هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامة چندبعدی اشتیاق دانشجویان بوده است. جامعة آماری پژوهش را همة دانشجویان 18 تا 30 سالة دانشگاه رازی در نیمسال اول سال تحصیلی 1395-96 تشکیل دادند. نمونة پژوهش 230 نفر از دانشجویان بود که به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند و به پرسشنامة چندبعدی اشتیاق دانشجویان، خودکارآمدی، مقیاس خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی و مقیاس اهمالکاری تحصیلی (برای بررسی روایی همزمان) پاسخ دادند. پایایی از طریق محاسبة ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد پرسشنامه از شش عامل اشباعشده و از شاخصهای برازش مناسبی برخوردار است. بین اشتیاق دانشجویان با خودکارآمدی هیجانی، اجتماعی، تحصیلی و خودتنظیمی تحصیلی رابطة مثبت و معناداری به دست آمد. همچنین، بین اشتیاق دانشجویان و اهمالکاری تحصیلی رابطة منفی برقرار است. در تحلیل عاملی تأییدی 48 گویه تأیید شد. نسخة فارسی پرسشنامة چندبعدی اشتیاق دانشجویان در جامعة دانشجویان، خصوصیات روانسنجی قابلقبولی دارد و میتوان آن را بهعنوان ابزاری معتبر در پژوهشهای روانشناختی بهکار گرفت. پژوهش حاضر شواهد نویدبخشی را دربارة قابلیت کاربرد نسخة فارسی پرسشنامة چندبعدی اشتیاق دانشجویان در جمعیت دانشجویی فراهم کرده است.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربی است. روش: پژوهش در قالب یک طرح پژوهش همبستگی انجام گرفت. جامعه مورد پژوهش شامل دانشجویان و مراجعان کلینیک های رواندرمانی و مشاوره در کرمانشاه بود. نمونه دانشجویی 250 نفر بود که از بین دانشجویان دانشگاه رازی، به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. گروه مراجعان کلینیک های رواندرمانی و مشاوره شهر کرمانشاه در مجموع تعداد 100 نفر بودهاند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و به پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربی، فهرست عواطف مثبت و منفی، پرسشنامه پذیرش و عمل_نسخه دوم، پرسشنامه تجدید نظر شده شخصیت، پرسشنامه نظمجویی شناختی هیجان (جهت روایی واگرا) پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی، ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی پیرسون با استفاده از نرمافزار SPSS-22 و AMOS-21 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اجتناب تجربی با عواطف منفی، پذیرش و عمل راهبردهای تنظیم هیجان منفی و روانرنجورخویی رابطه مستقیم و معنیداری به دست آمد (001/0≥P). همچنین بین عواطف مثبت و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجانی رابطه معکوس و معنیداری به دست آمد (001/0≥P). نتایج روایی افتراقی نشان داد که اجتناب رفتاری، انزجار از آشفتگی، تعلل، حواسپرتی/ توقف، انکار/ سرکوبی و تحمل آشفتگی بین دو گروه بالینی و غیر بالینی تفاوت معنیداری وجود دارد (001/0≥P). نتایج حاصل از تحلیل عامل تأییدی 44 گویه را در شش عامل تأیید کرد. مقادیر شاخص نیکویی برازش (GFI)، شاخص نیکویی برازش اصلاحشده (AGFI)، شاخص برازش تطبیقی (CFI)، ریشه دوم میانگین مجذورات خطای تقریب (RMSEA) در حد قابل قبولی قرار داشتند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 842/0، اجتناب رفتاری 891/0، انزجار از آشفتگی 828/0، تعلل 794/0، حواسپرتی/ توقف 681/0، انکار/ سرکوبی 822/0 و تحمل آشفتگی 818/0 بدست آمد. نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربی در جامعه دانشجویان و افراد بالینی، از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است و میتوان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهشهای روانشناختی استفاده کرد.
مقدمه: شناسایی عوامل مرتبط با بهزیستی روانی سالمندان، یکی از موضوعات مورد علاقه حوزه روانشناسی سالمندی است. هدف این پژوهش، بررسی نقش سبک زندگی، سرمایه روانشناختی و رفتارهای خودمراقبتی در پیش بینی بهزیستی ذهنی سالمندان مبتلا به بیماری دیابت نوع 2 بود. روش: روش این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. در این مطالعه 350 سالمند به روش نمونهگیری تصادفی و به صورت خوشهای از مناطق مختلف شهری جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند برای جمعآوری اطلاعات ازپرسشنامههای مقیاس اصلی آدلری برای موفقیت بین فردی (نسخه بزرگسالان) کرن و همکاران (1933)، سرمایه روانشناختی مکگی (2011)، رفتارهای خودمراقبتی دیابت توبرت و همکاران (2000) و بهزیستی ذهنی کی یز و مارگامیو (2003) استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss21 و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری به شیوه گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه سبک زندگی با هر یک از مؤلفههای بهزیستی اجتماعی (412/0=r)، هیجانی (427/0=r)، روانشناختی (461/0=r) و بهزیستی ذهنی (403/0=r) مثبت و معنیدار است (001/0≥P)، رابطهمتغیرهای سرمایه روانشناختی با بهزیستی ذهنی (410/0=r) مثبت و معنیدار است. همچنین بین خودمراقبتی و بهزیستی ذهنی (497/0=r) ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد (001/0≥P). نتایج رگرسیون چندمتغیری نشان داد که 78 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی سالمندان توسط تعلق- علاقه اجتماعی، مسئولیتپذیری، ملایمت، خودکارآمدی، تابآوری، خوشبینی، امیدواری وخودمراقبتی تببین میشود. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق تلویحات مهمی در خصوص اهمیت سبک زندگی، سرمایه روانشناختی و رفتارهای خودمراقبتی در حفظ بهزیستی هیجانی، روانشناختی و اجتماعی سالمندان داشت.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی بر بهبود سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی دانشآموزان مبتلا به اختلال ریاضی انجام شد. این پژوهش آزمایشی بوده و از طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری آن را کلیهی دانشآموزان پسر مقطع راهنمایی شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 93-1392 تشکیل میدادند که مبتلا به اختلال ریاضی بودند. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از دانشآموزان پسر مبتلا به اختلال ریاضی بود. که بعد از شناسایی به وسیله آزمون ریاضی کیمت و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته به صورت خوشهای چند مرحلهای از میان دانشآموزان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مصاحبه بالینی ساختاریافته، آزمون ریاضی کیمت و مقیاس سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی سینها و سینگ بود. از هر دو گروه پیش آزمون، پسآزمون و پیگیری دو ماهه به عمل آمد. در فرآیند اجرا، گروه آزمایش به مدت دو ماه تحت آموزش گروهی مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی قرار گرفتند (هشت جلسهی یک ساعتی) در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل آماری دادهها نیز از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که آموزش مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی بر سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی و عملکرد ریاضی دانشآموزان مبتلا به اختلال ریاضی مؤثر بوده است (001/0>P). هم چنین نتایج نشان داد که در مرحله پسآزمون و پیگیری، بین دو گروه آزمایش و گواه، در میزان سازگاری اجتماعی، هیجانی، تحصیلی و عملکرد ریاضی تفاوت معنادار وجود دارد. بنابر یافتههای این مطالعه، آموزش مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی منجر به افزایش سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی در دانشآموزان مبتلا به این اختلال میشود و میتوان از این آموزش به عنوان یک روش مداخلهای مناسب سود جست.
هدف این پژوهش بررسی آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش سازگاری عاطفی، سلامتعمومی و حرمتخود دانشآموزان کمتوان جسمی- حرکتی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل جامعهی این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان کمتوانی جسمی-حرکتی 14 تا 18 ساله استان تهران در مراکز توانبخشی حرفهای، خدمات آموزشی و توانبخشی بود که 30 نفر از کودکان کمتوان جسمی-حرکتی با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و بهطور تصادفی به گروههای آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) واگذار شدند. آنها سیاهه سازگاری عاطفی بل (BAI)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) و مقیاس حرمت خود روزنبرگ (SES) پاسخ دادند. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرمافزار 21-SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش مهارتهای اجتماعی اثر مثبت و معنیداری به رشد عاطفی، سلامت عمومی و حرمت خود دانشآموزان کمتوان جسمی- حرکتی داد. این نتایج، کاربردهای بالینی مستقیم و ضمنی مهمی درزمینهی پیشگیری و بهبود سازگاری عاطفی، سلامت روان و حرمت دانش آموزان کمتوان جسمی-حرکتی دارد.
هدف تحقیق حاضر، بررسی ارتباط میان ادراک ریسک، درآمیختگی افکار و پاسخهای مقابلهای با انگیزه پیشرفت نوجوانان با هدف ارائه مدل پیشبینی است. نخست،تعداد240 نفر در مطالعۀ همبستگی با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند؛ سپس برای سنجش فرضیهها از مقیاس ادراک ریسک بنتین و پرسشنامة درآمیختگی افکار و پرسشنامة پاسخهای مقابلهای و همچنین از پرسشنامة انگیزة پیشرفت هرمنس استفاده شد. برای تحلیل نتایج از همبستگی و رگرسیون گامبهگام استفاده شد. یافتهها نشان میدهد در رگرسیون گامبهگام میان درآمیختگی فکر-رویداد با انگیزة پیشرفت رابطه وجود دارد. پاسخهای مقابلهای رابطة قویتری با انگیزة پیشرفت نشان داده است. نتایج نشان میدهد نوجوانانی که از راهبردهای مقابلهای مسئلهمدار استفاده میکنند و درآمیختگی فکر-رویداد بیشتر البته نه در حد اختلال وسواس دارند، از انگیزة پیشرفت بیشتری نیز برخوردارند و دارای پیشرفت تحصیلی برتری هستند.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی بر بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی دانشآموزان مبتلا به اختلال سلوک بود. روش: این پژوهش به شیوه آزمایشی و با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر مقطع ابتدایی شهرستان نورآباد (دلفان) در سال تحصیلی 93-92 بودند. آزمودنیهای پژوهش شامل 40 دانشآموز پسر دارای اختلال سلوک بود که از میان دانشآموزان بعد از شناسایی بهوسیله مقیاس درجهبندی اختلال سلوک و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته انتخاب و بهصورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. برای جمعآوری دادهها ازمصاحبه بالینی ساختاریافته، مقیاس درجهبندی اختلال سلوک و مقیاس بهزیستی شخصی استفاده شد. یافته ها: تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که آموزش مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی بر بهزیستی دانشآموزان دارای اختلال سلوک مؤثر بوده (001/0>P) و منجر به کاهش نشانههای مرضی اختلال سلوک در دانشآموزان مبتلا شده است. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای بهدستآمده میتوان گفت که آموزش مهارتهای اجتماعی مبتنی بر پردازش شناختی به افزایش سلامت روان منجر میشود و در پیشگیری از اختلال سلوک نقشی مؤثر دارد.
اختلالات حافظه و خواب از جمله موضوعاتی هستند که مشکلات زیادی برای سالمندان ایجاد، و سلامت روانی و جسمانی آنها را تهدید میکنند. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی شناخت-رفتار درمانگری بر وضعیت حافظه و خواب سالمندان انجام شد.این پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعهی آماری این پژوهش را کلیهی سالمندان مبتلا به بیماری پارکینسون مراجعه کننده به مرکز تحقیقات مغز و اعصاب و کلینیک تخصصی پارکینسون دکتر شهیدی شهر تهران تشکیل میدادند. نمونهی پژوهش شامل 40 نفر ازبیماران 51 تا 69 سالهی مبتلا به بیماری پارکینسون مراجعه کننده به این مراکز بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسهی هفتگی تحت شناخت-رفتار درمانگری سالمندی قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس کیفیت خواب پترزبورگ (بویس، رینولد، مونک، برمن، و کاپفر، 1989) و پرسشنامهی حافظه روزمره (ساندرلند، هریس، و بدلی، 1983) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که شناخت-رفتار درمانگری سالمندی بر اختلالات خواب و حافظه روزرمرهی سالمندان مؤثر است (05/0≥P). و نتایج آزمونهای تعقیبی LSD نشان داد که بین هر دو مرحلهی پسآزمون و پیگیری در اختلالات خواب و حافظه تفاوت معنیداری وجود دارد.بنابراین به روانشناسانی که در حوزهی سالمندان فعالیت میکنند توصیه میشود که از شناخت-رفتار درمانگری به منظور بهبود کیفیت خواب و حافظهی سالمندان استفاده کنند.
هدف: درمانهای مبتنی بر پذیرش باعث افزایش انعطاف پذیری روانشناختی و ارتقاء سلامت روانی در افراد مبتلا به دردهای مزمن میشود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش سرمایه روانشناختی مبتلایان به سرطان مری بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش شامل 32 نفر از زنان مبتلا به سرطان مری بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به تصادف در دو گروه 16 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سرمایه های روانشناختی بود که توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8جلسه 45دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها نیز از روش تحلیل واریانس استفاده شد. یافتهها: تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، سرمایه روانشناختی و زیرمقیاس های آن را در شرکت کنندگان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش داده است. نتیجه گیری: بنابر یافته های این مطالعه، روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، سبب افزایش سرمایه های روانشناختی مبتلایان به سرطان مری می شود و نمایانگر افق های تازهای در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخلهای موثر سود جست.
مقدمه: امروزه برای بررسی تفاوتهای فردی افراد به سبکهای شناختی آنان توجه بسیاری میشود. سبکشناختی، روشهای انفرادی یادگیرنده است که برای پردازش اطلاعات بههنگام یادگیری مفاهیم جدید مورد توجه قرار میگیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبکهای شناختی گریگوریک با دست برتری در دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور و ارائه راهکارهایی کاربردی در بهبود نظام آموزش از راه دور است. روش: این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بوده و برای جمعآوری اطلاعات از روشهای کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه سبکهای شناختی گریگوریک و پرسشنامه دست برتری ادینبورگ) استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور استان تهران با تعداد 17803 نفر و حجم نمونه به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی 200 نفر در نظر گرفته شد. بهمنظور تحلیلدادههای به دست آمده علاوه بر روشهای توصیفی میانگین و انحراف معیار متغیرها و نیز رسم نمودارهای لازم از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری، تحلیل واریانس یکراهه برای آزمون فرضیهها استفاده شد. یافتهها: با توجه به نتایج به دست آمده رابطه معنیداری بین دستبرتری با سبکشناختی عینی ـ متوالی، انتزاعی ـ متوالی و انتزاعی ـ تصادفی مشاهده شد. بدین صورت که در سبکشناختی عینی ـ متوالی زنان راست دست به طور معنیداری نمره بیشتری دریافت کردند، در سبک انتزاعی ـ متوالی زنان و مردان راست دست بهطور معنیداری بالاتراز افراد چپ دست بودند و در سبک انتزاعی ـ تصادفی مردان چپ دست بهطور معنیداری نمرات بیشتری اخذ کردند که با پژوهشهای پیشین همسو میباشد. نتیجهگیری: باتوجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت تعامل سبکهای شناختی با دست برتری میتوانند تلویحاتی نوین برای طراحی روش تدریس در نظام آموزش از راه دور به دنبال داشته باشند.
هدف: یکی از بیماریهای قرن حاضر که متأسفانه اکثر جوان ها بخصوص دختران و زنان جوان به این بیماری مبتلا می شوند، بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) می باشد. با توجه به تعداد زیاد این بیماران و اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای سلامت روان آنان، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین پنجگانه شخصیت و آلکسی تایمیا با سلامت روان بیماران اسکلروز مولتیپل (MS) انجام گردید. روش: این مطالعه از نوع توصیفی با نمونه گیری تصادفی ساده در بین 218 نفر بیمار مبتلا به MS در استان لرستان (157نفر زن و 61 نفر مرد) انجام گردید. ابزارهای اندازهگیری مورد استفاده در این پژوهش عبارت بود از: 1) پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، 2) پرسشنامه شخصیت نئو، 3) پرسشنامه آلکسی تایمیا، 4) پرسشنامه سلامت عمومی. در پژوهش حاضر تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل دادهها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای روانرنجوریی، وظیفه شناسی، دشواری در توصیف احساسات و دشواری در شناسایی احساسات ارتباط معناداری با سلامت روان کسانی که از اماس رنج می برند، دارد. نتیجه گیری: این یافته ها بیان می کند که مؤلفه های شخصیت و آلکسی تایمیا ازمتغیرهای تقریباً تأثیرگذار بر سلامت روان مبتلایان اماس هستند. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه آموزش و ارتقای بهداشت روانی بیماران اماس دارد.
بیماری پارکینسون نوعی اختلال تحلیلبرنده سیستم عصبیمرکزی در سالمندان است پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه علی ادراک بیماری، پیروی دارویی و کیفیت زندگی در سالمندان مبتلا به بیماری پارکینسون اجرا شد. روش پژوهش در این مطالعه علّی - همبستگی، جامعه آماری را کلیه بیماران سالمند مبتلا به پارکینسون تشکیل میدادند که 100 نفر از بیماران به عنوان نمونه با روش نمونهگیری در دسترس، از میان آنها انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: 1) پرسشنامه دموگرافیک(محقق ساخته ) 2) مقیاس 4) پرسشنامه پیروی دارویی . نتایج (Brief IPQ) کیفیت زندگی 3) پرسشنامه ادراک بیماری حاکی از ارزیابی الگوی رابطه پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری است و تحلیلها نشان دادند که دادهها به خوبی با مدل از لحاظ شاخصهای برازندگی، برازش دارند و پیروی دارویی (r=0/ تحلیل نشان داد که ادراک بیماری ( 95 .(CFI =0/ و 91 IFI=0/91) با کیفیت زندگی در سالمندان مبتلا به پارکینسون رابطه مستقیم دارد ولی بین ادراک (r=0/86) بیماری و پیروی دارویی رابطه مستقیمی وجود ندارد .بنابراین می توان نتیجه گیری کرد سلامتی دارای ابعاد متعددی است که بر کیفیت زندگی مؤثر می باشد و از طرفی عوامل روانشناختی چون ادراک بیماری و پیروی دارویی و کیفیت زندگی با هم رابطه دارند . به طوری که عوامل روا نشناختی روی کیفیت زندگی اثر م یگذارند که می توانند موجب مشکلات بهداشتی و بیماری در سالمندان مبتلا به پارکینسون گردد.