به منظور بررسی اثر قطع آبیاری و محلولپاشی با کیتوزان و نانوکود فسفر بر عملکرد و اجزای عملکرد و کیفیت دانه ارقام کنجد بعد از کشت گندم، آزمایشی به صورت اسپلیتپلات فاکتوریل در سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه شاهد تهران در سالهای زراعی 95- 1394 و 96-1395 انجام شد. عوامل آزمایش شامل قطع آبیاری در سه سطح براساس مراحل فنولوژیکی، عدم تنش (آبیاری نرمال)، قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی و گلدهی در کرتهای اصلی و محلولپاشی در چهار سطح شامل عدم محلولپاشی، نانو کلات فسفر (دو در هزار)، کیتوزان (سه در هزار) و ترکیب نانو کلات فسفر+کیتوزان و دو رقم اولتان و ناز تک شاخه کنجد در کرتهای فرعی بودند. نتایج نشان داد بیشترین وزن هزار دانه در سال اول آزمایش و رقم اولتان (3.10 گرم) به دست آمد. بیشترین عملکرد دانه در سال دوم، تحت شرایط بدون تنش و تنش متوسط و محلولپاشی با نانو کلات فسفر بهتنهایی یا در ترکیب کیتوزان (به ترتیب 2821.8، 2572.4، 2808.4 و 2904.5 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. بهطور کلی در بین سطوح مختلف تنش خشکی، تنش شدید (آبیاری تا 50 درصد گلدهی) منجر به کاهش معنادار میانگین عملکرد دانه (بیش از 50 درصد) گردید، ولی تنش خشکی متوسط (آبیاری تا 50 درصد دانهبندی) بهخصوص در شرایط استفاده از ترکیبات کیتوزان و نانو کود فسفر دارای بالاترین عملکرد دانه (5/2904 کیلوگرم در هکتار) بود. درصد روغن دانه در سال دوم تحت شرایط عدم تنش دارای بالاترین میانگین (57.02 درصد) بود. در مقایسه بین دو رقم، بیشترین و کمترین عملکرد روغن به ترتیب در رقم ناز و اولتان (858.4 و 731.7 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. میزان اسیدهای چرب اشباع (پالمیتیک و استئاریک) در تیمار عدم محلولپاشی در رقم اولتان دارای بالاترین میانگین (به ترتیب 12.5 و 9.3) و برعکس، کمترین محتوای اسید چرب لینولئیک (24.88 درصد) در این تیمار مشاهده شد. بهطورکلی استفاده از نانو کود فسفر به همراه کیتوزان باعث افزایش کمی و کیفی عملکرد دانه کنجد گردید و منجر به افزایش شاخصهای رشدی و کیفی در شرایط تنش خشکی شد.
بهمنظور بررسی پاسخهای فیزیولوژیکی دو رقم کنجد به کاربرد نانوکود منیزیم و کیتوزان تحت شرایط رژیمهای آبیاری، آزمایشی بهصورت اسپیلاتپلات فاکتوریل بر مبنای بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال 97-1396 انجام شد. قطع آبیاری بهعنوان فاکتور اصلی (آبیاری نرمال، آبیاری تا 50 درصد گلدهی و دانهبندی)، فاکتورهای فرعی شامل ارقام کنجد اولتان و دشتستان-2، نانو منیزیم (محلولپاشی و عدم محلولپاشی) و کیتوزان (صفر، 8/4 و 4/6 گرم بر لیتر) بودند. بیشترین عملکرد دانه در کاربرد 4/6 گرم در لیتر کیتوزان تحت شرایط آبیاری نرمال با میانگین 1/1235 کیلوگرم در هکتار بود. بیشترین محتوی کلروفیل کل در ژنوتیپ دشتستان-2 تحت شرایط آبیاری نرمال با میانگین 7/24 میلیگرم بر گرم وزن تر بهدست آمد و کمترین میانگین در هر دو ژنوتیپ در آبیاری تا BBCH65 بهترتیب با میانگین 21/17 و 46/17 میلیگرم بر گرم وزن تر مشاهده شد. کاربرد نانوکود در ژنوتیپ اولتان تحت شرایط آبیاری تا BBCH65 منجر به افزایش 11/41 درصدی فعالیت آنزیم کاتالاز در مقایسه با تیمار شاهد گردید. بیشترین فعالیت آسکوربات پراکسیداز در تیمار عدم کاربرد کیتوزان تحت شرایط آبیاری تا BBCH65 بود که افزایش 06/55 درصدی در مقایسه با تیمار شاهد داشت. بهطورکلی، نتایج نشان داد که آبیاری تا BBCH65 منجر به کاهش عملکرد دانه شد که با محلولپاشی نانوکود منیزیم و کیتوزان اثرات منفی ناشی از تنش تعدیل (بهترتیب 93/9 و 46/27 درصد) شد. براساس نتایج تجزیه رگرسیونی چهار صفت، کلروفیل b، کلروفیل کل، پرولین و کاتالاز وارد مدل شدند که در مجموع 11/42 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه نمودند. نتایج همبستگی ساده بین صفات و تجزیه رگرسیونی حاکی از اثرات غیرمستقیم صفات فیزیولوژیکی بر عملکرد دانه بودند و از بین پارامترهای مورد بررسی رنگیزههای فتوسنتزی از اهمیت بالایی در شرایط تنش برخوردار بودند.
زیره سبز (Cuminum cyminum L.) از مهمترین گیاهان دارویی اهلی در ایران و یکی از قدیمیترین دانههای ادویهای بوده که توسط بشر استفاده میشده است. جهت بررسی اثر تاریخ کاشت بر ویژگیهای کمی و کیفی اکوتیپهای مختلف زیره سبز، آزمایش مزرعهای بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان سبزوار در سال زراعی 96- 1395 انجام شد. سه تاریخ کاشت 30 دیماه، 20 بهمنماه و 10 اسفند ماه و چهار اکوتیپ زیره سبز شامل سبزوار، بیرجند، کرمان و بیارجمند بهترتیب بهعنوان عامل کرتهای اصلی و فرعی مدنظر قرار گرفتند. در این آزمایش صفات ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته، تعداد بذر در چتر، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، عملکرد و درصد اسانس مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد چتر در بوته، ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و بیولوژیک همچنین درصد اسانس در تاریخ کاشت 30 دیماه بهدست آمد و تأخیر در کاشت باعث کاهش ویژگیهای کمی و کیفی زیره سبز گردید. در بین اکوتیپهای مورد بررسی، اکوتیپ سبزوار بیشترین تعداد چتر در بوته، ارتفاع بوته، عملکرد بیولوژیک و درصد اسانس را دارا بود. بیشترین تعداد بذر در هر چتر، عملکرد دانه و اسانس نیز در اکوتیپ سبزوار و در تاریخ کاشت 30 دیماه تولید گردید. بهطوریکه عملکرد دانه و اسانس اکوتیپ سبزوار در تاریخ کاشت 30 دی ماه در مقایسه با 10 اسفند ماه بهترتیب 5/47 و7/77 درصد افزایش نشان داد. بنابراین، با توجه به پاسخ بهتر اکوتیپ سبزوار در تاریخ کشت 30 دیماه برای منطقه سبزوار، مطالعات بیشتر برای معرفی این اکوتیپ به کشاورزان منطقه توصیه میگردد.
بهمنظور بررسی پاسخهای فیزیولوژیکی کرچک به محلولپاشی با نانو کلات روی و اسید هیومیک تحت شرایط محدودیت آبیاری، آزمایشی بهصورت اسپلیت-فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در منطقه دامغان در سال زراعی 95-1394 اجرا شد. آبیاری بهعنوان فاکتور اصلی در سه سطح شامل آبیاری نرمال (شاهد)، آبیاری تا مرحله BBCH75 (تنش ملایم) و آبیاری تا مرحله BBCH65 (تنش شدید) و ترکیب محلولپاشی غلظتهای مختلف اسید هیومیک (عدم مصرف، مقدار توصیه شده و دو برابر مقدار توصیه شده) و نانو کلات روی (کاربرد و عدم کاربرد) بهعنوان فاکتور فرعی این آزمایش بودند. نتایج نشان داد که اثر تیمار آبیاری، اسید هیومیک و نانو کلات روی بر تعداد کپسول، تعداد دانه، وزن صد دانه، عملکرد دانه، درصد روغن و محتوای کلروفیل معنیدار بودند. آبیاری تا BBCH65 منجر به کاهش 9/11، 9/34 ، 2/24، 9/24 و 7/51 درصدی وزن صد دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیکی، درصد و عملکرد روغن در مقایسه با تیمار آبیاری نرمال شد. با کاربرد اسید هیومیک به مقدار توصیه شده، بیشترین عملکرد دانه (8/2098 کیلوگرم در هکتار) به دست آمد. محلولپاشی نانو کلات روی نیز به افزایش 3/14، 4/8 و 4/18 درصدی تعداد دانه، وزن صد دانه و عملکرد دانه منجر شد. بیشترین درصد روغن (4/45 درصد) و عملکرد روغن (3/943 کیلوگرم در هکتار) در آبیاری نرمال به دست آمد. عدم کاربرد اسید هیومیک و همچنین آبیاری تا BBCH65 محتوای کلروفیل برگ را کاهش داد. بیشترین فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز در شرایط عدم مصرف نانو کلات روی و مصرف دو برابری اسید هیومیک تحت شرایط آبیاری تا BBCH65 مشاهده شد. درصد روغن دانه با صفات عملکردی و میزان کلروفیل کل همبستگی مثبت و با فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدان همبستگی منفی و معنیدار داشت. نتایج رگرسیون نشان داد که متغیرهای تعداد کپسول، وزن صد دانه، عملکرد دانه و عملکرد روغن از اصلیترین عوامل مؤثر بر درصد روغن دانه بودهاند. بهطور کلی، محلولپاشی اسید هیومیک به مقدار توصیه شده و نانو کلات روی، صفات رشدی و فیزیولوژیکی کرچک را بهبود بخشید و تحمل گیاه به محدودیت آبیاری را افزایش داد.
بهمنظور بررسی اثر کودهای شیمیایی، بیولوژیک و نانو بر عملکرد و کیفیت (میزان روغن و پروتئین) دانة کنجد در شرایط قطع آبیاری، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در دانشگاه شاهد در سال 95-1394 اجرا شد. سطوح آبیاری شامل، آبیاری کامل (شاهد) و قطع آبیاری در BBCH 75 و 65 (کدهایی برای فنولوژیک گیاه که بهترتیب معادل 50 درصد گلدهی و دانهبندی است) در کرتهای اصلی و ترکیبهای مختلف نیتروژن (نیتروکسین، اوره و تلفیق 50 درصد اوره و نیتروکسین) و ترکیبهای مختلف پتاسیم (عدم مصرف، محلولپاشی نانو پتاسیم (2 در هزار)، مصرف آبی دیاکسید پتاسیم (2 لیتر در هکتار) و مصرف خاکی نانو پتاسیم (2 کیلوگرم در هکتار) در کرتهای فرعی قرار داشتند. بیشترین تعداد کپسول در بوته، در آبیاری تا 50 درصد دانهبندی و مصرف اوره به همراه محلولپاشی نانو کلات پتاسیم (26/19 عدد) بود. بالاترین عملکرد دانه و همچنین عملکرد و درصد پروتئین در آبیاری تا 50 درصد دانهبندی در شرایط عدم استفاده از کود پتاسیم و کاربرد نیتروکسین (به ترتیب 5/1340، 53/276 کیلوگرم در هکتار و 5/20 درصد) حاصل شد. بیشترین درصد و عملکرد روغن در آبیاری تا 50 درصد گلدهی، و محلولپاشی نانو کلات پتاسیم به همراه سیستم تلفیقی 50 درصد کود اوره به اضافة کود نیتروکسین بهترتیب با میانگین 96/47 درصد و 46/550 کیلوگرم در هکتار مشاهده شد. استفاده از کود بیولوژیک نیتروکسین و محلولپاشی نانو کلات پتاسیم در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی، باعث افزایش عملکرد دانه (حدود 15 درصد نسبت به شاهد) و همچنین بهبود صفات کیفی دانه کنجد شد.
چکیده به منظور مطالعه ارتباط صفات کمی و کیفی مؤثر بر عملکرد دانه کنجد در تیمارهای تغذیهای با کودهای شیمیایی، زیستی و نانو و تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل رژیمهای آبیاری به صورت قطع آبیاری در مراحل مختلف رشدی براساس معیار BCH، آبیاری کامل و قطع آبیاری در BBCH 75 و 65، سه نوع کود نیتروژنه شامل نیتروکسین، اوره و ترکیب نیتروکسین با 50 درصد اوره و چهار ترکیب کود پتاسیم به صورت عدم کوددهی به عنوان شاهد، محلولپاشی و کاربرد خاکی نانو کلات پتاسیم (به ترتیب 2 در هزار و 2 کیلوگرم در هکتار) و دی اکسید پتاسیم به میزان 2 لیتر در هکتار بودند. بیشترین عملکرد دانه در آبیاری تا50 درصد دانهبندی در عدم محلولپاشی پتاسیم و استفاده کود زیستی نیتروکسین با میانگین 5/1340 کیلوگرم در هکتار به دست آمد که باعث افزایش حدود 35 درصدی در مقایسه با تیمار شاهد گردید. عملکرد دانه با صفات قطر ساقه، وزن خشک بوته، تعداد کپسول، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه و درصد و عملکرد روغن همبستگی مثبت و معنیداری داشت. بین صفات مورفولوژیک و عملکردی همبستگی قابل توجه و معنیدار وجود نداشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که حداکثر اختلاف عملکرد دانه را میتوان به تعداد کل کپسول، وزن هزار دانه، تعداد دانه در کپسول، عملکرد روغن و درصد روغن نسبت داد که 1/99 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه میکردند. محلولپاشی نانو کلات پتاسیم در شرایط قطع آبیاری در 50 درصد دانهبندی (معادل BBCH 75) و استفاده از کود زیستی نیتروکسین بالاترین عملکرد دانه در شرایط کشت دوم بعد از گندم را داشت و قابل استفاده برای اقلیمهای خشک و نیمهخشک میباشد.