سابقه و هدف: با توجه به اهمیت غذائی برنج و همچنین افزایش جمعیت، ایجاد لاینهای جدید برنج و به دنبال آن گزینش برای بهبود عملکردآنها ضروری است. شناسائی اثرات مستقیم و غیر مستقیم صفات مؤثر بر عملکرد دانه موجب تسهیل در یک گزینش موفق میشود. با توجه به اهمیت عوامل پنهانی در شکلگیری صفات و تأثیر آنها بر عملکرد دانه، لزوم تعیین مسیرهای برهمکنش اجزای عملکرد بر عملکرد دانه جهت بهبود در برنامههای اصلاحی، شناخت روابط داخلی بین صفات و تعیین مهمترین صفات مرتبط با عملکرد دانه در گزینش لاینهای موتانت پیشرفته طارم محلی این پژوهش انجام شد. مواد و روشها: تعداد 12 لاین موتانت پیشرفته طارم محلی به همراه ارقام طارم هاشمی، ندا و طارم محلی در دو منطقه ساری و تنکابن در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1395 مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات اندازهگیری شده شامل روز تا 50 درصد گلدهی، روز تا رسیدن کامل دانه، ارتفاع بوته، تعداد پنجه بارور، طول خوشه، تعداد دانه پر و پوک در خوشه، وزن هزار دانه ، طول و عرض دانه، نسبت طول به عرض دانه، طول و عرض برگ پرچم، نسبت طول به عرض برگ پرچم و عملکرد دانه بودند. از طریق رگرسیون گام به گام متغیرهای مستقلی که اثر ناچیزی بر روی متغیر تابع داشتند حذف گردید و برازش بهترین مدل انجام شد. تجزیه علیت برای تعیین آثار مستقیم و غیر مستقیم صفات مورد بررسی بر عملکرد دانه محاسبه گردید، همچنین به منظور توجیه و تفسیر بهتر روابط داخلی بین صفات و شناخت عوامل پنهان از تجزیه به عاملها استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد عملکرد دانه با صفات وزن هزار دانه (*354/0 و *304/0 به ترتیب در منطقه ساری و تنکابن) و تعداد پنجه بارور(**627/0 و **442/0) همبستگی مثبت و معنی دار و با ارتفاع بوته (*300/0- و **501/0-)همبستگی منفی و معنی دار داشت که در واقع بیان میکند ژنوتیپهای پاکوتاه با تعداد پنجه و وزن هزار دانه بیشتر عملکرد دانه بیشتری دارند. بر اساس نتایج تجزیه علیت مشخص شد که در منطقه ساری بیشترین اثر مستقیم به ترتیب مربوط به صفات تعداد پنجه بارور (613/0)و روز تا رسیدگی کامل (242/0) بودند، بنابراین ژنوتیپهای دیررستر با تعداد پنجه بارور بیشتر، عملکرد دانه بیشتری خواهند داشت. در منطقه تنکابن ارتفاع بوته (452/0-) در جهت عکس و روز تا رسیدگی کامل دانه(431/0)در جهت مثبت بیشترین تأثیر را بر صفت عملکرد داشتند و ژنوتیپهای پاکوتاهتر و دیررستر عملکرد بیشتری را نشان دادند. بر اساس تجزیه به عاملها در منطقه ساری، پنج عامل انتخاب شدند که در مجموع بیش از 77 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند که عامل اول مرفو-فنولوژی، عامل دوم خوشه و اجزای آن، عامل سوم تولید دانه، عامل چهارم اندازه دانه و عامل پنجم به عنوان اندازه برگ پرچم نامگذاری شدند. در منطقه تنکابن چهار عامل شناخته شدند که بیش از 70 درصد تغییرات عملکرد را توجیه کردند که عامل اول به عنوان ویژگی دانه و فنولوژی، عامل دوم به همراه عامل چهارم، مرفولوژی و اجزای تولید دانه و عامل سوم به عنوان تولید دانه و دیررسی نامیده شدند نتیجهگیری: ضرائب مسیر نشان داد که صفت روز تا رسیدگی کامل دانه،افزایش تعداد پنچه بارور و کاهش ارتفاع بوته کارائی بیشتری داشتند و در برنامههای به نژادی میتوانند به عنوان شاخص گزینش مورد استفاده قرار گیرند. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه به عاملها مشخص شد که انتخاب برای افزایش عملکرد دانه، افزایش دوره رشد رویشی و افزایش تعداد پنجه بارور در لاینهای موتانت مورد بررسی به طور همزمان امکان-پذیر میباشد.
اصلاح ارقام برنج مقاوم به شوری یکی از بهترین راهها برای بهره برداری از خاکهای شور است. استفاده از اصلاح موتاسیونی با ایجاد تنوع ژنتیکی فراوان میتواند به انتخاب ارقام جدید برای بهبود برخی از صفات مهم اقتصادی کمک کند. بدین منظور بذور برنج رقم طارم محلی را تحت تیمار دو موتاژن شیمیایی اتیل متان سولفونات و تیمار ترکیبی متیل نیتروز اوره+سدیم آزید قرار داده و در نسل دوم بوته هایی که ازنظر صفات مهم اقتصادی مطلوب بودند انتخاب و در نسل سوم تحت استرس شوری قرار داده شدند. این آزمایش به منظور ارزیابی واکنش لاین های موتانت در برابر شوری در مرحله گیاهچه ای انجام گرفت. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار، در محیط هیدروپونیک در سطوح شوری صفر و 12 دسیزیمنس بر متر اجرا شد. بنا بر نتایج بهدستآمده، دو لاین موتانت حاصل از تیمار اتیل متان سولفانات با دارا بودن میزان زیستتوده بالا و نسبت سدیم به پتاسیم کم به همراه رقم نونابوکرا در گروه متحمل قرار گرفتند. این گیاهان در مقایسه با طارم محلی (غیر موتاژن) در تنش شوری تحمل بالاتری داشتند. دو لاین حساس به شوری نیز تحت تیمار این موتاژن مشاهده شدند، درحالیکه اکثر لاینهای موتانت حاصل از تیمار متیل نیتروز اوره+ سدیم آزید به تنش شوری حساسیت نشان دادند.
تنش گرمایی یکی از عوامل مهم کاهش عملکرد گندم در مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود که ایجاد ارقام متحمل به گرما را اجتناب ناپذیر نموده است. به منظور بررسی شاخصهای تحمل گرما در گندم، 24 ژنوتیپ گندم نان در سال زراعی 92-1391 درقالب بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار، در دو ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان و گنبد، در دو تاریخ کاشت طبیعی و تاخیری (تنش گرما) کشت شدند. هشت شاخص تحمل تنش، شامل شاخص حساسیت به تنش (SSI)، شاخص تحمل (TOL)، میانگین هندسی تولید (GMP)، میانگین حسابی(MP)، شاخص تحمل به تنش (STI)، شاخص پایداری عملکرد (YSI)، شاخص عملکرد (YI) و شاخص اندازه برتری (Pi) بر اساس عملکرد دانه، مورد محاسبه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عملکرد دانه در کشت تاخیری به 8/39 و 5/34 درصد به ترتیب در گرگان و گنبد کاهش یافت. میانگین عملکرد دانه در کاشت به موقع و تاخیری در گرگان به ترتیب 2/499 و 8/198 گرم در متر مربع بود. این مقادیر در گنبد به ترتیب 4/391 و 0/135 گرم در متر مربع یودند. بر این اساس، شاخصهای MP و STI قادر به تشخیص ژنوتیپهای با عملکرد بالا تحت هر دو شرایط طبیعی و تنش گرما بودند. به طور کلی، هر درجه سلسیوس افزایش میانگین دما از 20 تا 4/26 درجه سانتیگراد، در طول دوره پر شدن دانه، باعث کاهش حدود 10 درصدی عملکرد دانه شد. همچنین ژنوتیپ شماره 21 با توجه به نتایج حاصل از بررسی شاخصها به عنوان ژنوتیپ برتر هم در شرایط طبیعی و تنش توصیه میشود.
Achieving optimal results in breeding programs require to make informed choices of parents based on general and specific combining ability. Determining of the combining ability and genetic variance components is one of the most important stage in breeding program of maize inbred lines. For this purpose, the number of 25 early maturity lines with two testers (k1263/1 early and late A679) crossed in line × tester method and 50 hybrids were evaluated in a randomized complete block design with three replications in both the normal irrigation and drought stress conditions in 2013 in Mashhad Agricultural Research Station. The results of the analysis of variance showed significant differences among hybrids for all traits in both environments at the 1% probability level. Variance of line × tester and ratio of σsca / σ gca indicated greater role of non-additive variance (dominance variance) for most of the traits in both irrigation conditions. For yield and other traits in normal conditions, the lines 1, 5, 14, 15 and 18 and in stress condition, the lines 1, 10, 18, 26 and 31 have positive and significant GCA and the earliness, the lines 1, 7, 8, 10 and 28 have negative and significant GCA in both conditions. For yield, composition including L5 × T1, L9 × T1, L16 × T2 and L19 × T1 in normal conditions and combinations of L1 × T1, L13 × T1, L27 × T2 and L16 × T2 had a positive and significant SCA in drought conditions. The selected genotypes can be used in regional trails and also for estimation of genotype × environment interaction effects.
شناسایی تنوع ژنتیکی و روابط خویشاوندی، برای دستیابی به ارقام مطلوب در مرکبات مهم و ضروری است. در این پژوهش از نشانگرRAPD جهت تعیین تنوع ژنتیکی میان 29 ژنوتیپ مرکبات استفاده شد. 19 آغازگر استفاده شده تعداد 248 باند چند شکل ایجاد گردید که بیشترین باند تکثیر شده 19 عدد و مربوط به آغازگر OPA-07 بود، در حالیکه آغازگر 05-OPA با هشت باند کمترین قطعات چندشکل را نشان داد. متوسط تعداد باند چندشکل برای هر آغازگر 13 باند برآورد گردید. آنالیز دادهها توسط نرم افزار NTsys با استفاده از ضریب تشابه جاکارد، میزان تشابه محاسبه شده بر اساس باندهای چندشکل را در دامنهای از 14/0 تا 97/0 با میانگین تشابه 62/0 نشان داد. تجزیه خوشهای بر پایه ماتریس تشابه جاکارد و با روش UPGMA صورت گرفت. بر اساس تجزیه خوشه ای، در ضریب تشابه 49/0 ژنوتیپهای مرکبات مورد مطالعه به پنج گروه تقسیم شدند. بر اساس ماتریس تشابه، کمترین شباهت (14/0) مربوط به دو ژنوتیپ پوملو و نارنگی محلی و بیشترین شباهت (97/0) مربوط به دو تیپ طبیعی ناشناخته G74 وG73 بود. با بررسی دندروگرام نشان داده شد که پوملو و نارنگی به عنوان گونههای حقیقی مرکبات در خوشههای مجزا قرار دارند. تعیین تنوع ژنتیکی در مرکبات، اطلاعات مفیدی را برای برنامههای بهنژادی، انتخاب و حفظ ارقام فراهم می کند.
Bunium persicum (Boiss.) B. Fedtsch. یک گیاه دارویی متعلق به خانواده Apiaceae (جعفری) است که به نام زیره کوهی یا زیره پارسی معروف است. در این تحقیق، تنوع ژنتیکی ژرم پلاسم زیره استان کرمان با استفاده از نشانگر مولکولی RAPD مورد ارزیابی قرار گرفت. میوههای زیره پارسی از 43 رویشگاه مختلف در استان کرمان جمعآوری شد. استخراج DNA به روش CTAB تغییر یافته از میوه انجام شد. از 27 آغازگر تصادفی که در واکنش PCR استفاده شد، تعداد 19 آغازگر که نوارهای بهتری تولید کردند، جهت آنالیز انتخاب شدند. از این تعداد آغازگر، 446 قطعه چند شکل بدست آمد و امتیازدهی شد. ماتریس صفر و یک حاصل توسط نرمافزار NTSYS-pc، با استفاده از ضریب تشابه دایس به ماتریس فاصله تبدیل شد و سپس با استفاده از الگوریتم میانگین فاصله (UPGMA) دندروگرام مربوطه رسم شد. بر این اساس 43 جمعیت مورد بررسی در 7 گروه جایابی شدند. کلاستر حاصله تا حدودی با تنوع جغرافیایی همخوانی داشت. نتایج تجزیه به مؤلفههای اصلی با نتایج تجزیه کلاستر تقریبا مشابه بود. نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از تکنیک RAPD برای ارزیابی تنوع مولکولی بین این تودهها مناسب میباشد.