محیطی 76.1 % تغییرات مربوط به عوامل رفتاری 51.2 % تغییرات مربوط به عوامل ساختاری را تبیین میکند و به طور غیرمستقیم بر متغیر توسعهی کارآفرینی گردشگری فرهنگی تاثیرگذار بوده و 65.1 % از تغییرات این متغیر را تبیین میکند.
چکیده برندسازی پایدار؛ مفهومی با توجه به اصول چهارگانه پایداری است که هم زمان تصویر ذهنی مخاطب و منافع ذینفعان را درنظر داشته و ارائه تصویر مطلوب مقصد گردشگری در ذهن مخاطب را در گرو رعایت اصول اساسی پایداری می داند که نیازمند برنامه ریزی و مدیریت همپیوند مقصد گردشگری با رویکرد مشارکتی و مبتنی بر منابع مقصد و تشریک مساعی جامعه محلی است. این پژوهش درصدد شناسایی شاخص های برند پایدار به منظور بهره مندی از آن ها در فرآیند برندسازی پایدار گردشگری مقاصد ساحلی است. از نظر روش شناسی توصیفی بوده و بر شیوه اسنادی و نظر خبرگان استوار است. در این پژوهش، متغیرها و شاخص های برند ساز در مقاصد گردشگری ساحلی با رویکرد عوامل چهارگانه پایداری شناسایی شده و نحوه عملیاتی کردن آن ها از طریق استخراج معیارهای سنجش در مقصد ساحلی «چابهار» ارائه گردیده و با تهیه پرسشنامه و جمع آوری دیدگاه های خبرگان مورد تایید قرار گرفته است. به عبارتی به منظور برندسازی مقصد گردشگری ساحلی با توجه به ابعاد چهارگانه توسعه پایدار گردشگری (اکولوژی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و نهادی)، هشت شاخص اصلی(مطلوبیت، منظر ساحلی، امنیت، مشارکت، سرمایه گذاری، اشتغال، قوانین و مقررات، تمرکز قدرت) و بیست شاخص فرعی استخراج، تدوین، طراحی، عملیاتی و تایید شده است.