صنایع دفاعی یکی از بخشهای مولد و پیشرو کشور در عرصه علم و فناوری و محصولات پیشرفته هستند که میتوانند همزمان و به صورت دومنظوره درگیر تولید محصولات و فناوریهای دفاعی و غیردفاعی شوند. در برنامه ششم توسعه نیز به استفاده از ظرفیتهای مازاد صنایع دفاعی برای بخش غیردفاعی تأکید شده اما پرسش اصلی این است که برای تحقق اثربخش این هدف چه جهتگیری باید اتخاذ گردد؟ پاسخ، انتخاب خطمشی یکپارچگی صنایع دفاعی و غیردفاعی کشور است که از آن به دومنظورهسازی صنعت دفاعی تعبیر میشود. برای بکارگیری این ظرفیت کشور باید در نگاهی جامع بتواند در ایجاد و نهادینه کردن ارزشهای سازنده آن به صورتی علمی و عملی مؤثر باشد و حتی در آینده رهنمودهایی برای اجرای خطمشی دومنظورهسازی و ارزیابی پیامدهای آن نیز ارائه کند. اما اگر نسخه این خطمشیها بر سیاق ملاحظات نظری و عملی دوراندیشانه و علمی تعبیه نشده باشد کماکان دردهای ملی دوا نخواهد شد و حتی به آنها افزوده هم خواهد شد. در راستای شناسایی این مسیر در این پژوهش ابتدا بر اساس مطالعه مستندات مکتوب و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و صنعتی با شناسایی الزامات و اقتضائات دومنظورهسازی صنعت دفاعی ایران، اقدام به طراحی مدلی تحلیلی/فرآیندی به عنوان راهنمای عملی خطمشیگذاران این عرصه شده است. بومنگاری خطمشی اشاره به گردآوری اجزاء و عناصری دارد که تشکیلدهنده رفتار برخی زیر مجموعهها/فرآیندهای فضای زیستی صنعت دفاعی هستند. یافتهها نشان از توجه به سه مجموعه عنصر محوری شامل پیشرانها، زمینهسازها و راهبردها و شش بعد سازماندهنده و همچنین 28 مؤلفه پایه مؤثر بر جهتگیری به سمت یکپارچگی صنایع دفاعی و غیردفاعی دارد.
هدف: در برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران بر استفاده از ظرفیتهای مازاد صنعت دفاعی برای کمک به بخش صنعت غیردفاعی با عنوان «دومنظورهسازی صنعت دفاعی» تأکید شده است. صنایع دفاعی ایران، یکی از بخشهای مولد و پیشرو در عرصه علم و فناوری پیشرفته است که همزمان بهصورت دومنظوره میتواند به تولید محصولات و فناوریهای دفاعی و غیردفاعی اشتغال یابد. با اینحال، پرسش اصلی آن است که صنعت دفاعی در چه شرایطی و با چه خطمشیهایی میتواند فعالیت در بخش صنعت غیردفاعی را تجربه کند؟ زیرا اگر نسخه این خطمشیها بر سیاق ملاحظات علمی و عملی تعبیه نشده باشد، کماکان حضور صنعت دفاعی در بخش غیردفاعی، مؤثر نخواهد بود.طراحی/ روششناسی/ رویکرد: در این پژوهش با رویکردی کیفی و استراتژی تحلیل تم، از طریق شناسایی الزامات و اقتضائات دومنظورهسازی صنعت دفاعی ایران، مدلی برای گونهشناسی خطمشیهای دومنظورهسازی صنعت دفاعی بهعنوان راهنمای عملی خطمشیگذاران این عرصه طراحی شده است.یافتههای پژوهش: یافتههای پژوهش، مسیریابی از طریق عناصر دو مرحله شامل دلایل دومنظورهسازی و عوامل جهتدهنده و مؤثر بر دومنظورهسازی و با کاربرد ابزار ماتریس، خطمشیهایی با عناوین یکبارمصرف، اشاعهساز، قیدمحور، محافظهکارانه و دائمی دومنظورسازی صنعت دفاعی را بهعنوان گونههای خطمشی دومنظورهسازی صنعت دفاعی ایران، شناسایی کرده است.محدودیتها و پیامدها: نتایج این پژوهش میتواند در اسناد راهبردی دستگاههای مرتبط در خط مشی گذاری در این حوزه، گنجانده شود و مطابق با یافتههای این پژوهش، خط مشیهای دومنظورهسازی صنعت دفاعی ایران تدوین، اجرا و مورد ارزیابی قرار گیرد. بنابراین نیاز است در خصوص رویه اجرا و ارزیابی نیز مدل مناسبی ترسیم گردد.پیامدهای عملی: حرکت به سمت فضای شفافتر فعالیت اقتصادی و غیرنظامی صنایع دفاعی ایران و همچنین بهره برداری حداکثری، علمی و منطقی از ظرفیتهای بخش دفاعی برای بخش غیردفاعی، دستاورد عملی این پژوهش است.ابتکار یا ارزش مقاله: سهم این پژوهش به لحاظ عملی موجب توانمندی خطمشیگذاران عمومی و بهویژه مدیران صنایع دفاعی ایران در زمینه قابلیتهای خطمشیگذاری میشود. بهلحاظ علمی نیز با این پژوهش، خلأ ناشی از کمبود پژوهش و مدلسازی در زمینه فرآیند خطمشیگذاری صنعتی، بهویژه خطمشی در زمینه دومنظورگی صنایع دفاعی ایران، کاهش مییابد.
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مهمترین ذینفعان تیمهای لیگ برتر فوتبال ایران میباشد.روش پژوهش از نوع اکتشافی و از نظر گرد آوری داده ها توصیفی بوده و بصورت آمیخته انجام گردید.در مرحله نخست جهت استخراج انواع ذینفعان با بررسی مبانی نظری و انجام مصاحبه ذینفعان کلیدی تیم های لیگ برتری مشخص گردید و سپس پرسشنامه ای مشتمل بر خروجی مرحله اول تدوین گردید .جامعۀ آماری پژوهش را کلیۀ خبرگان فوتبال و ذینفعان لیگ برتر فوتبال ایران تشکیل دادند که با توجه به حجم جامعۀ نامشخص، تعداد 190 نفر بهصورت تصادفی بهعنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند. روایی پرسشنامه توسط متخصصان و پایایی آن با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت . تجزیه و تحلیل داده ها و اولویت بندی ذینفعان با استفاده از روش تاپسیس انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مهمترین ذینفعان تیم های لیگ برتری بهترتیب مربیان، بازیکنان، سازمان لیگ، اعضای هیأت مدیرۀ باشگاهها، مدیران اجرایی تیمها، حامیان مالی، رادیو و تلویزیون، سازمانها و شرکتهای مالک تیم و فدراسیون فوتبال ایران میباشند و دیگر گروها در اولویت کمتری می باشند.بنا براین از نتایج و یافتههای این پژوهش میتوان بهعنوان یک مدل کاربردی جهت تدوین استراتژیهای متناسب با ذینفعمداری در راستای تأمین منافع آنها استفاده نمود و این امر منجر به تولید دانشی جدید برای تصمیمگیریهای استراتژیک مدیران بهمنظور بهبود و تعالی تیمهای فوتبال خواهد شد.
هدف: امروزه یکی از معضلات مهم مدیران بازاریابی شرکتها، مواجهشدن با انواع آشفتگیهای رفتاری است. از طرفی نگاه به ادبیات موضوع در این زمینه نشان میدهد که تا کنون عوامل مؤثر بر آشفتگی رفتاری در ادبیات رایج مدیریت و بازاریابی کمتر استفاده شده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر ابعاد آشفتگی مدیران بازاریابی است. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف، در دسته پژوهشهای کیفی قرار میگیرد و روش اجرای آن نیز روش کیفی نظریـه داده بنیاد اسـت. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای عمیق با مدیران بازاریابی شرکتها گردآوری شدند و تحلیل آنها بر اساس مراحل داده بنیاد انجام شد. یافتهها: از مصاحبه با مدیران بازاریابی شرکتهای معتبر، مضامین و کدهای متعددی استخراج شد و سرانجام مدلی برای تبیین عوامل مؤثر بر آشفتگی رفتاری در مدیران بازاریابی صنعتی بهدست آمد. عوامل ساختاری، عوامل رفتاری، عوامل تولید، عوامل بازاریابی، عوامل مالی، وضعیت بازار و وضعیت مشتریان با توجه به ویژگیهای فردی، به بروز پدیده آشفتگی در مدیران بازاریابی منجر میشود. نتیجهگیری: برای احتراز از پدیده آشفتگی رفتاری، باید عوامل بهوجود آورنده آن کاهش یابد تا تأثیر منفی پدیده آشفتگی رفتاری بر عملکرد مدیر بازاریابی و سازمان تعدیل شود.
ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﻨﺪ (اﻟﻒ) ﻣﺎدة 55 ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣة ﭼﻬﺎرم و مادة 21 قانون پنجم ﺗﻮﺳﻌﻪ، دوﻟﺖ ﻣﻜﻠﻒ ﺷﺪه است نهاد ﺳﻴﺎﺳﺖﮔﺬار آﻣﻮزشهای مهارتی را ﺗأﺳﻴﺲ ﻛﻨﺪ، ﻟﻜﻦ ﺗلاشهای انجامﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮن ﺛﻤﺮی ﻧﺪاﺷﺘﻪ اﺳﺖ و ﻛﻤﺎﻛﺎن ﻣﺸﻜﻼت ﻧﺎﺷﻲ از ﺧلأ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻬﺎد ﻣﻠﻲ، هنوز به چشم میخورد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت موجود در تدوین خطمشی نظام غیررسمی آموزش مهارتی، به دنبال شناسایی چالشهای موجود در این نظام و طرح پیشنهادهایی برای بهبود آن است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری دادهها، توصیفی از نوع پیمایشی است. روش گردآوری دادهها، مطالعات کتابخانهای و مطالعات میدانی است، که به این منظور، ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و اسناد و مدارک بهکار گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها با بهکارگیری آزمون تی استیودنت انجام گرفت. نتایج نشان داد در تدوین خطمشی برای نظام غیررسمی آموزش مهارتی، مشکل تعدد و ناهماهنگی نهادهای خطمشیگذار وجود دارد. در حال حاضر، مؤثرترین نهاد خطمشیگذار در نظام غیررسمی آموزش مهارتی از دیدگاه خبرگان، سازمان آموزش فنی و حرفهای است. در نهایت، بر مبنای نتایج، پیشنهادهایی مطرح شد.