هدف از این آزمایش، ارزیابی اثرات جاذب آلومینوسیلیکاته نانو ساختار فرآوری شده فیزیکی (BF) بر عملکرد، وزن نسبی اجزای لاشه، فراسنجههای بیوشیمیایی خون جوجههای گوشتی تحت چالش با آفلاتوکسین B1 بود. برای این منظور از 160 قطعه جوجهخروس یک روزه راس 308 در یک طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار و 8 پرنده در هر تکرار به مدت 35 روز استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: شاهد منفی (C)، شاهد مثبت (جیره پایه + آفلاتوکسینAFB1) و سه سطح: 25/0، 5/0 و 75/0 درصد جاذب آلومینوسیلیکاته نانو ساختار فرآوری شده فیزیکی (BF) که به جیره پایه آلوده به آفلاتوکسین AFB اضافه گردید بود. مقدار آفلاتوکسین افزوده شده به جیرههای آلوده در دوره آغازین و رشد برابر ppb500 و در دوره پایانی ppb1000 آفلاتوکسین بود. در 35 روزگی، خونگیری از یک پرنده از هر تکرار به عمل آمد و یک قطعه پرنده کشتار و اجزای لاشه آن توزین و وزن نسبی آنها تعیین گردید. نتایج نشان داد که افزودن 25/0BF به جیره آلوده باعث افزایش مصرف خوراک، کاهش درصد چربی بطنی و LDL سرم خون در دوره پرورش گردید (05/0 < P). بالاترین وزن بدن در تیمار 5/0 درصد BF نسبت به شاهد مشاهده شد (05/0 < P). ضریب تبدیل خوراک در جوجههای تغذیه شده با AFB در مقایسه با تیمار شاهد بهطور معنیداری افزایش یافت (05/0 < P). کمترین غلظت تریگلیسرید در شاهد مثبت در مقایسه با گروه دریافتکننده همزمان آفلاتوکسین و 75/0 درصد BF مشاهده شد. میزان فعالیت آنزیم آلانین آمینوترانسفراز (ALT) در تیمار AF نسبت به شاهد منفی و 5/0 درصد BF افزایش معنیداری داشت. بنابراین یافتههای این آزمایش آفلاتوکسین باعث کاهش شاخصهای عملکردی میشود و افزودن جاذب آلومینوسیلیکاته نانو ساختار فرآوری شده فیزیکی در سطح 5/0 درصد به جیرههای آلوده به آفلاتوکسین، اثرات منفی آفلاتوکسین را بر عملکرد بهبود بخشیده و درصد چربی بطنی را کاهش میدهد.
هدف از این آزمایش، بررسی تأثیر بنتونیت سدیم پیلارد (PB) بر عملکرد، وزن نسبی اجزاء لاشه و فراسنجههای بیوشیمیایی خون جوجههای گوشتی چالشیافته با آفلاتوکسینبود. بدین منظور از 128 قطعه جوجهخروس یکروزه راس 308 در یک طرح کامل تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار به مدت 35 روز استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: شاهد منفی (C)، شاهد مثبت (جیرۀ پایه + آفلاتوکسینAFB1) و دو سطح 25/0 و 75/0 درصد بنتونیت نانو ساختار پیلارد (PB) که به جیرۀ پایۀ آلوده به آفلاتوکسینAFB1اضافه شد، میزان آفلاتوکسین در جیرههای آلوده در دورۀ آغازین و رشد برابر ppb500 و در پایانی ppb1000 بود. ستون حایل بودن (پیلارینگ) در بنتونیت سدیم باعث افزایش میزان اکسید آهن از 99/1 به 42/8 درصد و در بنتونیت سدیم از 43/2 به 43/0 درصد در بنتونیت پیلارد کاهش یافت. آفلاتوکسین باعث افزایش FCRو فعالیت آنزیمهای ALT و ALP در مقایسه با شاهد منفی شد. افزودن 25/0 درصد PB به جیرۀ آلوده باعث افزایش مصرف خوراک، وزن بدن و کاهش ALT شد. افزودن 75/0 درصد PB باعث کاهش ALT و ALP در مقایسه با تیمار آلوده شد. بنابراین بنتونیت سدیم پیلارد باعث بهبود عملکرد و کاهش فعالیت آنزیمهای کبدی در جوجههای تغذیهشده با آفلاتوکسین میشود. نتایج بهدستآمده در این بررسی، آفلاتوکسین در سطح 1000 نانوگرم در کیلوگرم اثری بر وزن بدن و مصرف خوراک نداشت و سطح 25/0 درصد بنتونیت پیلارد مناسبترین پاسخ عملکردی را در جوجههای تغذیهشده با آفلاتوکسین داشت.
به منظور تعیین ترکیب اسیدهای چرب دنبه و گوشت گوسفندان بلوچی استان خراسان جنوبی، تعداد 5 نمونه گوشت ران و راسته و 5 نمونه دنبه از 5 رأس گوسفند از محل کشتارگاه های دام، هشت منطقه استان خراسان جنوبی یعنی شهرستان های بیرجند، سربیشه، نهبندان، درمیان، قائن، فردوس، سرایان و بشرویه (از 40 رأس گوسفند در سطح استان) تهیه و جمع آوری گردید و نمونه ها تا زمان استخراج چربی آن ها در فریزر oC80- نگهداری شد. پس از جمع آوری تمام نمونه ها، چربی استخراج و متیله گردید سپس نوع و درصد اسیدچرب در مقایسه با زمان پیک و مقدار پیک استاندارد و روش استاندارد داخلی تعیین گردید و سپس آنالیز آماری داده ها به کمک نرم افزار SAS انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد درصد مجموع اسیدهای چرب اشباع دنبه گوسفندان از گوشت بالاتر بود (05/0>P). مجموع درصد اسیدهای چرب غیراشباع با یک پیوند دوگانه و غیراشباع با چند پیوند دوگانه در گوشت بالاتر از چربی بود (05/0>P). درصد اسیدهای چرب امگا-3 در گوشت بالاتر از دنبه ولی اختلاف آنها معنیدار نبود. درصد اسیدهای چرب امگا-6 و اسیدهای چرب ترانس در دنبه بطور معنیداری بالاتر از گوشت گوسفندان بود (05/0>P). نسبت اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه به اسیدهای چرب اشباع (PUFA/SFA) در گوشت بالاتر از دنبه گوسفندان بود. در مجموع تحلیل دادهها نشان میدهد که هر چند درصد مجموع اسیدهای چرب ترانس دنبه گوسفندان بالاتر بود ولی از شاخص استاندارد ایران پائینتر میباشد. تحلیل ترکیب اسیدهای چرب گوشت و دنبه گوسفندان مناطق مختلف استان خراسان جنوبی بدلیل تفاوت در ترکیب چراگاه مورد استفاده با هم اختلاف معنیداری نشان داد. از طرف دیگر با توجه به نسبت بالای اسیدهای چرب غیراشباع و پائین تر بودن درصد اسیدهای چرب اشباع گوشت در مقایسه با دنبه، کیفیت گوشت از دنبه گوسفندان استان خراسان جنوبی بهتر میباشد.
این تحقیق به منظور بررسی ترکیب اسیدهای چرب چربی بطنی و گوشت گوشت ران و سینه مرغ و روغنهای خوراکی موجود در بازار استان خراسان جنوبی اجرا گردید.در این مطالعه از تعداد 10 نمونه گوشت ران و سینه (MB[1]) و چربی بطنی مرغ (FB[2]) در سه مرحله کشتار از مرغداریهای مختلف (مجموعا 30 قطعه مرغ) و تعداد 5 نمونه از هر کدام از روغنهای زرد (B[3])، جامد (S[4])، مارگارین (M[5]) و 5 نمونه روغن مایع (O[6]) در سطح استان جمع آوری گردید و نمونهها تا زمان استخراج چربی آنها در فریزر o80- نگهداری، سپس چربی استخراج و متیله گردید و نوع و درصد اسیدچرب تعیین گردید. درصد مجموع اسید چرب اشباع در روغن زرد، جامد، مارگارین، مایع، چربی مرغ و گوشت مرغ به ترتیب 84/31، 92/51، 03/50، 43/24، 57/35، 67/30 بود که بیشترین درصد به روغن های جامد و مارگارین و کمترین به روغن مایع اختصاص داشت (05/0>P). درصد اسیدهای چرب غیراشباع با یک پیوند دوگانه نیز 90/37، 98/14، 15/17، 95/31، 97/37، 96/39 به ترتیب در B، S، M، O، FB و MB بود که بالاترین درصد آن در گوشت مرغ مشاهده شد (05/0>P). درصد مجموع اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه نیز به ترتیب در B، S، M، O، FB و MB برابر 03/25، 28/26، 36/25، 84/37، 93/23، 01/27 بود. بالاترین درصد اسیدچرب امگا-6 در روغن مایع مشاهده شد. میزان اسید چرب امگا-3 نیز در گوشت مرغ و روغن زرد بطور متمایزی از سایر منابع بالاتر بود. میزان اسیدهای چرب ترانس نیز در گوشت و چربی مرغ کمتر از 2 درصد و در روغن زرد 70/2 درصد و در روغنها بالاتر از 5 درصد بود. چربی و گوشت مرغ بدلیل داشتن اسیدچرب اشباع و ترانس کمتر و شاخصهای آتروژنسیتی و ترومبوژنسیتی پائینتر در مقایسه با روغنهای خوراکی احتمالا برای مصرف کننده و افراد مبتلا به بیماری قلبی-عروقی از روغنها مناسبترند. 1- Meat Broiler 2- Fat Broiler 3- Butter oil 4- Saturated oil 5- Margarine oil 6- Oil
این تحقیق به منظور بررسی تاثیر عصاره آبی گل راعی بر عملکرد، درصد چربی بطنی، وزن نسبی اجزای لاشه و فراسنجههای بیوشیمیایی خون جوجههای گوشتی انجام گرفت. بدین منظور، تعداد 160 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار آزمایشی و 4 تکرار (16 واحد آزمایشی) و 10 پرنده در هر تکرار اجرا شد. تیمارها شامل: 1(شاهد)، 2، 3 و4 به ترتیب حاوی صفر، 150، 300 و 450 میلی گرم عصاره آبی گل راعی به ازای کیلو گرم خوراک بود. در روزهای 24 و 42، دو جوجه از هر قفس خون گیری و کشتار شدند. نتایج نشان داد که عصاره آبی گل راعی تأثیر معنی داری بر فراسنجههای عملکردی شامل مصرف خوراک، وزن بدن و ضریب تبدیل در دوره های مختلف نداشت به جز این که در 24 روزگی مصرف خوراک در جوجههای تیمار 300 میلی گرم کاهش یافت (05/0>P). شاخص تولید و وزن نسبی اجزاء لاشه در 24 و 42 روزگی تحت تأثیر سطح عصاره قرار نگرفت به جز وزن نسبی کبد، پیش معده و سنگدان که در 24 روزگی در سطح بالای عصاره گل راعی، بالاتر بودند. وزن نسبی چربی بطنی در 42 روزگی با افزایش سطح عصاره گل راعی کاهش یافت (05/0>P). در 24 روزگی، تیمار 150 میلی گرم عصاره آبی باعث افزایش معنیدار HDL، کاهش گلوکز و افزایش میزان فعالیت ALT خون شد (05/0>P). همچنین AST در جوجههای تیمار 300 میلی گرم عصاره آبی افزایش یافت. فراسنجههای خونی در 42 روزگی تحت تأثیر سطح عصاره آبی گل راعی قرار نگرفت. بنابراین تغذیه جوجههای گوشتی با عصاره گل راعی باعث کاهش چربی بطنی بدون تأثیر منفی بر عملکرد خواهد شد هر چند در سطوح بالا باعث هایپرتروفی کبدی و افزایش فعالیت آنزیمهای AST و ALT خواهد شد
چکیده این مطالعه با هدف بررسی غلظت عناصر کم مصرف و سنگین خاک در چند منطقه کاشت زعفران در شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1392 به اجرا درآمد. تیمارها شامل سه سن مزرعه (یک، سه و پنج ساله) و پنج منطقه کاشت زعفران شامل آرین شهر، حسین آباد، خوسف، گل فریز و مهموئی بودند. غلظت عناصر کم مصرف و سنگین شامل آهن، روی، منگنز کبالت، کروم و کادمیوم خاک اندازه گیری و تعیین شد. نتایج نشان داد که غلظت عناصر آهن، روی و منگنز و کروم خاک به طور معنی داری تحت تأثیر سن مزرعه قرار گرفت (05/0p≤). اثر منطقه کاشت بر غلظت عناصر آهن، روی، منگنز، کبالت و کروم خاک معنی دار بود (01/0p≤). اثر متقابل سن مزرعه و منطقه کاشت بر غلظت آهن، روی و کبالت خاک معنی دار (01/0p≤) بود. با افزایش سن مزرعه غلظت روی کاهش و غلظت عناصر سنگین شامل کبالت، کروم و کادمیوم افزایش یافت. میزان منگنز در مزارع پنج ساله به ترتیب 29 و 34 درصد بیشتر از مزارع یک و سه ساله بود. میزان کبالت مزارع پنج ساله به ترتیب برابر با 53 و 46 بیشتر از مزارع یک ساله و سه ساله بود. مزارع خوسف و حسینآباد به ترتیب با 65/1 و 77/0 پی پی ام دارای بیشترین و کمترین غلظت آهن در خاک بودند. مزارع یک ساله خوسف و مهمویی با 436/2 و 77/0 پی پی ام به ترتیب دارای بیشترین و کمترین مقدار آهن بودند. مزارع حسینآباد و خوسف به ترتیب با 7/8 و 31/4 پی پی ام دارای بیشترین و کمترین میزان کبالت در خاک بودند. بدین ترتیب، توصیه می شود از روش های مدیریت اکولوژیک نظیر کاهش مصرف کودهای شیمیایی و کاربرد کودهای آلی برای کاهش غلظت این عناصر در مزارع زعفران بهره گیری شود.
در این تحقیق تعداد 120 قطعه جوجه گوشتی سویه رآس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی، با 3 تیمار، 4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی به مدت 35 روز روی بستر پرورش داده شدند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از؛ 1) تیمار کنترل (جیره فاقد آفلاتوکسین B1)، 2) جیره حاوی ppb 250 آفلاتوکسین B1، 3) جیره حاوی ppb 500 آفلاتوکسین B1. کمترین میزان طول ایلیوم و روده متعلق به جوجه های دریافت کننده سطحppb 500 آفلاتوکسین به تنهایی بود. پس از اخذ نمونه خون، غلظت فرآسنجه های خونی از جمله مجموع پروتیین تام سرم، آلبومین، بیلی روبین، گلوکز، اسید اوریک، کلسیم و فسفر و آنزیم های کبدی AST،ALT ، ?-GT اندازه گیری گردید. آزمایش عیار سنجی علیه بیماری های نیوکاسل و آنفلوآنزا در دو مرحله (25 و 34 روزگی) انجام پذیرفت. در سن 25 روزگی و قبل از تجویز واکسن دوگانه نیوکاسل-آنفلوآنزا از تعداد 2 قطعه جوجه در هر گروه، نمونه خون اخذ شد. همچنین عیار پادتن ضد ویروس نیوکاسل و آنفلوآنزا به روش آزمایش HI در آن ها تعیین گردید. بعلاوه در سن 34 روزگی از جوجه های مرحله اول خون گیری به عمل آمد و عیار پادتن بیماری های مذکور مجددا اندازه گیری شد. در این مطالعه تغییر معنی داری در سطوح کلسیم، فسفر، آلبومین و پروتیین تام سرمی خون جوجه های گوشتی مصرف کننده جیره های مختلف آزمایشی، در مقایسه با طیور دریافت کننده جیره پایه وجود نداشت. با افزایش سطوح آفلاتوکسین B1 از 250 به ppb 500 در جیره غذایی طیور، سطوح گلوکز، بیلی روبین تام و AST افزایش، و در مقابل سطح بیلی روبین مستقیم، نسبت به تیمار حاوی جیره پایه بصورت معنی داری کاهش یافت. عیار HI علیه بیماری نیوکاسل و آنفلوآنزا در مرحله دوم (34 روزگی) کاهش معنی داری را نسبت به تیمار پایه نشان داد. آفلاتوکسین سبب تغییر در فرآسنجه های خونی، اختلالات کبدی و کلیوی و کاهش قدرت سیستم ایمنی جوجه های گوشتی در برابر بیماری های نیوکاسل و آنفلوآنزا می گردد. این مطالعه به منظور بررسی اثرات سمی آفلاتوکسین بر سیستم ایمنی و فرآسنجه های خونی جوجه های گوشتی انجام گردید.