یکی از چالشهای مهم در زمان بروز جنگ، مداوای بهموقع مجروحین جنگی و اجتناب از کاهش توان رزمی نیروهای خودی است که معمولاً برای حل آن اقدام به احداث بیمارستانهای صحرایی میشود. نیرویهای مسلح ج.ا.ایران در طول دوران دفاع مقدس تجارب ذیقیمتی درخصوص احداث بیمارستانهای صحرایی کسب نمودند. مکانگزینی و احداث کیفی این بناها با اِعمال نوآوری، ابتکار و خلاقیتهای علمی و فناورانه رزمندگان اسلام، سیر توسعهای داشته و از برپایی یک چادر و یا ساخت یک چارچوبِ مسقف برای امدادرسانی در اوایل جنگ، به ساخت و بهرهبرداری بیمارستانهای صحراییِ ضدّانفجار با سازههای بتنی استتارشده در عمق زمین تبدیل شد. بهطوریکه با انجام این نوآوریها، ابتکارات و خلاقیتهای علمی و فناورانه، شاخص «متوسط زمان ارسال مجروحین به مراکز درمانی» که در جنگ جهانی اول 14 روز، در جنگ جهانی دوم سه روز و در جنگ ویتنام 12 ساعت و پس از ساخت بیمارستانهای مجهز و ایمن در نزدیکترین فاصله از خط مقدم به سه ساعت کاهش یافت. این شاخص با ساخت بیمارستان صحرایی امام سجاد(ع) در جبهه فاو (والفجر 8) به یک ساعت و در اواخر جنگ با ساخت مراکز متعدد به کمتر از نیم ساعت تقلیل پیدا کرد. ولیکن در برخی موارد به دلایلی نظیر محدودیت زمان به دلیل اولویت بالای مأموریتهای محوله در کنار کمبود شدید وسایل و تجهیزات تخصصی ساخت بیمارستانهای صحرایی، منجر به نادیده گرفته شدن برخی از اصول پدافند غیرعامل در مکانگزینی و احداث این سازههای ارزشمند در جبهههای حق علیه باطل میگردید. ازآنجاییکه بررسی نقاط قوت و ضعف این بیمارستانها و خصوصاً نوع سازههای آنها با در نظر گرفتن جنبههای پدافند غیرعامل برای ساخت مراکز درمانی صحرایی بهتر در آینده، اهمیت دارد، لذا تحقیق حاضر به شناسایی و اولویتبندی ابعاد، عوامل و سنجههای اثرگذار در ساخت بیمارستانهای صحرایی با در نظر گرفتن جنبههای پدافند غیرعامل پرداخته است. برای این منظور از روش معادلات ساختاری با بهرهمندی از نرمافزار SPSS و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. نتایج رتبهبندی سنجههای ارزیابی بیمارستانهای صحرایی با در نظر گرفتن معیارهای پدافند غیرعامل، حاکی از آن است که سنجه «ضرورت توجه به امر مکانیابی (در دید و تیر دشمن نبودن، دوری از مناطق پرریسک مانند سیلاب، ریزش کوه و غیره)» در زیرگروه عوامل ریسک امنیتی و نیز سنجه «ضرورت توجه به امر قابلیت تغییر مکان سازههای بیمارستانهای صحرایی» در زیرگروه عوامل ساخت و زیرسازی سازه به ترتیب با میانگین رتبه 20.12 و 18.79 دارای بیشترین اولویت میباشند. در خاتمه پیشنهادهایی برای ساخت مراکز درمانی صحرایی کیفیتر با لحاظ کردن جنبههای پدافند غیرعامل در صحنههای نبرد آینده ارائه گردید.
از بارزترین جنبههای موفق مدیریت و برنامهریزی در دوران جنگ تحمیلی، مدیریت امداد به مجروحان در قالب برپایی بیمارستانهای صحرایی نظامی با رویکردهای پدافند غیرعامل بود. بهطوریکه اقدام یادشده از ایجاد یک چادر و یا یک چارچوب مسقف برای امدادرسانی در اوایل جنگ، به ساخت بیمارستانهای صحرایی با لحاظ الزامات پدافند غیرعامل (بیمارستانهای صحرایی ضدّ انفجار با استفاده از سازههای بتنی استتار شده در عمق زمین) توسعه یافت. در نتیجه این اقدام متوسط مدت زمان اعزام مجروحین جنگی دوران دفاع مقدس در برخی از جبهههای نبرد حق علیه باطل به مراکز درمانی در اواخر دوران جنگ تحمیلی و با رعایت الزامات پدافند غیرعامل به کمتر از یک ساعت کاهش یافت. عوامل مختلفی در ساخت و برپایی بیمارستان صحرایی مؤثر است که میتواند ضمن رعایت الزامات پدافند غیرعامل، منجر به بهبود عملکرد بیمارستان و کاهش ریسکهای ساخت و برپایی آن شود. شناسایی این عوامل در قالب الگویی علمی در دوران بروز بحرانهای غیرنظامی (نظیر بحران ناشی از اپیدمی کووید-19) در ساخت و برپایی بیمارستان صحرایی غیرنظامی با رویکرد پدافند غیرعامل نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ارتباط بین این عوامل بهمنظور تسهیل مدیریت و ارائه خدمات به مجروحان در دوران جنگ و بحرانهای احتمالی با رویکرد پدافند غیرعامل انجام گرفت. در همین راستا در پژوهش حاضر، یک فرضیه اصلی و نه فرضیه فرعی طراحی و آزمون گردید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- همبستگی است که در آن از معادلات ساختاری اکتشافی استفاده شد. جامعه آماری شامل خبرگان علمی- نظامی هستند که 17 نفر از آنان به روش نمونهگیری هدفمند و روش دلفی و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، روش مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه محققساخته مشتمل بر شش بُعد، 11 عامل و 66 سنجه است. برای آزمون فرضیهها از تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار PLS استفاده شد. نتایج معیارهای الگوی اندازهگیری (معیارهای قابلیت اطمینان سنجه، پایایی الگوی اندازهگیری و واگرایی-همگراییِ سازههای الگو) و نیز معیارهای الگوی ساختاری (معیارهای ضریب تعیین و تناسب پیشبینی الگو) حاکی از برازش مطلوب الگوی پیشنهادی دارد. همچنین بر اساس نتایج t-Value، فرضیه اصلی و همه فرضیههای فرعی تأیید شدند. نتایج حاکی از تأثیر مستقیم بُعد «کیفیت مدیریت و فرماندهی بیمارستان صحرایی» بر ابعاد «تأمین منابع مالی برای فراهمآوری تجهیزات تخصصی شناسایی و درمانی»، «فراهمآوری زیرساختهای عمومی و تخصصی» و نیز «فراهمآوری منابع انسانی» است. البته بُعد «کیفیت مدیریت و فرماندهی بیمارستان صحرایی» بر ابعاد «کیفیت امور درمانی» و «کیفیت آماد و پشتیبانی» بیشترین تأثیر را دارد. همچنین نتایج نشان داد علاوه بر اینکه بُعد «کیفیت مدیریت و فرماندهی بیمارستان صحرایی» بهطور مستقیم، مثبت و معناداری بر ابعاد «فراهمآوری زیرساختهای عمومی و تخصصی» و نیز «فراهمآوری منابع انسانی بیمارستان» تأثیر میگذارد؛ بُعد «تأمین منابع مالی برای فراهمآوری تجهیزات تخصصی شناسایی و درمانی»، نیز نقش میانجیگری کامل در این دو رابطه ایفا میکند.
هدف از پژوهش حاضر، بازطراحی و اولویتبندی راهبردهای نگهداری و تعمیرات نیروی زمینی محوری ارتش ج.ا.ایران بهمنظور تحقق افقهای ترسیمشده در سند بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در قالب سند طرح تحول نت نزاجا است. در همین راستا، دو سؤال اصلی مطرح و در پاسخ به آنها دو فرضیه ارائه شد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان حوزه نت در بخشهای نظامی-دفاعی کشور بودند. نمونهگیری به روش هدفمند و تا مرحله دستیابی به اشباع نظری و به روش دلفی انجام گردید که بر همین اساس اندازه نمونۀ آماری به 20 نفر از این خبرگان رسید. پژوهش حاضر از نظر هدف، روش اجرا و نوع، به ترتیب توسعهای، توصیفی و همبستگی است. همچنین به سبب اکتشاف، فهم و توصیف مفاهیم نت در حوزه نظامی-دفاعی و نیز چشمانداز گام دوم انقلاب اسلامی بُعد کیفی دارد. در ضمن با ارائه راهبردهای نوین 17گانه نت نزاجا، سبکی توسعهای را اتخاذ کرده و سپس با مطالعه و سنجش شدت و اندازه ارتباط بین دو حوزه «راهبردهای احصاءشده طرح تحول نت نزاجا» و «چشمانداز ترسیمشده در سند گام دوم انقلاب» و با تمرکز بر روی مسئله مورد مطالعاتی (نزاجا) و انجام تحلیل آماری (آزمونهای تی و فریدمن) با ارائه استدلال، منطق و قیاس در خصوص تعمیم نظریهها، بُعد کمّی نیز به خود گرفت. نتایج حاکی از این است که راهبردهای «ارتقای ضریب فرهنگسازی عملی در تبدیل مفهوم «تعمیر و نگهداری» به «نگهداری و تعمیر»، «لزوم همراستایی کامل اهداف نت تمامی یگانها با اهداف کلان نزاجا در حوزههای اقتصاد مقاومتی و عمردهی انقلابی به قطعات» و نیز «لزوم نیازسنجی، طراحی و برنامهریزی آموزشی دقیق برای کارکنان حوزه نت نزاجا» دارای بالاترین اولویتها در تحقق چشمانداز ترسیمشده در سند گام دوم انقلاب هستند.
امروزه اهمیت انرژی برق در توسعه صنعتی پایدار کشورها و همچنین استفاده از انرژیهای پاک (نظیر انرژی باد) برای تولید این انرژی بر کسی پوشیده نیست. در مقاله حاضر که بر اساس مطالعهای موردی در سازمان انرژیهای نو ایران (سانا) انجام گرفت، سعی شد تا با هدف توسعه راهبردهای مدیریت توسعه پایدار و نیز با توجه به دخالت عوامل متعدد مثبت و منفی در انتخاب توربین بادی برای یک مزرعه بادی کشور، از روشهای مناسب MADM استفاده شود. در همین راستا پس از احصای عوامل مهم در ارزیابی یک فناوری توربین بادی با توجه به اصول مدیریت توسعه پایدار، از AHP برای وزندهی به معیارها و زیرمعیارها و از TOPSIS برای انتخاب برترین گزینه استفاده شد. برای به دست آوردن سلسله مراتب AHP، از روش توصیفی- میدانی استفاده شده و دادههای مورد نظر در راستای طراحی مدل و سطوح مختلف درخت AHP، گردآوری و بر این اساس فرآیند وزندهی انجام شد. سطح هدف عبارت است از: انتخاب توربین بادی مناسب برای مزرعه بادی مورد مطالعه. برای دستیابی به معیارها و زیرمعیارها مصاحبههای متعددی انجام شد. همچنین پرسشنامه محققساختهای در این زمینه تهیه و در بین دستاندرکاران صنعت توربین بادی توزیع گردید که در نهایت معیارها و زیرمعیارهای مورد توافق آنها احصاء گردید. بر اساس مطالعات میدانی انجامشده، معیارهای مؤثر در مدیریت توسعه پایدار با انتخاب توربین بادی مناسب برای یک مزرعه بادی در پنج حوزه کلی شامل: «مشخصات و مختصات فنی»، «مشخصات سازنده (تأمینکننده) فناوری»، «زمینههای فرصتساز»، «مولّدهای هزینه» و «ریسکها و زمینههای خطرساز» و نیز به تعداد 31 زیرمعیار شناسایی و دستهبندی شد. آلترناتیوهای تصمیمگیری پنج شرکت بینالمللی فروشنده توربین بادی برای مزارع بادی هستند. بر اساس نتایج، شرکت بینالمللی Sinovel Wind بعنوان برترین گزینه معرفی شد.
شیوع بیماریهایِ خطرناکِ همهگیر، یکی از موارد خطر مواجهه با آستانههای بحرانی است که یکی از مهمترین چالشهای توسعه پایدار محسوب میشود. امروزه اپیدمی کووید-19، منجر به تغییرات غیرقابل پیشبینی شده است. این تغییرات ناگزیر بر روابط فروشندگان و مشتریان تأثیرگذار بوده و شیوههای تعامل این دو رکن اصلی کسبوکارها را تغییر داده است. در این میان، استقرار و حتی ارتقای کیفی مدیریت الکترونیکی ارتباط با مشتری، به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار برای سازمانها محسوب شده و منجر به مدیریت ارتباط با مشتریان پایدار و وفادارسازی مشتریان و درنهایت توسعه پایدار سازمان میشود. مقاله حاضر با هدف بررسی تأثیر عوامل موفقیت مدیریت الکترونیکی ارتباط با مشتری پایدار در شرایط اپیدمی کووید-19، با در نظر گرفتن نقش میانجی رضایت، اعتماد و حفظ مشتری بر عملکرد یک شرکت بیمه و توسعه پایدار آن اجرا شد. تحقیق حاضر کاربردی و توصیفی- پیمایشی همبستگی است. جامعه آماری، کارکنان یک شرکت بیمه بودند که به طریق نمونهگیری تصادفی- طبقهای، 160 نفر انتخاب شدند. روایی پرسشنامه به روش روایی محتوا و پایایی آن از طریق SPSS و تحلیل عاملی تأییدی، مطلوب ارزیابی شد. فرضیههای تحقیق با بهرهمندی از مدل معادلات ساختاری آزمون شدند. یافتهها نشان میدهد که فرضیه اصلی و هشت فرضیه فرعی تأیید شدند. به بیان دیگر، عوامل موفقیت مدیریت الکترونیکی ارتباط با مشتری پایدار در شرایط اپیدمی کووید-19، بر عملکرد شرکت بیمه مورد مطالعه مؤثر و منجر به توسعه پایدار میشود.