بهمنظور ارزیابی و گزینش ارقام تریتیکاله با عملکرد بیشتر و صفات مطلوب زراعی و فیزیولوژیکی، سی ژننمون (ژنوتیپ) دریافتی از مرکز بینالمللی تحقیقات ذرت و گندم (سیمیت) مکزیک، آزمایشی در قالب طرح آلفالاتیس در دو تکرار و در سه ایستگاه تحقیقاتی کرج، مشهد و بیرجند در سال زراعی 1389-1390 اجرا شد. نتایج بهدستآمده از تجزیة واریانس مرکب، تأثیر ژننمون بر عملکرد دانه و بیشتر صفات را در سطح احتمال 1 درصد معنیدار نشان داده که بیانگر واکنش متفاوت ژننمونها است. ضریبهای همبستگی بین صفات مختلف نشان داد که عملکرد دانة همبستگی مثبت و معنیداری با صفات انتقال مواد یعنی انتقال دوبارة مواد نورساختی (فتوسنتزی)، کارایی ساقه در انتقال ذخایر به دانه و نیز وزن دمگل (پدانکل)، درازای دمگل و وزن میانگرة دوم داشت. با استفاده از رگرسیون مرحلهای دو صفت انتقال دوباره و درازای دمگل به ترتیب بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه نشان دادند، بهطوریکه این دو صفت در مجموع (533/0 (R2=از تغییرات عملکرد را توجیه کردند. بر پایة نمودار چندضلعی ژننمونهای 20،23 و 29 در سه محیط جزو مطلوبترین بودند. با ترسیم بایپلات ژننمون در صفت، عملکرد دانه با صفت انتقال دوباره، بیشترین رابطه را داشت. بر این پایه ژننمون 23 با شجرة IRON_2/5/DISB5/3/S…BAGAL_2//FARAS_1 و ژننمونهای رگة خواهری (سیسترلاین) 29 و 28 با شجرة LIRON_2/5/DISB5/3/SPHD/PVN//YOGUI... و ژننمون 20 با شجرة DAHBI_6/3/ARDI_1/TOPO 1419//ERIZO… با دارا بودن انتقال دوبارة بیشتر و عملکرد بالاتر مشخص و گزینش شدند. بنابراین به نظر میرسد از صفت انتقال دوباره میتوان به عنوان معیاری برای گزینش رگة (لاین)های تریتیکاله استفاده کرد.
مطالعۀ صفات فیزیولوژیک مرتبط با تحمل به تنش خشکی، بهعنوان یکی از عوامل اصلی کاهش تولید محصولات زراعی و نیز صفات مرتبط با تعیین عملکرد در این شرایط میتواند به شناخت راهکارهای مناسب برای انتخاب ارقام متحمل و افزایش عملکرد کمک کند. این تحقیق با هدف ارزیابی تحمل 19 ژنوتیپ امیدبخش گندم نان زمستانه و بینابین به تنش خشکی در مرحلۀ گلدهی (S2) و 20 روز بعد از گلدهی (S1) در سه سال زراعی90-1387، تحت وضعیت آبیاری نرمال و تنش خشکی بهصورت کرتهای یکبار خردشده بر پایۀ طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سه مکان کرج، اراک و جلگه رخ اجرا شد. رژیم آبیاری و ژنوتیپ بهترتیب بهعنوان فاکتور اصلی و فرعی بررسی شدند. تجزیههای آماری شامل تجزیۀ همبستگی، رگرسیون گامبهگام، تجزیۀ علیت و تجزیه به عاملها بود. نتایج حاکی از همبستگی زیاد و معنادار وزن بیومس با وزن سنبله، تعداد دانه در سنبله با عملکرد دانه و نیز تعداد دانه در سنبله با وزن سنبله و دانه تحت وضعیت نرمال بود. در وضعیت تنش خشکی ملایم، همبستگی زیادی بین تعداد دانه در سنبله با عملکرد دانه و وزن دانه در سنبله، و در وضعیت تنش خشکی شدید، همبستگی مثبت زیادی بین تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه و شاخص برداشت با عملکرد دانه بهدست آمد. بیشترین اثر مستقیم در وضعیت تحت بررسی مربوط به صفت تعداد دانه در سنبله بود که در تجزیۀ رگرسیون مرحلهای نیز مشهود بود. همچنین از صفات تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله و وزن هزاردانه، واردشده در مدلهای تجزیۀ علیت میتوان بهعنوان صفات بالقوه در اصلاح عملکرد دانه گندم استفاده کرد. برایناساس و با توجه به تأثیرات زیاد مستقیم و غیرمستقیم تعداد دانه در سنبله بر عملکرد دانه، میتوان از این صفت در برنامههای بهنژادی بهمنظور بهبود عملکرد دانۀ گندم بهطور مؤثرتری استفاده کرد. بهطور کلی و با توجه به نتایج تجزیه به عاملها، بهنظر میرسد میتوان با تقویت صفات عامل اول که بیشترین درصد واریانس تغییرات بین دادهها را توجیه میکنند، گام مؤثری در بهبود عملکرد دانه برداشت.
دستیابی به ارقام گندم با عملکرد بالا و پایدار و واجد صفات مطلوب مرفو- فیزیولوژیک از اهداف اصلی برنامه های بهنژادی گندم می باشد. جهت تعیین پایداری عملکرد دانه و سازگاری، 18 ژنوتیپ پیشرفته گندم زمستانه و بینابین در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در 2 سال زراعی 87-1385 در 9 ایستگاه تحقیقاتی اقلیم سرد کشور(کرج، اراک، اردبیل، جلگه رخ، میاندوآب، همدان، مشهد، قزوین و خوی) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل ازتجزیه واریانس مرکب تفاوت معنی داری در سطح 1% برای اثر ژنوتیپ، اثرمتقابل سال مکان و اثر متقابل سه جانبه سال ژنوتیپ مکان نشان داد. بر اساس نتایج تجزیه پایداری به روش گزینش همزمان برای عملکرد وپایداری ، ژنوتیپ های شماره 3 و 8 (C-85-3 و C-85-8) با داشتن بالاترین مقدار معیار گزینش همزمان برای عملکرد وپایداری (13=YS) به عنوان ژنوتیپ های با عملکرد بالا و پایدار و ژنوتیپ شماره 5 (C-85-5 ) با داشتن کمترین عملکرد دانه و YS (8- =(YS به عنوان ژنوتیپ با کمترین پایداری شناسایی گردیدند. بر اساس روش تجزیه امی (AMMI) ژنوتیپ های شماره 9 ، 13 ، 18 و 8 پایدارتر ودارای سازگاری عمومی نسبت به محیط های مورد بررسی بودند و این مدل قادر به تفکیک محیط ها به گروههای متفاوت بود بطوری که هر محیط یا گروه محیطی قادر به شناسایی ژنوتیپ های برتر با سازگاری خصوصی بودند. نتایج مربوط به برآورد سهم اندوخته ساقه قبل از مرحله گرده افشانی در عملکرد دانه (انتقال مجدد) نشان داد که ژنوتیپ های شماره 17 ، 5 ، 8 ، 18 و 3 از بیشترین مقدار انتقال مجدد در مقایسه با بقیه ژنوتیپ ها برخوردار بودند. ضرائب همبستگی ساده بین صفات نشان داد که همبستگی عملکرد دانه با صفات بیو ماس درزمان گلدهی و رسیدن، وزن پدانکل در زمان گلدهی، وزن سنبله ها در زمان رسیدن وتعداد دانه درسنبله مثبت و معنی دار و با درصد انتقال مجدد منفی و معنی دار بود.
Zareh was primarily received as an introduction wheat within the Winter Wheat Observation Nursery for Irrigated Areas (WWON-IR) with pedigree of 130L1.11//F35.70/Mo73/4/Ymh/Tob//Mcd/3/Lira from CIMMYT-Turkey in 2001-02 cropping season. Zareh was tested as C-83-8 in yield trials under normal irrigation and post-anthesis drought stress conditions in cold regions of Iran. It outyielded Shahryar (national check cultivar) under normal irrigation (7550 vs. 7254 kgha-1) and post-anthesis drought stress conditions (4893 vs. 4328 kgha-1), so it is recommended for cultivation under both conditions. Zareh is a winter wheat with red kernel. Its average height is 98 cm and it is resistant to the yellow rust. Its average thousand kernel weight under normal irrigation and drought condition was 40 and 31 gram, respectively. Zareh has grains with average protein and gluten content of 11.4% and 31.5%, respectively. Zareh was officially released in September 2010 for cultivation in cold regions of Iran with post-anthesis drought stress conditions.
تنش خشکی به عنوان مهمترین تنش غیرزیستی نقش مهمی در کاهش عملکرد گیاهان زراعی دارد. به منظور ارزیابی لاینهای گندم تحت شرایط آبیاری نرمال و تنش خشکی در مناطق سرد کشور و دستیابی به ارقام گندم با عملکرد بالا و متحمل به تنش کم آبی، این تحقیق با استفاده از 18 ژنوتیپ امیدبخش گندم نان زمستانه و بینابین در شش مکان (کرج، اردبیل، اراک، مشهد، جلگه رخ و میاندوآب) و در دو شرایط آبیاری نرمال و اعمال تنش قطع آبیاری پس از مرحله گلدهی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی (RCBD) در دو سال زراعی 87 - 1385به اجرا درآمد. نتایج تجزیه واریانس مرکب دو ساله نشان داد که درهردو شرایط (تنش خشکی وآبیاری نرمال) اثراصلی سال و ژنوتیپ و اثرهای متقابل مکان × سال وژنوتیپ× مکان× سال معنیدار بود. دامنه عملکرد دانه ژنوتیپها در شرایط آبیاری نرمال بین 5969 تا 7073 و در شرایط تنش خشکی بین 4041 تا 5676 کیلوگرم در هکتار بود. براساس نتایج حاصله از شاخصهای تحمل و حساسیت به تنش، مقایسه میانگین رتبه ( ) و انحراف معیار رتبه (SDR) شاخصها برای هر ژنوتیپ و مشاهده وضعیت قرار گرفتن ارقام در بایپلات Biplot)) ترسیمی، لاین C-85-3 با میانگین عملکرد دانه 5676 کیلوگرم در هکتار در شرایط تنش خشکی و با میانگین رتبه و انحراف معیار رتبه شاخصهای تحمل و حساسیت به تنش به ترتیب برابر با 2/1 و 44/0 به عنوان برترین و لاین C-85-10 با میانگین عملکرد دانه 4041 کیلوگرم در هکتار در شرایط تنش و با و SDR به ترتیب 17 و 22/1 به عنوان حساسترین لاین نسبت به تنش خشکی شناسایی گردیدند.
به منظور مطالعه میزان تحمل ژنوتیپ ها نسبت به تنش خشکی آخر فصل، 20 ژنوتیپ امیـدبخش گنـدم نان زمستانه و بینابین در سال زراعی 81-1380 از لحاظ چهار صفت عملکرد دانه (YLD)، شاخص برداشت (HI)، تعداد دانه در سنبله (GNS) و وزن هزار دانه (TKW) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در کرج، اردبیل، اراک و همدان تحت دو شرایط آبیاری نرمال و قطع آبیاری پس از مرحله گلدهی مورد بررسی قرار گرفتند. براساس نتایج تجزیه واریانس مرکب تیمار آبیاری، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ × مکان تاثیر معنیداری برروی عملکرد دانه، شاخص برداشت، تعداد دانه در سنبله و وزن هزاردانه داشتند. مقایسه ژنوتیپها با استفاده از شاخصهای TOL، SSI، MP، GMP و STI نشان داد که ژنوتیپ شماره 20(1-27-6275/Cf1770/5/Gds/4/Anza/3/Pi/Nar//Hys) از لحاظ عملکرد دانـه مطلوبتر و متحملتر از بقیه ژنوتیپ ها میباشد. در صفت شاخص برداشت ژنوتیپ شماره 13(Darunk) ، و در صفت تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه هم ژنوتیپ شماره 6 (1-60-1//Emu”s”/Tjb84/3/1-12638) نسبت به سایر ژنوتیپ ها وضعیت بهتری داشته و در شرایط تنش متحملتر بودند. نتیجهگیری کلی از بررسی شـاخص ها نیز مـوید برتری شاخص های MP، STI و GMP در مقایسه با دو شاخص TOL و SSI بود زیراکه سه شاخص یادشده فوق تقریبا در تمامی صفات قادر به گزینش ژنوتیپهایی شدند که علاوه بر متحمل بودن در شرایط تنش از میانگین عملکرد مطلوبی نیز برخوردار بودند.
گندم جهت پر کردن دانه در شرایط تنش خشکی بعد از گرده افشانی، به اندوخته ساقه نیاز شدید دارد. برای شناسائی تنوع ژنتیکی در اندوخته ساقه گندم تحت تنش خشکی، تعداد 20 ژنوتیپ در دو شرایط تنش خشکی بعد از گرده افشانی و آبی طی دوسال زراعی متوالی (81-1379) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی اردبیل درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 3 تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که در بین ژنوتیپ ها از نظر اندوخته ساقه در هر دو شرایط تنش خشکی بعد از گرده افشانی و آبی تفاوت معنی داری وجود داشت. کسری رطوبت در مرحله بعد از گرده افشانی تاثیری در تعداد دانه در سنبله نداشت. میزان تجمع ماده خشک در دانه بطور قابل ملاحظه در اثرکسری رطوبت کاهش پیدا کرد. وزن ماده خشک اندام های رویشی در مرحله گرده افشانی در مقایسه با دوره پرکردن دانه در هر دو شرایط تنش خشکی و آبی کاهش یافت. اما، انتقال ماده خشک در ژنوتیپ های شماره 14، 15، 16، 18، 19 و 20 در شرایط تنش خشکی بسیار بالا بود. وزن هزار دانه در شرایط کسری آب به شدت کاهش یافت. همبستگی مثبت و معنیدار عملکرد دانه با صفات، میزان انتقال مواد فتوسنتزی (RDM)، شاخص برداشت (HI) و شاخص تحمل به خشکی (STI) نشان دادند که در انتخاب ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی، بایستی بالا بودن میزان شاخص برداشت (HI)، میزان انتقال موادفتوسنتزی (RDM) و شاخص تحمل به خشکی(STI) در شرایط تنش خشکی بعنوان معیار موثر در سلکسیون مورد توجه قرار گیرند.