هر سازمانی به دنبال حفظ داراییهای با ارزش خود است تا از این طریق بقا و بالندگی خود را تضمین کند. ارزشمندترین دارایی هر سازمان نیروی انسانی آن است، بنابراین ضروری است تا کاهش چالشها و افزایش شکوفایی آنان مورد توجه قرار گیرد؛ بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزش بهبودکیفیت زندگی کاری بر تعارض کار-خانواده و خودشکوفایی کارکنان بر اساس نقش تعدیلگر امنیت شغلی ادراک شده و خوش بینی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان بخش تولید کارخانه تولیدی و صنعتی نهان گل بروجن در بر می گرفتند که از میان آنها 30 نفر بر اساس شیوه نمونه گیری تصادفی در قالب دو گروه آزمایش و کنترل در مطالعه شرکت یافتند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس تعارض کار-خانواه کاربالو-پنلا و همکاران(2018)، پرسشنامه امنیت شغلی ادراک شده اولدهام (1986) به نقل از گُرتزکی (2016)، مقیاس خودشکوفایی فاراسی و کانیستراسی (2015) و آزمون جهت گیری به زندگی(شییر و کارور، 1985) بود. داده های بدست آمده از طریق روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر، تحلیل مسیر، رگرسیون خطی و الگوی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که برنامه آموزش بهبود کیفیت زندگی کاری در کارکنانی که دارای احساس امنیت شغلی متوسط و پایینی هستند باعث کاهش تعارض کار-خانواده شده و از سوی دیگر باعث افزایش خودشکوفایی در کارکنانی که خوشبینی بیشتری دارند، می گردد.
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل مفهومی گذران اوقات فراغت نوجوانان دارای انطباق پذیری بالای مسیر شغلی بوده است. روش پژوهش کیفی از نوع پدیدار شناسی (کلایزی) و ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه عمیق بوده است. جامعه پژوهش نوجوانان 18-16 ساله وافراد شاغل دارای انطباق پذیری بالای مسیر شغلی بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بوده به این صورت که تا جایی که دیگر اطلاعات جدیدی دست پیدا نمیشد نمونه گیری نیز پایان می پذیرفت. بنابراین نمونه شامل 6 نوجوان و6 فرد دارای انطباق پذیری بالا بوده که در یک مصاحبه نیمه ساختار یافته شرکت کردند . داده های حاصل با روش کلایزی تحلیل شدند و مضامین اصلی اوقات فراغت استخراج شد لازم به ذکر است برای اعتبار یابی داده ها از روش سه سوسازی ( مصاحبه با والدین ، متخصصین و تحلیل متون ) استفاده شد به دین ترتیب عوامل اوقات فراغت در دو مضمون اصلی کد گذاری شد که هر کدام دارای مضامین فرعی دیگری میشد . مضامین اصلی به دست آمده عبارتند از 1- رضایت از اوقات فراغت که شامل فاکتور های مثبت فردی ، فاکتور های مثبت خانوادگی و فاکتور های مثبت اجتماعی و 2 – عدم رضایت از اوقات فراغت شامل فاکتور های منفی فردی ، فاکتور های منفی خانوادگی و فاکتور های منفی اجتماعی. به طور کلی اوقات فراغت از عوامل متعدد مثبت و منفی فردی، خانوادگی و اجتماعی متاثر است . شناخت این فاکتورها میتواند درسیاست گذاری مسئولین تربیتی کشور سودمند باشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه به عنوان عوامل شناختی و نقش دشواری در تنظیم هیجان و سبک های مقابله به عنوان عوامل هیجانی در بروز نارضایتی جنسیتی در افراد متقاضی تغییر جنسیت بود. طرح پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی بود. جامعة آماری، کلیة افراد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بودند که برای طی مراحل قانونی تغییرجنسیت به اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی مراجعه داشتند. نمونه پژوهش 100 فرد مبتلا به نارضایتی جنسیتی بود که بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اخذ رضایت نامه آگاهانه پرسشنامه های دشواری در نظم بخشی، طرحواره یانگ، سبک های مقابله و اختلال هویت جنسی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام تحلیل شدند. سطح معنی داری برای آزمون های آماری 05/0 بود. نتایج تحلیل در زمینه طرحواره های ناسازگار اولیه، به ترتیب طرحواره های محرومیت هیجانی، بی اعتمادی و بازداری هیجانی را استخراج می کند. مهمترین متغیرها به ترتیب راهبردهای محدود، بی اعتمادی، دشواری در کنترل تکانه و محرومیت هیجانی را نشان می دهد. بر اساس یافته های پژوهش، نقش همزمان عوامل شناختی و هیجانی در بروز نارضایتی جنسیتی در افراد متقاضی تغییر جنسیت شایان توجه است.
هدف: جهتگیری شغلی متنوع نوعی مسیرشغلی است که در گذار مشاغل از دنیای سنتی به دورۀ معاصر بوجود آمده است. این جهتگیری زمینه شکلگیری شخصیتهای منعطفی را ایجاد نموده که با دو ویژگی اصلی «خود-مدیریتی» و «ارزش-محوری» شناخته میشوند. تاثیر فرهنگ بر بروز خصایص افراد با جهت گیری شغلی متنوع، در جوامع مختلف، کمتر مورد توجه بوده است. از طرفی با توجه به قرابت مفهومی و کارکردی دو جهتگیری شغلی متنوع و کارآفرین به تعیین تمایزات مفهومی این دو مسیر نیاز داریم. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به دو سوال انجام شده است. سوال اول: ویژگیهای افراد با جهت گیری شغلی متنوع در ایران کدام است و سوال دوم: تمایز مفهوم جهتگیری متنوع با مفهوم کارآفرینی چیست؟ روششناسی: در مورد سوال نخست، ویژگیهای افراد با جهت گیری شغلی متنوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل زمینهای مورد بررسی قرارگرفت و برای پاسخ به سوال دوم، نتایج تحلیل زمینهای با ویژگیهای افراد کارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. یافتهها: سه ویژگی اصلی و یازده ویژگی فرعی، برای افراد با جهت گیری شغلی متنوع بدست آمد که دو مورد از آن ویژگیها با ویژگیهای ذکر شده در نظریه جهتگیری متنوع، همخوانی داشت. نوآوری: تا کنون هیچ مقالهای در حیطه مشاوره شغلی به بررسی مسیر شغلی متنوع و ویژگیهای بومی آن در ایران نپرداخته است. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از این است که ویژگیهای خاص بافت جامعه ایرانی موجب پدید آمدن توانمندیهای خاصی در افراد با جهتگیری متنوع، گشته است. نتایج بررسی مقایسهای بین افراد کارآفرین و افراد با جهت گیری شغلی متنوع، نیز نشان میدهد علی رغم وجود شباهتهای بسیار بین آنها، تفاوتهای بنیادینی در سطح پارادایم فکری و استراتژیهای رفتاری بین آن دو وجود دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ اثربخشی آموزش مسیر شغلی مبتنی بر نظریۀ شخصیت شغلی و نظریۀ ساخت مسیر شغلی بر انطباقپذیری مسیر شغلی کودکان بر اساس الگوی طراحی زندگی انجام گرفت. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با مرحلۀ پیگیری بود و جامعۀ آماری تمامی کودکان پسر دبستانی سنین 10- 13 سال، در سال تحصیلی 96-97 در شهر اصفهان بودند که 72 نفر به شیوۀ نمونهگیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 24 نفری بر اساس نظریۀ شخصیت شغلی، نظریۀ ساخت مسیر شغلی و کنترل جایگزین شدند. گروههای آزمایش در هشت جلسۀ 45 دقیقهای شرکت کردند؛ اما گروه کنترل، مداخلهای دریافت نکردند. دادههای پژوهش با استفاده از مقیاس انطباقپذیری مسیر شغلی فرم کوتاه مگگیوری، روسیر، ساویکاس (2015) در سه مرحله گردآوری شد. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد مشاورة مسیر شغلی مبتنی بر نظریۀ ساخت مسیر شغلی بهطور مؤثری سبب افزایش انطباقپذیری مسیر شغلی و مؤلفههای دغدغه، کنترل و کنجکاوی در دانشآموزان پسر شده و اثر آن در طول زمان نیز ثابت ماند؛ در حالیکه مشاورۀ مسیر شغلی مبتنی بر نظریۀ شخصیت تنها بر نمرۀ کل انطباقپذیری مسیر شغلی تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج میتوان از مشاورة ساخت مسیر شغلی مبتنی بر نظریۀ ساخت مسیر شغلی و مشاوره مبتنی بر نظریۀ شخصیت شغلی برای افزایش انطباقپذیری مسیر شغلی کودکان استفاده نمود.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مشاوره مبتنی بر بهزیستی مسیر شغلی با نظریه سازهگرایی مسیر شغلی بر بهزیستی و انطباقپذیری شغلی کارکنان انجام شد. روش مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را کلیه کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تهران تشکیل دادند. نمونهگیری به صورت داوطلبانه و از میان کارکنان داوطلب برای مشاوره مسیر شغلی انجام شد و سپس افراد انتخابشده به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (گروه مشاوره مبتنی بر بهزیستی مسیر شغلی و گروه سازهگرا) و یک گروه گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). دادهها با استفاده از پرسشنامه بهزیستی مسیر شغلی (محققساخته) و انطباقپذیری شغلی (ساویکاس و پورفلی، 2012) به دست آمد و جهت بررسی دادههای پژوهش از شاخصهای آمار توصیفی (گرایش مرکزی و پراکندگی) و از روشهای آمار استنباطی شامل آزمون تحلیل واریانس چند متغیره با اندازهگیری مکرر استفاده شد. یافتهها نشان داد که مشاوره مبتنی بر بهزیستی مسیر شغلی بر بهزیستی شغلی کارکنان موثر بوده است اما نظریه سازهگرایی مسیر شغلی تاثیر معناداری بر بهزیستی شغلی کارکنان نداشته است اما هر دو مداخله مشاوره مبتنی بر بهزیستی مسیر شغلی و نظریه سازهگرایی مسیر شغلی بر انطباقپذیری مسیر شغلی کارکنان تاثیرگذار بودند. میتوان نتیجه گرفت که مشاوره مبتنی بر بهزیستی مسیر شغلی بر انطباقپذیری و بهزیستی مسیر شغلی و نظریه سازهگرایی بر انطباقپذیری مسیر شغلی تاثیرگذار بوده و میتوان از این دو رویکرد جهت ارتقای سلامت و بهزیستی و نیز انطباقپذیری هر چه بهتر کارکنان استفاده کرد.
هدف: جهتگیری شغلی متنوع نوعی مسیرشغلی است که در گذار مشاغل از دنیای سنتی به دورۀ معاصر بوجود آمده است. این جهتگیری زمینه شکلگیری شخصیتهای منعطفی را ایجاد نموده که با دو ویژگی اصلی «خود-مدیریتی» و «ارزش-محوری» شناخته میشوند. تاثیر فرهنگ بر بروز خصایص افراد با جهت گیری شغلی متنوع، در جوامع مختلف، کمتر مورد توجه بوده است. از طرفی با توجه به قرابت مفهومی و کارکردی دو جهتگیری شغلی متنوع و کارآفرین به تعیین تمایزات مفهومی این دو مسیر نیاز داریم. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به دو سوال انجام شده است. سوال اول: ویژگیهای افراد با جهت گیری شغلی متنوع در ایران کدام است و سوال دوم: تمایز مفهوم جهتگیری متنوع با مفهوم کارآفرینی چیست؟ روششناسی: در مورد سوال نخست، ویژگیهای افراد با جهت گیری شغلی متنوع با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل زمینهای مورد بررسی قرارگرفت و برای پاسخ به سوال دوم، نتایج تحلیل زمینهای با ویژگیهای افراد کارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. یافتهها: سه ویژگی اصلی و یازده ویژگی فرعی، برای افراد با جهت گیری شغلی متنوع بدست آمد که دو مورد از آن ویژگیها با ویژگیهای ذکر شده در نظریه جهتگیری متنوع، همخوانی داشت. نوآوری: تا کنون هیچ مقالهای در حیطه مشاوره شغلی به بررسی مسیر شغلی متنوع و ویژگیهای بومی آن در ایران نپرداخته است. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از این است که ویژگیهای خاص بافت جامعه ایرانی موجب پدید آمدن توانمندیهای خاصی در افراد با جهتگیری متنوع، گشته است. نتایج بررسی مقایسهای بین افراد کارآفرین و افراد با جهت گیری شغلی متنوع، نیز نشان میدهد علی رغم وجود شباهتهای بسیار بین آنها، تفاوتهای بنیادینی در سطح پارادایم فکری و استراتژیهای رفتاری بین آن دو وجود دارد.
این مقاله با هدف تدوین و بررسی تاثیر بسته آموزشی "اضطراب از مرگ" مبتنی بر آموزشهای ادیان ابراهیمی با تاکید بر تربیت اسلامی بر سلامت روان و اجتناب از مرگ بیماران سرطانی تدوین گردید. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون − پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان از بین مراجعه کنندگان به بیمارستان سیدالشهدا (امید) اصفهان انتخاب گردیدند و با حجم نمونه 26 نفر (18 زن و 8 مرد) بصورت تصادفی در دو گروه آزمودنی (13=n) و کنترل (13=n) گمارش شدند. این بسته طی هفت جلسه درمان گروهی نود دقیقه ای برروی آزمودنی ها و هفت جلسه تمرین های ساده نوشتاری بدون انجام مداخله برای گروه کنترل اجرا گردید. برای مقایسه نتایج دو گروه از دو پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی − فرم کوتاه (91/0α= ) و پرسشنامه نیم رخ نگرش به مرگ وونگ و همکاران (88/0α=) استفاده شد. تحلیل داده ها نیز از روش آمار توصیفی - استنباطی تحلیل کواریانس با نرم افزاز SPSS-21 انجام گردید. بیماران گروه آزمودنی در مقایسه با گروه کنترل از بین شاخص های "نگرش به مرگ" در خرده مقیاس "اجتناب از مرگ" و "اضطراب از مرگ" کاهش معنادار و از بین شاخص های کیفیت زندگی در خرده مقیاس "سلامت روان" افزایش معناداری نشان دادند. نتایج بهدست آمده نشان می دهد که آموزش نگرش به مرگ بر اساس رویکرد دینی می تواند به سلامت روان بیماران سرطانی کمک رساند.
پژوهش حاضر با هدف مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر تعهد و پذیرش در چالشهای اشتغال زنان و کیفیت زندگی کاری زنان در صنعت ایران اجرا شد. در این پژوهش از روش تحقیق نیمه تجربی پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان زن شاغل در ذوب آهن اصفهان بوده که بر اساس نمونه گیری تصادفی (30 ) نفر انتخاب و در دو گروه (15) نفر آزمایش و (15) نفر گواه گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته چالشهای اشتغال زنان و کیفیت زندگی کاری زنان است. اطلاعات تحقیق توسط نرم افزار(spss21 ) و با استفاده از تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد مشاوره مسیر شغلی مبتنی بر تعهد و پذیرش در چالش های اشتغال زنان تاثیر معنی دار اما بر کیفیت زندگی کاری تاثیر معنی داری ندارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه تأثیر برنامه فرزندپروری مثبت و آموزش والدگری مبتنی بر مواجهه با چالشهای فرزندپروری بر ابعاد والدگری مؤثر و سازگاری زوجی مادران انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری، مادران دارای فرزند نوجوان شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397بودند.از افرادی که در فراخوان شرکت کردند 24 آزمودنی با روش تصادفی انتخاب و در گروهها گمارش شدند. مداخلات به صورت هشت جلسه دو ساعته انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای والدگری آلاباما و سازگاری زوجی اسپانیر (1976) گردآوری شدند. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد میان برنامه فرزندپروری مثبت و گروه گواه در والدگری مثبت و نظارت ضعیف تفاوت معنیداری وجود دارد، همچنین بین گروه والدگری مبتنی بر مواجهه با چالشها و گروه گواه از نظر والدگری مثبت، تنبیه بدنی و اطلاع، تفاوت معنیداری دیده شد. هر چند تفاوتی میان تأثیر دو روش آموزشی بر ابعاد والدگری مؤثر و سازگاری زوجی یافت نشد (05/0P
یکی از دغدغههای خانوادههای دارای فرزند نوجوان، مشارکت پدر در فرزندپروری است. به همین دلیل شناسایی عوامل تأثیرگذار بر آن دارای اهمیت است. این پژوهش با هدف پیشبینی مشارکت پدر از طریق سازگاری زوجی، کیفیت رابطه مادر- نوجوان و سطح تحصیلات پدر انجام شد. روش پژوهش، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعۀ این پژوهش شامل کلیه خانوادههای دارای نوجوان پسر 13 تا 15 ناحیه4 (آموزش و پرورش) شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 بودند. روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحله ای بود. سیصد و شش تن (102 خانواده، شامل نوجوان به همراه والدین) به پرسشنامه-های والدگری آلاباما (مشارکت پدر)، سازگاری زوجی و پرسشنامه کیفیت رابطه والد - فرزندی پاسخ دادند. دادهها با استفاده از رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر و بوسیله نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است و تمامی ضرایب مسیر مستقیم معنیدار شدند. همچنین در مدل مسیر حاضر، کیفیت رابطه مادر– نوجوان نقش واسطهای را برعهده دارد. در مجموع میتوان گفت متغیرهای موجود در مدل، بویژه سازگاری زوجی و کیفیت رابطه والد – نوجوان میتوانند مشارکت پدر را به خوبی تبیین نمایند. نتایج پژوهش حاضر مؤید نقش برجسته تعاملات خانوادگی در دخیل شدن و مشارکت پدر در امر فرزندپروری بود و یافتهها میتواند یاریرسان متخصصان در زمینه ارتقای سلامت و انسجام خانواده باشند.
مقدمه: با توجه به اهمیت شادکامی و نشخوار فکری در افزایش سطح خلق، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته درمانی مبتنی بر تجارب با درمان مبتنی بر شفقت ورزی بر شادکامی و نشخوار فکری در بیماران افسرده صورت گرفته است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش سه گروهی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را بیماران افسرده مراجعهکننده به مرکز خدمات بهزیستی سپاهان در شهر اصفهان در بهار و تابستان سال 7139 تشکیل دادند که در نهایت از بین آنها 45 نفر به شیوه دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1(بسته درمانی مبتنی بر تجارب)، گروه آزمایش 2(بسته درمانی مبتنی بر شفقت ورزی) و گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش 1 طی 16 جلسه 45 دقیقهای و گروه آزمایش 2 طی 10 جلسه 90 دقیقهای تحت درمان مبتنی بر شفقت ورزی و بسته درمانی مبتنی بر تجارب قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه شادکامی آکسفورد، پرسشنامه سبکهای پاسخ و پرسشنامه شفقت به خود فرم کوتاه بود و در نهایت به تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری پرداخته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در پسآزمون و پیگیری پس از کنترل پیش آزمون، بین گروه آزمایش 1، گروه آزمایش 2 و گروه کنترل در شادکامی و نشخوار فکری تفاوت معناداری وجود دارد ولی تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش 1 و گروه آزمایش 2 وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان های مبتنی بر تجارب و درمان مبتنی بر شفقت ورزی در افزایش شادکامی و کاهش نشخوار فکری از استفاده از هر یک از دو رویکرد می تواند مفید و اثربخش باشد. با توجه به تعداد و طول جلسات متفاوت در هر رویکرد استفاده از رویکرد خاص بسته به شرایط می تواند مدنظر درمانگران قرار گیرد، باشد.
Aims: The aim of the present study was to Developing a Native Educational Opportunity Finder based on Tracey's Spherical Model (2002). Method: research method is descriptive. The statistical population included all the university majors in four branches of mathematics, experimental sciences, humanities and art in Iran. From each major, 6 to 8 postgraduate students voluntarily answered the research instrument.The results of two majors – physics and law are presented in this study.Findings: According to the findings, the major of physics in the model of eight basic interest types, was characterized by three areas, including: Nature-Outdoors, Mechanical, and Data Processing. In Prediger's two-dimensional model, this field of study was located in Things/Ideas quarter. The law profile in the eight basic interest types model, included:, Managing, Business Detail, and Helping. In two- dimensional model law was located in People/Datsa quarter. Conclusion: Based on the findings, it is concluded that students volunteered for the majors of physics and law should have high interests in the nature/outdoors , Mechanical areas and students volunteered for the major of law should have high interests Managing and Business Detail,On the other hand, the high prestige of these two fields reveals that the volunteer students of these fields can expect that the patterns of social valuation and having good social image requirements to be answered in these two fields of study
هدف از پژوهش حاضر تدوین فرصت یاب تحصیلی بومی بر اساس الگوی کروی تریسی(2002) بود. در این پژوهش موقعیت جغرافیایی رشته های دانشگاهی در الگوی کروی مشخص شد. روش: روش پژوهش توصیفی است. جامعه آماری کلیه رشته های دانشگاهی در چهار گروه علوم ریاضی، علوم تجربی، علوم انسانی و هنر بود که از هر رشته 6 الی 8 دانشجوی تحصیلات تکمیلی به طور داوطلبانه به پرسشنامه ی پژوهش پاسخ دادند. در این مقاله نتایج مربوط به دو رشته ی فیزیک و رشته حقوق ارائه شده است. یافته ها: با توجه به یافته ها ، رشته فیزیک در الگوی هشت تیپ رغبت پایه در سه حوزه طبیعت، فنی و کامپیوتر قرار گرفت. این رشته در نمای دو بعدی متمایل به سمت ربع اشیاء-اندیشه ها بود. رشته حقوق نیز در الگوی هشت تیپ رغبت پایه با سه حوزه مدیریت، تاثیرگذاری مشخص شد. رشته حقوق در نمای دو بعدی متمایل به سمت ربع افراد-داده ها بود.به لحاظ پرستیژ هردو رشته در حوزه پرستیژ بالا قرار گرفتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها چنین نتیجه گیری می شود که دانشجویان داوطلب رشته فیزیک باید علایق بالایی در حوزه های طبیعت و فنی و دانشجویان داوطلب رشته حقوق باید خودکارامدی بالایی در حوزه های مدیریت،محاسبات کسب و کار داشته باشند . با توجه به بالا بودن سطح پرستیژ دانشجویان هر دو رشته می توانند انتظار داشته باشند که الگوی نیاز به ارزشگذاری اجتماعی و نیاز به داشتن وجهه اجتماعی در این دو رشته تحصیلی به خوبی پاسخ داده شود.
زمینه و هدف: بهزیستی مسیر شغلی، تجارب عاطفی مثبت در رابطه با مسیر شغلی افراد است که می تواند موجب شکوفایی و پیشرفت افراد در زندگی شود. هدف این پژوهش کشف عناصر اصلی بهزیستی مسیر شغلی براساس تعاریف ارایه شده جدید در این زمینه است. روش و مواد: پژوهش حاضر از نوع اکتشافی است که با روش کیفی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 73 نفر انتخاب شدند. گردآوری داده¬ها با استفاده از روش مصاحبه و تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: میانگین (انحراف معیار) سن مشارکت کنندگان (81/8) 38 سال بود. 34 (6/46%) نفر زن و 39 (4/53%) نفر مرد بودند. 31 (5/42%) نفر، کمتر از 10 سال و 42 (5/57%) نفر بیش از 10 سال سابقه کار داشتند. عناصر اصلی بهزیستی مسیر شغلی در کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تهران به ترتیب حس رضایت و شادکامی نسبت به مسیر شغلی (7/65%)، روابط مثبت بین فردی (9/%58)، اشتیاق (52%)، رابطه سازمانی مثبت (6/50%)، عملکرد شغلی (4/42%)، تعادل بین کار و زندگی (7/39%)، یادگیری و رشد (9/36%)، گذارهای مسیر شغلی (1/30%)، ثبات هیجانی (7/28%)، حس هدفمندی و معنا (6/24%)، تحقق- شایستگی (9/21%) و تسلط محیطی (1/19%) بودند. نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که حس رضایت و شادکامی نسبت به مسیر شغلی، روابط مثبت بین فردی، اشتیاق، رابطه سازمانی مثبت، عملکرد شغلی، تعادل بین کارو زندگی، یادگیری و رشد، گذارهای مسیر شغلی، ثبات هیجانی، حس هدفمندی و معنا، تحقق- شایستگی، تسلط محیطی، عناصر اصلی بهزیستی مسیر شغلی در کارکنان دانشگاه شهید بهشتی تهران بودند.
هدفاز این پژوهش شناسایی شاخصهای تأثیرگذار بر کیفیت زندگی کاری کارکنان بهمنظوردستیابی به الگویی بومی در این زمینه بود. جامعة آماری پژوهش را کلیة کارکنان بخشتولید کارخانه تولیدی و صنعتی نهانگل بروجن در بر میگرفتند که از میان آنها 15نفر بر اساس اصل شیوة نمونهگیری هدفمند در پژوهشهای کیفی در نمونه مورد مطالعهشرکت یافتند. ابزارهای گردآوری دادهها در این پژوهش بر اساس اصول پژوهشهای کیفیشامل مصاحبه و مشاهده بود. دادههای بهدستآمده بر اساس روش کولایزی در پژوهشپدیدارشناسی تحلیل شد. نتایج بهدستآمده نشان داد که کیفیت زندگی کاری درمجموعشامل 16 مضمون که عبارتاند از مشوقها، حقوق و مزایا، جو آموزشی اثربخش، شهرتسازمان، استقلال عمل، مشارکت، روابط همدلانه، عوامل شغلی، پیشگیری از حوادث، امنیتشغلی، عوامل برونسازمانی، عدالت ادراک شده، معناداری، معنویت و مسئولیت اجتماعیسازمان همراه با 30 زیرمضمون مربوط به آنها است. کشف مضمونها و زیرمضمونهایجدید و تناسب آنها با فرهنگ بومی ازجمله نوآوریها در این پژوهش است.
The aim of this study was to investigate the effect of “career anchors” group counseling on career decision-making, and self-appraisal, ability to gather occupational information, goal selection, making plans for the future and problem-solving in high school students (female and male). The research method was experimental research pre-test, post-test and follow- up with control group. The statistical population included all high school students in 2016-2017 academic year in Sanandaj City. By using a multisampling method, 60 participants were randomly selected. The measurements included the Decision -Making Scale (Betz, Klein & Taylor, 1996). The experimental groups (a female group, a male group) participated in 8-sessions in 2 hours, “career counseling group program. Data was analyzed using the multivariate analysis of variance. The results indicated that career anchors group counseling enhanced the career decision-making and all its components in participants and this effect was stable after a month. (p< 0.001). Thus career anchors group counseling can help students in career decision-making.