شوری یک تنش غیر زیستی است که رشد و تولید گیاهان زراعی را در بسیاری از مناطق جهان محدود کرده است. به منظور بررسی برخی ویژگیهای رشدی گیاه دارویی زنیان (Carum capticum L) در پاسخ به تنش شوری، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانهی مرکز ملی تحقیقات شوری در سال 1399 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح شوری آب 0.4 (بدون تنش)، 3، 6، 9 و 12 دسی زیمنس بر متر بودند. ویژگیهای رشدی مورد مطالعه شامل ارتفاع بوته، وزن تر و خشک شاخساره، وزن خشک ریشه، تعداد ساقه فرعی، محتوای نسبی آب، نشت یونی، محتوای پتاسیم و سدیم بخش هوایی بودند. نتایج نشان داد که افزایش شوری از تیمار بدون تنش تا سطح شوری 12 دسی زیمنس بر متر موجب کاهش 63 درصد ارتفاع بوته، 58 درصد وزن تر شاخساره، 42 درصد وزن خشک شاخساره، 47 درصد وزن خشک ریشه، 13 درصد محتوای نسبی آب و 45 درصد پتاسیم گیاه شد. همچنین افزایش شوری از تیمار بدون تنش شوری تا تیمار شوری 12 دسیزیمنس بر متر باعث افزایش مقادیر نشت یونی و درصد سدیم بخش هوایی گیاه به ترتیب به میزان 47 و 11 درصد شد. نتایج همبستگی نشان داد که بالاترین صفات موثر بر وزن خشک ماده هوایی شامل درصد پتاسیم بخش هوایی گیاه و نشت یونی بود.
گیاهان دارویی از جمله گیاه کاسنی از گیاهان اقتصادی و ارزشمند بوده که لازم است نسبت به ارزیابی تحمل به تنش این گیاه مطالعات کافی صورت گیرد. به این منظور جهت مطالعه تحمل به شوری گیاه کاسنی آزمایشی بهصورت طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار بهصورت گلدانی در گلخانه مرکز ملی تحقیقات شوری در سال زراعی 99-1398 انجام شد. تیمارهای پنج سطح شوری آب آبیاری شامل آب شهر (شاهد)، 3، 6، 9 و 12 دسیزیمنس بر متر بود. تیمارهای شوری از طریق رقیقسازی آبشور منطقه اطراف اردکان با آب شرب تهیه شد و بعد از سبز شدن گیاه به مدت 8 ماه بر گیاهان اعمال شد. سپس بهمنظور برآورد آستانه تحمل به تنش شوری و کاهش 50 درصد عملکرد از مدل موس-هافمن استفاده شد. در انتهای آزمایش برخی صفات کمی گیاه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که اعمال سطوح شوری بهطوری معنیداری سبب کاهش تمامی ویژگیهای موردبررسی شد. بهطوریکه افزایش شوری از تیمار شاهد تا شوری 12 دسیزیمنس بر متر سبب کاهش 50 درصد ارتفاع بوته، 59 درصد وزن خشک اندام هوایی، 76 درصد وزن خشک ریشه و 72 درصد تعداد آکن در بوته شد. همچنین با افزایش شوری از تیمار شاهد تا شوری 9 دسیزیمنس بر متر سبب کاهش 9.68 درصد محتوای آب نسبی و افزایش نشت یونی گیاه به میزان 37.47 درصد شد. افزایش شوری از شاهد تا 12 دسیزیمنس بر متر تأثیر معنیداری بر کاهش نسبت پتاسیم به سدیم به میزان 96 درصد داشت. کاهش 50 و 100 درصد عملکرد ریشه کاسنی به ترتیب در شوری 5.91 و 14.66 دسیزیمنس بر متر حاصل شد. بهطورکلی با توجه به نتایج بهدستآمده به نظر میرسد گیاه کاسنی تحمل بالایی نسبت به شوری ندارد.
سابقه و هدف: زوفا با نام علمی (Hyssopus officinalis L.) گیاهی خشبی و چندساله میباشد. تنش خشکی از جمله تنشهای غیرزیستی است که اثرات نامطلوبی بر رشد و نمو و سایر فرآیندهای متابولیکی گیاه دارد. در همین راستا استفاده از روشهایی هدفمند جهت مقابله با کم آبی ضرورت داشته، لذا این تحقیق بر پایه بررسی میزان تغییرات ایجاد شده در گیاه زوفا تیمارشده با ترکیبات کاهنده تعرق همچنون کائولین و کیتوزان و همچنین اسیدآمینه گلایسین در شرایط تنش خشکی صورت گرفت. مواد و روشها: این پژوهش بهصورت کرتهای خرد شده فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی، با سه تکرار در سال زراعی 96 – 1395 در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یزد انجام گردید. فاکتورهای آزمایش شامل تنش خشکی در 3 سطح (25، 50 و 75 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک)، محلولپاشی در 4 سطح آب (شاهد)، کائولین (2/5درصد)، کیتوزان (0/4 گرم در لیتر)، اسیدآمینه گلایسین (2/5 در هزار) و زمان محلولپاشی (رویشی و گلدهی، گلدهی) بودند. یافتهها: نتایج نشان داد که، در تیمار شاهد تنش (25 درصد میزان تخلیه آب قابل دسترس)، محلولپاشی گلایسین افزایش 59/30 درصدی و کائولین افزایش 27/21 درصدی قطر تاج پوشش و همچنین محلولپاشی کیتوزان و کائولین در زمان گلدهی به ترتیب کاهش 6/1 درصد و 6/3 درصدی میزان نشت الکترولیت را باعث شد. بیشترین میزان قطر تاج پوشش را، بر همکنش تیمارهای شاهد تنش و محلولپاشی با اسیدآمینه گلایسین (619 سانتیمتر مربع) و کمترین میزان نشت را برهمکنش تیمارهای شاهد تنش و محلولپاشی کیتوزان و نیز کائولین در زمان گلدهی دارا بودند. افزایش تنش خشکی تا سطح 50 درصد میزان تخلیه آب قابل دسترس، افزایش 4/79 درصدی کلروفیل a و کلروفیل کل را در برداشت و بیشترین میزان کلروفیل a و کلروفیل کل به ترتیب (153 و 216 میلیگرم در گرم وزنتر) در محلولپاشی شاهد، در زمان رویشی و گلدهی مشاهده شد. با افزایش میزان تخلیه آب قابل دسترس گیاه تا سطح 75 درصد، روند کاهشی در میزان پارامترهای سطح برگ (91 درصد) و وزن خشک (51/95 درصد)، کلروفیل a (34/64 درصد)، کلروفیل b (43/86 درصد) و کلروفیل کل (32/87 درصد) و نیز روند افزایشی در میزان فعالیت سوپراکسید دیسموتاز (25/92) مشاهده شد. بیشترین میزان سطح برگ در بر همکنش تیمار شاهد تنش و محلولپاشی شاهد (4947 سانتیمتر مربع) در زمان گلدهی، عملکرد وزن خشک (140/5 گرم در مترمربع)، کلروفیل b (69/3 میلیگرم در گرم وزن تر برگ) در برهمکنش تیمارهای شاهد تنش و محلولپاشی شاهد و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز (در برهمکنش تیمارهای تنش شدید و محلولپاشی کائولین (0/43واحد بر میلیگرم پروتئین در دقیقه) در زمان رویشی و گلدهی بدست آمد. همچنین محلولپاشی شاهد، کائولین و کیتوزان در زمان رویشی و گلدهی در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی بیشترین تاثیر را بر روی میزان کلروفیل b تاج پوشش و وزن خشک داشتند. نتیجهگیری: تنش خشکی سبب کاهش میزان پارامترهای مرفولوژیکی شد. اما تأثیرات منفی کمتری بر پارامترهای فیزیولوژیکی داشت، بطوریکه پارامترهای مذکور تا سطح تنش متوسط روند افزایشی را دارا بودند و با افزایش خشکی تا سطح شدید روند کاهشی مشاهده شد. همچنین کمبود آب تا سطح تنش شدید افزایش پارامترهای بیوشیمیایی را نیز باعث شد. محلولپاشی با گلایسین و کیتوزان در زمان رویشی و گلدهی در بالا بردن پارامترهای مرفولوژیکی وابسته به رشد موثر بودند و محلولپاشی با کیتوزان و کائولین در زمان گلدهی و همچنین محلولپاشی با کائولین در زمان رویشی و گلدهی در افزایش پارامترهای بیوشیمیایی مرتبط با میزان فعالیت آنتیاکسیدانی گیاه نقش مفیدی ایفا کردند. با توجه به تغییرات صورت گرفته در گیاه زوفا، از این رو میتوان کاربرد چنین موادی را در جهت کاهش اثرات سوء تنش در سایر گیاهان دارویی نیز توصیه نمود.
سابقه و هدف: افزایش جمعیت و نیاز به غذا از یک طرف و محدودیت استفاده از منابع آبهای متعارف و توسعه تدریجی شوری منابع آب و خاک از طرف دیگر سبب شده است که راهکارها و اقدامات پایدار تولید در منابع آب و خاک نامتعارف (شور) اهمیت دوچندان پیدا کنند. یکی از این استراتژیها برای دستیابی مستقیمتر به گزینههای مناسب و متحمل در برابر شوری، کار بر روی گیاهان شورزیست بهعنوان گونههای گیاهی دارای تحمل ذاتی بالا به شوری است. گیاه کینوا بهعنوان یک گیاه شورزیست اختیاری، در خاکهای شور و مناطقی که امکان آبیاری با آبهای نامتعارف و خیلی شور وجود دارد، قابلکشت است. این پژوهش برای بررسی تأثیر سطوح مختلف شوری آب آبیاری بر اجزاء عملکرد، وزن خشک زیستتوده، عملکرد دانه و شاخص برداشت کینوا در کشت بهاره انجام گردید. مواد و روشها: این آزمایش در شرایط لایسیمتری در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در مرکز ملی تحقیقات شوری در استان یزد در سال زراعی 97-1396 انجام شد. سطوح شوری مورد استفاده شامل چهار سطح 5، 10، 15 و 20 دسیزیمنس بر متر آب آبیاری بود. 12 عدد لایسیمتر وزنی با طول 85، عرض 25 و ارتفاع 30 سانتیمتر تهیه شده و سپس هر یک از لایسیمترها با خاک لوم شنی با چگالی ظاهری 4/1 گرم بر سانتیمتر مکعب پر شدند. کشت بهصورت بذری در ابتدای اسفند 1396 انجام یافت و پس از رسیدن به مرحله چهار برگی اقدام به تنک کردن بوتهها شد و در نهایت 10 بوته در هر لایسیمتر نگه داشته شد. آبیاری بر اساس میزان تخلیه رطوبت خاک در هر نوبت و نیاز آبشویی حدود 20 درصد انجام شد. برای کنترل شوری خاک، زهآب خروجی از ناحیه ریشه در هر نوبت از آبیاری جمعآوری شده و هدایت الکتریکی آن اندازهگیری گردید. در انتهای کار، برداشت کینوا بهصورت دستی انجام و پس از خشک شدن، وزن خشک زیستتوده، عملکرد دانه و شاخص برداشت و صفاتی مانند ارتفاع بوته و غیره اندازهگیری گردید. یافتهها: نتایج نشاندهنده کاهش معنیدار (در سطح یک درصد) عملکرد، اجزاء عملکرد و شاخص برداشت کینوا با افزایش شوری آب آبیاری بود. افزایش شوری از 5 به 20 دسیزیمنس بر متر موجب کاهش 5/29 درصدی وزن خشک زیستتوده، 77 درصدی عملکرد دانه و 7/11 درصدی شاخص برداشت، 17 درصدی ارتفاع بوته، 29 درصدی طول پانیکول، 39 درصدی عرض پانیکول، 40 درصدی تعداد ساقه فرعی، 39 درصدی تعداد پانیکول در بوته و 19 درصدی وزن هزار دانه گردید. نتایج ضرایب همسبتگی پیرسون حاکی از همبستگی معنیدار عملکرد دانه با زیستتوده (r=0.961**)، ارتفاع بوته (r=0.952**) و تعداد ساقه فرعی (r=0.944**) بود. نتیجهگیری: افزایش شوری آب آبیاری از 5 تا 20 دسیزیمنس بر متر بهطورکلی باعث کاهش وزن زیستتوده، عملکرد دانه و شاخص برداشت کینوا در کشت بهاره شد. با این وجود بین سطوح شوری 5 و 10 دسی زیمنس بر متر از نظر عملکرد دانه، وزن زیستتوده و شاخص برداشت اختلاف معنیدار مشاهده نشد، اما افزایش شوری بالاتر از 15 دسیزیمنس بر متر موجب کاهش شدید و معنیدار این صفات شد.
به منظور بررسی تأثیر کائولین بر افزایش مقاومت به کم آبیاری در گیاه ریحان بنفش (Ocimum basilicum var purpurascens)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه یزد در سال زراعی 97-1396 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل فاکتورهای کم آبیاری در چهار سطح ظرفیت زراعی معادل 25، 50، 75 و 100 درصد و محلول پاشی کائولین در سه سطح صفر، 3 و 6 درصد بود. نتایج نشان داد که اثر محلولپاشی کائولین و تیمارهای تنش رطوبتی بر ارتفاع، قطر ساقه، سطح برگ، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، محتوای نسبی آب، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، پرولین و قند محلول ریحان در سطح یک درصد معنیدار بود. با افزایش تنش به سطح 25 درصد ظرفیت زراعی، ارتفاع گیاهان با 14 درصد کاهش مواجه شد. با افزایش سطوح محلولپاشی کائولین تا غلظت 3 درصد تأثیر معنیداری روی ارتفاع مشاهده نشد، ولی با افزایش غلظت کائولین به 6 درصد، کاهشی برابر با 18.1 درصد مشاهده شد. گیاهان تیمارشده در عدم مصرف و مصرف کائولین در سطح 3 درصد بدون اختلاف معنیدار از بالاترین وزن خشک اندام هوایی برخوردار بودند. محلولپاشی غلظتهای بالای کائولین (6 درصد) اثرات منفی روی رشد گیاه داشت. نتایج اثر متقابل کم آبیاری و کائولین حاکی از آن بود که کاربرد کائولین در سطوح (3 و 6 درصد) و تیمار رطوبتی 100 درصد ظرفیت زراعی دارای بیشترین میزان کلروفیل a بود. اثرات متقابل کم آبیاری و کائولین نشان داد که بیشترین محتوای نسبی آب (RWC) در تیمار 100 درصد ظرفیت زراعی و محلول 6 درصد کائولین و کمترین آن با کاهش 14.44درصد مربوط به اثر متقابل تنش 25 درصد ظرفیت زراعی و عدم کاربرد کائولین بود. نتایج این تحقیق بیانگر نقش مثبت کائولین تا غلظت 3 درصد در کاهش اثرات ناشی از تیمارهای کم آبیاری بر گیاه ریحان بود.
شوری یکی از مهمترین عوامل محیطی و محدودکننده تولیدات کشاورزی است. به منظور بررسی تنش شوری بر آب مصرفی، عملکرد و کارایی مصرف آب گل محمدی (Rosa damascene Mill)، آزمایشی بهصورت طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و چهار سطح شوری 8/2، 5، 8 و 11 دسی زیمنس بر متر در گلخانه پژوهشی مرکز ملی تحقیقات شوری در سال زراعی 98-1397 انجام شد. در این بررسی، حجم آب آبیاری، حجم آب زهکشی، تبخیر و تعرق، عملکرد گل، عملکرد اسانس و کارائی مصرف آب (بر اساس عملکرد گل) تعیین شدند. نتایج نشان داد که میانگین حجم آب آبیاری، تبخیر و تعرق و حجم آب زهکشی شده گلدانها در هر نوبت آبیاری به ترتیب برابر با 3/14 ، 4/8 و 9/5 لیتر در بوته برای تمامی تیمارها بوده است. همچنین، مجموع حجم آب مصرفی، تبخیر و تعرق و حجم آب زهکشی شده در طول دوره آزمایش (اول مهرماه تا پایان شهریورماه) به ترتیب برابر با 616، 363 و 253 لیتر بهازای هر بوته بوده است. مجموع حجم آب آبیاری در تیمارهای 8/2، 5، 8 و 11 دسیزیمنس بر متر به ترتیب برابر با 619، 625، 610 و 610 لیتر بهازای هر بوته بود. عملکرد گل در تیمارهای شوری آب آبیاری 8/2، 5 و 8 دسیزیمنس بر متر به ترتیب برابر با 3/60، 8/55 و 1/57 گرم در بوته بود و اختلاف معنیداری با یکدیگر نداشتند، بهطوریکه گیاهان تیمار شوری پنج و هشت دسی زیمنس بر متر نسبت به تیمار 8/2 دسی زیمنس بر متر به ترتیب 46/7 و 25/5 درصد کاهش عملکرد داشتند، اما تیمار شوری 11 دسیزیمنس بر متر با کاهش 4/62 درصدی نسبت به تیمار 8/2 دسیزیمنس بر متر، پایینترین مقدار عملکرد گل را (66/22 گرم در بوته) داشت. نتایج نشان داد که بالاترین کارائی مصرف آب عملکرد گل محمدی در تیمارهای 8/2، 5 و 8 دسیزیمنس بر متر به ترتیب برابر 09/0، 08/0 و 09/0 کیلوگرم گل بر متر مکعب و کمترین آن در شوری 11 دسیزیمنس بر متر برابر با 03/0 بود. سطوح تنش شوری 8 و 11 دسیزیمنس بر متر سبب تولید بیشترین درصد اسانس (به ترتیب برابر با 25 % و 27%) و شوری 8/2 و 5 دسیزیمنس بر متر سبب تولید کمترین درصد اسانس (به ترتیب برابر با 22%و 21%) شدند.
چکیده اهداف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر دورهای مختلف آبیاری با روش قطرهای (تیپ) بر عملکرد و اجزاء عملکرد کینوا (رقم تیتیکاکا) در کشت بهار در یزد انجام شد. مواد و روشها: آزمایشات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با دورهای مختلف آبیاری (3، 7، 10، 14، 17 و 20 روز) و در سه تکرار انجام گردید. آب آبیاری دارای هدایت الکتریکی 10 دسی زیمنس بر متر بود. در پایان فصل رشد پارامترهایی مانند ارتفاع بوته، طول و عرض پانیکول، تعداد پانیکول در بوته، قطر ساقه، وزن هزار دانه، زیستتوده، عملکرد دانه و شاخص برداشت اندازهگیری و اثر دور آبیاری بر این پارامترها بررسی شد. یافتهها: نتایج نشاندهنده اثر معنیدار حجم آب آبیاری بر کلیه صفات مورد بررسی به غیر از عرض پانیکول و تعداد پانیکول در هر بوته بود. بیشترین مقادیر زیستتوده در دور آبیاری 10 روز (7/9 تن در هکتار)، عملکرد دانه در دور آبیاری سه روز (2/3 تن در هکتار) و شاخص برداشت در دور آبیاری سه روز (1/39 درصد) مشاهده شد. کمترین مقادیر زیستتوده (8/6 تن در هکتار)، عملکرد دانه (7/1 تن در هکتار) و شاخص برداشت (2/25 درصد) در دور آبیاری 20 روز مشاهده شد. ضرایب همبستگی نشان داد که عملکرد دانه با وزن هزار دانه (**821/0=r) و طول پانیکول (**711/0=r) همبستگی بالایی داشت. نتیجه گیری: در تیمارهای مختلف دور آبیاری، شاخص بهرهوری آب بین 24/0 تا 62/0 کیلوگرم بر مترمکعب کینوا متغیر بود. بر اساس این شاخص، مقادیر بهینه دور آبیاری کینوا و حجم آب مصرفی توسط سیستم قطرهای (تیپ) به ترتیب در حدود 14 روز و 4350 مترمکعب در هکتار به دست آمد که در شرایط مشابه با این پژوهش، قابل توصیه میباشد.
سابقه و هدف: شوری بعد از خشکی دومین عامل محیطی فراگیر و محدود کننده تولیدات کشاورزی است. گیاه Salosola imbricata L. از خانواده کنوپودیاسه به حالت بوتهای میروید. گلایسین بتائین معمولترین محلول آلی سازگار میباشد و از بین بسیاری از ترکیبات آمونیومی چهارظرفیتی شناخته شده، بیشترین و فراوانترین ترکیب در پاسخ به تنشهاست. این مطالعه به منظور بررسی و مقایسه برخی ویژگیهای رشدی و آنزیمی گیاه شور با کاربرد گلایسین بتائین در پاسخ به سطوح مختلف تنش شوری انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در گلخانه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل چهار سطح شوری سه (شاهد) 10، 30 و 60 دسی زیمنس بر متر (منبع آب شور) و اثر گلایسین بتائین (عدم محلولپاشی و غلظت 50 میلی مولار محلولپاشی) بر گونه شور انجام شد. در این آزمایش صفاتی از جمله طول ساقه و ریشه، نسبت طول ریشه به ساقه، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، حجم ریشه، محتوای کلروفیل، قند محلول، میزان پرولین و پروتئین مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: نتایج حاکی از آن بود که افزایش شوری سبب کاهش معنیدار طول ساقه در هر دو تیمار کاربرد و عدم کاربرد گلایسین بتائین شد. بیشترین و کمترین طول ساقه به ترتیب در گیاهان تحت تیمار شوری سه دسی زیمنس بر متر با کاربرد گلایسین بتائین و تیمار 60 دسی زیمنس و عدم مصرف گلایسین بتائین حاصل شد. در خصوص طول ریشه افزایش سطوح شوری از سه به 60 دسی زیمنس بر متر سبب کاهش معنیدار طول ریشه شد. کاربرد گلایسین بتائین نسبت به عدم کاربرد آن به جز در گیاهان تحت شوری 3 دسی زیمنس بر متر در سایر تیمارها سبب اختلاف معنیدار طول ریشه نشد. نتایج نشان داد که گیاهان تیمار شده با گلایسین بتائین دارای نسبت طول ریشه به ساقه کمتری بودند، به طوری که کاربرد گلایسین بتائین سبب کاهش 23/19 درصد نسبت طول ریشه به ساقه شد. افزایش سطوح شوری سبب کاهش معنیدار وزن خشک اندام هوایی گیاه شد، به طوری که با افزایش شوری از سه به 60 دسی زیمنس بر متر کاهش 8/40 درصدی در وزن خشک اندام هوایی مشاهده شد. نتایج حاکی از تأثیر معنیدار کاربرد گلایسین بتائین در افزایش وزن خشک اندام هوایی گیاه بود، به طوری که گلایسین بتائین سبب افزایش وزن خشک اندام هوایی گیاه به میزان 46/4 گرم در بوته شد. افزایش سطح شوری تا 30 دسی زیمنس بر متر تأثیری در میزان قند محلول نداشت، اما افزایش شوری تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر سبب افزایش 97/31 درصد معنیدار قند محلول نسبت به شوری سه دسی زیمنس بر متر شد. نتایج حاکی از آن بود که محتوای پرولین با مصرف گلایسین بتائین در تمامی سطوح تنش شوری نسبت به عدم کاربرد گلایسین بتائین کاهش یافت، به طوری که این کاهش تنها در سطوح 30 و 60 دسی زیمنس بر متر معنیدار بود. نتیجهگیری: افزایش تنش شوری از سه به 60 دسی زیمنس بر متر سبب کاهش معنیدار طول ساقه و ریشه، نسبت طول ریشه به ساقه، وزن خشک اندام هوایی و ریشه و حجم ریشه گیاه شد. کاربرد گلایسین بتائین نسبت به عدم کاربرد آن سبب افزایش طول ساقه و ریشه، وزن خشک اندام هوایی و ریشه و حجم ریشه شد. افزایش شوری سبب افزایش قند محلول گیاه و مقدار پرولین گیاه شد. مقدار پرولین در تیمار عدم کاربرد گلایسین نسبت به کاربرد آن در هر یک از سطوح شوری دارای مقادیر بیشتری بود. به نظر میرسد در این مطالعه کاربرد گلایسین بتائین با بهبود ویژگیهای رشدی گیاه سبب افزایش توان گیاه در مقابل تنش شوری شده است.
تحقیق حاضر در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-1396 در گلخانه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل هفت سطح شوری آب (3 (شاهد)، 10، 20، 30، 40، 50 و 60 دسی زیمنس بر متر) بود که اثر آن برگونه سیاه شور بررسی گردید. در این مطالعه صفاتی از جمله طول گیاه، وزن تر و خشک گیاه، سطح برگ، محتوای کلروفیل، قند محلول و میزان پرولین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر سطوح تنش شوری بر تمامی ویژگیهای مورد بررسی معنیدار بود. افزایش شوری سبب کاهش معنیدار طول گیاه شد، به طوری که گیاهان تیمار شده با شوری 60 دسی زیمنس بر متر نسبت به گیاهان تحت تنش شوری سه دسی زیمنس بر متر با 37/12 درصد کاهش طول گیاه مواجه شدند. وزن تر، وزن خشک، سطح برگ، کلروفیل a و کلروفیل کل با افزایش تنش شوری از 3 تا 30 دسیزیمنس بر متر افزایش معنیدار داشتند و سپس با افزایش شوری تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر به طور معنیداری کاهش یافتند. با افزایش شوری از 3 تا 30 دسی زیمنس بر متر وزن خشک گیاه به میزان 7/3 گرم در بوته افزایش یافت سپس با افزایش شوری تا سطح 60 دسی زیمنس بر متر وزن خشگ گیاه با کاهش معنیداری مواجه شد. افزایش شوری از تیمار شاهد تا سطح 60 دسیزیمنس بر متر سبب افزایش میزان پرولین (03/52 %) و قندهای محلول (12/21 %) گیاه شد. حدآستانه تحمل به شوری آب آبیاری در گیاه سیاه شور 31 دسی زیمنس بر متر و شیب کاهش ماده خشک آن به ازای افزایش هر واحد شوری 22/0 % بود.
سابقه و هدف: خشکی یکی از مهمترین تنشهای غیر زیستی و عامل محدود کننده تولید موفقیت آمیز محصولات گیاهی در سراسر جهان محسوب شده و اثرات نامطلوبی بر رشد و نمو گیاه و سایر فرآیندهای متابولیکی دارد. گیاه بادرشبو با نام علمی Dracocephalum moldavica گیاهی علفی، یکساله میباشد اسید آمینه گلایسین کوچکترین و با سادهترین ساختار در سلولها و از ترکیبات نیتروژنه محلول، قطبی، آب دوست میباشد که در شرایط تنش در گیاه تجمع مییابد. تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر محلولپاشی اسید آمینه گلایسین بر پارامترهای ساختاری و آنتی اکسیدانی در افزایش تحمل بادرشبو به تنش خشکی صورت گرفت. مواد و روشها: این پژوهش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی، با سه تکرار در بهار سال 1398 در استان یزد انجام گردید. فاکتورهای آزمایش شامل الف: تنش خشکی در 3 سطح (100، 70 و 30 درصد ظرفیت زراعی) و ب: محلولپاشی گلایسین در 3 سطح (0، 5/2 و 5 در هزار) بودند. در این پژوهش پارامترهایی مانند طول ساقه، طول ریشه، نسبت طول ریشه به ساقه، وزن خشک ریشه و ساقه و همچنین میزان نشت الکترولیت، کاروتنوئیدها، آنتوسیانین و فلاونویید اندازهگیری و محاسبه گردید. یافتهها: نتایج حاکی از آن بود اعمال تنش خشکی در سطح 70 و 30 درصد ظرفیت زراعی به ترتیب کاهش 63/23 درصدی طول ساقه و افزایش 66/46 درصدی و 33/53 درصدی طول ریشه به ساقه را نسبت به شاهد باعث گردید. اسیدآمینه گلایسین افزایش طول ساقه و کاهش نسبت طول ریشه به ساقه را سبب شد. بیشترین میزان طول ساقه (44/25 سانتی متر) را تیمار محلولپاشی گلایسین با غلظت 5 در هزار و بیشترین میزان نسبت طول ریشه به ساقه (30/0) را محلولپاشی با آب مقطر داشت. در نتیجه بر همکنش تیمار تنش خشکی و گلایسین، بیشترین مقدار طول ریشه (50/5 سانتی متر) در تیمار 30 درصد ظرفیت زراعی و تیمار محلولپاشی با آب مقطر بدست آمد. بیشترین میزان وزن خشک ساقه (16/0 گرم در بوته) را تیمارهای 100 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی گلایسین با غلظت 5/2 در هزار و بیشترین مقدار وزن خشک ریشه (02/0 گرم در بوته) را تیمارهای 100 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی گلایسین با غلظت 5 در هزار دارا بودند. بر اساس مقایسات میانگین بر همکنش دوگانه، بیشترین میزان نشت الکترولیت (92/92 درصد) را تیمارهای 30 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی گلایسین با غلظت 5 در هزار نشان داد. بیشترین میزان کاروتنوئید (56/11 میلی گرم در گرم وزن تر) در تیمارهای 100 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی با آب مقطر و بیشترین میزان آنتوسیانین (21/0 جذب در گرم وزن تر ) را بر همکنش تیمارهای 30 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی گلایسین با غلظت 5/2 در هزار داشت که دارای اختلاف معنیداری با غلظت 5 در هزار نبود و در نهایت بیشترین میزان فلاونوئید (16/2 جذب در گرم وزن تر) در بر همکنش تیمارهای 30 درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی گلایسین با غلظت 5/2 در هزار نیز بدست آمد. نتیجه گیری: تنش خشکی واکنشهای ساختاری نظیر کاهش طول ساقه و افزایش نسبت طول ریشه به ساقه و محلولپاشی گلایسین افزایش طول ساقه و همین طور کاهش نسبت طول ریشه به ساقه و بر همکنش تنش خشکی و محلولپاشی گلایسین افزایش وزن خشک ساقه و ریشه را در برداشت. بر همکنش تیمارهای تنش خشکی و محلولپاشی گلایسین همچنین موجب افزایش میزان نشت الکترولیت، میزان آنتوسیانین و فلاونوئیدها گردید. کاربرد اسیدآمینه گلایسین با غلظت 5/2 در هزار با بیشترین تاثیر در افزایش پارامترهای وابسته به واکنشهای ساختاری نظیر افزایش وزن خشک ساقه، نسبت طول ریشه به ساقه و همچنین افزایش پارامترهای آنتیاکسیدانی نظیر میزان آنتوسیانین و فلاونوئید توانست نقش موثری در افزایش تحمل گیاه بادرشبو به تنش خشکی ایفا کند.
چکیده به منظور بررسی اثر تنش شوری و محلولپاشی گلایسین بتائین بر روی صفات کمی و کیفی گیاه نعناع در سال زراعی 97-1396، آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی، با سه تکرار در گلخانه پژوهشی دانشگاه یزد اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل 1- سطوح مختلف کلرید سدیم در چهار سطح شاهد،30، 60 و 90 میلیمولار و 2- محلولپاشی گلایسین بتائین در 3 سطح صفر، 100 و 200 میلیمولار بود. صفات ارتفاع، وزن تر و خشک اندام هوایی، حجم، وزن تر و خشک ریشه، رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل a و bو کل)، میزان پروتئین، پرولین و قندهای محلول مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تنش شوری اثر معنیداری بر روی صفات مذکور داشت، بهطوریکه با افزایش سطح شوری همه پارامترها به جز رنگیزههای فتوسنتزی (کلروفیل b و کل)، پرولین و قندهای محلول کاهش پیدا کرد. شوری باعث کاهش ارتفاع به میزان (47/29 درصد)، وزن تر اندام هوایی (56/49 درصد)، وزن خشک اندام هوایی (87/56 درصد)، حجم ریشه (89/47 درصد)، وزن تر و خشک ریشه (15/52 درصد)، (92/43 درصد)، رنگیزههای فتوسنتزی (a) (18 درصد) و (b) (41/29 درصد)، میزان پروتئین (79/17 درصد)، پرولین (98/30 درصد) و همچنین قندهای محلول (58/3 درصد) گردید.کاربرد گلایسین بتائین بهطوری معنیداری اثرات منفی ناشی از تنش شوری را بهبود بخشید، اما باعث کاهش صفات ارتفاع به میزان (16/9 درصد) و کلروفیل b به میزان (31/26 درصد) نسبت به شاهد گردید. همچنین اثرات متقابل تنش شوری و تیمار محلولپاشی گلایسین بر روی صفات وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، میزان پرولین، پروتئین (01/0 P <)، حجم ریشه و میزان قندهای محلول (05/0 P <) معنیدار گردید. بالاترین مقادیر صفات مورد بررسی در تیمار ترکیبی تنش شوری شاهد و محلولپاشی 200 میلیمولار گلایسین بتائین بهدستآمد.
بهمنظور بررسی تأثیر گلایسینبتائین بر برخی ویژگیهای رشدی و عملکرد گل محمدی آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 98-1397 در گلخانه تحقیقاتی مرکز ملی تحقیقات شوری انجام گرفت. تیمارها شامل چهار سطح شوری 2، 5، 8 و 11 دسیزیمنس بر متر و سه سطح بدون محلولپاشی (شاهد)، 50 و 100 میلی-مولار گلایسینبتائین بود. نتایج نشان داد که اثر ساده تنش شوری به جز بر تعداد شاخه در بوته و تعداد گلبرگ، اثر معنیداری بر سایر صفات مورد بررسی داشت. همچنین اثر ساده کاربرد گلایسینبتائین علاوه بر تعداد شاخه در بوته و تعداد گلبرگ بر ارتفاع و نسبت وزن گلبرگ به گل تأثیر معنیداری نداشت. بیشترین تعداد گل در بوته، عملکرد گل و عملکرد اسانس در گیاهان تیمار شده با سطوح شوری 2، 5 و 8 دسیزیمنس بر متر مشاهده شد که به ترتیب نسبت به تیمار 11 دسیزیمنس بر متر دارای حدودا 5/7 عدد گل، 5/29 گرم گل در بوته و 6 میلیگرم اسانس در بوته بالاتری برخوردار بودند. نتایج اثر متقابل شوری و گلایسینبتائین نشان داد که گیاهان تیمار شده با تنش شوری 2 دسیزیمنس بر متر و 100 میلیمولار گلایسینبتائین بالاترین ارتفاع (71 سانتیمتر) و تیمار شوری 11 دسیزیمنس بر متر و بدون مصرف گلایسینبتائین پایینترین ارتفاع (40 سانتیمتر) را داشتند. بهطور کلی کاربرد غلظت 50 میلیمولار گلایسینبتائین در شرایط بدون تنش شوری سبب تولید بالاترین وزن گل محمدی شد.
استویا با نام علمی Stevia rebaudidna گیاهی است که در سالهای اخیر به علت تولید گلیکوزیدهای شیرین که فاقد کالری هستند، اهمیت زیادی یافته است. در بین تنشهای غیرزنده، خشکی مهمترین مشکل زراعی است که باعث کاهش عملکرد در محصولاتی میشود که بهصورت دائم یا دورهای در معرض آن قرار میگیرند. سیلیکون اثرهای مفیدی بر رشد، عملکرد و بهبود تحمل برخی گیاهان در برابر تنشهای زیستی و غیرزیستی دارد. هدف از این تحقیق تأثیر غلظتهای مختلف سیلیکون بر خصوصیات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی گیاه استویا در شرایط تنش رطوبتی در گلخانه بود. بدین منظور آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل چهار سطح تنش رطوبتی (100 (شاهد)، 75، 50 و 25 درصد گلدانی) و سیلیکون با سه سطح (0، 1 و 1.5 میلی مولار) در نظر گرفته شد. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که ارتفاع، وزن تر اندام هوایی، قطر و حجم تاج پوشش، حجم ریشه، سطح ریشه، وزن تر و خشک ریشه و کلروفیل b با اعمال تنش رطوبتی کاهش معنیداری در سطح یک درصد داشت. اما کاربرد هر دو غلظت سیلیکون میزان خسارت حاصل از تنش رطوبتی بر گیاه استویا را در مقایسه با عدم استفاده از این ماده به طور معنیداری کاهش داد. بهطوریکه در تیمار 25 درصد ظرفیت گلدانی کاربرد 1.5 میلیمولار سیلیکون بهترتیب سبب افزایش 8، 22 و 33 درصدی در قند محلول، پرولین و کلروفیل b نسبت به عدم کاربرد سیلیکون شد (0.05>p). همچنین کاربرد 1.5 میلیمولار سیلیکون به ترتیب موجب افزایش 22، 5، 35 درصد ارتفاع، وزن تر، وزن خشک ریشه نسبت به عدم کاربرد این ماده در حالت بدون تنش رطوبتی (تیمار شاهد) در سطح احتمال 5 درصد شد. به طور کلی نتایج این تحقیق بیانگر نقش مثبت سیلیکون در کاهش اثرات ناشی از تنش رطوبتی بر گیاه استویا بود.
به منظور بررسی اثر مواد ضدتعرق و محافظت کنندههای گیاهی روی عملکرد و برخی ویژگیهای رشدی گیاه دارویی زوفا (Hyssopus officinalis L.) تحت تنش خشکی، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در مزرعهی تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان یزد انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در سه سطح شاهد (25 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک)، متوسط (50 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک) و شدید (75 درصد تخلیه آب قابل دسترس گیاه از خاک) در کرتهای اصلی قرار داشت و محلولپاشی در چهار سطح آب مقطر (شاهد) و کائولین (5/2 درصد)، کیتوزان (4/0 گرم در لیتر)، اسید آمینه گلایسین (5/2 در هزار) و زمان محلولپاشی (رویشی و گلدهی، گلدهی) در کرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در سطح آبیاری شاهد محلولپاشی با آب بیشترین میزان وزن خشک برگ (3/81 گرم در مترمربع)، عملکرد وزن خشک اندام هوایی (5/140 گرم در مترمربع)، عملکرد اسانس (40/9 گرم در مترمربع)، عملکرد اقتصادی (3/81 گرم در مترمربع) و میزان پرولین (585/8 میکرومول بر گرم وزن تر) در زمان گلدهی و رویشی + گلدهی را دارا بود و کاربرد کائولین در زمان رویشی + گلدهی سبب بیشترین میزان وزن خشک گل (53 گرم در مترمربع) شد. درمجموع، نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر مثبت کائولین، کیتوزان و گلایسین در کاهش اثرات تنش خشکی بود.
تنش شوری یکی از عوامل مهم کاهش رشد و عملکرد محصولات زراعی در ایران میباشد، از این رو شناخت راهکارهای مناسب جهت کاهش اثرات منفی آن دارای اهمیت است. در این راستا آزمایشی به منظور مطالعه اثرات تغذیه نیتروژنی گیاه پایه مادری و تلقیح باکتریایی بذور حاصله توسط کودهای زیستی، بر بهبود مقاومت به شوری گندم (Triticum aestivum L.cv sayonz) در مرحله جوانه زنی و رشد گیاهچه در آزمایشگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1388 به صورت فاکتوریل بر مبنای طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای مورد مطالعه شامل سطوح مختلف نیتروژن مصرفی بر روی گیاه مادری در مزرعه (شامل سطوح صفر، 55، 110 و 165 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار)، تلقیح بذور حاصله توسط کودهای زیستی (نیتراژین، بیوفسفر و عدم تلقیح) و سطوح مختلف تنش شوری (صفر، 4/0-، 8/0- و 2/1- مگاپاسکال) بودند. نتایج نشان داد که تلقیح بذر توسط کودهای زیستی اثرات مثبتی بر شاخصهای جوانهزنی داشت، به طوری که بیشترین تعداد ریشه در گیاهچه (39/2 عدد)، طول ریشهچه (34/5 سانتیمتر) و طول ساقهچه (56/3 سانتیمتر) در تیمار تلقیح بذر توسط کود زیستی نیتراژین و کمترین مقدار این صفات در شاهد مشاهده گردید. همچنین کمترین مقدار متوسط زمان جوانه زنی در تیمار تلقیح بذر توسط بیوفسفر (89/2 روز) و بیشترین مقدار آن در شاهد (42/3 روز) به دست آمد. در بین سطوح نیتروژن مصرفی حداکثر مقدار فاکتورهای جوانهزنی در تیمارهای 55 و 110 کیلوگرم نیتروژن در هکتار به دست آمد، به طوری که بیشترین سرعت جوانهزنی (59/2 بر روز)، تعداد ریشهچه در هر گیاهچه (34/2 عدد)، طول ریشهچه (75/5 سانتیمتر) و متوسط وزن ریشهچه (0022/0 گرم) در بذور حاصل از تیمار کاربرد 55 کیلوگرم نیتروژن در هکتار بر روی گیاه مادری به دست آمد. همچنین با افزایش شدت تنش شوری تمامی فاکتورهای مربوط به جوانه زنی و رشد گیاهچه کاهش پیدا کرد. به طور کلی، نتایج این بررسی نشان داد که مصرف 55 تا 110 کیلوگرم نیتروژن در هکتار همراه با تلقیح باکتریایی بذور حاصله توسط کودهای زیستی نیتراژین و بیوفسفر میتواند باعث بهبود فاکتورهای جوانه زنی گندم تحت شرایط تنش شوری گردد.
گیاه جعفری ارزش غذایی بسیار بالایی داشته و سرشار از ویتامین های A، B، C و عناصر غذایی است. به منظور بررسی اثر منابع مختلف نیتروژن بر جعفری آزمایشی به صورت فاکتوریل با دو عامل نوع کود در سه سطح نیترات کلسیم، سولفات آمونیوم و اوره، و مقدار کود در چهار سطح صفر، 100، 125 و 150 کیلوگرم در هکتار، در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی و با 3 تکرار در سال زراعی 1390 انجام شد. نتایج نشان داد که اثر منابع نیتروژن بر تمامی صفات اندازه گیری شده معنی دار شد. به طوری که بیشترین میزان وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، غلظت ویتامین C، و غلظت کلسیم برگ از منبع کودی 150 کیلوگرم در هکتار نیترات کلسیم و بیشترین میزان وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع بوته و طول برگ و غلظت آهن برگ از منبع 150 کیلوگرم در هکتار سولفات آمونیوم و بیشترین میزان مجموع کلروفیل a و b از 150 کیلوگرم در هکتار اوره به دست آمد.