ترویج رویکردهای جدید که افقی نو به روی برنامهریزان شهری نمایان کرده است، نگاه به شهر را بهعنوان سیستمی اکولوژیکی-اجتماعی بر نگاه کالبدی صرف غالب میکند و روابط اکولوژیکی-اجتماعی مؤثر بر شهر را در جهت رفع مسائل شهری در اولویت قرار میدهد. رویکرد شهر اکولوژیک، بهعنوان یکی از رویکردهای نوظهور توسعۀ پایدار، از جملۀ آنهاست. شهر اکولوژیک، شهر هماهنگ با طبیعت، بهدنبال تحقق پویایی اقتصادی و عدالت اجتماعی است. در این میان، رشد و توسعۀ شتابان شهرها با قابلیتهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی آن هماهنگی و سازگاری لازم را ندارد و این تطابقنداشتن موجب بروز مشکلات جدی در وضعیت موجود، ابهام در توسعۀ آتی آنها، توسعۀ ناپایدار و آسیبپذیری این شهرها میشود. بجنورد از جمله شهرهایی است که بهدلیل رشد سریع، پراکنده و نامتعادل پیرو برعهدهگرفتن نقشهای جدید سیاسی و اداری و افزایش یکبارۀ جمعیت شهری، با مشکلات جدی در ابعاد مختلف بهویژه پایداری در وضع موجود و آینده روبهرو است. از اینرو باید با اتخاذ رویکرد مناسب در جهت توسعۀ متعادل و پایدار آتی آن، سیاستگذاری و برنامهریزی لازم صورت گیرد. این شهر با پتانسیلهای بومشناختی و طبیعی از جمله شهرهایی است که با وجود زمینههای اکولوژیکی، بهدلیل تغییرات ناگهانی رشد جمعیت شهری و توسعههای اخیر، از حرکت در مسیر توسعۀ شهری پایدار بازمانده است؛ بنابراین، رویکرد شهر اکولوژیک نسخۀ مناسبی برای توسعۀ پایدار شهر بجنورد است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و اکتشافی مؤلفههای اصلی شهر اکولوژیک را شناسایی و در ابعاد مختلف سطحبندی میکند و درنهایت با ارائۀ مدلی، بومیسازی رویکرد شهر اکولوژیک در شهر بجنورد را محقق میسازد. در این پژوهش، ابتدا مؤلفههای شهر اکولوژیک در پنج دستۀ زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و کالبدی در قالب 88 مؤلفه طی مراحل مصاحبۀ دلفی طبقهبندی، و 16 مؤلفۀ دارای اولویت برای بومیسازی در شهر بجنورد شناسایی شدند. در گام دوم، بار دیگر اولویتبندی مؤلفهها به روش گروه اسمی انجام گرفت و با مقایسۀ نتیجۀ آن با نتیجۀ دلفی و میزان انطباقپذیری آنها، مؤلفهها در سه دسته طبقهبندی شدند. طبقۀ اول شامل مؤلفههایی با بالاترین انطباقپذیری است که عبارتاند از: بهبود وضعیت پسماند و زباله و فاضلاب شهری، هوشمندسازی شهری، بهرهگیری از حملونقل عمومی و انرژیهای پاک، تدوین قوانین جامع، مدون و یکپارچه در زمینۀ پهنۀ اکولوژیک، فرهنگ و سبک زندگی شهروندی، وجود کالبدهای ارزشمند فرهنگی در بافت قدیم شهر بجنورد، کنترل و مدیریت حاشیهنشینی و سکونتگاههای غیررسمی. از اینرو، پیشنهاد میشود نقش این عوامل در تحقق شهر اکولوژیک، بررسی و در برنامههای آتی به آن توجه شود.
مسئولیت اجتماعی شرکت از مولفه های جدید در گفتمان پایداری شرکت ها محسوب می گردد که امروزه در گفتمان ها و اعمال شرکت ها مفهوم محوری شده و بازگو کننده مسئولیت سازمان ها و شرکت ها در قبال تاثیرات و فعالیت هایش بر جامعه است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مسئولیت اجتماعی صنعت نفت و گاز در اجتماع محلی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی؛ از استراتژی تحلیل محتوایی موضوعی با رویکرد استقرایی استفاده کرده است. جامعه آماری تحقیق ساکنین اجتماع محلی شهرستان کنگان است که تعداد 35 مشارکت کننده با استفاده از اشباع نظری و نمونه گیری هذفمند انتخاب شدند. پس از انجام دادن مصاحبه ، کدهای به دست آمده در بخش های مختلف ، تجزیه و تحلیل شد. پس از مشخص شدن مفاهیم و مقوله ها ، مضمون اصلی به دست آمد. مضمون اصلی عبارت بود از "عدم نهادینه شدن مسئولیت اجتماعی شرکتی صنعت نفت و گاز در اجتماع محلی ". یافته ها نشان داد عدم نهادینه شدن مسئولیت اجتماعی شرکتی صنعت نفت و گاز از بی نعهدی قانونی شروع شده و متعاقب آن منجر به بی تعهدی درحوزه های متاثر ازمحیط زیست ، عدم توجه به اقتصاد بومی، توسعه رفاه عمومی – اجتماعی حداقلی و دغدغه مندی کمرنگ در فعالیت های بشردوستانه و اخلاق مداری ضعیف در اجتماع محلی شده است. در حالی که نهادینه سازی مسئولیت اجتماعی شرکت توسط صنعت نفت و گاز قبل از هر گونه تصمیم و اقدام توسعه صنعتی، به مدیریت پیامدها و تحقق اهداف توسعه پایدار کمک خواهد کرد.
پیادهروی نه فقط به سبب تقویت سلامت عمومی بلکه درجهت کاهش مصرف منابع و زمین، کاهش آلودگی هوا و اغتشاش صوتی و انتشار گازهای گلخانهای،در محیطهای شهری؛شیوه ای نویدبخش و سودمند محسوب میشود. این در حالی است که پیادهروی همچنان با نتایجی منفی در سلامت عمومی مرتبط است.خطراتی نظیر تصادف با وسایل نقلیه، زمین خوردن، سقوط اجسام و سایر تهدیدات محیطی، این شیوه از تردد در شهرها را با چالش هایی جدی مواجه ساخته است، از آنجا که خیابانهای شهری محیطهایی است که تمام شهروندان ناچار به عبور پیاده در آن هستند؛ضروری است شرایط مناسب پیادهروی برای تمام شهروندان در سنین مختلف و با هر توانایی جسمی را فراهم آورند.این پژوهش با کاربست مدل PSI به شناسایی مشکلات ایمنی عابران پیاده درخیابان های شهری در بخش مرکزی شهر قم پرداخته است.برای این منظور استفاده از آمار و اطلاعات مربوط به اسناد و برداشتهای میدانی محقق ملاک تحلیل قرارگرفت.ماهیت تحقیق کاربردی و به لحاظ فرآیند توصیفی-تحلیلی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی-میدانی و در تحلیل دادهها از روش کمی استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان داد خیابانهای شهدای پانزده خرداد و شهدای عمار یاسر ناایمنترین و خیابانهای صفائیه و ارم از ایمنترین خیابانها بشمار می روند.
برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد (UN-HABITAT)، رویکرد جدیدی، در تصحیح نظریه برنامه ریزی شهری پایدار پیشنهاد می کند؛ هدف این رویکرد برای کمک به ایجاد یک رابطه پایدار بین ساکنان و فضای شهری و افزایش ارزش زمین شهری می باشد. رویکرد مذکور بر 5 اصل استوار است که از 3 ویژگی کلیدی شهرها و محلات پایدار؛ فشردگی، یکپارچگی و اتصال حمایت می کند. این پژوهش با توجه به اهمیت مفهوم پایداری، خصوصا در مقیاس محلی، به مقایسه تطبییقی سنجش میزان پایداری محلات ارگانیک و برنامه ریزی شده، با استفاده از شاخص های معرفی شده در برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد با مطالعه موردی محلات سجاد و نوغان شهر مشهد می پردازد. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی - تحلیلی و از نظر روش کمی و کیفی است. در جمع آوری داده ها از شیوه های مختلف مصاحبه، مشاهده و نیز برداشت میدانی استفاده شده است. داده ها نیز بر اساس تحلیل شاخص های کمی معرفی شده و نیز نقشه های توصیفی- تحلیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد بر اساس شاخص های پایداری ( فضای مناسب برای خیابان، تراکم بالا، کاربری مختلط، اختلاط اجتماعی، محدود کردن استفاده تخصصی از زمین و دسترسی)، محله جدید سجاد بر اساس شاخص های فضای مناسب برای خیابان و یک شبکه خیابانی کارآمد، اختلاط اجتماعی و نیز دسترسی به خدمات در وضعیت مطلوب تری در مقایسه با محله قدیم نوغان قرار دارد.
ظهور رویکردهای جدید برنامهریزی شهری، افقی تازه از این علم را نمایان میسازد. رویکردهایی که به جای الویتدهی به کالبد شهر، زمینههای مختلف آن را دربر میگیرد. در این رویکردها، نگاه به شهر، به عنوان سیستمی اکولوژیکی-اجتماعی بر نگاه کالبدی صرف غالب شده و توانسته روابط اکولوژیکی- اجتماعی موثر بر شهر را شناسایی و از آنها در جهت رفع مسائل شهری بهره ببرد. شهر اکولوژیک، شهری هماهنگ با طبیعت، به دنبال تحقق پویایی اقتصادی و عدالت اجتماعی است. در این بین شهر بجنورد، با پتانسیلهای بومشناختی و طبیعی از جمله شهرهایی است که با وجود زمینههای اکولوژیکی در آن، به دلیل تغییرات ناگهانی رشد جمعیت شهری و توسعههای اخیر، از حرکت در مسیر توسعه شهری پایدار، بازماندهاست. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و اکتشافی، با استفاده از شیوه آیندهپژوهی صورت گرفته که به شناسایی قابلیتها، محدودیتها و یا زمینههای تحقق شهر اکولوژیک در بجنورد میپردازد. هدف پژوهش، آن است که با شناخت زمینههای شهر اکولوژیک در بجنورد و با بهرهگیری از تکنیک آیندهپژوهی و در قالب مصاحبه دلفی و سناریوها، رویکرد را بومیسازی کند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سه مولفه اساسی مدیریت هوشمند شهری، حفاظت محیط-زیست شهری و نیز ارتقا کیفیت حملونقل عمومی در کنار کارایی مصرف انرژی در دستیابی به شهر اکولوژیک بجنورد، ضرورت دارد.
تنوع مسکن از جمله عناصر کلیدی برنامهریزی شهری معاصر به شمار میآید که به سبب مزایای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آن، از سوی الگوارههای نوین توسعه پایدار شهری (نظیر جنبش نوشهرسازی و رشد هوشمند شهری) مورد استقبال و تاکید فراوان قرارگرفته است. با این حال، در نظام برنامهریزی شهری ایران به این اصل توجه چندانی نشده است و چنین غلفتی نه تنها باعث کاهش سطح زیستپذیری شهری شده بلکه در ابعاد وسیعتر بر ناپایداری آنها نیز دامن زده است. از آنجایی که ابعاد این موضوع تاکنون در مطالعات برنامهریزی شهری ایران به درستی مشخص نشده است، لذا مقاله حاضر با هدف واکاوی و ریشهیابی مفهوم گوناگونی مسکن شهری از یک سو و شناسایی اثرات آن در انتخاب وسیله سفرهای درون شهری با توجه به نمونه محله بنیاد شهر قم به رشته تحریر درآمده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز نیز از طریق بررسیها میدانی، پرسشنامه و... گردآوری شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که سطح پایین تنوع مساکن در محله بنیاد سبب شده تا جابهجایی ساکنین این محله 44 درصد با خودرو شخصی ، 6/33 درصد بصورت پیاده روی و 8/13 درصد بصورت سواری و 2/7 درصد بصورت حمل ونقل عمومی و 7/1 درصد سایر روش ها جابجا می شوند، به بیانی دیگر این شرایط باعث شده تا میزان سفرها برون محلهای ساکنین، هزینههای جابهجایی و میزان مصرف انرژی آنان افزایش یابد و خلاصه اینکه سطح زیستپذیری و پایداری این نواحی به شدت تحت الشعاع چنین مسئلهای قرار گیرد،که نشان می دهد پیش شرط اصلی ایجاد محیطهای مسکونی پایدار ایجاد تنوع در الگوهای ساخت مسکن می باشد.
به نظر میرسد که ما در مسئله شهر تهران، پایتخ ت از هماهنگی با تغییرات جامعه به دورماندهایم. ما اغلب با آنچه کاول اونز[1] یک نقص اجرایی مینامد مواجهیم. دنبال کردن روشهایی که آشکارا غیرمفید و ناکارآمد هستند و آنطور که باربارا تاچمن[2] مینامد، سرچوبی[3] و در ناتوانایی خارج شدن از جبر ساختاری و نهادی غالب گرفتار آمدهایم. این جبر ساختاری و نهادی، نیاز به تغییر نگرشی و پارادایمی در این زمینه را گوشزد میکند. بهجای توجه به فرایند شکلگیری تهران و تبدیلشدن آن به یک مسئله، برخورد پروژهای با آن داریم. درحالیکه بسیاری از عوامل تبدیل شهر تهران به یک کلانشهر مسئلهدار همچنان عمل میکند. ما نیازمند نگرش فرایندی و یک مهندسی معکوس در فرایندی هستیم که در طی بیش از دو سده منجر به شکلگیری تهران امروز شده است. ما نیازمند تغییر نگرش اساسی به رویه و روشهای مرسوم برنامهریزی به نگاه کلی، سیستمی، فرآیندی و دورنگر هستیم. بهجای جزئینگری و نگرش انتزاعی، دورنگری بهجای نزدیکبینی، برخورد فرایندی بهجای پروژهای، نگاه برنامه محور بهجای روزمرگی و ...، راههای حل معضل تهران و ساماندهی مسئله پایتخت را گوشزد میکنند. نتایج تحلیل بر راهبرد مدیریت یکپارچه و سیستمی در چارچوب پیوندهای منطقهای و فرامنطقهای و نگرش اکولوژیکی به توسعه کلانشهر، ایجاد تعادل بین محیط طبیعی و محیط انسانی، تعادل منطقهای و توجه به ظرفیتهای اکولوژیکی منطقه کلانشهری تأکید میکنند. [1]. Cowell Owens [2]. Barbara Tuchman [3]. Wooden headedness
با رشد شهرها، نواحی پیرامونی در سایۀ نفوذ کلانشهرها دستخوش تحولات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی میشوند. در نواحی پیرامون کلانشهرها متناسب با چگونگی شرایط محیط طبیعی و نظام اجتماعی- اقتصادی کل شهر و پیرامون، اشکال متفاوتی از سازمان فضایی به وجود میآید. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسهای میزان حاشیهای شدن شهرهای لواسان و شهریار به عنوان حومههای متأثر از کلانشهر تهران است. مطابق رویکرد عملکردهای شهری در توسعۀ روستایی UFRD سکونتگاهها با ابعاد و ویژگیهای عملکردی متفاوت نقش مهمی در توسعۀ روستایی و منطقهای دارند، اما در اغلب کشورهای در حال توسعه، نظام سکونتگاهی به اندازه کافی شکل نگرفته و یکپارچه نیست تا این مراکز بتوانند عملکردهای خود را بهطور ویژه و کارآمد انجام دهند. در این پژوهش برای بررسی میزان حاشیهای شدن از شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و از شاخصهای کیفیت زندگی به منظور مقایسه و دستیابی به سطح زندگی در شهرهای مورد مطالعه استفاده شده است. رویکرد پژوهش توصیفی– تحلیلی و از روش پیمایشی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد شهرهای لواسان و شهریار به لحاظ ابعاد اقتصادی و اجتماعی به کلانشهر تهران وابستهاند، به گونهای که این دو شهر در مقابل تهران نقش و کارکرد خوابگاهی دارند. در حالی که میانگین کیفیت زندگی و کیفیت بعد اقتصادی و اجتماعی در شهر لواسان نسبت به شهریار بهتر ارزیابی شده، میانگین کیفیت بعد کالبدی در شهریار بهتر از لواسان است.
چکیده:همه روزه ملیون ها نفر از شهرنشینان با شبکه های پیاده ، سواره و انواع مختلف حمل ونقل تماس داشته و برای پاسخ گویی به طیفی از نیازهای شغلی، تحصیلی، خرید، تفریح و غیره از حمل ونقل شهری استفاده می کنند؛ این جابجایی ها در تمامی نواحی شهری الگوی یکسانی ندارد و تابع عوامل و متغیر های گوناگونی است.دسته ای از این عوامل به تبعیت از عناصرپیکره بندی فضایی است که.یکی از مهم ترین آن ها همانا نحوه چیدمان کاربری زمین درشبکه معابر است.که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.از طریق مطالعات این حوزه می توان پیامد های احتمالی استقرار کاربری ها بر الگوی سفر شهروندان را ارزیابی نمود.ومشخص خواهد شد که درصورت ترویج الگوی سفر پایدار؛کاربری ها باید چگونه توزیع شوند.بهمین منظور منطقه هفت کلان شهر قم به عنوان بخش مرکزی شهر (C.B.D) مورد مطالعه قرار گرفته است.فرآیند تحقیق توصیفی– تحلیلی است و برای گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. به منظور تحلیل دادهها و آزمون فرضیات از روش های آماری آزمون همبستگی پیرسون و متناسب با آن تحلیل رگرسیون چند متغیره واز نرمافزارهای کامپیوتری ازجمله Gis,Spss Depth map بهره گرفته شد.یافته های تحقیق بیانگر آن است که در شهرقم ومنطقه مورد مطالعه،میان الگوی سفر شهری وچیدمان کاربری ها ارتباط معنی داری وجود دارد. بطوری که نتیجه ی پژوهش نشان می دهد همبستگی بین شاخص هم پیوندی با درجه تمرکز کاربری تجاری،شاخص اتصال با درجه تمرکز کاربری مسکونی،شاخص یکپارچگی با کاربری هایی چون حمل ونقل و انبارداری منجر به الگوی غالب سفر در هریک از این مسیر ها و محدوده ها شده است
راهکارهای توسعه اکو توریسم در بخش سوسن شهرستان ایذه , راهکارهای توسعه اکو توریسم در بخش سوسن شهرستان ایذه , کتابخانه دیجیتال دفتر تبلیغات اسلامی
چکیده سالمندی عموماً به دورانی اطلاق میشود که فرد براثر دخالت عامل زمان به ضعف جسمانی مبتلا گردد. محدودیتهای جسمی این دوران زندگی اهمیت سهولت استفاده از محیطهای فیزیکی را دوچندان میسازد. امروزه با افزایش تعداد سالمندان، طولانی شدن عمر و سپری شدن بخش قابلتوجهی از زندگی افراد در این مرحله از زندگی، موضوع خلق فضای شهری دوستدار سالمند به یکی از ضروریات تحقق عدالت اجتماعی تبدیل شده است، به همین منظور طی سالیان اخیر اقداماتی از سوی مدیریت شهری در قالب طرحهای مناسبسازی شهری انجام گرفته است، با این وجود طبق ارزیابیها، فضاهای شهری، همچنان بسترفیزیکی مناسب و درخور حضور پذیری سالمندان، بهعنوان بخشی از گروههای آسیبپذیر و نیازمند حمایت را فراهم نساختهاند. بازشناخت نیازها و مشکلات سالمندان بهعنوان گروههای هدف طراحی میتواند اقدامات را با نتایج مؤثرتری همراه سازد. محدوده مطالعه این تحقیق خیابانهای بخش مرکزی شهر قماست که در آن ۱۵۰ عابر پیاده سالمند (۵۰ نفر خیابان ارم، ۵۰ نفر خیابان هدف، ۵۰ نفر خیابان ۱۹ دی) بهصورت انتخاب تصادفی مورد پرسشگری قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه توأم با مصاحبه است. یافتهها نشان داد خروج سالمندان از منزل و رفت آمد پیاده در خیابان بهمنظور پاسخگویی به نیاز معیشتی با (۳۲ درصد)، نیاز عاطفی (۳۳/ ۳۱ درصد)، نیاز به امنیت (۱۸ درصد)، شرکت در زندگی اجتماعی (۱۰ درصد) و نیاز به تفریح (۶۶/۸ درصد) است که در حین تردد عواملی تحدیدکننده و تهدید زا نظیر پلّهها و سطوح ناصاف، فهم تابلوها و علائم خیابانی، نبودن فضایی مکث برای نشستن در طول مسیر، ترس از زمین خوردن، برخورد با وسایط نقلیه با سرعت زیاد و احساس ناامنی مانع از حضور آسان، ایمن و عادلانه آنان در فضای شهری است. طراحی مبلمانی بهمنظور ممانعت از عبور دوچرخه و وسایل موتوری از پیادهروها، استفاده از نرده در کنار سطوح شیبدار و تأمین ایمنی هنگام عبور عرضی از محور خیابان از خواستههای اصلی سالمندان در خیابانهای بخش مرکزی شهر قم است. در پایان پیشنهادهای این پژوهش به ارائه راهکارهای برنامهریزی حملونقل بر مبنای اصول «3E» (مهندسی + آموزش، + اجرای مقررات) نیل به کاربست در طرحهای مناسبسازی شهری نائل آمده است.