شیوع بیماریهای واگیردار، سیاستگذاران را وادار به اجرای سیاستهای مختلفی برای مقابله با بیماری کرده است. یکی از این سیاستها، اجرای واکسیناسیون است که در صورت محدودیت تعداد دز واکسن، بایستی برنامهریزی مناسبی برای توزیع آن صورت گیرد. تاکنون توزیع بر اساس گروههای سنی بوده، حال آنکه چنین برنامهای در کنار سیاست اجرای قرنطینه عمومی، منجر به تعطیلی کسبوکارهای زیادی شده است. در این مقاله، با در نظر گرفتن مدل اپیدمی SEIR، استراتژی واکسیناسیون موازی افراد برای کاهش هزینههای اجتماعی ناشی از افراد بیمار و آثار اقتصادی ناشی از تعطیلی مشاغل مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تئوری کنترل بهینه به تعیین میزان واکسن مورد نیاز برای هر گروه پرداخته شده است. نهایتا، برای ارزیابی مدل، مثالی بر اساس دادههای واقعی ارائه شده است. تحلیلها نشان میدهد که استفاده از رویکرد واکسیناسیون موازی در کنترل بیماری و اثرات اقتصادی ناشی از بیماری، نقش بسیار مهمی را ایفا میکند.
اغلب سازمانها به منظور افزایش سهم بازار و جذب مشتریان بیشتر، برای ارائهی محصولات و خدمات خود از کانالهای مختلفی استفاده مینمایند. برای یک زنجیره تأمین با بیش از یک کانال فروش، قیمتگذاری محصولات برای هر کانال یک فرآیند مهم تصمیمگیری به شمار میرود. قیمتگذاری مناسب میتواند در کاهش تضاد بین کانالها و افزایش سود کانالهای موجود بسیار مؤثر باشد. در این مقاله، موضوع قیمتگذاری بین دو کانال خردهفروشی و زنجیرهای با در نظر گرفتن تخفیف در کانال زنجیرهای و قرارداد تسهیم درآمد میان تولیدکننده و فروشگاههای زنجیرهای با هدف حداکثرسازی سود در نظر گرفته شده است. به منظور اعتبارسنجی مدل، مؤلفههای ورودی مسئله با استفاده از روش تاگوچی تنظیم و به کمک الگوریتم فراابتکاری ازدحام ذرات حل شده است. الگوریتم بهکار گرفته شده با توجه به زمان حل اندک آن در قیاس با نرمافزار گمز از کیفیت و کارایی مناسبی برخوردار است. ضمن آن که مقدار به دست آمده برای تابع هدف به کمک الگوریتم پیشنهادی در مقایسه با خروجی گمز با شکاف کمتر از 1% محاسبه شده که نشان از کارایی مناسب این الگوریتم دارد. نتایج به دست آمده نیز نشاندهندة تأثیرگذاری بالای تقاضای بالقوه کانال خردهفروشی نسبت به پارامترهای دیگر بر سود زنجیره تأمین است.
هدف: مولتیپل اسکلروزیس، شایعترین بیماری التهابی دستگاه اعصاب مرکزی است که عوارض روانشناختی مختلفی نیز به همراه دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تدوین مداخله روانشناختی مبتنی بر فرهنگ در زنان مبتلا به MS بوده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کیفی و به روش تحلیل محتوا و تحلیل تماتیک انجام گردیده است. مصاحبه نیمهساختاریافته با پانزده بیمار زن مبتلا به MS و هشت نفر از متخصصین مرتبط با موضوع پژوهش انجام گردید. ادبیات پژوهشی مرتبط، فهرست موضوعی تفسیر نمونه قرآن کریم، آیات قرآن کریم و نیز اشعار عرفانی منطقالطیر عطار نیشابوری مورد جستجو و تحلیل قرارگرفت. نمونهگیری بصورت هدفمند بوده است. یافتهها: تقویت مهارتهای زندگی و راهکارهای مقابلهای کارآمد، شناخت و آگاهی، هدفدار بودن خلقت، حفظ کرامت انسانی، مرگ آگاهی و حیات ابدی، اختیار و مسئولیت انسانی، ایمان به عنایت و لطف الهی، ارتباطات اصیل، ارزشمندی رنجها، پایبندی به اصول اخلاقی همانند عدم دلبستگی به دنیا، صبر، انفاق، تواضع، پرهیز از غرور، ازخودگذشتگی و گفتار نیکو، مضامین پایه رواندرمانگری مبتنی بر فرهنگ را تشکیل دادند. محتوای جلسات بسته درمانی بر اساس مولفههای بدستآمده در هشت جلسه هفتگی تنظیم گردید. نتیجهگیری: بسته رواندرمانگری فرهنگی یک درمان جامع روانشناختی و دربرگیرنده تمامی ابعاد وجودی انسان است. کاربرد آن در بیماران مبتلا بهMS پیشنهاد میگردد.
نور یکی از فاکتورهای اصلی تنظیم کننده رشد و نمو گیاهی است. در بین جنبههای مختلف نور، شدت نور تأثیر عمدهای در تنظیم واکنشهای گیاهی از جمله روابط آبی گیاه دارد. بهمنظور ارزیابی تاثیر شدت نور بر میزان عملکرد، تبخیر – تعرق، کارایی مصرف آب محصول کاهو آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و دوازده تکرار در پارک علم و فناوری پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. از آنجایی که طیف نوری آبی و قرمز طیفهای اصلی دخیل در رشد و روابط گازی هستند، در آزمایش حاضر با استفاده از ترکیب نور قرمز:آبی با نسبت 70 درصد قرمز و 30 درصد آبی با چهار شدت مختلف شاملmol.m-2.S-1µ (T1) 75، mol.m-2.S-1µ (T2) 150، mol.m-2.S-1µ (T3) 300 وmol.m-2.S-1 µ (T4) 600 انجام شد. صفتهای مورد مطالعه شامل خصوصیات رشدی مرتبط با کارایی مصرف آب بودند. براساس نتایج بدست آمده بیشترین وزن تر مربوط به شدت نور mol.m-2.S-1µ (T3) 300 و کمترین آن مربوط به شدت نور mol.m-2.S-1µ (T3) 75 به ترتیب برابر با 52/73 و 31/17 گرم بدست آمد. افزایش شدت نور موجب افزایش وزن خشک اندام هوایی و سطح برگ شد. همچنین بیشترین کارایی مصرف آب در تیمار mol.m-2.S-1µ (T4) 600 و کمترین آن در تیمار mol.m-2.S-1µ (T1) 75 مشاهده شد.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر مداخله شکوفایی سلیگمن بر شایستگی اجتماعی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در شهرستان نجفآباد بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعة آماری شامل کلیه دختران مقطع متوسطه مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شهرستان نجفآباد بود که در سال 1395 به مرکز رشد مراجعه کرده بودند. با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده 30 نفر از این افراد انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (هر گروه 15 نفر). ابزار سنجش شامل پرسشنامه شایستگی اجتماعی (پرندین، 1385) بود. گروه آزمایش مداخله شکوفایی سلیگمن را در 8 جلسه بهصورت هفتهای دوبار دریافت نمودند و گروه کنترل منتظر نگه داشته شدند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که مداخله شکوفایی سلیگمن منجر به افزایش شایستگی اجتماعی دختران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی شده است (01/0>P).
مطالعه تطبیقی فضائل اخلاقی ششگانه در روانشناسی مثبت و نهجآلبلاغه
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر بهزیستی روانشناختی جانبازان و همسران آنها بود. طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری تحقیق جانبازان و همسران آنها در سال 1391 شهر اصفهان بود و نمونه تحقیق 20 زوج بود که به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1995) بود. مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر روی گروه آزمایش به مدت 5 هفته و به مدت 15 ساعت اجرا گردید و به گروه کنترل هیچ آموزشی داده نشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله گروهی مبتنی بر بخشش بر بهزیستی روانشناختی جانبازان و همسران آنها در پس آزمون مؤثر بوده است (01/0P
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر میزان توانایی و مشکلات رفتاری فرزندان نوجوان دختر شاهد و ایثارگر شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر نیمهآزمایشی و جامعه آماری دربرگیرنده فرزندان شاهد و ایثارگر 16ـ13 سالۀ شهر اصفهان بود که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب گردیدند. بدین ترتیب که از نواحی پنجگانۀ آموزش و پرورش، ناحیۀ پنج و از 26 دبیرستان دخترانۀ این ناحیه 26 فرزند شاهد و ایثارگر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازهگیری در این پژوهش پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه تواناییها و مشکلات SDQ بود. یافتهها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری ( MANCOVA ) و با نرمافزار SPSS 16 تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که در مرحله پسآزمون و پیگیری (پس از 4 ماه) به ترتیب میانگین نمرات توانایی در گروه آزمایش به شکل معناداری بیش از گروه گواه ( 021/0 > P ) و ( 003/0 > P ) و میانگین نمرات مشکلات رفتاری در گروه آزمایش به شکل معناداری کمتر از گروه گواه میباشد ( 001/0 > P ) و ( 00 4 /0 > P ) . این پژوهش بیانگر اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر بهبود میزان توانایی و کاهش مشکلات فرزندان دختران نوجوان شاهد و ایثارگر بوده است.
Abstract Aim and Background : The research purpose is to assess the Efficacy of Emotion Regulation on the Well-Being of Epileptic Girls (14-20) in Isfahan. Methods and Materials : In order to administer this study, 30 epileptic adolescence girls were selected from 14-20 years population of epileptic adolescence girls Isfahan city in 2012 via sampling available method and assigned randomly to experimental and control group (each group consist of 15 adolescence). The intervention was emotion regulation . Training based on Boston Program University. The instruments were psychological Well-Being (Ryff) Questionnaire And the Researcher-Made Questionnaire . Findings: Data was analyzed by Multivariate Covariance analysis of variance. Findings indicate that emotional regulation effects on the Well-Being of epileptic girls in pre and post test and follow-up (P<0 . 019). Also mean scores of Self Acceptance(P<0 . 049) in the post test was significantly higher in the experimental group than in the control group. The results also showed that the mean scores of positive relations with others (P<0 . 045), Self- Acceptance (P<0 . 049), purpose in life (p<0 . 046) in the follow - up was significantly higher in the experimental group than in the control group. Conclusions : The results showed that emotional regulation effects on the Well –Being of epileptic girls. The treatment effect was sustained during the follow-up Keywords : Emotion Regulation, Cognitive-Behavioral, Psychological Well-Being