امروزه ضایعات مواد غذایی به یک نگرانی جهانی برای سامانههای کشاورزی-غذایی پایدار تبدیل شده است. بر اساس بررسیهای میدانی، سالانه بخش زیادی از سبزیجات برگی در استان کرمانشاه در نتیجه ناکارآمدی زنجیره تأمین به ضایعات تبدیل میشوند. بااینحال، هیچ آمار و اطلاعات دقیقی از میزان ضایعات در مراحل مختلف زنجیره تأمین و محرکهای آن ارائه نشده است. این مطالعه با هدف اندازهگیری میزان ضایعات در زنجیره تأمین سبزیجات برگی در استان کرمانشاه و شناسایی علل آن انجام شده است. ابزار جمعآوری دادههای تحقیق، پرسشنامه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل دو گروه از متخصصان موضوعی و کنشگران زنجیره تأمین سبزیجات برگی در سال 1400 بود. در مجموع، 60 نفر متخصص و 728 نفر از کنشگران در مراحل مختلف زنجیره تأمین سبزیجات برگی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مطالعه حاکی از آن است که مراحل تولید (با 24 درصد ضایعات) و مصرف خانوار (با 21 درصد ضایعات)، مهمترین نقاط ورود برای مداخله و اعمال راهبردهای کاهش ضایعات سبزیجات برگی هستند. نتایج بررسی علل و محرکهای تولید ضایعات نشان داد که کیفیت نامناسب محصول عرضه شده به هریک از مراحل زنجیره تأمین به دلیل اقدامات نامطلوب و رفتارهای کنشگران در مراحل پیشین، یکی از مهم ترین علل ایجاد ضایعات سبزیجات برگی به شمار میرود. بنابراین، بهکارگیری اقدامات و راهبردهای مقابله با علل ایجاد ضایعات در مراحل پیشین زنجیره تأمین، ضمن کاهش ضایعات در این مراحل، تأثیر قابلملاحظهای بر کاهش میزان ضایعات در مراحل نهایی زنجیره تأمین دارد.
ضایعات محصولات کشاورزی یکی از معضلات جدی بخش کشاورزی ایران به ویژه زیربخش باغبانی است. با توجه به این نکته که بخش مهمی از ضایعات به وجود آمده در محصولات کشاورزی در طول زنجیره تأمین، ناشی از عدم وجود راهبردهای مناسب در جهت مدیریت ضایعات است، تدوین راهبردهای مدیریت ضایعات در کشور لازم به نظر می رسد. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته (ترکیبی از مصاحبه نیمه ساختارمند و پیمایش) انجام شد. برای این منظور ضمن بررسی میدانی زنجیره تأمین سیب در استان تهران و مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران این زنجیره، ابتدا نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای موجود و پیش روی زنجیره شناسایی شد. پس از آن با بهره بردن از روش تحلیل SWOT، فضای راهبردی حاکم بر این زنجیره مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت راهبردهای لازم جهت بهبود آن تدوین شد. یافته های تحقیق نشان داد زنجیره تأمین سیب، نقاط ضعف و تهدیدهای زیادی داشته و فضای راهبردی اصلی حاکم بر آن، از نوع تدافعی (WT) با وزن نهایی 0/41 است. همچنین مهم ترین راهبردهای شناسایی شده برای بهبود مدیریت ضایعات این زنجیره عبارتند از افزایش سهم سیب در صادرات، آموزش مدیران با تجربه در حوزه زنجیره های تأمین و ارزش، توانمندسازی و یکپارچه سازی تشکل های موجود.
پایدارسازی کسبوکارهای بخش کشاورزی یکی از مهمترین شاخصهای توسعه اقتصادی پایدار است. ازاینرو هدف این پژوهش واکاوی عوامل تأثیرگذار بر پایداری کسبوکارهای کشاورزی در استان گلستان میباشد. این تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده و جامعۀ آماری آن را صاحبان کسبوکارهای کشاورزی استان (124280 نفر) تشکیل دادند که با استفاده از نرمافزار G-Power تعداد 160 نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها و سنجش تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود و روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SmartPLS4 انجام شد. نتایج نشان داد شاخص اقتصادی- مالی با ضریب 322/0 و شاخص فردی و خانوادگی با ضریب 199/0 (عوامل درونسازمانی) به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر پایداری کسبوکار داشتند. همچنین شاخص سیاسی- قانونی با ضریب 224/0 و شاخص مداخلات ترویجی با ضریب 203/0 (عوامل برونسازمانی) به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را در پایداری کسبوکار داشتند. یافتهها حاکی از آن است که عوامل برونسازمانی نسبت به عوامل درونسازمانی تأثیر بیشتری بر پایداری کسبوکارهای کشاورزی دارند. بر مبنای نتایج پیشنهاد میشود دولت از طریق اصلاح و تقویت سیاستهای خود، با اعمال رویهها و سیستمهای منعطف و رفع موانع قانونی، شرایط مساعدتری را در راستای پایداری کسبوکار کشاورزی فراهم نماید.
امروزه چالشهای محیطزیستی کسبوکارها یکی از مسائل مهم و نگران کنندهای است که کلیه جوامع با آن روبرو هستند. کسبوکارهای روستایی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیستند، بلکه نظربه ارتباط و وابستگی بیشتر جوامع روستایی با محیطزیست و منابعطبیعی، از جایگاه شایان توجهی برخوردارند. از همین رو، تحقیق حاضر به سنجش و تحلیل وضعیت سبز بودن کسبوکارهای زنان روستایی پرداخته است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل زنان روستایی دارای کسبوکار در شهرستان ری (246 نفر) و کارشناسان این حوزه (70 نفر) بود که بر اساس فرمول کوکران 202 زن روستایی و 50 کارشناس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار جمعآوری داده دو عدد پرسشنامه محقق ساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر آمارههای توصیفی از روش شاخصسازی مبتنی بر میانگین وزنی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که شاخص سبز بودن برای کسبوکارهای زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه 77/2 (از پنج) است و اغلب کسبوکارها در گروه کسبوکارهای نسبتاً سبز و کمتر سبز جای دارند و تنها حدود 17 درصد از کسبوکارهای از نظر وضعیت سبز بودن مناسب هستند. در راستای توسعه شاخص سبز بودن کسبوکارهای زنان روستایی، لازم است تا در درجه اول زمینه ورود افراد جوان و تحصیل کرده به این قبیل کسبوکارها مهیا شده و از توسعه کسبوکارهای مبتنی بر مهارتهای دستی که ذاتاً سبزتر هستند، حمایت شود و در توسعه کسبوکارها بر شاخصهایی مانند استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر که در حال حاضر کمتر مورد توجه هستند، تاکید گردد.
از مسائل مهم در طراحی و ساماندهی و اجرای فضاها و کاربریهای شهری از جمله کاربری فضاهای سبز، احترام و توجه به مخاطبین آن خصوصا سالمندان است. شدت سالمندی جمعیت ایران از سال 1415 به بعد خود نمائی خواهد کرد. سالمندان از گروههای اجتماعی هستند که با توجه به شرایط ویژه خود و بازنشستگی، دارای اوقات فراغت زیادی بوده و بهصورت اختیاری از فضاهای باز شهری و پارکها بیشتر استفاده میکنند، ولی شرایط محیطی بیشتر پارکهای موجود، با ویژگی های روحی و جسمی آنان کمترین تطابق را دارد. مقاله حاضر با اهداف شناخت نیازهای محیطی سالمندان جهت طراحی پارک دوستدار سالمند و بهسازی پارکهای موجود نوشته شده است. این مقاله از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای ابتدا به بررسی عوامل موثر بر کیفیت پارک دوستدار سالمند پرداخته و سپس با 299 پرسشنامه از سالمندان 50 سال به بالا و افرادی که همراه سالمند با آنان زندگی کرده و درک نسبی از شرایط آنان دارند، اقدام به سنجش میزان کیفیت آن عوامل با استفاده از طیف لیکرت در پنج سطح به عمل آمد. سپس با استفاده از نرمافزار SPSS دادهها آنالیز و میزان میانگین و انحراف معیار برای هر گویه تعیین و ضریب cv محاسبه و از کم تا زیاد مرتب شد. از آن جایی که cv کم بر اتفاقنظر بیشتر افراد نمونه دلالت دارد، میزان اولویت هر گویه بهاینترتیب استخراج گردید. سپس 36 مورد از امکانات و خدمات به پاسخگویان ارائه شد و این نتایج بدست آمد که تنوع و زیبایی فضای سبز در پارک، مناسب بودن تعداد و محل قرارگیری نیمکتها، مناسب بودن شیب مسیرهای پیاده، مناسب بودن عرض مسیرهای پیادهروی؛ به ترتیب بهعنوان اولویتهای موجود در پارکها برای سالمندان از دیدگاه سالمندان بوده است و عدم وجود نردهها و سطوح شیبدار، عدم وجود المانهای خاطرهانگیز، عدم وجود سالن و ساختمان با سیستم گرمایش و نبود امکانات پزشکی وامداد رسانی در پارک، از دلایل نارضایتی آنان بود. در آخر راهکارهائی مانند رعایت موارد ایمنی در سرویس های بهداشتی و مناسب سازی کفسازی و ایجاد ساختمانهایی با سیستم گرمایشی و سرمایشی در پارک ها و اقدامات امنیتی در استفاده از المان ها و خوانایی تابلوهای اخطاری و راهنما و مانند اینها برای کاهش نارضایتی افراد سالمند پیشنهاد گردید.
پژوهش حاضر با هدف شناخت و تحلیل سازوکارهای بهبود دسترسی کشاورزان به خدمات کشاورزی ارگانیک در استان قم به صورت پیمایشی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را16000 از کشاورزان منطقه تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 262 نفر از آنان به شیوه نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب به عنوان نمونه انتخاب و از طریق مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده برای جمعآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی صوری آن بوسیله اساتید و متخصصین بررسی و پایایی مقیاس اصلی آن یعنی سازوکارهای بهبود دسترسی به خدمات نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ( 75/0 =α) بدست آمد. بر اساس نتایج بدست آمده هر دو شاخص ارزیابی ابزار گرد آوری دادهها حاکی از مناسب بودن آن در ابعاد روایی و پایایی بودند.جهت انجام تحلیلهای آماری از نرم افزارهای LISRELwin8.5 و SPSSwin18 استفاده شد. همچنین از روش تحلیل عاملی تأییدی برای شناسایی و تجزیه و تحلیل ضرایب سازوکارها و طبقهبندی آنها استفاده گردید. نتایج این بررسی نشان داد که در میان سازوکارهای بهبود دسترسی کشاورزان به خدمات کشاورزی ارگانیک، خدمات مشاورهای و راهنمایی، بهبود توانمندی کشاورزی در دسترسی و استفاده از نهادههای ارگانیک، برخورداری از تسهیلات اعتباری و خدمات ارتباطی-اطلاعاتی در خصوص تولید محصول ارگانیک، از اهمیت بسیاری برخودارند. با توجه به شاخصهای برازندگی میتوان گفت که مدل اندازه-گیری سازوکارهای بهبود دسترسی کشاورزان به خدمات کشاورزی ارگانیک و تولید محصول ارگانیک جهت برازش روابط بین سازهها و نشانگرهای مربوط به هر سازه معتبر و قابل قبول میباشد. نشانگر های هر سازه با ذکر ضرایب مربوطه شناسایی و معرفی شده اند. واژههای کلیدی : سازوکارهای بهبود، کشاورزی ارگانیک، خدمات، استان قم.
این تحقیق با هدف کلی تدوین راهبردهای پایدارسازی معیشت کشاورزان کوچک مقیاس در شرایط خشکسالی انجام شد. بر پایه نتایج تحقیق مهمترین نقاط قوت و ضعف پایدارسازی معیشت در شرایط خشکسالی به ترتیب «وجود زیرساختهای مناسب، تنوعبخشی به تولید و گسترش فعالیتهای مکمل و غیر زراعی در استان» و «کاهش توان اقتصادی و تولیدی خانوارهای کشاورزی به دلیل خشکسالیهای مکرر» بود. همچنین عمدهترین نقاط فرصت و تهدیدها در این زمینه «توسعه و ترویج انواع بیمه خشکسالی در کشور (دام، مرتع و محصولات)» و «نبودن ساختار سازمانی برای رصد نمودن اثرات تغییرات اقلیمی بر معیشت روستاییان» میباشد. بعد از تعیین راهبردهای مناسب با استفاده از ماتریس کمی مدیریت (QSPM) میزان جذابیت هر کدام از راهبردها مشخص شد در این زمینه نتایج تحقیق نشان داد که مهمترین راهبردها به ترتیب «متنوع سازی منابع معیشتی و فعالیتهای غیر زراعی همراه با گسترش کشتهای گلخانهای با استفاده از زیرساختهای مناسب در استان» و «تدوین طرحهای مناسب ظرفیتسازی جوامع کشاورزی در مقابله با مخاطرات با تشکیل خوشههای دانش روستایی و توسعه زیرساختهای موردنیاز جهت حفظ معیشت» میباشد. همچنین نتایج نشان داد که وضعیت استقرارپذیری فضای استراتژیک سازمان جهاد کشاورزی به ترتیب، ناحیه تغییر جهت، عقبنشینی یا کاهشی، توسعه و تنوع میباشد. علاوه بر این، نتایج درخت تصمیم نشان داد که دو متغیر پایداری و آسیبپذیری قادرند با صحت پیشبینی 7/69 درصد راهبردهای کشاورزان را از هم تفکیک کند.
بدون تردید ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی یکی از سودمندترین راه ارتباطات بین دو بخش صنعت و کشاورزی است. این صنایع از میزان بیکاریهای دائمی و فصلی در مناطق روستایی میکاهد و راهکاری برای کارآفرینی و اشتغال در بخش کشاورزی است. این صنایع در شهرستان فریدن با وجود پتانسیلها گسترش خوبی نداشتهاند. هدف از این مطالعه بررسی مشکلات گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در شهرستان فریدن بود. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نظر میزان کنترل متغیرها غیرآزمایشی و از لحاظ تحلیل دادهها توصیفی- تحلیلی، جامعه آماری شامل کارشناسان و صاحبان صنایع و شاغلان این صنایع در شهرستان فریدن بود (N=150). که به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه بود. برای تأیید روایی از متخصصان، روایی همگرا و واگرا و برای تأیید پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. برای تحلیل دادهها استفاده از تکنیکهای تحلیل سلسله مراتبی، تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزارهایSPSS24, Smart pls3, LISREL8.8 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد به ترتیب مشکلات؛ اقتصادی، تولیدی، ساختاری، محیطی و زیرساختی به ترتیب با ضریب تأثیر 61/0، 52/0، 48/0، 46/0،38/0 بار عاملی 93/0، 71/0، 59/0، 53/0 و 49/0 و مقادیرR2 724/0، 590/0، 423/0، 387/0، 303/0 از مشکلات اصلی گسترش صنایع تبدیلی در این شهرستان بودند.
هدف کلی این تحقیق، تحلیل عوامل مؤثر در بکارگیری عملیات کشاورزی حفاظتی توسط بهرهبرداران کشاورز بود. جامعه آماری تحقیق شامل 7931 نفر از کشاورزان شهرستان دیواندره است. با استفاده از نمونهگیری کوکران تعداد 126 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند که برای اعتبار بیشتر یافتهها تعداد 165 پرسشنامه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب توزیع شد که در نهایت تعداد 150 پرسشنامه تکمیل گردید و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامهای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد (α>0.7). تجزیه و تحلیل دادهها بهوسیله نرمافزار SPSS win18 انجام شد. نتایج مقایسه میانگینها نشان داد که بین میزان بکارگیری عملیات کشاورزی حفاظتی توسط کشاورزان مورد مطالعه بر اساس شرکت در کلاسهای آموزشی و ترویجی ارتباط معنیداری وجود دارد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین متغیرهای، میزان درآمد، سابقهکار زراعی، مقدار زمینهای کشاورزی، میزان سواد، میزان استفاده از رسانههای ارتباطی، میزان نگرانی از مسایل زیست محیطی، میزان انگیزه جهت شرکت در طرحهای حفاظت از محیط زیست، استفاده از نشریات آموزشی در زمینه کشاورزی، آشنایی و نگرش نسبت به کشاورزی حفاظتی با میزان بکارگیری عملیات کشاورزی حفاظتی توسط آنان رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین سه متغیر، میزان سواد، سایقه کار زراعی و استفاده از نشریات آموزشی و ترویجی 1/66 درصد از تغییرات واریانس متغیر وابسته بکارگیری عملیات کشاورزی حفاظتی را تبیین نمودند.
هرگونه برنامهریزی با هدف توسعة اقتصادی جوامع روستایی نیازمند شناخت اولیة جایگاه و نقش زنان روستایی در نظام بهرهبرداری روستایی است. ازاینرو،این تحقیق توصیفیـ پیمایشی با هدف بررسی نقش زنان روستایی در نظام دامپروری روستایی انجام گرفت. جامعة آماری شامل ۶ هزار ۵۷۱ نفر خانوار روستایی شهرستان چاروایماق بود که با استفاده از فرمول کوکران ۱۳۵ نفر از زنان روستایی از طریق نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی انتخاب و مطالعه شدند. ابزار تحقیق پرسشنامة محققساختهای بود که روایی آن از طریق متخصصان موضوعی تأیید و از طریق پیشآزمون و محاسبة ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 برای شاخصهای ترکیبی مناسب تشخیص داده شد. نتایج تحقیق نشان داد که ۷/۶۰ درصد زنان روستایی نگرشی خنثی (میانه) درخصوص مشارکت در فعالیتهای دامپروری داشتند. سنگین و سخت بودن کارهای دامپروری مهمترین مانع مشارکت از دید زنان بود. تأمین مواد غذایی مورد نیاز مهمترین انگیزة بیرونی و احساس مسئولیت در قبال خانواده مهمترین انگیزة درونی زنان برای مشارکت در فعالیتهای دامپروری محسوب میشد. بیشتر زنان به میزان کمی از رسانههای جمعی اطلاعات دریافت میکردند و مهمترین منبع اطلاعاتی آنها تلویزیون بود. زنان بیشترین مشارکت را در فعالیتهای شیردوشی و فرآوری و کمترین مشارکت را در فعالیتهای مربوط به چرا داشتند.
هدف این مطالعه؛ «تحلیل جنسیتیِ مهارتهای کاربریِ فناوری اطلاعات در امور ترویج کشاورزی استان گیلان» است که به مطالعه وضعیت کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات در امور ترویج کشاورزی استان گیلان میپردازد و در نهایت، تحلیلی مقایسهای بین زنان و مردان در توانایی کاربری این فناوریها در امور مرتبط با ترویج کشاورزی ارائه میکند. جامعهی آماری تحقیق «کارگزاران ترویج کشاورزی استان گیلان» هستند که 203 نفر از آنان به روش نمونهگیریِ «طبقهایِ متناسبِ تصادفی» انتخاب میشوند. ابزار مطالعه «پرسشنامه» است که پایایی آن با برآوردی از ضریب «آلفای کرونباخ» تخمین زده میشود و مقدار آن 76/0 بهدست آمد. نتایج حاصل از تحلیل نشان میدهد که زنان و مردان در رابطه با متغیرهای سن، سابقهی خدمت، تسلط بر مهارتهای اینترنتی و مهارت کاربری رایانه در امور ترویجی، در زمینههای مختلف اختلافی معنادار با یکدیگر دارند. نتایج حاصل از تحلیل تشخیصی نیز بیانگر آن است که مهارت استفاده از رایانه برای انجام وظایف ترویجی دارای بیشترین همبستگی با نمرهی تشخیصی است و بیشترین نقش را در تبیین واریانس کل ایفا میکند. مراکز ثقل گروهها برای مردان 121/2 و برای زنان 908/0- بهدست آمد.
Sustainability of wheat farming systems depends on various ecological, economic and social factors. Identifying these factors can be most effective to formulating sustainable agricultural analysis policies and strategies. According to this, the purpose of this paper is to identify sustainability factors of wheat cultivation system in Fars province. Statistical population of this research includes all wheat farmers of Fars province. Sample was selected by using multi stage random sampling method and questionnaire was used for data gathering. Validity of questionnaire confirmed by selected experts and researchers of agricultural development, and Coronbach Alpha coefficient (0.77 to 0.94) was used to confirm its reliability. According to descriptive finding of the study on average irrigated farm land for each landholder was 10.29 ha, With 6.23 ha, allocated to wheat cultivation, annually. On average production per hectare were 6.84 ton and average annual income of each wheat farmer was 120 million Rails. From the view point of landholding system 30.34 percent of the farmers are small landholding. About 88.57 percent of farmers were owner of the farm, 22.65 percent have continuous in cultivation and 67.52 percent have rotational farming in wheat cropping. In total 80.3 percent of farmers do not have sufficient professitional knowledge and 90 percent of them do not enjoy an appropriate agricultural support services. In respect of social participation, 55.6 percent of them are in intermediate level and 67.5 percent do not have sufficient satisfaction from agricultural activities. The results of factor analysis showed that, 5 factors of ecological sustainable cultivation activities, Agricultural extension service, social and participation situation and economic factor explained 72.56 percent of sustainability of wheat cultivation system in Fars province
جامعه آماری این تحقیق کارگزاران ترویج کشاورزی استان گیلان بود. روش نمونهگیری 'طبقهای متناسب تصادفی' و ابزار مطالعه 'پرسشنامه' بود که روایی آن توسط گروه متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات و ترویج و آموزش کشاورزی تایید گردید و پایایی آن با 'آلفای کرونباخ' 76/0 برآورد شد. کارگزاران ترویج با نمرات نگرش کمتر از 47 در گروه منفی، بین 47 تا 74 در گروه نگرش خنثی و مساوی و بیشتر از 74، در گروه مثبت دستهبندی شدند. نتایج نشان داد همبستگی سن و میزان تحصیلات با نگرش نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات معنیدار نیست. رابطه نگرش و میزان استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیتهای ترویج کشاورزی مثبت و معنیدار بود. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که چهار عامل (بهبود کارایی ترویج، عامل محیطی - سازمانی، عامل کیفیت محتوا و عامل هزینه - اثربخشی اقتصادی) 5/55 درصد از واریانس کل نگرش نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیتهای ترویج کشاورزی را تبیین مینمایند.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات دوگانگی جغرافیایی بازار کار در مناطق روستایی شهرستان هرسین و با بهرهگیری از پارادایم کیفی انجام شد. تحلیل محتوای دادههای گردآوریشده از طریق مصاحبه نیمهساختارمند با 20 نفر از افرادی که از بازار کار اولیه به بازار کار ثانویه منتقل شده بودند، نشان داد که مشکلات جسمی و روحی، کاهش آزادی فردی، مشکلات رفاهی و مالی، مشکلات خانوادگی، مهاجرت و رها شدن امور روستا، تحلیل رفتار و فرهنگ اجتماعی، کاهش ارتباطات اجتماعی، مشکلات شخصی و خانوادگی، مشکلات مالی و کمبود پسانداز و مشکلات حفاظتی از چالشهای دوگانگی جغرافیایی بازار کار در شهرستان هرسین به شمار میروند. این در حالی است که دوگانگی جغرافیایی بازار کار در منطقه موردمطالعه آثار و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی مثبتی را نیز به دنبال داشته است.