هدف:عقب ماندگی ذهنی یکی از رایج ترین معلولیت های ذهنی است که با اختلال در حفظ تعادل و ضعف در عملکرد حرکتی مبتلایان همراه می باشد. هدف ازاین تحقیق مقایسه تمرینات برایتونیک و یوگا بر سطح تعادل و عملکرد حرکتی دختران کم توان ذهنی آموزش پذیر بود.روش بررسی:در این مطالعه ی نیمه تجربی، جامعۀ آماری شامل تمامی دخترانِ کم توان ذهنیِ آموزش پذیر 12-7 ساله شهرستان مشهد بود که تعداد 45 نفر با میانگین ± انحراف معیار سن به سال (2/59± 11/34)، قد به سانتیمتر (6/91± 149) و وزن به کیلوگرم (6/13±39/52) در قالب سه گروه 15 نفره کنترل، برایتونیک و یوگا قرار گرفتند. گروه های تجربی تمرینات را به مدت شش هفته(سه جلسه 45 دقیقه ای در هفته) انجام دادند. در پیش آزمون و پس آزمون از آزمون لک لک، Y و آزمون برخاستن و رفتن به ترتیب برای تعادل ایستا، پویا و عملکرد حرکتی سه گروه استفاده شد. از آزمون t زوجی با آزمون تعقیبی بونفرونی و آزمون کوواریانس با سطح معناداری (0/05≥α) برای بررسی تفاوت بین گروه ها استفاده شد.یافتهها:نتایج درون گروهی نشان داد که تمرینات برایتونیک و یوگا باعث بهبود تعادل ایستا، تعادل پویا و عملکرد حرکتی کودکان می شوند (0/001=P). همچنین نتایج بین گروهی نشان داد که تعادل ایستا، تعادل پویا و عملکرد حرکتی به طور معناداری در گروه تمرینات یوگا و برایتونیگ نسبت به گروه کنترل بهتر بود (0/001=P). اما هیچ تفاوت معناداری بین اثربخشی تمرینات یوگا و برایتونیک در بهبود تعادل ایستا و پویا و عملکرد حرکتی وجود نداشت (0/05
هدف:هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر تمرینات ثبات مرکزی در سطح پایدار و ناپایدار بر استقامت ناحیه مرکزی و مکانیک فرود ورزشکاران زن دارای نقص تنه با استفاده از سیستم امتیازدهی خطای فرود بود.روش بررسی:30 ورزشکار زن دارای نقص تنه استان گیلان شهر رشت در این تحقیق شرکت کردند و به دو گروه تجربی (ثبات مرکزی در سطح پایدار و ناپایدار) تقسیم شدند. آزمون های استقامت ناحیه مرکزی و سیستم امتیازدهی خطای فرود برای ارزیابی بیومکانیک پرش-فرود در پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. گروه های تجربی6 هفته تمرینات را انجام دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آنالیز واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح خطای پنج درصد و با استفاده از نسخه ی 22 نرمافزار SPSS انجام شد.یافته ها:نتایج نشان داد تغییر امتیازات آزمون های مرتبط با استقامت تنه و مکانیک فرود بعد از شش هفته تمرین در هر دو گروه تمرینات سطح پایدار و ناپایدار معنادار بود (0/05>p). پس از انجام تمرینات تفاوت بین گروهی بجز در آزمون پلانگ ار شکم (0/05
هدف:اختلال حرکتی و انحرافات اسکلتی عضلانی به ویژه در بین دانش آموزان می تواند یکی از مسائل مهم در سیستم سلامت کشور در نظر گرفته شود. لذا بررسی عوامل مرتبط با وضعیت بدنی و اختلالات حرکتی می تواند نقش مهمی در شناسایی و پیشگیری از مشکلات وضعیتی و حرکتی داشته باشد. روش بررسی:تحقیق حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. در این تحقیق 340 دانش آموز پسر با میانگین سن 0/9±8/2 سال، میانگین وزن 6/6±26/4 کیلوگرم، میانگین قد 9/10±125/9 سانتی متر، میانگین شاخص توده بدنی 2/9±16/3 به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی تعادل (ایستاوپویا) ااز دو آیتم ایستادن و راه رفتن روی چوب موازنه آزمون تبحر حرکتی برونینکس- اوزر تسکی فرم کوتاه استفاده شد. مولفه های وضعیت بدنی شامل سربه جلو (فتوگرافی)، شانه گرد (فتوگرافی)، شانه نابرابر (اینکلاینومتر)، اسکلیوز (فتوگرافی)، کایفوز (خط کش منعطف)، لوردوز (خط کش منعطف)، لگن نابرابر (اینکلاینومتر) و وضعیت زانو ها (کولیس استخوان) و کف پا (شاخص استاهلی) بودندکه با ابزار های استاندارد و معتبر مورد اندازه گیری قرار گرفتند. به منظور تعیین میزان ارتباط از روش همبستگی اسپیرمن با توجه به عدم نرمال بودن توزیع داده ها استفاده شد.یافته ها: نتایج توصیفی شیوع ناهنجاری های وضعیتی در اسکولیوز غیر ساختاری 55/6 درصد، سر به جلو 48/3 درصد، کف پای صاف چپ 71/2 درصد بیشترین و هایپر کایفوزیس 3 درصد وزانوی پرانتزی 3/8 درصد کمترین مقدار را نشان داد. نتایج بررسی رابطه بین متغیرها نشان داد تعادل ایستا با میانگین (5/2±7/2) ثانیه با شاخص وضعیت بدنی میزان افتادگی شانه چپ با میانگین )1/02 ±0/38( درجه در میان دانش آموزان 10-7 ساله پسر همبستگی مثبت (0/155=r)و با مقدار افتادگی شانه راست با میانگین (1/5±0/86 ) درجه همبستگی منفی (0/192-=r) وجود دارد. در دیگر شاخص ها رابطه معنا داری مشاهده نشد. همچنین تعادل پویا با میانگین (1/15±5/45) ثانیه با مقدار زاویه کایفوز با میانگین (11/6±30/34) درجه (0/108-=r) و افتادگی شانه راست با میانگین (1/5±0/86) درجه (0/119-=r) و اندازه انحراف زانوی به داخل با میانگین (2/1±1/18) سانتی متر (0/173-=r) در میان دانش آموزان 10-7 ساله پسر همبستگی منفی دارند. در دیگر شاخص ها رابطه معناداری مشاهده نشد بین نمره تعادل کل (مجموع تعادل ایستا و پویا) و مقدار افتادگی شانه راست (0/185- =r) همبستگی منفی و مقدار افتادگی شانه چپ (0/146=r) همبستگی مثبت وجود دارد در دیگر شاخص ها رابطه معنا داری مشاهده نشد.نتیجه گیری:نتایج تحقیق حاضر حاکی از ارتباط بین شاخص های میزان افتادگی شانه راست و چپ با تعادل ایستا، میزان انحراف زانو به داخل، میزان زاویه کایفوز و میزان افتادگی شانه راست با تعادل پویا و میزان افتادگی شانه راست و چپ با تعادل کل در کودکان 7 تا 10 ساله پسر می باشد. در نتیجه می توان استنباط کرد که تعادل به عنوان یکی از مهارت های بنیادی مهم در کودکان که وابسته به قدرت و انعطاف پذیری عضلات بدن می باشد با بروز تغییرات در راستای بدنی در ارتباط بوده و وضعیت بدنی و تعادل می توانند در یکدیگر تاثیرگذار باشند بنابراین باتوجه به ماهیت تحقیق حاضر هنوز نمی توان درباره منشا تغییر و اینکه کدام مورد باعث تغییر و عامل اصلی می باشد نتیجه گیری کرد و لذا نیاز به تحقیقات بیشتر در این خصوص می باشد.
زمینه و هدف حرکت خم شدن به جلو ترکیبی از زوج حرکات فلکشن لومبار و چرخش لگن است که این حرکات از هماهنگی فعالیت عضلانی بین اکستنسورهای پشتی و عضلات اکستنسور هیپ نتیجه میشود، مطالعات پیشین نشان میدهد که کوتاهی عضلات همسترینگ با ایجاد محدودیت در حرکت لگن باعث افزایش حرکات ستون فقرات کمری و درنتیجه ایجاد کمردرد به واسطه تأثیر بر ریتم کمری ـ لگنی در حرکت خم شدن به جلو میشود. از طرف دیگر، هنوز توافقی در خصوص بهترین تکنیک کششی وجود ندارد؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر مقایسه اثر شش هفته تمرینات استاتیک فعال و غیرفعال بر ریتم کمری ـ لگنی در حرکت خم شدن به جلو در مردان با کوتاهی همسترینگ است.مواد و روشها تحقیق حاضر از نوع نیمهتجربی و با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون در دو گروه تمرینی بود. به این منظور 26 مرد غیرورزشکار با کوتاهی همسترینگ، با میانگین سنی 1/71±25/76 سال از راه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جهت اندازهگیری طول عضلات همسترینگ از دو آزمون بالا آوردن مستقیم و باز کردن زانو از حالت نود درجه استفاده شد. اندازهگیریهای مربوط به ریتم کمری ـ لگنی در سه فاز حرکت خم شدن به جلو توسط اسپاینال موس ثبت شد. متغیرها شامل چرخش لگن و فلکشن ناحیه کمری بود. دو گروه تمرین کششی شامل استاتیک فعال و غیرفعال بود که به ترتیب از تمرینات جک نایف و کشش همسترینگ نیمه نشسته به مدت شش هفته، شش روز در هفته و نود ثانیه در هر جلسه طبق پروتکل استفاده شد. مقایسه درونگروهی توسط آزمونهای تی همبسته و ویلکاکسون و مقایسه بینگروهی از آزمونهای کوواریانس و یومن ویتنی با 05/P<0 انجام شد. یافتهها بعد از شش هفته تمرینات استاتیک فعال و غیرفعال دامنه کلی چرخش لگن برخلاف دامنه کلی فلکشن ناحیه کمری افزایش معناداری نشان داد (0/05≥P). در مقایسه بینگروهی در هیچیک از متغیرها تفاوتی در اثر تمرینات کششی استاتیک فعال و غیرفعال مشاهده نشد (0/05
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرینات حس عمقی و تمرینات ترکیبی (حس عمقی + تصویرسازی ذهنی) بر درد، ناتوانی عملکردی و حس عمقی کمر در زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی بود.جامعه آماری، زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی ۳۰ تا ۵۰ سال شهر تهران بودند. که به طور تصادفی به سه گروه تمرینات حس عمقی، تمرینات ترکیبی (حس عمقی و تصویرسازی ذهنی)، و گروه کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه تمرینی به مدت شش هفته تمرینات را انجام دادند و گروه گنترل هیچ تمرینی در این مدت انجام ندادند. کمردرد، ناتوانی عملکرد و حس عمقی کمر آزمودنیها در پیش آزمون و پس آزمون(پس از شش هفته) اندازهگیری شد. جهت اندازهگیری کمردرد، ناتوانی عملکردی و حس عمقی کمر به ترتیب از مقیاس بصری شدت درد ( VAS)، پرسشنامه شاخص ناتوانی اسوستری و بازسازی زاویهی ۳۰ درجه فلکشن کمر استفاده شد.یافتههای پژوهش نشان داد که تمرینات حسی عمقی و نیز تمرینات ترکیبی بر کمردرد و ناتوانی عملکرد و حس عمقی کمر زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی تاثیر معنی داری دارد و موجب کاهش آنها می گردد (۰/۰۵>P). اما بین تاثیر آنها بر کمردرد و ناتوانی عملکرد تفاوت معنی داری وجود ندارد (۰/۰۵<P).نتایج پژوهش حاضر بیان داشت که، تمرینات ترکیبی (تمرین فعال با تصویرسازی ذهنی) در مقایسه با تمرینات فعال، بر درد و ناتوانی عملکردی و حس عمقی کمر اثرگذاری یکسان دارند.
چکیدهمقدمه و اهداف اسکولیوز ایدیوپاتیک نوجوانی یکی از انحرافات ساختاری ستون فقرات با علت ناشناخته است که 0.47-5.2٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر و تداوم اثر تمرینات اصلاحی تلفیقی بر شدت اسکولیوز در دختران مبتلا به اسکولیوز با علت ناشناخته نوجوانی بود. مواد و روش هااین پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و با گروه کنترل می باشد که بر روی 32 دختر (سن 25/2 ± 97/13 سال، قد 978/7 ± 97/153 سانتی متر، وزن 423/6 ± 03/52 کیلوگرم، ) مبتلا به اسکولیوز با علت ناشناخته نوجوانی با انحراف در صفحه فرونتال C شکل ناحیه سینه ایی انجام شده است که به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش )حرکات اصلاحی تلفیقی) و گروه کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از رادیوگرافی زاویه کاب استفاده شد. تمام اندازه گیری ها قبل از آزمایش، بلافاصله پس از 12 هفته تمرین و 12 هفته پس از پایان مداخله صورت گرفت. از تحلیل واریانس چند متغیره برای داده های تکراری جهت بررسی تغییرات درون گروهی و از آزمون تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوتهای بین گروهی استفاده گردید. یافته هانتایج میانگین زاویه کاب در سه زمان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به ترتیب در گروه کنترل 8/15،60/16 و 85/16 و در گروه آزمایش 04/16، 26/11 و 01/11 بیانگر بهبود قابل توجهی در میزان زاویه کاب (P
مقدمه و اهداف: اوتیسم نوعی سندرم عصبی تکاملی است که باعث بروز اختلال در تعاملات اجتماعی، ارتباطی و تغییرات الگوهای حرکتی می شود. تمرینات اصلاحی میتواند تأثیر مثبتی بر اختلالات حرکتی، بهویژه راه رفتن و تعادل کودکان اوتیسم داشته باشد. بخشهای مختلف لباس فضایی به وسیله قلاب، باندهای الاستیکی به هم متصل میشوند که میزان فشار و حمایت عضلات و مفاصل را تنظیم میکند، بخشهای مختلف لباس فضایی به وسیله قلاب، باندهای الاستیکی به هم متصل میشوند که میزان فشار و حمایت عضلات و مفاصل را تنظیم میکند. هدف از این تحقیق مقایسه تأثیر تمرینات اصلاحی با یا بدون لباس فضایی بر کینماتیک راه رفتن و تعادل کودکان اوتیسم پنجهرو است.مواد و روشها: تعداد سی نفر از کودکان پسر اوتیسم پنجهرو (سن 1/7±5/7 سال، قد 19/5±106/4 سانتیمتر و وزن 5/8±20/8کیلوگرم) به صورت داوطلبانه انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه با یا بدون لباس فضایی تقسیم شدند. هر دو گروه به مدت هشت هفته، هر هفته پنج جلسه و هر جلسه دو ساعت به انجام تمرینات اصلاحی پرداختند. قبل و بعد از آزمایش کینماتیک راه رفتن (آنالیز حرکتی سهبُعدی) و تعادل (تینیتی) بیماران ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمون تی زوجی و مستقل (نرمافزار spss) تجزیه و تحلیل شد.یافتهها: در کینماتیک راه رفتن تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد، به طوری که گروه تمرینات اصلاحی با لباس فضایی بهبود معناداری در طول گام (0/001=P) طول قدم (0/001=P) عرض گام (0/021=P) سرعت راه رفتن (0/001=P) دورسی فلکشن مچ پا در مرحله سکون (0/001=P) و نوسان (0/001=P) نسبت به گروه تمرینات اصلاحی بدون لباس فضایی نشان دادند، اما بین دو گروه در زمان گام (0/444=P) موزونی (0/361=P) انحراف پا (0/614=P) و فلکشن ران (0/135=P) بهبود معناداری مشاهده نشد. همچنین در تعادل تفاوت معناداری بین دو گروه تمرینات اصلاحی با یا بدون لباس فضایی مشاهده نشد. (0/927=P)نتیجهگیری: تمرینات اصلاحی با لباس فضایی نسبت به بدون لباس فضایی میتواند مفیدتر باشد؛ بنابراین تمرینات اصلاحی با لباس فضایی به عنوان یک مدالیته مفید برای کودکان اوتیسم پنجهرو توصیه میشود.
مقدمه و اهداف امروزه با تغییر سبک زندگی شاهد افزایش ناهنجاریهای اسکلتی عضلانی غیرساختاری هستیم. در این میان، از روشهای مختلفی جهت اصلاح این ناهنجاریها استفاده می شود. تکنیکهایی که ناهنجاری و اصلاح آن را موضعی دیده، تا تکنیکهایی که با نگاه ویژه به مغز به اصلاح ناهنجاری پرداخته اند. در هر صورت درک صحیح علت و مکانیزم ایجاد ناهنجاری، در طراحی روش اصلاحی مناسب حائز اهمیت است. هدف از مطالعه حاضر بررسی مطالعاتی است که به نقش مغز در اصلاح این نوع ناهنجاریها پرداخته اند. مواد و روش هامقالات منتشر شده در سالهای 2005 تا 2020 جستجو و مورد بررسی قرار گرفت. در جستجوی مقالات از موتورهای جستجو ,Google Scholar ,Academic Search و پایگاه های www.scopus.com, www.pubmed.gov, and … www.wiley.com, استفاده شد. از میان 70 مقاله، 20 مقاله با معیارهای ورود و خروج انتخاب و مورد مطالعه و بررسی کامل قرار گرفت. یافته هامطالعات متعددی با بررسی عملکرد مغز در ارتباط با پاسچر، نقش کورتکس مغز را بسیار با اهمیت ارزیابی کرده نشان دادند رفتار عضلات در حفظ پاسچر و تصویر مغزی پاسچر بر هم تاثیر متقابل دارند. همچنین پاسچر ضعیف و دردهای عضلانی را بیش از همه مرتبط با نقص آگاهی از وضعیت بدن ارزیابی کرده اند. با استناد به مطالعات، عدم همخوانی تصویر بدن در مغز با وضعیت واقعی بدن منجر به کنترل نامناسب پاسچر می شود. همچنین با افزایش آگاهی، این تصویر به فرم ایده آل نزدیکتر می شود.نتیجه گیریمطالعات اگرچه بر نقش کورتکس مغز و تصویر مغزی بدن در اصلاح پاسچر و رسیدن به وضعیت مطلوب اذعان و تاکید داشته اند ولی بر روی تکنیکهای بهبود این تصویر و تاثیر آن بر اصلاح ناهنجاریهای وضعیتی مطالعات موجود کافی نیست.
مقدمه و اهداف امروزه آسیبهای ورزشی در والیبال شایع است، اما اطلاعات کافی در مورد عوامل پیش بینی کننده ریسک فاکتورهای این آسیب ها در دسترس نمی باشد. با توجه به روایی و پایایی بالا، آزمون های عملکردی و همچنین کم هزینه و در دسترس بودن این آزمون ها از آزمون های هاپینگ به منظور بررسی نقش آن در پیش بینی آسیب های والیبالیست های پسر نوجوان نخبه ایران استفاده گردید. مواد و روش ها در مطالعه حاضر 60 نفر از بازیکنان پسر والیبال ایران در رده سنی نوجوان بهعنوان آزمودنی انتخاب شدند. قبل از شروع مسابقات، والیبالیست ها با استفاده از آزمونهای هاپینگ به منظور بررسی ریسک فاکتورهای عملکردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین آسیب های والیبالیست ها به صورت آینده نگر در مدت یک نیم فصل بررسی شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برای بررسی ارتباط متغیر تحقیق با میزان شیوع آسیب به عنوان متغیر ملاک از آزمون همبستگی پیرسون و برای بررسی ارتباط پیشبین متغیرها با متغیر ملاک از آزمون رگرسیون لجستیک در سطح معناداری کوچکتر یا مساوی (0.05) استفاده شد. یافته ها یافته ها نشان داد بین آزمون های هاپینگ و میزان بروز آسیب در بین والیبالیست های نوجوان ارتباط معناداری وجود دارد، به طوری که بین بروز آسیب و آزمون های جهش تکپا، جهش سهگانه تکپا، زمان پرش و جهش متقاطع تکپا به ترتیب همبستگی 0/427-، 0/541-، 0/580- و 0/610- گزارش شده است. نتیجه گیری به نظر میرسد با توجه به اینکه نمرات مجموع آزمون های عملکردی هاپینگ آزمودنیها بعد از انجام و ثبت مشاهدات وضعیت نسبتا مطلوبی را نشان میدهد، میتوان گفت که عملکرد بهتر در این آزمونها با ریسک آسیب در بین ورزشکاران والیبالیست نوجوان ارتباط دارد. شاید بتوان نتیجه گرفت که احتمالا هرچقدر ورزشکاران از توان عملکردی بالاتری برخوردار باشند با آسیب های کمتری مواجه خواهند شد و میتوانند عمر مفید ورزشی خود را افزایش دهند.
هدف:بی ثباتی مچ پا یکی از شایع ترین عوارض ناتوان کننده پیچ خوردگی حاد مچ پا است که غالبا به دور ماندن ورزشکار از فعالیت های ورزشی منجر می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 4 هفته تمرینات ثبات مرکزی بر برخی متغیرهای کینماتیکی اندام تحتانی ورزشکاران دارای بیثباتی عملکردی مچ پا در حین تکلیف افت-فرود تک پا بود.روش بررسی:در این تحقیق نیمه تجربی تعداد 24 ورزشکار مبتلا به بیثباتی عملکردی مچ پا در دو گروه تجربی (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) تقسیم شدند و 4 هفته تمرینات ثبات مرکزی را انجام دادند . ارزیابی حرکت افت-فرود با پای دارای بیثباتی عملکردی، با استفاده از سیستم آنالیز حرکت وایکان (Vicon) با فرکانس 240 هرتز ثبت شد. حرکات ثبت شده به وسیله نرمافزار Nexus ورژن 6/2 تحلیل شد. زوایای ران، زانو و مچ پا در صفحه سهمی استخراج شد. در نهایت دو گروه توسط آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی مقایسه شدند (0/05≥p).یافته ها:نتایج تفاوت معنی داری در زاویه مچ پا پس از 4 هفته تمرین نشان نداد (0/05≤p). اما در زوایای ران و زانو و همچنین نمره استقامت تنه مک گیل (McGill) تفاوت معنی داری از پیش آزمون تا پس آزمون یافت شد (0/05≥p).نتیجه گیری:نتایج نشان داد 4 هفته تمرینات ثبات مرکزی موجب بهبود کینماتیک فرود در افراد دارای بی ثباتی عملکردی مچ پا شد، به نظر می رسد می توان از این تمرینات به عنوان روشی برای جلوگیری از پیچخوردگی مجدد مچ پا استفاده کرد.
زمینه هدف: تغییرات پیکری و عصبی زیادی هنگام رشد و بلوغ در انسان اتفاق میافتد و به تفاوتهای مرتبط با بلوغ نوجوانان در اجرای عملکرد حرکتی توجه زیادی نشده است. در خصوص تعادل و ارتباط آن با بلوغ تحقیقات اندکی انجام شده است، لذا هدف از تحقیق حاضر ارتباط سنجی بین بلوغ با تعادل ایستا و پویا در دانش آموزان دختر و پسر بود. روش بررسی: نمونه آماری این تحقیق شامل ۷۰۰ نفر از دانشآموزان دختر و پسر با دامنه سنی ۹ تا ۱۸ سال در ۱۰ گروه ۳۵ نفری پسر و ۱۰ گروه ۳۵ نفری دختر در مدارس شهرکرد بود. برای ارزیابی بلوغ از فرمول شاخص پیشبینی بلوغ و برای ارزیابی میزان تعادل ایستا و پویا به ترتیب از آزمونهای سیستم خطای تعادل ایستا و تعادل Y استفاده شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل یافتههای پژوهش از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شد (0۵/0≥P). یافتهها: نتایج آزمون اسپیرمن، همبستگی معنیداری بین شاخص پیشبینی بلوغ با امتیازات آزمونهای سیستم خطای تعادل ایستا (۰۰۱/۰>P و 1۳۸/۰-=r) و تعادل Y (۰01/۰>P و 232/۰-=r) نشان داد. همچنین بین شاخص پیشبینی بلوغ و امتیازات آزمونهای سیستم خطای تعادل ایستا و تعادل Y در پسران و دختران همبستگی معنیداری مشاهده شد (0۵/0p <). نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر میزان تعادل ایستا و پویا با بلوغ ارتباط معنیدار دارد و آگاهی در مورد ارتباط بلوغ و تعادل میتواند برای برنامهریزی تمرینات و بهبود در اجرا بهعنوان هدف در نظر گرفته شود و تحقیقاتی نیز با هدف شناسایی علل این تفاوتها انجام شود.
زمینه و هدف: غربالگری حرکات عملکردی، یک روش ارزیابی حرکتی برای شناخت ریسک فاکتورها و تشخیص آسیبها میباشد، ازاینرو هدف از مطالعه حاضر، مقایسه عملکرد دانشآموزان مقاطع مختلف تحصیلی دبستان در آزمون غربالگری حرکات عملکردی میباشد.روش بررسی: در این مطالعه، 972 دانشآموز ابتدایی (618 دختر و 354 پسر) شامل 191 دانشآموز کلاس اول، 223 دانشآموز کلاس دوم، 152دانشآموز کلاس سوم، 134 دانشآموز کلاس چهارم، 134 دانشآموز کلاس پنجم، و 138 دانشآموز کلاس ششم، مورد آزمون قرار گرفتند. هفت آزمون اسکات عمیق، گام برداشتن از روی مانع، لانچ، تحریکپذیری شانه، بالا آوردن فعال پا، شنا و پایداری چرخشی بهعنوان آزمونهای غربالگری حرکات عملکردی انجام شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای تحلیل واریانس چندمتغیره، خیدو و رگرسیون چند متغیره در سطح 05/0
هدف پژوهش بررسی ارتباط قدرت عضلات اندام تحتانی و دامنه حرکتی فعال مچ پا با وضعیت تعادل ایستا و پویای ناشنوایان ورزشکار و غیرورزشکار و مقایسه این متغیرها در این افراد بود. 30 نفر از نوجوانان ناشنوای مادرزادی عمیق و شدید شهر مشهد در دو گروه همگن ناشنوایان ورزشکار و غیرورزشکار مورد بررسی قرار گرفتند. وضعیت کنترل تعادل ایستا و پویای نمونه ها توسط دستگاه تعادلسنج بایودکس، قدرت اندام تحتانی به وسیله دینامومتر و دامنه حرکتی فعال مچ پا به وسیله گونیامتر اندازه گیری شد.نتایج تحقیق نشان داد بین قدرت عضلات پلانتارفلکسور مچ پا با تعادل ایستا و تعادل پویا، بین قدرت عضلات بازکننده ران با تعادل ایستا و پویا و بین دامنه حرکتی فعال مچ پا با تعادل ایستا و پویا در دو گروه ارتباط معنادار وجود دارد. همچنین بین دو گروه در متغیرهای قدرت اندام تحتانی، تعادل ایستا و تعادل پویا تفاوت معناداری وجود داشت.
هدف پژوهش بررسی همهگیرشناسی آسیبهای ورزش کراسفیت در باشگاههای تهران بود. این تحقیق توصیفی و از نوع گذشته نگر بود. مردان و زنان شرکت کننده در تمرینات کراسفیت باشگاههای تهران مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS نسخه 18 و از آزمون خیدو (X2) در سطح معنیداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد میزان بروز آسیب در 1000 ساعت تمرین در مردان و زنان به ترتیب برابر 421/4 و 336/5 آسیب و شایعترین نواحی آسیب دیده در مردان و زنان شانه و زانو بود. در مردان 22٪ و در زنان 7/29٪ آسیبها از نوع پارگی عضلانی بود. با توجه به یافتهها که بیان کننده شیوع بالای آسیب در کراسفیت است، به کادر پزشکی تیمها، مربیان و ورزشکاران این رشته توصیه میشود تا با در نظر گرفتن عوامل خطرزای بالقوه مرتبط با بروز آسیب، اقدامات لازم را جهت پیشگیری از آنها انجام دهند.
هدف پژوهش بررسی همهگیرشناسی آسیبهای ورزش کراسفیت در باشگاههای تهران بود. این تحقیق توصیفی و از نوع گذشته نگر بود. مردان و زنان شرکت کننده در تمرینات کراسفیت باشگاههای تهران مورد بررسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS نسخه 18 و از آزمون خیدو (X2) در سطح معنیداری 05/0 استفاده شد. نتایج نشان داد میزان بروز آسیب در 1000 ساعت تمرین در مردان و زنان به ترتیب برابر 421/4 و 336/5 آسیب و شایعترین نواحی آسیب دیده در مردان و زنان شانه و زانو بود. در مردان 22٪ و در زنان 7/29٪ آسیبها از نوع پارگی عضلانی بود. با توجه به یافتهها که بیان کننده شیوع بالای آسیب در کراسفیت است، به کادر پزشکی تیمها، مربیان و ورزشکاران این رشته توصیه میشود تا با در نظر گرفتن عوامل خطرزای بالقوه مرتبط با بروز آسیب، اقدامات لازم را جهت پیشگیری از آنها انجام دهند.
اهداف: هدف از تحقیق حاضر، مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته آزمایشات اصلاحی با آزمایشات اصلاحی به همراه آزادسازی مایوفاشیا در افراد جوان دارای ناهنجاری سر و شانهبهجلو است.مواد و روشها: 45 دانشجوی پسر مبتلا به ناهنجاری سربهجلو بیشتر از 46 درجه و شانهبهجلو بیشتر از 52 درجه با میانگین سن 2/88±22/12 سال، قد6/80±175/44 سانتیمتر و وزن 7/31±71/21 کیلوگرم انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایشات اصلاحی، آزمایشات ترکیبی (آزمایشات اصلاحی و آزادسازی مایوفاشیا) و کنترل قرار گرفتند. گروههای آزمایشی به مدت هشت هفته تحت نظارت مستقیم آزمونگر، آزمایشات را انجام دادند. قبل از شروع آزمایشات، پایان هفته هشت و پس از چهار هفته از پایان آزمایشات زاویه سر و شانهبهجلو نمونهها با استفاده از روش عکسبرداری اندازهگیری شد. دادههای جمعآوریشده توسط آزمون آنالیز واریانس با تکراری و آنکوا تجزیه و تحلیل شد.یافتهها: نتایج نشان داد که میزان زاویه سر و شانهبهجلو پس از هشت هفته آزمایش در هر دو گروه آزمایشی در پسآزمون و آزمون ماندگاری به طور معناداری کمتر از پیشآزمون است. یافتههای آزمون آنکوا نشان داد که زاویه شانهبهجلو در گروه آزمایشات اصلاحی به همراه آزادسازی مایوفاشیا در پسآزمون و آزمون ماندگاری به طور معناداری کمتر از گروه آزمایشات اصلاحی بهتنهایی بوده است (0/05≥P)، ولی در زاویه سربهجلو در پسآزمون و آزمون ماندگاری تفاوت معناداری بین گروههای آزمایش وجود نداشت (0/05≤P).نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت برنامه آزمایشات اصلاحی به همراه آزادسازی مایوفاشیا نسبت به آزمایشات اصلاحی در اصلاح شانهبهجلو مؤثرتر است.
عضله دوقلو یکی از عضلات اصلی مفصل زانو است اما تغییرات آن بعد از آسیب ACL کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه فعالیت عضلات دوقلو داخلی و خارجی در ورزشکاران با و بدون سابقه پارگی رباط صلیبی قدامی حین حرکت افت-فرود بوده است. نمونه پژوهش حاضر شامل 15 نفر با عمل بازسازی ACL ، 15 نفر با پارگی ACL بدون عمل بازسازی و 15 نفر به عنوان گروه کنترل بودند. فعالیت واکنشی عضله دوقلو خارجی در آزمودنی های گروه آسیب دیده به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. با توجه به اینکه عضله ی دوقلو آنتاگونیست ACL بوده و فعالیت آن می تواند باعث افزایش استرین به ACL شود بنابراین به نظر می رسد کمتر بودن فعالیت عضله دوقلو خارجی در افراد آسیب دیده نسبت به افراد سالم، یک مکانیسم جبرانی است تا از طریق آن استرین وارد بر ACL را کاهش دهند.
مقدمه و اهدافلوردوز افزایش یافته کمری یکی از ناهنجاری های مهم و متداول در ناحیه ستون فقرات در قشر نوجوانان می باشد که سیستم حرکتی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. این تاثیر منفی می تواند در نهایت باعث ایجاد انواع اختلالات اسکلتی عضلانی در بدن انسان شود. هدف از پژوهش حاضر توصیف و مقایسهی امتیازات کلی و جزئی کسب شده در آزمون غربالگری سری 9 در پسران 13 تا 15 سال با و بدون لوردوز افزایش یافته کمری بود.مواد و روش هاپژوهش حاضر از نوع مقطعی بوده و در آن 60 پسر ورزشکار مبتدی 13 تا 15 سال با سطح فعالیت متوسط به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از ارزیابی و غربالگری اولیه توسط صفحه شطرنجی و کسب شرایط لازم وارد پژوهش شده و در قالب دو گروه دارای لوردوز افزایش یافته کمری به تعداد 31 نفر و دارای لوردوز طبیعی به تعداد 29 نفر تقسیم بندی شدند. زاویه انحنای ستون فقرات ناحیه کمری با استفاده از خط کش منعطف و همچنین الگوهای حرکتی آزمودنیها بر طبق دستورالعمل آزمون غربالگری سری 9 اندازه گیری و ثبت شدند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS24 و با آزمون تی مستقل در سطح معنی داری 0.05 P< تجزیه و تحلیل شد.یافته هاامتیاز کلی آزمون غربالگری سری 9 در گروه دارای لوردوز افزایش یافته کمری 4/2±3/20 و در گروه لوردوز طبیعی 2/2±6/21 بود. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد بین امتیازات کلی مجموعه 9 آزمون در دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (032/0P=). از بین آزمون های جزئی،امتیاز آزمون اسکات کامل در گروه دارای لوردوز افزایش یافته 68/0±2 و در گروه لوردوز طبیعی 68/0±48/2 بود که نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین آن ها وجود دارد (0/008=P). همینطور امتیاز آزمون بالا آوردن مستقیم پاها در گروه دارای لوردوز افزایش یافته 67/0±87/1 و در گروه لوردوز طبیعی 57/0±27/2 بود که نتایج نشان داد بین این دو متغیر نیز تفاوت معنی داری وجود دارد (012/0P=). در بین نتایج سایر آزمون های جزئی، ارتباط معنی داری یافت نشدنتیجه گیری با توجه به نتایج به نظر می رسد تغییر در راستای ستون فقرات ناحیه کمری، مشخصا لوردوز افزایش کمری می تواند بر کیفیت الگوهای حرکتی و به طور خاص الگوهای حرکتی ناحیه کمری_لگنی پسران نوجوان تاثیر منفی بگذارد. از این رو توصیه می شود که متخصصین حرکات اصلاحی در حین ارزیابی و تمرینات اصلاحی ناحیه کمری، به کیفیت الگوهای حرکتی آن توجه داشته باشند