این آزمایش بهمنظور بررسی اثر افزودن بتائین و کولین در سطوح کاهشی متیونین بر صفات کمّی و کیفی تخممرغ، شاخصهای خونی و صفات پاداکسندگی خون و تخممرغ تخمگذار سویه بونز انجام شد. در این آزمایش از 315 قطعه مرغ تخمگذار سویه بونز در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×3 شامل سه سطح متیونین (سطوح 80، 90 و 100 درصد متیونین) و سه مکمل (بدون مکمل، 15/0 درصد بتائین و 15/0 درصد کولین) با نه تیمار، هفت تکرار و پنج قطعه مرغ برای هر تکرار انجام شد. آثار متقابل نشان داد پرندگان در 32 تا 35 هفتگی، در سطح 100 درصد متیونین، کمترین ضریب تبدیل خوراک (05/0P<) و بیشترین گرم توده تخممرغ تولیدی (01/0P<) را در مقایسه با گروه متیونین 80 درصد نشان دادند. در سن 36 تا 39 هفتگی، بیشترین وزن تخممرغ تولیدی مربوط به سطح 100 درصد متیونین (01/0P<) بود. بیشترین میانگین شاخص رنگ زرده در پایان دوره اول و دوم (01/0P<) بهترتیب مربوط به سطح 100 درصد متیونین و 15/0 درصد بتائین و سطح 90 درصد متیونین و 15/0 درصد کولین بود. کمترین غلظت کلسترول و تریگلیسرید خون در سطح 90 درصد بدون مکمل مشاهده شد (05/0P<). کمترین غلظت کلسترول زرده در تیمار سطح 100 درصد متیونین و 15 درصد بتائین مشاهده شد (01/0P<). با توجه به اینکه بتائین و کولین هر دو از گروههای دهنده متیل هستند و متیونین نیز در حضور این دو مکمل عملکرد بهتری را نشان داد، میتوان نتیجه گرفت که مکمل بتائین با جیره کم متیونین، بدون هیچ تأثیر منفی بر بهرهوری عملکرد تخمگذاری، باعث بهبود کیفیت تخممرغ و کولین باعث کاهش کلسترول خون و پایداری اکسیداتیو تخممرغ می شود.
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تمرین تداومی و تناوبی هوازی همراه با مصرف عصاره عناب بر مقادیر نسفاتین-1 پلاسمایی موش های صحرایی نر دچار سکته قلبی انجام شد.روش کار: مطالعه حاضر از نوع تجربی است. 36 سر موش صحرایی نر از مرکز تکثیر و پرورش حیوانات آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند خریداری شدند و بعد از طریق القای ایسکمی قلبی با تزریق زیرجلدی ایزوپرنالین دچار سکته قلبی شدند. سپس به شش گروه شش تایی کنترل، تمرین تناوبی هوازی همراه با مصرف عصاره عناب، تمرین تناوبی هوازی، تمرین تداومی هوازی با مصرف عصاره عناب، تمرین تداومی هوازی و گروه مصرف عصاره عناب تقسیم شدند. موش ها به آب و غذا آزادانه دسترسی داشتهاند. به گروه های دارای عصاره عناب با دوز 400 میلیگرم بر کیلوگرم و به میزان 5/1 میلی لیتر در روز عصاره عناب گاواژ میشد. نتایج: نتایج نشان داد که شش هفته تمرین تناوبی و تداومی هوازی، به تنهایی و همراه با مصرف عصاره عناب موجب افزایش معنیداری بر سطوح نسفاتین-1 پلاسمایی نسبت به گروه کنترل شد (05/0>P). همچنبن مصرف عصاره عناب به تنهایی نیز باعث افزایش معنیدار سطوح نسفاتین-1 پلاسمایی نسبت به گروه کنترل شد (05/0>P). بین تأثیر دو نوع تمرین ورزشی، تمرین تناوبی افزایش بیشتری نسبت به تمرین تداومی داشت اما اختلاف آنها معنیدار نبود (05/0
زمینه و هدف: یکی از راههای مناسب برای کنترل وزن و چاقی تمرینهای ورزشی منظم و بهرهمندی از مکملهای ضداکسایشی است. هدف از این مطالعه تعیین و بررسی تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای و مصرف مکمل اسپیرولینا بر مقادیر پلاسمایی آیریزین و برخی شاخصهای ترکیب بدنی مردان دارای اضافه وزن و چاق بود. روش بررسی: پژوهش حاضر تک سوکور و با توجه به هدف، از نوع مطالعات کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی بود و به همین منظور 60 مرد دارای اضافه وزن و چاق (25BMI>) با دامنه سنی30 تا 55 سال به صورت هدفمند انتخاب و به روش تصادفی ساده در چهار گروه؛ تمرین + اسپیرولینا، تمرین + دارونما، اسپیرولینا و دارونما تقسیم شدند. گروه مداخله و دارونما به ترتیب به مدت هشت هفته روزانه دو عدد کپسول 500 میلیگرمیاسپیرولینا و دارونما مصرف نمودند. تمرینهای مقاومتی به مدت هشت هفته، هفتهای سه جلسه، 12 حرکت با یک الگوی زمان بندی منعطف و اصل اضافه بار برای شدت¬های خیلی سبک، سبک، متوسط و سنگین با فواصل استراحتی (به صورت فعال) بین ایستگاه¬ها و نوبت¬ها به ترتیب 1، 1-2و 3-5 دقیقه اجرا شد. شاخصهای ترکیب بدنی وزن بدن، BMI، WHR قبل و بعد از تمرینات با استفاده از دستگاه ترکیبسنج و مترنواری اندازهگیری شد. سپس از آزمودنیها در دو مرحله (پیش و پس) آزمون 10 میلی لیتر خون از سیاهرگی آنتی کوبیتال بازویی چپ به صورت 12 ساعت ناشتایی گرفته شد. دادههای با استفاده از آزمونهای شاپیرو- ویلک، آنالیز واریانس یک طرفه، تعقیبیLSD و تی student تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: مقادیر پلاسمایی آیریزین و وزن بدن در مقایسه بین گروهی تفاوت معنی¬داری نشان دادند(05/0>p). در بررسی درون گروهی مقادیر پلاسمایی آیریزین در گروه¬های تمرین+ اسپیرولینا، تمرین + دارونما، افزایش معنی¬داری داشت(05/0>p) اما مقادیر وزن بدن، BMI در گروه¬های تمرین+ اسپیرولینا، تمرین+ دارونما و اسپیرولینا و مقادیرWHR در گروه¬های تمرین+ اسپیرولینا، تمرین+ دارونما کاهش معنی¬داری یافت (05/0>p). مقادیر پلاسمایی آیریزین، وزن بدن، BMI و WHR در گروه دارونما تغییر معنی داری نداشت(05/0
ایسکمی موجب افزایش تولید گونههای واکنشپذیر اکسیژن و تنش اکسایشی میشود که بهطور مستقیم، با اثر بر غشا و پروتئینها یا غیرمستقیم با تحریک مسیرهای آپوپتوز به آسیب سلولی منجر میشود. یکی از گیاهان دارای خاصیت ضداکسایشی، عناب است که میتواند تولید رادیکالهای آزاد را کاهش دهد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تمرین تناوبی هوازی و عصارۀ عناب بر عوامل آپوپتوزی در رتهای مبتلا به سکتۀ قلبی بود. در این مطالعۀ تجربی تعداد 36 سر رت نر نژاد ویستار که از طریق القـای ایسـکمی قلبـی بـا تزریـق زیرجلدی ایزوپرنالین دچار سکتۀ قلبی شدند، انتخاب شدند. رتهای این مطالعه بهطور تصادفی در شش گروه شامل کنترل سالم، کنترل سکته، شم، کنترل سکته+ عصارۀ عناب، تمرین تناوبی هوازی+ سکته، تمرین تناومی هوازی+سکته+عصارۀ عناب قرار گرفتند. پروتکل تمرین تناوبی هوازی با 5 تناوب 4 دقیقهای معادل 75-70 VO2max% ، و استراحت فعال با 5 تناوب 4 دقیقهای معادل60-55 VO2max% انجام گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری شاپیرو-ویلک، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0>α تحلیل شدند. نتایج نشان داد در گروه سکته نسبت به گروه سالم، القای سکته بهوسیلۀ ایزوپرنالین مقادیر کاسپاز3 بافت قلب را بهطور معناداری افزایش میدهد (05/0>P)، که در این شاخص در هیچیک از گروههای تمرین تناوبی هوازی، عصارۀ عناب و تمرین+عصارۀ تفاوت معناداری با گروه سکته نداشت (05/0 P)، درحالیکه در هیچیک از گروههای دیگر در این شاخص تغییر معنادار مشاهده نشد (05/0<P). بنابراین بهنظر میرسد، تمرین تناوبی هوازی و عصارۀ عناب با افزایش Bcl-2 بافت قلب میتواند موجب مهار آپوپتوز سلولهای قلبی پس از وقوع سکتۀ قلبی و همچنین موجب کاهش آسیب بافت قلبی شود.
زمینه مطالعه: آفلاتوکسینها گروهی از مایکوتوکسینها هستند که توسط قارچهای آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس پارازیتیکوس تولید شده و عامل مهمی در آسیب اکسیداتیو کلیه و کبد می باشد. هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره زردچوبه و بنتونیت سدیم در کاهش آسیبهای کلیوی و کبدی ناشی از آفلاتوکسینB1 می باشد. روش کار: در این آزمایش که به مدت 4 هفته طول کشید64 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی در قالب 8 تیمارآزمایشی و به روش فاکتوریل تقسیم شدند که تیمارها شامل: شاهد، آفلاتوکسین(AF)، عصاره زردچوبه (TE)، بنتونیت سدیم(BS)، عصاره زردچوبه + بنتونیت سدیم، آفلاتوکسین+ عصاره زردچوبه، آفلاتوکسین + بنتونیت سدیم، آفلاتوکسین+ (عصاره زردچوبه و بنتونیت سدیم) بودند.. در پایان دوره آزمایش خونگیری از قلب انجام شد و برخی فراسنجه های بیوشیمیایی خون بررسی گردید. نتایج: در موشهای صحرایی آلوده شده با آفلاتوکسینB1، میزان آلانین آمینوترانسفراز، آلکالین فسفاتاز LDL و کراتینین به صورت معنیداری(05/0p P)،و استفاده از ترکیب این دو باعث تقویت اثر و کاهش بیشتر فراسنجه های فوق گردید. گروه هایی که به تنهایی عصاره ی زردچوبه و بنتونیت دریافت کرده بودند در میزان آنزیمهای کبدی آنها تغییر معنی داری حاصل نشد. نتیجه گیری نهایی: با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به نظر میرسد که عصاره ی زردچوبه و بنتونیت سدیم به تنهایی اثرات مخرب آفلاتوکسین B1را کاهش میدهد و ترکیب این دو ممکن است اثر هم افزایی داشته باشد .
برای ارزیابی اثر سطوح مختلف تفاله زرشک بر صفات تولیدی، فراسنجههای خونی و ایمنی جوجههای گوشتی تحت تنش گرمایی، آزمایشی با استفاده از 160 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه سویه راس 308 با 4 تیمار و 4 تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد. یک جیره پایه به عنوان شاهد و سطوح 5/2، 5 و 5/7 درصد تفاله زرشک به همراه جیره پایه (متعادل از نظر انرژی و پروتئین) به عنوان تیمارهای آزمایشی در نظر گرفته شدند. توزین جوجهها و جمع آوری باقیمانده خوراک بصورت دورهای و در پایان سه دوره آغازین، رشد و پایانی انجام گرفت. در دوره تنش گرمایی (29 تا 42 روزگی) روزانه به مدت 7 ساعت دمای 1±37 درجه سانتیگراد اعمال شد. نتایج نشان داد سطوح مختلف تفاله زرشک بر وزن بدن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل و بر وزن نسبی اجزای لاشه و اندامهای داخلی نظیر کبد، تیموس و قلب اثر معنیداری نداشت، بجز افزایش معنیدار وزن نسبی سینه و بورس فابرسیوس (05/0>P) بقیه فراسنجههای خونی یا فعالیت آنزیمهای کبدی نیز تحت تاثیر قرار نگرفتند. تفاله زرشک در سطح 5/2 درثد باعث افزیش غلظت پروتئین تام گردید و غلظت گلوکز خون تا سطح 5/7 درصد نسبت به شاهد افزایش نشان داد (05/0>P) اما بر عیار پادتن بر ضد گلبول قرمز گوسفندی اثر نداشتند. در کل استفاده از تفاله زرشک در جیره جوجههای گوشتی با توجه به عدم ایجاد آثار منفی بر صفات تولیدی و تا حدی بهبود فراسنجههای خونی و ارتقای وضعیت ایمنی تا سقف 5/7 درصد قابل استفاده می باشد.
این آزمایش به منظور بررسی اثر سطوح مختلف دانه زرشک بر عملکرد، صفات لاشه، فراسنجههای خونی، پاسخ ایمنی و آنتیاکسیدانی جوجههای گوشتی انجام شد. در این مطالعه 240 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308، در قالب طرح آماری کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار )12 قطعه جوجه در هر تکرار( استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 5 سطح میوه زرشک (شاهد، 1، 2، 3 و 4 درصد) بودند. صفات مورد مطالعه شامل میانگین خوراک مصرفی ، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی، تیترآنتیبادی تولید شده علیه نیوکاسل، آنزیمهای آنتیاکسیدانی و فراسنجههای خونی بودند. سطوح گلوکز و کلسترول، وزن قلب و چربی محوطه بطنی بطور معنیداری کاهش یافت (05/0P<). میوه زرشک میزان فعالیت آنزیمهای سوپر اکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز و HDL را به طور معنیداری افزایش داد (05/0P<). در پایان، نتایج این آزمایش نشان داد که گرچه افزودن میوه زرشک در همه سطوح، سبب بهبود فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی گردید، اما فقط در سطح 3 درصد آن، موجب بهبود مقادیر گلوکز، کلسترول و HDL خون جوجه های گوشتی شد.
هدف این تحقیق بررسی اثر پودر میوهی کهورک بر عملکرد، خصوصیات لاشه، فراسنجههای بیوشیمیائی خون، سامانه ایمنی و ضداکسیدانی جوجههای گوشتی تحت تنش گرمایی بود. در این آزمایش از تعداد 250 قطعه جوجه یک روزه نر سویه راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار، پنج تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد منفی (بدون تنش)، شاهد مثبت (تنش گرمایی) و سطوح یک، سه و پنج درصد پودر میوه کهورک بود. جهت اجرای برنامه تنش گرمایی، دمای سالن در طول دو هفته آخر آزمایش به مدت شش ساعت در روز به حدود )2±38) درجه سانتیگراد افزایش یافت. نتایج نشان داد که افزودن کهورک در شرایط تنش باعث کاهش معنیدار وزن بدن، مصرف خوراک، راندمان مصرف انرژی، راندمان مصرف پروتئین و شاخص تولید و از طرفی باعث افزایش معنیدار ضریب تبدیل خوراک گردید. تیمارهای آزمایشی تأثیری بروزن نسبی اجزای لاشه نداشت. غلظت کلسترول، LDL، گلوکز و فعالیت آنزیمهایAST،ALT ، LDH و میزان MDA پلاسمای خون با افزودن پودر میوه کهورک تحت تنش بهطور معنیداری کاهش یافت (05/0>P)، ولی غلظت HDL، پروتئین تام و آلبومین سرم خون در تیمارهای آزمایشی تفاوت معنیداری نشان نداد. عیار پادتن بر ضد SRBC در جوجههای دریافت کننده کهورک افزایش یافت. بنابراین اگر چه پودر کهورک اثرات منفی بر عملکرد جوجههای گوشتی داشته ولی بهبود سامانه ایمنی و آنتیاکسیدانی جوجههای گوشتی تحت تنش گرمایی را در پی داشت.
برای بررسی اثر چای تخمیری کامبوچا روی صفات عملکردی، غلظت گلوکز و نیمرخ لیپیدی خون، تعداد 200 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 به مدت 42 روز در پنج تیمار و چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شدند. جیرههای آزمایشی برای هر 5 تیمار یکسان بود ولی آب مصرفی در بین گروههای دریافت کننده چای تخمیری کامبوچا (0%، 10%، 20%، 30% و 40%) تفاوت داشت. در پایان هر هفته، جوجهها وزنکشی شدند و میانگین وزن هر تیمار و همچنین مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی محاسبه شد. خون از ورید گردنی جمعآوری و غلظت گلوکز، کلسترول تام، لیپوپروتئینها با چگالی پایین (LDL)، لیپوپروتئینها با چگالی بالا (HDL) و تریگلیسرید خون جوجهها اندازهگیری شد. دادهها توسط نرمافزار SAS آنالیز شدند. نتایج نشان داد که تیمار حاوی 40 درصد چای تخمیری کامبوچا سبب کاهش معنیدار غلظت تریگلیسرید در مقایسه با گروه شاهد شد (01/0P ). همچنین مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی تحت تأثیر کامبوچا قرار نگرفت (05/0 P>). با توجه به نتایج این تحقیق، استفاده از چای کامبوچا در آب طیور مقرون به صرفه نبوده و لذا توصیه نمیگردد.
این آزمایش به منظور مقایسه اثر سطوح مختلف پروبیوتیک و پریبیوتیک در جیره جوجههای گوشتی بر سیستم آنتیاکسیدانی، سیستم ایمنی، فعالیت آنزیمهای کبدی و برخی فراسنجههای خون در شرایط تنش گرمایی انجام شد. به این منظور 256 قطعه جوجه گوشتی از سویه رأس ٣٠٨ در قالب طرح کاملاً تصادفی به صورت فاکتوریل ٢×۴ با ٨ تیمار و ۴ تکرار 8 قطعهای مورد استفاده قرار گرفت. جوجهها با دو سطح پروبیوتیک (صفر و 01/0) و چهار سطح پریبیوتیک (صفر، 025/0 ، 050/0 و 075/0 ) از سن 29 تا 42 روزگی تغذیه شدند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مکمل کردن پروبیوتیک در جیره باعث افزایش معنیداری در مقدار گلوکز، منیزیم و IgG و کاهش معنیداری در میزان گلوبولین شد. استفاده همزمان از پروبیوتیک و پریبیوتیک در سطوح 050/0 و 075/0 درصد جیره باعث افزایش معنیدار در میزان گلوکز، در سطح 050/0 درصد جیره باعث افزایش معنیداری در میزان فعالیت آنزیم GSH-Px و IgG و در سطح 075/0 درصد جیره باعث افزایش معنیدار در میزان تولید آنتی بادی بر علیه SRBC شد. بنابراین در مجموع میتوان استنتاج نمود که استفاده همزمان از 01/0 درصد پروبیوتیک و 050/0 و 075/0 درصد پریبیوتیک در جیره، ممکن است در تعدیل فراسنجههای خونی، تقویت سیستم ایمنی و بهبود سیستم آنتی اکسیدانی در جوجههای گوشتی تحت تنش گرمایی ممکن است مؤثر واقع شود.
Evaluation the Effect of Garlic and Cinnamon Powder on Performance, Antioxidant System, Blood Parameters of Broilers under Heat Stress Conditions
BACKGROUND: Heat stress can affect the health and performance of sheep. Researchers have investigated various methods to prevent the harmful effects of heat stress. OBJECTIVES: In this study, injection of vitamin C on some biochemical parameters, red blood cells (RBC), hemoglobin (Hb), hematocrit (HCT) and white blood cells (WBC) in sheep under hyper acute heat stress were studied. METHODS: Eight healthy male sheep in similar range of age (5±1 months) and weight (28.75±3.17 kg) were enrolled in this study. The sheep were divided into two groups. Both groups were placed in an environment with hyper-acute heat stress based on temperature-humidity index (THI).Vitamin C was injected intramuscularly on days 0, 1, 3 and 5.Blood samples were collected from the jugular vein on days 0. 1, 3, 5, and 7. Glucose, cortisol, cholesterol, triglycerides and blood components were measured and evaluated. Results were analyzed using statistical software SPSS (version 16). RESULTS: The results showed that vitamin C injection has a significant effect on serum cortisol, glucose, hematocrit and white blood cells (pu003c0.05). Vitamin C injection has lowering effects on serum cortisol and glucose during heat stress. Mechanism for attenuating the levels of cortisol and glucose by vitamin C is not well known. However, it may be done by decrease in cortisol synthesis or degradation. Increased hematocrit provided sufficient water to cool the body through perspiration. CONCLUSIONS: The present study probably shows a beneficial effect of injection of vitamin C on adaptation mechanisms against of heat-stressed sheep.
زمینه مطالعه: استرس گرمایی می تواند سلامت و کارایی گوسفندان را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهشگران روشهای مختلفی را برای پیشگیری از اثـرات مضر استرس گرمایی مورد بررسی قرار داده اند. هدف: در این تحقیق تأثیر تزریق ویتامین C در شرایط استرس گرمائی شدید بر برخی پـارامتـرهـای بیـوشیمیـایـی خـون گـوسفنـدان، گلبـولهـای قـرمـز خون(RBC)، هموگلوبین(Hb)، هماتوکریت )HCT( و گلبولهای سفید خون)WBC(مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: هشت راس گوسفند نر سالم در محدوده وزنی kg(17/3±75/28) و سنی یکسان(1±5 ماه)در این مطالعه وارد شدند.این گوسفندان به دو گروه مساوی تقسیم شدند. هر دو گروه بر اساس معیار دما–رطوبت (THI) در محیطی با استرس گرمایی فوق حاد قرار گرفتند. به گروه شاهد میزان mL4 آب مقطر و به گروه تیمار، mg20 ویتامین C به ازای هر کیلو گرم وزن بدن در پنج روز متوالی آزمایش به صورت عضلانی تزریق شد. نمونههای خون از ورید وداج در روزهای 7،5،3،1،0 جمع آوری شد. مقادیر گلوکز،کورتیزول،کلسترول،تری گلیسرید و اجزای خونی اندازه گیری و ارزیابی شدند.دادهها با استفاده از نرم افزار آماری )SPSSنسخه 16) آنالیز شد. نتایج: نتایج نشان داد که تزریق ویتامین C بر میزان کورتیزول، گلوکز، هماتوکریت وگلبولهای سفید اثر معنی داری دارد (05/0 p<.) تزریق ویتامین C اثر کاهنده بر میزان کورتیزول و گلوکز در هنگام استرس گرمایی دارد. مکانیسم کاهش میزان کورتیزول و گلوکز توسط ویتامین C به خوبی مشخص نیست. اما ممکن است با کاهش سنتز و یا تخریب کورتیزول صورت گیرد. در عین حال، افزایش هماتوکریت موجب می شود تا آب مورد نیاز برای خنک سازی بدن از طریق تعریق فراهم شود. نتیجه گیری نهایی: مطالعه حاضر احتمالا اثر سودمند تزریق ویتامین C را بر مکانیسمهای سازگاری گوسفند در برابر تنش گرمائی نشان می دهد.
خلاصه مطالعه حاضر با هدف اثر متعادل شونده بیان ژن کبدی اینترلوکین شش (IL-6)، توسط بذر گیاه خار مریم در جوجه های گوشتی تغذیه شده با آفلاتوکسین B1 مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد 96 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308، به صورت تصادفی در چهار تیمار در 4 تکرار و 6 قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی اختصاص داده شد، گروه ها شامل (1) شاهد 2) جیره پایه حاوی ppb 500 آفلاتوکسین B1، 3) جیره پایه حاوی 5/0 درصد بذر گیاه خار مریم 4) جیره پایه حاوی ppb 500 آفلاتوکسین B1 به همراه 5/0 درصد بذر گیاه خار مریم. در سی و پنجمین روز آزمایش به منظور بررسی تغییرات بیان ژن IL-6، 3 نمونه بافت کبد از هر تیمار جمع آوری شد. پس از استخراج RNA از بافت کبد رونویسی معکوس به عمل آمد. همچنین، واکنش زنجیره ای پلی مراز (PCR) جهت تکثیر ژن اینترلوکین شش انجام شد. نتایج نشان داد که بیان ژن اینترلوکین شش در تیمار دریافت کننده آفلاتوکسین کاهش یافت، در حالی که بذر گیاه خار مریم به تنهایی بیان ژن مذکور را افزایش داد. متغییرهای مورد بررسی در این مطالعه نمایانگر کارایی و تأثیر مشخص خار مریم در کاهش اثرات منفی آفلاتوکسین در جوجه های گوشتی بود.
در این تحقیق، از دو مدل روز آزمون با تابعیت ثابت و تصادفی برای ارزیابی ژنتیکی صفت پروتئین شیر در گاوهای هلشتاین ایران استفاده شد. دادههای مورد استفاده در این تحقیق شامل 250911 رکورد روز آزمون پروتئین شیر متعلق به 28737 رأس گاو شکم اول (سه بار دوشش) در 396 گله بود که در طی سال های 1378 تا 1387 زایش داشتند. اطلاعات مذکور توسط مرکز اصلاح نژاد دام ایران جمعآوری شده بود. در مدل روز آزمون با تابعیت ثابت، اثر ثابت گله- سال رکوردگیری- فصل تولید- نوع اسپرم (HYSC)، متغیرهای کمکی درصد ژن هلشتاین، سن گاو هنگام رکوردگیری، روز شیردهی (تا توان 3)، اثرات تصادفی ژنتیکی افزایشی و محیط دائمی حیوان، و در مدل روز آزمون با تابعیت تصادفی، اثرات HYSC، سن رکوردگیری، درصد ژن هلشتاین، و برای در نظر گرفتن شکل منحنی شیردهی از چند جملهایهای متعامد لژاندر (تا توان 3) استفاده گردید. از روش حداکثر درستنمایی محدود شده برای برآورد اجزای واریانس و کواریانس استفاده شد. واریانس ژنتیکی افزایشی، محیط دائمی و فنوتیپی از ابتدا به انتهای شیردهی افزایش داشت. میانگین وراثت پذیریهای برآورد شده با مدل روز آزمون با تابعیت ثابت 07/0 و با تابعیت تصادفی104/0 برآورد شد. روند ژنتیکی برای صفت پروتئین 305 روز با مدل روز آزمون با تابعیت تصادفی 64/410 گرم در سال و با مدل روز آزمون با تابعیت ثابت 16/124 گرم در سال برآورد شد. بین میانگین ارزش اصلاحی پیشبینی شده توسط دو مدل مذکور، اختلاف معنیداری (0001/0>P) وجود داشت. همبستگی ارزشهای اصلاحی پیشبینی شده برای گاوهای دارای رکورد توسط دو مدل تابعیت تصادفی و تابعیت ثابت به روش پیرسون 926/0 و با روش اسپیرمن 915/0 برآورد شد.