پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد با تمرکز بر شفقت، بر اضطراب اجتماعی دختران نوجوان 14 تا 18 ساله انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دختران نوجوان 14 تا 18 ساله شهر اصفهان در سال 1394 بود. به منظور انجام این پژوهش32 نفر دختر به شیوه هدفمند، انتخاب و با روش تصادفی به گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 16 نفر). روش پژوهش نیمه تجربی بود. مداخله درمانی به مدت 8 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و به گروه کنترل هیچ آموزشی ارائه نشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SAS-A)و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی محقق ساخته بود که در سه مرحله پیش آزمون، پسآزمون و پیگیری (3 ماهه) تکمیل شد. دادههای به دست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان از وجود تفاوت معنادار در گروه آزمایش و گواه، در مرحله پسآزمون (01/0P≤) و پیگیری (02/0P≤) بود، لذا با اطمینان 98 درصد میتوان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخله درمانی مبتنی بر پذیرش وتعهد با تمرکز بر شفقت، بر اضطراب اجتماعی دختران نوجوان موثر است.
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی موسیقیدرمانی بر سلامت عمومی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام گرفت. طرح پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری همۀ جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در سال 1393 در شهر اصفهان بود. بهمنظور انجام این پژوهش 60 نفر از میان جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامۀ سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) بود که در دو مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش به مدت 3 ماه (12 هفته) مداخلۀ مبتنی بر موسیقیدرمانی را دریافت کردند و گروه گواه این مداخله را دریافت نکردند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیری (آنکوا) و آزمون یومان ویتنی تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که مداخلۀ مبتنی بر موسیقیدرمانی بر افزایش سلامت عمومی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در مرحلۀ پسآزمون در مقایسه با گروه گواه مؤثر بود (05/0>P < /span>).
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر بهزیستی روانشناختی جانبازان و همسران آنها بود. طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری تحقیق جانبازان و همسران آنها در سال 1391 شهر اصفهان بود و نمونه تحقیق 20 زوج بود که به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1995) بود. مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر روی گروه آزمایش به مدت 5 هفته و به مدت 15 ساعت اجرا گردید و به گروه کنترل هیچ آموزشی داده نشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر بهزیستی روانشناختی جانبازان و همسران آنها در پس آزمون مؤثر بوده است (01/0P
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر میزان توانایی و مشکلات رفتاری فرزندان نوجوان دختر شاهد و ایثارگر شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر نیمهآزمایشی و جامعه آماری دربرگیرنده فرزندان شاهد و ایثارگر 16ـ13 سالۀ شهر اصفهان بود که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب گردیدند. بدین ترتیب که از نواحی پنجگانۀ آموزش و پرورش، ناحیۀ پنج و از 26 دبیرستان دخترانۀ این ناحیه 26 فرزند شاهد و ایثارگر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازهگیری در این پژوهش پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه تواناییها و مشکلات SDQ بود. یافتهها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری ( MANCOVA ) و با نرمافزار SPSS 16 تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که در مرحله پسآزمون و پیگیری (پس از 4 ماه) به ترتیب میانگین نمرات توانایی در گروه آزمایش به شکل معناداری بیش از گروه گواه ( 021/0 > P ) و ( 003/0 > P ) و میانگین نمرات مشکلات رفتاری در گروه آزمایش به شکل معناداری کمتر از گروه گواه میباشد ( 001/0 > P ) و ( 00 4 /0 > P ) . این پژوهش بیانگر اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر بهبود میزان توانایی و کاهش مشکلات فرزندان دختران نوجوان شاهد و ایثارگر بوده است.
Abstract Aim and Background : The research purpose is to assess the Efficacy of Emotion Regulation on the Well-Being of Epileptic Girls (14-20) in Isfahan. Methods and Materials : In order to administer this study, 30 epileptic adolescence girls were selected from 14-20 years population of epileptic adolescence girls Isfahan city in 2012 via sampling available method and assigned randomly to experimental and control group (each group consist of 15 adolescence). The intervention was emotion regulation . Training based on Boston Program University. The instruments were psychological Well-Being (Ryff) Questionnaire And the Researcher-Made Questionnaire . Findings: Data was analyzed by Multivariate Covariance analysis of variance. Findings indicate that emotional regulation effects on the Well-Being of epileptic girls in pre and post test and follow-up (P<0 . 019). Also mean scores of Self Acceptance(P<0 . 049) in the post test was significantly higher in the experimental group than in the control group. The results also showed that the mean scores of positive relations with others (P<0 . 045), Self- Acceptance (P<0 . 049), purpose in life (p<0 . 046) in the follow - up was significantly higher in the experimental group than in the control group. Conclusions : The results showed that emotional regulation effects on the Well –Being of epileptic girls. The treatment effect was sustained during the follow-up Keywords : Emotion Regulation, Cognitive-Behavioral, Psychological Well-Being