چکیدهمقدمه و اهداف اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانی یکی از انحرافات ساختاری ستون فقرات با علت ناشناخته است که 0.47-5.2٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر و تداوم اثر تمرینات اصلاحی تلفیقی بر شدت اسکولیوز در دختران مبتلا به اسکولیوز با علت ناشناخته نوجوانی بود. مواد و روش هااین پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و با گروه کنترل می باشد که بر روی 32 دختر (سن 25/2 ± 97/13 سال، قد 978/7 ± 97/153 سانتی متر، وزن 423/6 ± 03/52 کیلوگرم، ) مبتلا به اسکولیوز با علت ناشناخته نوجوانی با انحراف در صفحه فرونتال C شکل ناحیه سینه ایی انجام شده است که به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش )حرکات اصلاحی تلفیقی) و گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از رادیوگرافی زاویه کاب استفاده شد. تمام اندازه گیری ها قبل از آزمایش، بلافاصله پس از 12 هفته تمرین و 12 هفته پس از پایان مداخله صورت گرفت. از تحلیل واریانس چند متغیره برای داده های تکراری جهت بررسی تغییرات درون گروهی و از آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوتهای بین گروهی استفاده گردید. یافته هانتایج میانگین زاویه کاب در سه زمان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به ترتیب در گروه کنترل 8/15،60/16 و 85/16 و در گروه آزمایش 04/16، 26/11 و 01/11 بیانگر بهبود قابل توجهی در میزان زاویه کاب (P
مقدمه و اهداف: نوسان پاسچر، براساس تغییرات مرکز فشار بدن ارزیابی شده و به طور مستقیم با کنترل و تعادل بدن در ارتباط است. عوامل متعددی در کنترل مناسب نوسان پاسچر و به تبع آن حفظ مناسب تعادل دخیل هستند که از مهمترین آنها میتوان به ثبات ناحیه مرکزی بدن اشاره کرد. لوردوز افزایش یافته کمری از مواردی است که میتواند بر استقامت عضلات مرکزی بدن تاثیرگذار باشد. در برخی از رشتههای ورزشی از جمله تکواندو این فاکتورها از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از انجام تحقیق حاضر پاسخ به این سوال بود که آیا تفاوتی در میزان نوسان پاسچر و استقامت عضلات مرکزی زنان تکواندوکاران با و بدون لوردوز افزایش یافته کمری وجود دارد یا خیر. مواد و روشها: جامعه پژوهش حاضر زنان تکواندوکار باشگاهی ایران بودند که از این میان تعداد 60 زن تکواندوکار در سطح باشگاهی در قالب دو گروه 30 نفری با لوردوز افزایش یافته کمری(سن=35/2±17/22، قد=95/3±166 و وزن=53/5±37/55 ) و بدون لوردوز افزایش یافته کمری (سن=38/2±63/20، قد=23/4±165و وزن=91/4±70/53) صورت هدفمند انتخاب شدند. نوسان پاسچر بوسیله دستگاه توزیع فشار به صورت تک پا و استقامت عضلات مرکزی به وسیله تستهای ثبات مرکزی مکگیل اندازهگیری شد. از آزمون تی مستقل برای مقایسه نتایج بدست آمده استفاده شد و سطح معناداری هم در سراسر تحقیق در سطح 95 درصد با آلفای کوچکتر یا مساوی با 05/0 در نظرگرفته شد. یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که تنها در استقامت عضلات فلکسوری شکم بین دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد(013/0p=) اما بین دیگر تستهای استقامت عضلات مرکزی (05/0
زمینه و هدف در حال حاضر تجویز تمرین از روشهای رایج اصلاح ناهنجاری لوردوز افزایشیافته کمری است. بااینوجود، علیرغم بروز اختلال در ثبات ناحیه کمری-لگنی افراد مبتلا به لوردوز افزایشیافته، به این مسئله در تمرینات تجویزشده کمتر توجه شده است. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی میزان اثربخشی یک برنامه تمرینی هشتهفتهای مشتمل بر تمرینات کششی، مقاومتی با تأکید بر استقامت و ثباتی بر میزان ثبات ناحیه کمری-لگنی زنان مبتلا به ناهنجاری لوردوز افزایشیافته کمری بود. روش بررسی تعداد 30 زن 18 الی 25 سال دارای لوردوز کمری بزرگتر یا مساوی 54 درجه، بهصورت هدفمند انتخاب و سپس بهطور تصادفی به دو گروه 15 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. آنگاه آزمودنیهای گروه تجربی، به مدت هشت هفته به انجام برنامه تمرینی پرداختند. میزان ثبات ناحیه کمری-لگنی افراد در پیش و پسآزمون توسط آزمونهای ثباتی مک گیل اندازهگیری شد. اطلاعات بهدستآمده از تحقیق با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نتایج نشان داد که شاخص ثبات ناحیه کمری-لگنی افراد گروه تجربی پس از شرکت در برنامه تمرینی، بهطور معناداری بهبود یافت (0.001=p) و میزان اثربخشی برنامه تمرینی در این بهبود، بر اساس شاخص استاندارد دی-کوهن مطلوب بود (اندازه اثر برابر با 3.16). نتیجهگیری بهنظر میرسد افراد دارای لوردوز کمری افزایشیافته دارای اختلال در ثبات ناحیه کمری-لگنی هستند و نتایج نشان داد که با ارائهی یک برنامه تمرینی هدفمند میتوان اثربخشی مطلوبی را در افزایش این ثبات مشاهده نمود. لذا استفاده از این برنامه تمرینی در افراد مبتلای مشابه با تحقیق حاضر توصیه میشود.
هدف از تحقیق حاضر بررسی میزان کارایی هریک از سیستمهای حسی بینایی، دهلیزی و حس پیکری در کنترل پاسچر ناشنوایان ورزشکار و غیرورزشکار بود. به این منظور، 30 نفر از نوجوانان 15 تا 20 سالۀ ناشنوای مادرزادی عمیق و شدید در دو گروه ورزشکار و غیرورزشکار ( 17/1 ± 08/18 سال، 82/6 ± 04/173 سانتیمتر، 47/7 ± 41/59 کیلوگرم) بهصورت نمونهگیری هدفمند بررسی شدند. برای تفکیک سهم هریک از سیستمهای حسی بینایی، دهلیزی و حس پیکری، وضعیت کنترل پاسچر نمونهها با دستگاه تعادلسنج بایودکس در چهار حالت حسی مختلف اندازهگیری و کارایی هریک از سیستمهای حسی بهوسیلۀ فرمول ناشنر محاسبه شد. اطلاعات خام بهدستآمده با استفاده از نرمافزار SPSS18 و بهرهگیری از آمار توصیفی و آزمون تی مستقل (05/0α≤) تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد میزان کارایی همۀ سیستمهای حسی درگیر در کنترل پاسچر گروه ناشنوای ورزشکار بهطور معناداری بهتر از ناشنوایان غیرورزشکار است و کاراترین سیستم حسی درگیر در کنترل پاسچر هر دو گروه سیستم حس پیکری است و بعد از آن بهترتیب سیستمهای بینایی و دهلیزی قرار داشتند. احتمالا بهتر بودن وضعیت قدرت اندام تحتانی و نیز کنترل عصبیـعضلانی بهتر در ورزشکاران دلیل وضعیت تعادلی بهتر آنان است. اثر منفی ضعف دادههای دهلیزی در فرایند خیره شدن نیز میتواند در کاهش کارایی سیستم بینایی در کنترل پاسچر ناشنوایان اثرگذار باشد. از نتایج این تحقیق میتوان در طراحی برنامههای توانبخشی ناشنوایان استفاده کرد و نشان میدهد تمرینات عصبیـ عضلانی که حس پیکری را بهبود بخشند، احتمالا اثر بیشتری در بهبود وضعیت تعادلی ناشنوایان خواهند داشت، ازاینرو پیشنهاد میشود اینگونه تمرینات در برنامههای ورزشی و توانبخشی ناشنوایان بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
زمینه و هدف: میزان شیوع آسیب پیچ خوردگی مچ پا در پای برتر به مراتب بیشتر از پای غیربرتر است و یکی از دلایل احتمالی آن عدم تعادل قدرت عضلات اورتور به اینورتور بیان شده است. لذا هدف از انجام تحقیق حاضر، مقایسه نسبت قدرت اکسنتریک و کانسنتریک عضلات اورتور به اینوتور در مچ پای برتر و غیربرتر مردان سالم غیرورزشکار بود. روش بررسی: 21 مرد سالم غیرورزشکار با میانگین سنی 3/3±86/24 سال، وزن 38/0±61/70 کیلوگرم و قد 09/6±0/176 سانتیمتر به صورت هدفمند از جامعه ی آماری انتخاب شدند. از دستگاه ایزوکینتیک دینامومتری در سرعتهای 30 و 120 درجه بر ثانیه برای اندازهگیری قدرت اکسنتریک و کانسنتریک عضلات اورتور و اینورتور مفصل مچ پا استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق توسط آزمون تی مستقل نشان داد در سرعتهای 30 و 120 درجه بر ثانیه در هر دو انقباض اکسنتریک و کانسنتریک، تفاوت معناداری میان قدرت عضلات اورتور و اینورتور مچ پای برتر با غیربرتر وجود ندارد. نتیجه گیری: علیرغم اینکه نسبت قدرت عضلات اورتور به اینورتور نقش مؤثری در پیشگیری از پیچخوردگی مفصل مچ پا دارد، اما بنظر میرسد این نسبت قدرت در مچ پای برتر و غیربرتر تفاوتی نداشته و دلیل احتمالی پیچخوردگی بیشتر مچ پا در پای برتر نمیباشد. لذا، تحقیق در مورد سایر عوامل خطرزا در پیچخوردگی مچ پا و مقایسه این عوامل در پای برتر و غیربرتر ضروری به نظر میرسد.
تغییر در راستای مناسب سر بر روی بدن و متعاقباً مفاصل گردنی و بازو یکی از عوامل خطرزای گزارششده در تحقیقات پیشین است. هدف از این تحقیق، بررسی اثر یک برنامهی 12 هفتهای تمرینات اصلاحی در افراد مبتلا به ناهنجاری سر و شانه به جلو بود. به این منظور، 40 فرد (20 مرد و 20 زن) دارای ناهنجاریهای سربه جلوی بزرگتر از 46 درجه و شانه به جلوی بزرگتر از 52 درجه با میانگین سنی 67/1±08/21 سال، وزن 70/12±23/63 کیلوگرم و قد 44/10±21/170 سانتیمتر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. این افراد بهطور تصادفی به دو گروه 20 نفرهی تجربی و کنترل تقسیم شدند. از روش عکسبرداری از نمای نیمرخ برای اندازهگیری همزمان زوایای سر و شانه به جلو استفاده شد. یافتههای تحقیق با استفاده از روشهای آمار توصیفی و مقایسهای (آزمون آماری تی زوجی) تجزیه و تحلیل شد و نتایج حاکی از کاهش معنادار زوایای سر و شانه به جلو در افراد گروه تجربی و اندازهی اثر بزرگ برنامهی تمرینات اصلاحی مورد استفاده در تحقیق حاضر بود. در نتیجه، استفاده از این برنامه در افراد مبتلا به ناهنجاری های مذکور توصیه میشود.