سابقه و هدف: کلزا یکی از مهمترین گیاهان روغنی است که نقش عمدهای در تامین روغن خوراکی انسان داشته و از این نظر مقام سوم را بعد از سویا و نخل روغنی دارد. استراتژیهای زیادی برای بهبود رشد، عملکرد و زودرسی در گونههای گیاهی از جمله کلزا وجود دارد که پرایمینگ بذر یک استراتژی قبل از کاشت است که بر بهبود جوانهزنی، سرعت سبز شدن، استقرار گیاهچهها و زودرسی بسیار مؤثر است. در نتیجه با توجه به اهمیت افزایش کمی و کیفی کلزا و تاثیرات مثبتی که پرایمینگ دارد، این تحقیق بهمنظور بررسی اثر پرایمینگ بذر بهوسیله جیبرلین و سالیسیلیک اسید بر خصوصیات جوانهزنی، رشد و عملکرد کلزا انجام شد.مواد و روشها: در این پژوهش آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک تصادفی با سه عامل، عامل اول رقم (Lord و Hayola 308)، عامل دوم سالیسیلیک اسید (صفر، 750، 1500 و 2250 میکرومولار) و عامل سوم جیبرلین (صفر، 750، 1500 و 2250 میکرومولار) با سه تکرار در گلخانههای تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1397 انجام شد. بذور کلزا در محلول تیمارهای ذکر شده سالیسیلیک اسید و جیبرلین به مدت 24 ساعت در دمای 25 درجه سانتیگراد غوطهور شدند. پس از طی شدن دورهی مورد نظر، بذرها با آب مقطر شسته و روی کاغذ صافی کاملاً خشک شدند که بعد از خشک شدن بلافاصله کشت گردیدند. صفات درصد جوانهزنی، روز اول سبز شدن، روز آخر سبز شدن، گستره سبز شدن، روز تا رسیدگی، وزن هزار دانه، تعداد غلاف در بوته، ارتفاع بوته، طول غلاف، تعداد دانه در غلاف و عملکرد اندازه گیری شد و در پایان کلیه تجزیه و تحلیلهای آماری دادههای حاصل از این آزمایش، پس از اطمینان از نرمال بودن آنها، با استفاده از نرم افزار SAS و SPSS صورت گرفت.یافتهها: نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که تیمارهای پرایمینگ بهوسیله سالیسیلیک اسید و جیبرلین بر روی تمام صفات بهجز طول غلاف تأثیر معنیداری در سطح یک درصد داشتند. اثر برهمکنش ژنوتیپ با سالیسیلیک اسید و اثر برهمکنش ژنوتیپ با جیبرلین برای همه صفات معنیدار بود. اثر برهمکنش سالیسیلیک اسید با جیبرلین و اثر برهمکنش سهگانه جیبرلین با سالیسیلیک اسید با ژنوتیپ برای همهی صفات بهجز طول غلاف معنیدار شد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد استفاده از پرایمینگ بذری سالیسیلیک اسید و جیبرلین، با افزایش درصد جوانهزنی، کاهش گستره سبز شدن و کاهش روز تا رسیدگی موجب زودرسی در گیاه کلزا شدند و علاوه بر این با افزایش صفات اجزای عملکرد نظیر تعداد دانه در غلاف، تعداد غلاف در بوته، وزن هزار دانه، ارتفاع و طول غلاف، افزایش عملکرد دانه را نیز در پی داشتند. نتایج همچنین نشان داد کاربرد ترکیبی سطوح 1500 میکرومولار از هر دو تیمار (سالیسیلیک 1500 × جیبرلین 1500) بیشترین تاثیر را در افزایش اجزای عملکرد و عملکرد دانه نشان داد به طوریکه عملکرد دانه در رقم Lord از 5/7 گرم در گلدان به 1/12 گرم در گلدان و در رقم Hayola 308 از 1/4 گرم در گلدان به 89/6 گرم در گلدان افزایش پیدا کرد. اثر برهمکنش سالیسیلیک اسید 2250 با جیبرلین 2250 میکرومولار (سالیسیلیک 2250 × جیبرلین 2250) بیشترین تاثیر را در کاهش روز تا رسیدگی و عملکرد نشان داد.نتیجهگیری: بهطور کلی نتایج نشان داد از بین غلظتهای مختلف پرایمینگ، غلظتهای کمتر این تیمارها در القای زودرسی و افزایش عملکرد موثرتر بودند و از بین ارقام مورد استفاده، رقم Lord دارای عملکرد بالاتر ولی دیررس است، که میتوان با استفاده از پرایمینگ مشکل دیررسی آن را حل کرد و بهعنوان بهترین رقم از نظر زودرسی و عملکرد بالا تحت تاثیر تیمارها بهویژه در سطح سالیسیلیک اسید 1500 × جیبرلین 1500 میکرومولار معرفی نمود.
به منظور تعیین پایداری عملکرد دانه ژنوتیپهای گندم نان، آزمایشی با استفاده از 23 ژنوتیپ گندم نان به همراه دو رقم شاهد با استفاده از طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و در دو محیط آبی (بدون تنش) و دیم (تنش) جمعا (شش محیط) در مزرعه تحقیقاتی و آزمایشگاههای گروه زراعت و اصلاح نباتات پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به مدت سه سال زراعی (95، 96 و 97) اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که بین مکان ها، سال ها، ژنوتیپ ها، اثرات متقابل سال × مکان، سال× ژنوتیپ، مکان × ژنوتیپ، سال × مکان × ژنوتیپ اختلاف معنی داری در سطح احتمال آماری 1% وجود داشت. بنابراین نتایج حاصل بیانگر این مطلب بود که ژنوتیپ های گندم مورد مطالعه در محیط های مورد بررسی واکنش های متفاوتی از خود نشان داده اند. از روشهای ناپارامتری برای ژنوتیپهای پایدار استفاده شد. بر اساس معیارهای Si(1) و Si(2) ژنوتیپهای Pishtaaz و Wc-4592 به عنوان پایدارترین ژنوتیپ ها معرفی شدند. همچنین معیارهای Si(3) و Si(6) ژنوتیپهای Pishgam، Wc-5001 و Pishtaaz را به عنوان پایدارترین ژنوتیپ ها معرفی نمودند. بر اساس معیارهای ناپارامتری NPi(1)، NPi(2)، NPi(3) و NPi(4) ژنوتیپهای Pishgam و Pishtaaz به عنوان پایدارترین ژنوتیپ ها انتخاب شدند. همچنین جهت بررسی اثر متقابل ژنوتیپ×محیط و شناسایی پایدارین ژنوتیپ ها از روش GGE biplot استفاده شد. بررسی همزمان پایداری و عملکرد ژنوتیپ ها با استفاده از بای پلات مختصات محیط متوسط (AEC) نشان دادکه ژنوتیپهای، Wc-5001، Wc-4840 و Wc-4582 به همراه دو رقم شاهد Pishtaaz و Pishgam علاوه بر عملکرد بالا دارای پایداری عملکرد بیشتری بودند. هم چنین این ژنوتیپ ها دارای نزدیک ترین فاصله نسبت به ژنوتیپهای ایده آل بودند.
سابقه و هدف: برنج غذای اصلی مردم ایران و بسیاری از کشورهای جهان میباشد. با توجه به افزایش جمعیت و وجود محدودیتهای اقلیمی برای کشت ارقام زراعی مهم از جمله برنج، لازم است که تولید برنج و در کنار آن ارزش غذایی افزایش یابد. بهرهبرداری از هتروزیس به عنوان راهکاری برای افزایش بیشتر عملکرد و کیفیت دانه برنج میباشد. بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی ساختار ژنتیکی و تعیین هتروزیس صفات مورد مطالعه برای برنامههای اصلاحی و انتخاب ترکیبهای مناسب برای تولید برنج هیبرید میباشد. مواد و روشها: در این آزمایش از 24 هیبرید حاصل از تلاقی شش لاین در چهار تستر (که براساس برخی صفات مهم غذایی مورد دورگگیری قرار گرفته بودند) استفاده گردید. هیبریدها و والدین در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار براساس پنج صفت ارزش غذایی (فعالیت آنتیاکسیدانی، محتوای فنل، عناصر آهن و روی و پروتئین) و هفت صفت کیفیت فیزیکی (درصد برنج سالم و خرد، راندمان تبدیل، درصد گچیبودن دانه، طول، عرض و شکل دانه) به همراه عملکرد براساس طرح تلاقی لاین × تستر مورد ارزیابی قرار گرفتند و اثرات ترکیبپذیری والدین و هیبریدها، وراثتپذیری عمومی و خصوصی و هتروزیس صفات برآورد گردید. یافتهها: نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر متقابل لاین × تستر برای صفات معنیدار بود که این حاکی از وجود اثر غیرافزایشی ژن در کنترل صفات میباشد. با توجه به نتایج ترکیبپذیری عمومی، ارقام فجر و غریب به عنوان بهترین ترکیبشونده برای عملکرد و صفات ارزش غذایی شناخته شدند. اجزای واریانس ژنتیکی برای صفات مورد بررسی نشان از سهم بیشتر واریانس ترکیبپذیری خصوصی نسبت به واریانس ترکیبپذیری عمومی بود و این نشاندهنده اثر غیرافزایشی ژن در وراثتپذیری صفات است. در تحقیق حاضر، تمامی صفات وراثتپذیری عمومی بالا (بالای 95 درصد) و خصوصی پایین داشتند. بررسی پدیده هتروزیس در تلاقی مورد بررسی سهم واریانس غالبیت را در کنترل این صفات نشان داد. نتیجهگیری: نتایج حاصل از بررسی اجزای واریانس ژنتیکی و بررسی هتروزیس نشان از نقش غیر افزایشی ژن در کنترل صفات ارزش غذایی، فیزیکی و عملکرد میباشد. بنابراین، بهترین روش اصلاحی استفاده از هتروزیس و روش هیبریداسیون در این تحقیق میباشد. نتایج هتروزیس نشان داد که برای اصلاح همزمان صفاتی مثل آهن، روی و پروتئین به همراه افزایش درصد برنج سالم، راندمان تبدیل، طول دانه و عملکرد و کاهش درصد گچیبودن و درصد برنج خرد میتوان از تلاقیهای اوندا × سپیدرود، غریب × آمل2، فجر × آمل2، فجر × آبجیبوجی، اوندا × موسیطارم و اوندا × صدری استفاده نمود.
هتروزیس راهکاری برای افزایش بیشتر عملکرد برنج میباشد. انتخاب والدین مناسب، مهمترین گام در هر برنامه اصلاحی است. این مطالعه باهدف تعیین قابلیت ترکیبپذیری لاینهای نرعقیم برنج با لاینهای برگرداننده باروری جهت ارزیابی هتروزیس صفات زراعی انجام شد. بدین منظور 3 لاین نرعقیم سیتوپلاسمی (CMS) (ندا A، نعمت A و چمپا A) بهعنوان تستر با 4 لاین برگرداننده باروری (IR68061، IR5931 و IR50 و پویا) به روش لاین در تستر تلاقی داده شدند و در سال بعد والدین و نتاج در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی کشت و ده صفت کمی روی آنها اندازهگیری گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تفاوتهای بسیار معنیداری بین ژنوتیپها ازنظر کلیه صفات وجود دارد. بهعلاوه اثر تلاقیها برای تمام صفات در سطح احتمال 1% معنیدار بود. نتایج نشان داد که تستر ندا A و لاینهای IR50، IR68061 و IR5931 براساس اثرات GCA مثبت و معنیدار، ترکیبشوندههای عـمومـی خوبـی بـرای بـهبـود عملـکرد دانـه بـودند. تـلاقـیهـای Neda A×IR68061، Nemat A×IR5931، Neda A×IR50، Nemat A×Pouya و Champa A×Pouya ترکیبپذیری خصوصی بسیار معنیداری را برای روز تا 50 درصد گلدهی نشان دادند. هیبریدهای نعمت A/ IR50، نعمت A/ IR68061 و ندا A/ IR50 هتروزیس بالایی را نسبت به میانگین والدین نشان دادند. هیبریدهای نداA / IR50، ندا A/ IR68061 و نعمت A/ IR50 هتروزیس بالایی را نسبت به والد برتر نشان دادند. درمجموع هیبرید نداA/ IR50 برترین هیبرید با مقادیر هتروزیس 14/18% (نسبت به میانگین والدین) و 43/17% (نسبت به والد برتر) بهعنوان بهترین هیبرید امیدبخش جهت تولید بذر هیبرید در برنج شناسایی گردید.
برای توسعه برنامههای بهنژادی برنج هیبرید، طبقهبندی صحیح لاینهای والدینی در میان گروههای هتروتیک امری ضروری است و میتواند به بهنژادگر در پیشبینی عملکرد هیبریدهای F1 و گزینش والدین مناسب کمک شایانی نماید. از اینرو در این تحقیق، فواصل ژنتیکی 20 لاین والدینی و 40 لاین نرعقیم برنج با استفاده از صفات مورفولوژی، گلچهای و گردهشناسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروهبندی افراد نشان داد که لاینهای نرعقیم ندا در زیر شاخه اول و لاینهای نرعقیم نعمت نیز با یکدیگر در زیر شاخه دوم از گروه اول قرار دارند. لاینهای نرعقیم دشت A (دشت × IR68899A)، خزر A، حسنی A، گرده A، سنگطارم A، شصتکمحمدی A و نگهدارنده آنها نیز هر کدام بهطور جداگانه در یک گروه قرار گرفتند بنابراین مشخص میشود که این لاینها نیز بعد از چندین نسل تلاقی برگشتی به خلوص بالایی رسیدهاند. از نتایج این تحقیق میتوان جهت انتخاب لاینهای نرعقیم مطلوب و بهکارگیری در برنامه تولید برنج هیبرید بهمنظور یافتن نتاج با عملکرد بالا استفاده نمود.
سابقه و هدف: با توجه به اهمیت غذائی برنج و همچنین افزایش جمعیت، ایجاد لاینهای جدید برنج و به دنبال آن گزینش برای بهبود عملکردآنها ضروری است. شناسائی اثرات مستقیم و غیر مستقیم صفات مؤثر بر عملکرد دانه موجب تسهیل در یک گزینش موفق میشود. با توجه به اهمیت عوامل پنهانی در شکلگیری صفات و تأثیر آنها بر عملکرد دانه، لزوم تعیین مسیرهای برهمکنش اجزای عملکرد بر عملکرد دانه جهت بهبود در برنامههای اصلاحی، شناخت روابط داخلی بین صفات و تعیین مهمترین صفات مرتبط با عملکرد دانه در گزینش لاینهای موتانت پیشرفته طارم محلی این پژوهش انجام شد. مواد و روشها: تعداد 12 لاین موتانت پیشرفته طارم محلی به همراه ارقام طارم هاشمی، ندا و طارم محلی در دو منطقه ساری و تنکابن در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1395 مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات اندازهگیری شده شامل روز تا 50 درصد گلدهی، روز تا رسیدن کامل دانه، ارتفاع بوته، تعداد پنجه بارور، طول خوشه، تعداد دانه پر و پوک در خوشه، وزن هزار دانه ، طول و عرض دانه، نسبت طول به عرض دانه، طول و عرض برگ پرچم، نسبت طول به عرض برگ پرچم و عملکرد دانه بودند. از طریق رگرسیون گام به گام متغیرهای مستقلی که اثر ناچیزی بر روی متغیر تابع داشتند حذف گردید و برازش بهترین مدل انجام شد. تجزیه علیت برای تعیین آثار مستقیم و غیر مستقیم صفات مورد بررسی بر عملکرد دانه محاسبه گردید، همچنین به منظور توجیه و تفسیر بهتر روابط داخلی بین صفات و شناخت عوامل پنهان از تجزیه به عاملها استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد عملکرد دانه با صفات وزن هزار دانه (*354/0 و *304/0 به ترتیب در منطقه ساری و تنکابن) و تعداد پنجه بارور(**627/0 و **442/0) همبستگی مثبت و معنی دار و با ارتفاع بوته (*300/0- و **501/0-)همبستگی منفی و معنی دار داشت که در واقع بیان میکند ژنوتیپهای پاکوتاه با تعداد پنجه و وزن هزار دانه بیشتر عملکرد دانه بیشتری دارند. بر اساس نتایج تجزیه علیت مشخص شد که در منطقه ساری بیشترین اثر مستقیم به ترتیب مربوط به صفات تعداد پنجه بارور (613/0)و روز تا رسیدگی کامل (242/0) بودند، بنابراین ژنوتیپهای دیررستر با تعداد پنجه بارور بیشتر، عملکرد دانه بیشتری خواهند داشت. در منطقه تنکابن ارتفاع بوته (452/0-) در جهت عکس و روز تا رسیدگی کامل دانه(431/0)در جهت مثبت بیشترین تأثیر را بر صفت عملکرد داشتند و ژنوتیپهای پاکوتاهتر و دیررستر عملکرد بیشتری را نشان دادند. بر اساس تجزیه به عاملها در منطقه ساری، پنج عامل انتخاب شدند که در مجموع بیش از 77 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند که عامل اول مرفو-فنولوژی، عامل دوم خوشه و اجزای آن، عامل سوم تولید دانه، عامل چهارم اندازه دانه و عامل پنجم به عنوان اندازه برگ پرچم نامگذاری شدند. در منطقه تنکابن چهار عامل شناخته شدند که بیش از 70 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند که عامل اول به عنوان ویژگی دانه و فنولوژی، عامل دوم به همراه عامل چهارم، مرفولوژی و اجزای تولید دانه و عامل سوم به عنوان تولید دانه و دیررسی نامیده شدند نتیجهگیری: ضرائب مسیر نشان داد که صفت روز تا رسیدگی کامل دانه،افزایش تعداد پنچه بارور و کاهش ارتفاع بوته کارائی بیشتری داشتند و در برنامههای به نژادی میتوانند به عنوان شاخص گزینش مورد استفاده قرار گیرند. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه به عاملها مشخص شد که انتخاب برای افزایش عملکرد دانه، افزایش دوره رشد رویشی و افزایش تعداد پنجه بارور در لاینهای موتانت مورد بررسی به طور همزمان امکان-پذیر میباشد.
اصلاح ارقام برنج مقاوم به شوری یکی از بهترین راهها برای بهره برداری از خاکهای شور است. استفاده از اصلاح موتاسیونی با ایجاد تنوع ژنتیکی فراوان میتواند به انتخاب ارقام جدید برای بهبود برخی از صفات مهم اقتصادی کمک کند. بدین منظور بذور برنج رقم طارم محلی را تحت تیمار دو موتاژن شیمیایی اتیل متان سولفونات و تیمار ترکیبی متیل نیتروز اوره+سدیم آزید قرار داده و در نسل دوم بوته هایی که ازنظر صفات مهم اقتصادی مطلوب بودند انتخاب و در نسل سوم تحت استرس شوری قرار داده شدند. این آزمایش به منظور ارزیابی واکنش لاین های موتانت در برابر شوری در مرحله گیاهچه ای انجام گرفت. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار، در محیط هیدروپونیک در سطوح شوری صفر و 12 دسیزیمنس بر متر اجرا شد. بنا بر نتایج بهدستآمده، دو لاین موتانت حاصل از تیمار اتیل متان سولفانات با دارا بودن میزان زیستتوده بالا و نسبت سدیم به پتاسیم کم به همراه رقم نونابوکرا در گروه متحمل قرار گرفتند. این گیاهان در مقایسه با طارم محلی (غیر موتاژن) در تنش شوری تحمل بالاتری داشتند. دو لاین حساس به شوری نیز تحت تیمار این موتاژن مشاهده شدند، درحالیکه اکثر لاینهای موتانت حاصل از تیمار متیل نیتروز اوره+ سدیم آزید به تنش شوری حساسیت نشان دادند.
بیماری بلاست (Pyricularia grisea Sacc) تهدید جدی برای تولید برنج میباشد. تعداد هشت ژنوتیپ برنج به همراه دو رقم نعمت (شاهد مقاوم) و بینام (شاهد حساس) برای مقاومت به بیماری بلاست در سال 1390 مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش تحت شرایط مزرعه و گلخانه انجام گرفت. نتایج آزمایش مزرعهای بر اساس صفات تیپ آلودگی، شدت بلاست خوشه، پیشرفت بیماری بلاست برگی و خوشه نشان داد که ژنوتیپهای B40، بینام و IRBLZT-T از نظر بیماری بلاست حساس هستند و سه ژنوتیپ برنج (IRBLKP-K60، IRBLZ5-CA و نعمت) سطح بالاتری از مقاومت به بلاست برگی و خوشه را دارا بودند. همچنین ژنوتیپهای FLAGMAN و GAMMA که بیشترین آلودگی خوشه را داشتند بهطور معنیداری بلاست برگی کمتری را نشان دادند. گروهبندی ژنوتیپهای برنج مورد مطالعه بر اساس صفات گلخانهای (تیپ آلودگی و تعداد لکه اسپورزا) از طریق تجزیه خوشهای با استفاده از الگوریتم UPGMA و مقیاس تشابه همبستگی، ژنوتیپها را به دو گروه تقسیمبندی نمود. گروه اول شامل ژنوتیپهای FLAGMAN، نعمت، IR1552، IRBLTA2-RE، IRBLKP-K60 و GAMMA بوده که این ژنوتیپها از نظر تیپ آلودگی بین صفر تا 2 قرار گرفته و واکنش مقاومت را نشان دادند. این ژنوتیپها را میتوان بهعنوان والد بخشنده برای اصلاح ارقام با مقاومت پایدار مورد استفاده قرار داد. گروه دوم شامل ژنوتیپهای IRBLZT-T،IRBLZ5-CA، بینام و B40 بوده که این ژنوتیپها از لحاظ تیپ آلودگی در گروه حساس قرار داشته و تولید لکههای اسپورزا نمودند.
به منظور بررسی تحمل به شوری 38 ژنوتیپ به دست آمده از پرتوتابی دزهای جذبی 80، 160، 240، 320 و 400 گری اشعهی گاما در رقم 033 سویا (نسل M2)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی، همراه با تیمار شوری با سه سطح30، 60 و 90 میلیمول کلرید سدیم در سه تکرار انجام شد. این آزمایش در محیط کشت شنی گلخانه در سال 1387 انجام گرفت. پس از 60 روز اعمال تیمار شوری، صفات طول ساقه، طول ریشه، تعداد گره ریشه، وزن تر گیاه، وزن خشک قسمتهای هوایی گیاه، وزن خشک ریشه و تودهی زندهی گیاه اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان دهندهی وجود اختلاف معنی دار بین سطوح شوری، ژنوتیپها و اثر متقابل برای تمام صفات مورد مطالعه میباشد. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت شوری، کاهش معنیداری در تمام صفات ایجاد شد. دز 320 گری اشعهی گاما، بیشترین اختلاف معنیدار را بین ژنوتیپها در صفات مختلف ایجاد کرد. از بین ژنوتیپهای مورد مطالعه 13 ژنوتیپ به دست آمده از دز های مختلف اشعهی گاما افزایش معنیداری را در اکثر صفات مورد بررسی نسبت به رقم شاهد دارا بودند. این ژنوتیپها پس از ارزیابیهای دقیقتر در سالهای آینده میتوانند به عنوان لاینهای امیدبخش جهت دستیابی به ارقام متحمل، مورد توجه قرار گیرند.
Hybrid technology is very successful in increasing rice yield.Genetic map of fertility restorer genes using STS markers linked to fertility gene in F 2 population from parental plants (IR58025A) and Amol-2 in rice was studied.Present work was conducted in biotechnology laboratory of Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2010.In current study 20 SSR markers and two STS marker were used.RG140, RM49, RM243, RM23, RM302, RM580, RM244, RM311, RM171 and RM228 showed polymorphism, while, RM128, RM104, RM258, RM84, RM269, RM3510, RM271, RM294, S10019 did not showed polymorphism.RG140, RM490, RM243 and RM23 by using Join Map Software have been grouped in one linkage group and RM244, RM311 in another group The fertility gene was mapped between RG140 and RM490 with 1 cM distance to RG140 and the distance of fertility gene to RM490 was obtained 15 cM and the other gene (Rf 4 ) was mapped between RM244, RM311 with 7 cM distance to RM244.
Hybrid technology is very successful in increasing rice yield. Genetic map of fertility restorer genes using STS markers linked to fertility gene in F2 population from parental plants (IR58025A) and Amol-2 in rice was studied. Present work was conducted in biotechnology laboratory of Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University in 2010. In current study 20 SSR markers and two STS marker were used. RG140, RM49, RM243, RM23, RM302, RM580, RM244, RM311, RM171 and RM228 showed polymorphism, while, RM128, RM104, RM258, RM84, RM269, RM3510, RM271, RM294, S10019 did not showed polymorphism. RG140, RM490, RM243 and RM23 by using Join Map Software have been grouped in one linkage group and RM244, RM311 in another group The fertility gene was mapped between RG140 and RM490 with 1 cM distance to RG140 and the distance of fertility gene to RM490 was obtained 15 cM and the other gene (Rf4) was mapped between RM244, RM311 with 7 cM distance to RM244.