رقم جو بهدان با شجره Soufara-02/3/RM1508/Por//Wi2269/4/Hml-02-ArabiAbiad//ER/Apm در سال زراعی 87-1386 در قالب خزانه بینالمللی (IBYT-LRA-M) از طریق مرکز تحقیقات بین المللی کشاورزی در مناطق خشک (ایکاردا) دریافت و در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گچساران ارزیابی گردید و عملکرد آن 49 درصد بیشتر از رقم ایذه بود. در آزمایش ارزیابی مقدماتی ایستگاهی مقایسه عملکرد در سال 88-1387 نسبت به ارقام شاهد ایذه و ماهور بهترتیب 64 و 34 درصد، در آزمایش مقایسه عملکرد مقدماتی سراسری در سال 89-1388 نسبت به میانگین دو شاهد ماهور و ایذه 13 درصد، در آزمایش مقایسه عملکرد پیشرفته در سال 90-1389 نسبت به ارقام شاهد ماهور و خرم بهترتیب 3 و 7 درصد عملکرد دانه بیشتری تولید نمود. میانگین عملکرد دانه رقم بهدان در آزمایش یکنواخت سراسری سالهای 93-1390 به میزان 3986 کیلوگرم در هکتار و میانگین عملکرد ارقام شاهد ماهور و خرم در مدت مشابه به ترتیب 3875 و 3761 کیلوگرم در هکتار بود. رقم بهدان در آزمایش تحقیقی-ترویجی سال 94-1393 در دو منطقه دشت امامزاده جعفر و باشت نسبت به ارقام شاهد ماهور و خرم 10 و 7 درصد عملکرد دانه بیشتری تولید نمود. رقم بهدان نسبت به بیماریهای مهم شایع جو در شرایط طبیعی حساسیتی نشان نداده و از مقاومت بالایی برخوردار میباشد. درصد پروتئین دانه رقم جو بهدان 12/5 درصد گزارش شده و دارای کیفیت مطلوبی میباشد.
جهت بررسي اثرات ميزان بذر بر روند رشد دانه ارقام گندم، آزمايشي به صورت فاكتوريل در قالب طرح پايه بلوكهاي كامل تصادفي با استفاده از سه رقم گندم ديم (كوهدشت، چمران و زاگرس) و پنج ميزان بذر (35، 70، 105، 140 و 175 كيلوگرم در هكتار) در ايستگاه تحقيقات كشاورزي خرمآباد اجراء گرديد. براي برآورد مؤلفههاي رشد دانه، پس از گردهافشانی طي هشت مرحله نمونهبرداری با فواصل زماني پنج روزه، وزن خشك تك دانه اندازهگيري گرديد. نتايج نشان داد كه عملكرد دانه با عملكرد بيولوژيك، عملكرد كاه و تعداد سنبله در مترمربع همبستگي مثبت و بسيار معنيدار و با وزن هزار دانه و وزن هكتوليتر همبستگي منفي اما بسيار معنيدار و با تعداد دانه در سنبله، سرعت و مدت پر شدن دانه همبستگي منفي و غير معنيدار داشت. روند تغييرات وزن خشك تك دانه هر سه رقم نشان داد كه بيشترين وزن خشك تك دانه مربوط به رقم كوهدشت با ميزان بذر 105 كيلوگرم در هكتار و كمترين وزن خشك تك دانه مربوط به همين رقم با ميزان بذر 70 كيلوگرم در هكتار بود. سرعت پر شدن دانه ارقام بين 1/504 تا 1/697 ميليگرم بر روز به ازاء ميزانهاي مختلف بذر بين 496/1 تا 648/1 ميليگرم بر روز و براي اثر متقابل رقم و ميزان بذر بين 1/363 تا 1/867 ميليگرم بر روز متغيير بود. مدت پر شدن دانه ارقام بين 26/37 تا 29/11 روز و براي ميزانهاي مختلف بذر بين 42/26 تا 79/28 روز و براي اثر متقابل رقم و ميزان بذر بين 24/43 تا 30/72 روز در نوسان بود. به نظر ميرسد در مناطق با شرايط آب و هوايي همراه با تنش خشكي آخر فصل، استفاده از ارقام با سرعت پر شدن بيشتر دانه ارجحيت دارد.
وزن نهایی دانه یکی از اجزای عملکرد دانه در گندم است که به سرعت و طول دورهی پر شدن آن وابسته است. درک فرآیند پر شدن دانه ممکن است در برنامههای اصلاحی گندم برای افزایش عملکرد دانه و تولید ارقام مورد نظر سودمند باشد. به همین منظور جهت بررسی اثرات تراکم بذر بر روند رشد دانه ارقام گندم، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با استفاده از سه رقم گندم دیم (کوهدشت، چمران و زاگرس) و پنج تراکم بذر (100، 200، 300، 400 و 500 دانه در متر مربع) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خرمآباد اجراء گردید. برای برآورد مؤلفههای رشد دانه، پس از گرده افشانی طی هشت مرحله نمونه برداری با فواصل زمانی پنج روزه، وزن خشک تک دانه اندازهگیری گردید. نتایج نشان داد که عملکرد دانه با عملکرد بیولوژیک، عملکرد کاه و تعداد سنبله در متر مربع همبستگی مثبت و بسیار معنیدار، و با وزن هزار دانه و وزن هکتولیتر همبستگی منفی اما بسیار معنیدار و با تعداد دانه در سنبله، سرعت و مدت پر شدن دانه همبستگی منفی و غیر معنیدار داشت. روند تغییرات وزن خشک تک دانه هر سه رقم نشان داد که بیشترین وزن خشک تک دانه مربوط به رقم کوهدشت با تراکم 300 دانه در متر مربع و کمترین وزن خشک تک دانه مربوط به همین رقم با تراکم 200 دانه در متر مربع بود.
به منظور بررسی ارتباط ویژگیهای مختلف زراعی با عملکرد دانه گندم نان بهاره دیم، تعداد 18 ژنوتیپ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خرمآباد در سال زراعی 90-1391 مورد مطالعه قرار گرفتند و از نظر 14 صفت شامل عملکرد دانه و اجزای آن و خصوصیات مورفولوژیک ارزیابی شدند. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که عملکرد بیولوژیک دارای بیشترین ضریب همبستگی مثبت و معنیدار در سطح احتمال يك درصد (**0/79r=) با عملکرد دانه میباشد و بعد از آن صفات عملکرد کاه، شاخص برداشت و تعداد سنبله به ترتیب با *0/56r=، *0/50r= و*0/49r= (معنیدار در سطح احتمال پنج درصد) قرار داشتند. بر اساس رگرسیون گام به گام تعداد سنبله، شاخص برداشت، وزن سنبله و ارتفاع بوته از مهمترین اجزای عملکرد بوده و سهم بیشتری در توجیه عملکرد دانه داشتند. تجزیه علیت نیز نشان داد که چهار صفت تعداد سنبله در مترمربع، شاخص برداشت، وزن سنبله و ارتفاع بوته مهمترین عوامل در افزايش عملكرد دانه بودند. بزرگترین اثرات مستقیم و مثبت بر عملکرد دانه نيز مربوط به صفات تعداد سنبله و وزن سنبله بودند. نتایج حاصل از تجزیه به عاملها نیز نشان داد که چهار عامل اصلی (عملكرد دانه، عملكرد بيولوژيك، عملكرد كاه و وزن هزار دانه) و مستقل از هم در مجموع 72 درصد از تغییرات کل دادهها را توجیه نمودند. عامل اول به عنوان عامل عملکرد با بیشترین واریانس مجددا نقش مؤثر سه صفت عملکرد بیولوژیک، عملکرد کاه و وزن هزار دانه را بر عملکرد دانه تائید نمود
اثر متقابل ژنوتیپ × محیط برای دانشمندان علوم ژنتیک، اصلاحنباتات و اصلاحدام از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد.آگاهی از اثرمتقابل ژنوتیپ × محیط به اصلاحگران نبات موجب افزایش دقت ارزیابی ژنوتیپ ها در محیط های مختلف می گردد. بررسی حاضر بر روی 20 رقم ولاین پیشرفتة جو بهارة معمولی( به همراه ارقام خرم و ماهور به عنوان شاهد) به مدت 3 سال در ایستگاههای گچساران، مغان، گنبد و لرستان در قالب طرح بلوکهای تصادفی در چهار تکرار اجرا شد. هر ژنوتیپ در هر کرت در 6 خط به طول 03/7 متر و 5/17 سانتی متر فاصله ردیف از همدیگر توسط دستگاه بذرکار غلات کشت گردید. یادداشتبرداری از صفات مهم زراعی و مورفوفیزیولوژیکی در طول فصل رشد انجام و تجزیه مرکب برای سالها و مناطق بر روی عملکرد دانه انجام گردید. تجزیه پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ ها به روش های پارامتری و چند متغیره انجام گردید. نتایج تجزیه واریانس مرکب سالها و مناطق مختلف به روش مدل های خطی کلی GLM و مدل های مختلط برای عملکرد دانه نشان داد که تمام اثرات از جمله اثر محیط، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ × محیط در سطح احتمال کمتر از 1% معنیدارند. دامنه عملکرد دانه از 536/3 تن در هکتار برای ژنوتیپ 7 تا 148/4 تن در هکتار برای ژنوتیپ شماره 3 به ترتیب با مزیت نسبی 6/87% و 6/102% نسبت به متوسط ارقام شاهد ماهور و خرم در نوسان بود. بررسی پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ های جو به روش پارامتری نشان داد که ژنوتیپهای 17 و 9 از جمله ژنوتیپهای پایدار بودند. نتایج تجزیه تحلیل به روش رگرسیون مکانی (SREG- GGE) و مدل اثرات افزایشی و ضرب پذیر(AMMI) نشان داد که دو روش مورد نظر به ترتیب 7/47% و 6/85% از تنوع را توجیه کردند که شاید بر اساس نتایج این مطالعه روش امی از کارآیی بالایی برخوردار بودند. نتایج تحلیل گرافیکی روش GGE نشان داد که محیط های مختلف و ژنوتیپ های جو به ترتیب در 3 و 4 گروه طبقه بندی شدند که به نوعی روایت از اثر متقابل ژنوتیپ* محیط نسبی داشت (در یکی از گروه های حاوی برخی ژنوتیپ ها، هیچ محیطی وجود نداشت). رتبه بندی ژنوتیپ های جو به روش رگرسیون مکانی نشان داد ژنوتیپ های 1، 18 و 3 از جمله ژنوتیپ های پایدار و با عملکرد دانه بالا بودند.
تنوع ژنتیکی در بین ژنوتیپهای گندم دیم برای اهداف بهنژادی بسیار مهم است، زیرا ژرم پلاسم یکنواخت ممکن است در معرض تنشهای زیستی و غیر زیستی قرار گیرد. در این تحقیق تنوع ژنتیکی 25 ژنوتیپ گندم دیم با استفاده از صفات مورفولوژیکی و 20 آغازگر RAPD بررسی شدند. ژنوتیپها از نظر اغلب صفات مورفولوژیکی اختلاف معنیدار داشتندکه بیانگر وجود تنوع ژنتیکی بین آنها است. بر اساس دادههای مولکولی، در مجموع 197 نوار متمایز در 25 ژنوتیپ بدست آمد. میانگین تعداد نشانگر بهازای هر آغازگر 8/9 بود. از تعداد کل نوارها، 160 نوار چند شکل بودند. با توجه به ماتریس تشابه ژنوتیپها و دادههای مولکولی و مورفولوژیکی بر اساس فاصله اقلیدسی آنها، دامنه تشابه ژنوتیپها به ترتیب بین 56/0 تا 83/0 و 92/1 تا 69/108 متغیر بود. بیشترین میزان شباهت بر اساس نشانگر RAPD و صفات مورفولوژیکی به ترتیب مربوط به ژنوتیپهای مارون با گهر(83%) و کوهدشت با Pigo (92/1) بود. نشانگر RAPD و صفات مورفولوژیکی توانستند ژنوتیپهای تیپ بهاره، زمستانه و همچنین ژنوتیپهای با عملکرد بالا (Nestor, TV2, Katila-11 و GHK) را بهخوبی از هم تفکیک نمایند، ولی در تفکیک ژنوتیپهای گندم نان و دوروم نشانگرها متفاوت بودند. بین ماتریس تشابه دادههای مولکولی و صفات موفورلوژیک همبستگی منفی ولی غیرمعنیدار وجود داشت.
تنش های محیطی از جمله سرما از عوامل مهم کاهش تولید گندم در مناطق سردسیر کوهستانی دیم میباشند. به منظور ارزیابی خصوصیات زراعی، عملکرد دانه و اجزای آن 20 ژنوتیپ گندم دیم در سال زراعی 85-1384 در منطقه ازنا و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط دیم مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین مقاومت سرمای این ژنوتیپ ها در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه به روش آزمون انجماد طوقه (تعیینLT50) تعیین شد. در منطقه ازنا ژنوتیپها از نظر اغلب صفات زراعی دارای اختلاف معنیداری بودند. براساس نتایج آزمون انجماد طوقه (LT50)، میزان تحمل به سرما در ژنوتیپها در سریهای مختلف زمانی، متفاوت و بیشترین میزان تحمل در نهایت خوگرفتن به سرما بود به طوریکه میانگین بالاترین درجه مقاومت به سرمای ژنوتیپها در زمان نهایت خوگرفتن به سرما برابر با 17- درجه سانتیگراد بود. عموما ژنوتیپهایی با عملکرد دانه بیشتر، از مقاومت به سرمای بیشتری نیز در مراحل مختلف انجماد طوقه برخوردار بودند. بعلاوه صفاتی نظیر وزن سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت و عملکرد کاه همبستگی مثبت و معنیداری با عملکرد داشتند. بر اساس نتایج تجزیه علیت صفات وزن هزار دانه (**52/0= r) و شاخص برداشت (**48/0= r) بیشترین اثر مستقیم و مثبت را بر عملکرد دانه داشتند. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام، صفات وزن هزاردانه، شاخص برداشت و تعداد دانه در سنبله مؤثرترین صفات تعیین کننده عملکرد دانه بودند. برای پایداری تولید گندم در منطقه سرد و خشک مانند ازنا صفاتی نظیر تحمل به سرما، وزن هزار دانهی بیشتر، شاخص برداشت و تعداد دانه در سنبله مورد استفاده قرار گیرند.