مقدمه: صرع بیماری مزمنی است که علائم بالینی آن ایجاد تشنجات صرعی است که با حملات ناگهانی و معمولا بدون عامل برانگیزنده، اختلال هشیاری و حرکات غیر ارادی مشخص میشود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمهای (tDCS) بر بازداری کودکان مبتلا به صرع کانونی پیچیدهی گیجگاهی مقاوم به درمان بود. روش: طرح پژوهش حاضر به صورت تک آزمودنی بود. جامعه پژوهش مراجعهکنندگان به کلینیک بیمارستان قائم مشهد در سال 1394 تا 1396 بودند که توسط پزشک متخصص داخلی اعصاب به صرع کانونی مقاوم به درمان دارویی تشخیص داده شدند. سن مورد نظر افراد نمونه بین 7 تا 11 سال است و تعداد 5 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون هوش مازهای پروتئوس و آزمون برو – نرو بودند. نتایج با استفاده از تحلیل دیداری نمودار و درصد بهبودی تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که در آزمون برو – نرو نمرات آزمودنیها در خطای ارتکاب سیر نزولی داشته است. سه آزمودنی درصد بهبودی بالای 50 داشتند که نشاندهندهی بهبودی و معناداری بالینی در بازداری است. خطای ارتکاب دو آزمودنی دیگر نیز کاهش پیدا کرده بود و بهبودی اندکی گزارش کردند. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که مداخله tDCS میتواند نقش بسزایی در بهبود بازداری کودکان مصروع داشته باشد. بنابراین استفاده از شیوههای نوین درمانی مانند tDCS که نیازمند دارو نیست اثرات مفیدی در وضعیت زندگی این افراد و بهبود عملکردهای روانی آنها خواهد داشت.
مقدمه آنسفالیت از علل نسبتاً ناشایع بستری در بخشهای کودکان است که با عوارض ناتوانکننده درازمدت همراه است. هدف از مطالعه حاضر تعیین فروانی و علت شناسی آنسفالیت در بخش اعصاب کودکان بیمارستان قائم مشهد است. روش کار مطالعه حاضر یک تحقیق گذشتهنگر توصیفی درباره کودکانی است که با تشخیص آنسفالیت (در بازه زمانی فروردین 1387 تا شهریور 1393) از بخش نورولوژی کودکان بیمارستان قائم مشهد (تنها بخش نورولوژی کودکان در شرق کشور) مرخص شدهاند. اطلاعات از طریق مراجعه به پرونده بیماران به دست آمده است. تنها آزمایش ویروسشناسی به کار گرفتهشده در این مطالعه HSV PCR مایع نخاعی میباشد. برای تعیین میزان عوارض عصبی آنسفالیت ، با خانواده بیماران (در دسترس) تماس تلفنی گرفته شد و پرسشنامه مربوط به عوراض تکمیل شد. نتایج در مدت 6 سال و 5 ماه، 55 کودک با تشخیص آنسفالیت از بخش اعصاب کودکان مرخص شدند که میانگین سنی آنها 4 سال و 10 ماه بود و 51% پسر و 74% ساکن شهر بودند. کمترین فراوانی آنسفالیت در بهار مشاهده شد (14%). پلئوسیتوز مایع نخاع(3mm5> WBC) در 41% موارد وجود داشت. HSV PCR مایع نخاع در49% بیماران انجام شد که در 3 بیمار مثبت بود. علتهای آنسفالیت در این بررسی عبارتند از: ADEM* 16%، ویروس تبخال (HSV) 16% که موارد PCR مثبت 5% (مورد قطعی) و 11% با PCR منفی (مورد محتمل)، آنسفالیت آبلهمرغان3% و 63% ناشناخته.آسیکلویر در 20% بیماران در طول بستری تجویز نشد. شروع آسیکلویر در اولین بیمارستان در 77 % موارد بود. نتیجهگیری ADEM شایعترین علت آنسفالیت کودکان در خراسان است. متخصصین کودکان خراسان در اکثر موارد در مواجهه ابتدایی با کودک مبتلا به آنسفالیت، اسیکلوویر را شروع میکنند.
زمينه و هدف: محروميتهاي محيطي مکرر کودکان ساکن شیرخوارگاه را در معرض تاخير تکاملي قرار می دهد. هدف مطالعه حاضر تعیین تاثير بسته تحريک تکاملي بر تکامل حرکتی ظريف شيرخواران ساکن شيرخوارگاه بود. مواد و روش کار: در اين کارآزمايي باليني در شیرخوارگاه علی اصغر(ع) مشهد، بسته تحريک تکامل مورد آزمون قرار گرفت. 50 کودک 12-1 ماهه داراي شرایط ورود به مطالعه، به تصادف در گروه مداخله (25کودک) و کنترل(25کودک) جای گرفتند. سپس بسته تحريک تکاملي برای گروه مداخله، سه بار در هفته، به مدت 8 هفته ( 24 جلسه دو ساعته) اجرا شد. سن تکامل حرکتی قیل از مداخله، 6 هفته و 8 هفته بعد از مداخله توسط ابزار دنور2 ارزیابی شد، داده های حاصل با استفاده از آزمون تی مستقل، من ویتنی و آزمون اندازه هاي تکراري تحلیل شد. یافته ها: نمونه پژوهش حاضر ميانگين سني(62/14±64/20) هفته داشتند که از تعدادکل 32 % دختر و68 % پسر بودند. سن تکامل ظريف قبل از مداخله در گروه مداخله (2/14± 5/23) و گروه کنترل (7/17 ± 1/21) بود (05/0p>). بعد از 6 هفته اجرای بسته تحريک تکاملي، این متغیر در گروه مداخله (9/14± 3/33) نسبت به گروه کنترل (4/14 ± 3/23) افزایش معنی داری نشان داد(008/0p=)، دو هفته بعد از آن نيز (هفته 8 مداخله) سن حرکتی ظریف در گروه مداخله(4/13 ±8/35) نسبت به گروه کنترل(4/13 ± 9/24) تفاوت آماري معنی داری نشان داد(001/0P<). نتیجه گیري: تاثير بسته تحريک تکاملي بر سن تکامل حرکتي ظريف شيرخواران بعد از 6 هفته مداخله قابل شناسايي بود و اين اثرات 2 هفته بعد (هفته 8 مداخله) نيز تاييد شدند. واژه هاي کليدي: رشد و تکامل، شیرخوار، شیرخوارگاه
مقدمه: شیرخوارگی مهمترین دوره خارج رحمی تکامل مغزی و نیازمند تحریکات محیطی برای بروز قابلیتهای تکاملی میباشد؛ اما کودکان شیرخوارگاهی به دلیل محرومیتهای محیطی، در معرض تأخیر تکاملی قرار دارند. هدف: طراحی بسته مراقبتی مبتنی بر شواهد برای ارتقای تکامل حرکتی شیرخواران ساکن پرورشگاه با استفاده از رویکرد مرور تلفیقی. روش: در این مرور تلفیقی پس از شناسایی مشکل، جستجو با ترکیبی از عبارات شاخص اختصاص داده شده (MESH) و عبارات متنی شامل تکامل حرکتی، شیرخوار، تحریک، مداخله، بهبود و محیط از تاریخ می 2012 تا می 2013 و در محدوده زمانی 1970 تا 2013 از پایگاه دادههایThe Cochrane Central Register of Controlled Trials ، AMED، CINAHL، EMBASE، Ovid MEDLINE، MEDLINE Advanced، PsycINFO، Google scholar انجام شد. داده ها به روش تحلیل مقایسهای همزمان تحلیل و کدبندی شد و سپس یافتهها بر اساس کدهای تعلق گرفته، تلفیق و ویرایش شد؛ تا اجزای مختلف بسته بروز نموده، تکمیل شدند. یافتهها: از 180 استناد به دست آمده، 141 مورد به دلیل عدم برخورداری از معیارهای لازم حذف شد و با تلفیق یافتههای به دست آمده از 39 استناد شامل اسباب بازیها، مهارتها، تعاملات مراقب-شیرخوار، شیوههای مراقبتی و ویژگیهای محیطی مناسب برای تکامل حرکتی شیرخواران، بسته مراقبتی شامل اجزای فوق برای پرورشگاهها پیشنهاد شد. نتیجهگیری: از آن جا که با تلفیق اطلاعات غنی به دست آمده از مطالعات حوزه تکامل، دستیابی به بسته مراقبت تکاملی قابل حصول است؛ تهیه بستههای مشابه برای سایر جوامع هدف و حوزههای تکاملی، همراه با ارزیابی بالینی پیشنهاد میشود.
مقدمه صرع یک اختلال مزمن عصبی است که بر تواناییهای شناختی و رفتاری کودکان اثرگذار است، همچنین عوامل وابسته به صرع ممکن است در کسب کفایت اجتماعی در کودکان، تداخل نماید. هدف مطالعهی حاضر، ارزیابی مشکلات رفتاری و شناختی و کفایت اجتماعی در کودکان مبتلا به صرع در مقایسه با کودکان سالم است. روش کار در این مطالعهی توصیفی، 30 کودک 3 تا 7 ساله مبتلا به صرع مراجعهکننده به درمانگاه مغز و اعصاب اطفال بیمارستان قائم طی سالهای 1388-1390 و30 کودک سالم با خصوصیات جمعیتشناختی مشابه انتخاب شدند. کفایت اجتماعی، تواناییهای شناختی و خصوصیات رفتاری کودک و اطلاعات جمعیتشناختی با پرسشنامههای مخصوص ارزیابی گردیدند. از آزمون تی مستقل برای مقایسهی میانگین نمرات بین دو گروه استفاده شد. نتایج طبق نمرهگذاری آزمون تواناییها و مشکلات و آزمون کانرز، مشکلات رفتاری و شناختی کودکان مبتلا به صرع در زیرگروههای علائم هیجانی، مشکلات سلوک، بیش فعالی- عدم توجه، معیار کلی مشکلات و نیز در زیرگروه بیشفعالی- تکانشگری، به طور معنیداری (p0.05). نتیجهگیری این مطالعه همسو با اکثر مطالعات قبلی نشان میدهد که کودکان مبتلا به صرع در مقایسه با گروه شاهد، مشکلات رفتاری بیشتری دارند و در خطر بالاتری برای عدم کسب بلوغ اجتماعی مطلوب میباشند. بنابراین انجام مداخلات آموزشی و روانشناختی برای حمایت از رشد و تکامل مطلوب روانی-اجتماعی این کودکان، ضروری است.