مقدمه: ترومبوسیتوپنی ایمونولوژیک (Immune thrombocytopenia) به واسطه واکنش خودایمنی بر علیه پلاکت و تخریب آن شناخته می شود. تظاهرات در بیماران علامت دار شامل کبودی و خونریزی های متعدد ناشی از کاهش پلاکت می باشد. گزارشمورد: بیمارمردی 75سالهباشکایتعدم امکان استفاده از دست دندان قدیمی خود از ده روز قبل، به بخش بیماری های دهان، فکوصورتدانشکده دندانپزشکیمشهدمراجعهنمود. درمعاینه دهانی، پورپورا و اکیموز در کل کام بیمار و دو بول هموراژیک بر روی ریج مندیبل رویت شد. همچنین در معاینه بالینی روی ساق پاهای بیمار، کبودی و ماکولهای قرمز رنگ متعدد مشاهده شد. برای بیمار درخواست آزمایش کامل خون اورژانسی داده شد. باتوجه به نتیجه آزمایش بیمار مبنی بر ترومبوسیتوپنی بسیار شدید، با تشخیص احتمالی ITPیا لوسمی به بیمارستان ارجاع شد. در نهایت، تحت کورتون تراپی با دوز بالا و شیمی درمانی با ریتوکسیماب وریدی قرار گرفت و تشخیص ITPبرای بیمار مسجل شد. بیمار در طی دو فالوآپ بعدی، در طی یک سال گذشته، سلامتی خود را بازیافت. نتیجهگیری: معاینه دهانی دقیق در بیماران دارای دنچر قدیمی با مشکلات حاد عدم تطابق حائز اهمیت ویژه است. چرا که این بیماران معمولا سالمند بوده و مستعد انواع دیسکرازی های خونی هستند. در بسیاری از موارد تغییرات دهانی جزو اولین علایم بیماری های سیستمیک هستند و تشخیص صحیح می تواند جان این بیماران را به واسطه ی ارجاع به موقع جهت درمان، نجات دهد.
مقدمه:با توجه به اهمیت مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی شده در رویکرد مبتنی بر شواهد در دندانپزشکی، هدف این مطالعه ارزیابی نقادانه کارآزماییهای بالینی تصادفی شده مربوط به ایران، منتشر شده در مجلات انگلیسی زبان، طی سالهای 1999 تا 2012 بود . مواد و روشها: بانک های اطلاعاتی PubMed, ISI web of science و Scopus با کلید واژه های مشخص (Dental OR Dentistry) AND (Critical appraisal OR clinical trial OR Evidence based OR RCT OR Randomized clinical trial) AND (Iran) جستجو شد و 726 مطالعه استخراج شد. بعداز حذف موارد تکراری 433 مقاله باقی ماند که با اعمال معیارهای ورود و خروج، 86 مقاله انتخاب شدند؛ که همگی با کمک ابزار jadad اصلاح شده مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: میانگین امتیاز jadad در کل 73/1 ± 33/5 بود و مقالات در سطح متوسط قرار داشتند(4 < jadad score
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر اضافه کردن تابش لیزر کم توان به درمان دارویی در بیماران مبتلا به سندرم سوزش دهان (BMS) بود. مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی یک سویه کور، تعداد 20 بیمار (17 زن و 3 مرد) مبتلا به BMS انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در تمام بیماران، درمان دارویی با سیتالوپرام تجویز شد. در گروه تجربی، تابش با لیزر کم توان InGaAlP (nm660، mW 200، J/cm2 3) به مدت 4 هفته (12 جلسه) انجام شد. در گروه کنترل، درمان مشابه اما توسط پروب لیزر خاموش انجام گردید. در پایان هر هفته و نیز 1، 2 و 3 ماه بعد از لیزر درمانی، شدت و مدت سوزش دهان از بیمار پرسیده شد. داده ها با استفاده از آزمونهای t-test ، Paired t-test و همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS آنالیز شد. یافته ها:شدت و مدت زمان سوزش در شبانه روز در هیچ یک از فواصل درمان و پیگیری تفاوت معنی داری بین دو گروه نداشت (05/0 P). درصد بهبودی افراد در گروه تجربی در پایان دورۀ پیگیری 81 درصد و در گروه کنترل 70 درصد محاسبه شد و تفاوت معنیداری بین دو گروه نداشت (05/0 P). نتیجه گیری: تحت شرایط این مطالعه، داروی سیتالوپرام در کاهش شدت و مدت زمان سوزش دهان در بیماران مبتلا به BMS موثر بود. اضافه کردن تابش لیزر کم توان به روند درمان با سیتالوپرام، تأثیری فراتر از لیزر پلاسبو در کاهش علایم بیماران BMS نداشت.
مقدمه:میگزوفیبروم ادنتوژنیک (Odontogenic Myxofibroma)توموری خوش خیم و نادر می باشد به طوری که کمتر از ٤٠ مورد از آن در سراسر دنیا گزارش شده است. این تومور به طور موضعی رفتاری مهاجم از خود نشان می دهد و عود بالایی دارد. گزارش مورد:در این مطالعه، موردی از تومور میگزوفیبروم ادنتوژنیک فک پایین گزارش شد که در همراهی با دندان مولر سوم رویش نیافته بود. تصویربرداری (Cone Beam Computed Tomography) CBCTنشان داد که فضای رادیولوسنت ضایعه از فضای فولیکولر دندان رویش نیافته جدا است. بررسی هیستوپاتولوژی ضایعه، میگزوفیبروم را تأیید نمود و سرانجام جراحی کامل ضایعه به روش بلوک رزکسیون صورت گرفت و تا 16 ماه پس از جراحی، هیچ شواهدی از عود را نشان نداد. نتیجه گیری:تاکنون در مطالعات گذشته به ارتباط رادیوگرافیک میگزوفیبروم ادنتوژنیک با اپیتلیوم فولیکول دندان رویش نیافته یا نهفته اشاره ای نشده است. جهت تشخیص دقیق ضایعه، انطباق دادن یافته های بالینی، تصویربرداری و هیستوپاتولوژی با یکدیگر الزامی است.
مقدمه: براون تومور در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه نشان دهنده اوستئودیستروفی شدید در آنهاست. براون تومورها غالباً در استخوان های بلند رخ می دهند ولی در هر استخوانی می توانند دیده شوند. از نظر بالینی ضایعات براون تومور قابل توجه در فکین نادر هستند. گزارش مورد: هدف از ارائه این گزارش معرفی یک بیمار در حال همودیالیز با رشد غیرمعمول توده هایی در فکین، بعد از پارسیل پاراتیروئیدکتومی می باشد که با تایید بالینی، رادیوگرافی و آسیب شناسی به عنوان براون تومور تشخیص داده شد. گزارش این بیمار از نظر تاریخچه پزشکی، محل و اندازه بزرگ ضایعات، سیر غیرمعمول و عوارض جانبی جدی ضایعات ( اشکال در تنفس، اختلال در تکلم، اختلال در جویدن، ... ) حائز اهمیت می باشد. نتیجه گیری: به دلیل تظاهرات متعدد فکی به دنبال هیپرپاراتیروئیدیسم، تشخیص زودهنگام تظاهرات دهانی مرتبط با بیماری کلیوی مزمن و شناخت آنها توسط دندانپزشک جهت جلوگیری از عوارض بیشتر اهمیت ویژه ای دارد و درضمن، کاربرد اصطلاح “Fibrosa expansive renal osteitis” برای توصیف ضایعات تومورال بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه از طرف مولفین پیشنهاد می شود.
مقدمه: با توجه به استقبال عمومی پژوهشگران برای انجام تحقیقات مبتنی بر شواهد در سالهای اخیر جمعبندی، نقد، و حذف خطاها در مطالعات پیشین یکی از ضرورتها میباشد. با توجه به شمار بسیار اندک مطالعات نقد در حیطه دندانپزشکی و به خصوص مطالعات اپیدمیولوژی توصیفی، مطالعه حاضر به گردآوری مجموعه مطالعات اپیدمیولوژی توصیفی و نقد آنها پرداخته است. مواد و روشها: مطالعات اپیدمیولوژی توصیفی انجام شده در حیطه دندانپزشکی در کشور ایران که در سالهای 88-1375 منتشر شدهاند، گردآوری و با هشت معیار بر طبق دستورالعمل استاندارد امتیاز دهی شدند: روش نمونهگیری، چارچوب نمونهگیری، حجم نمونه، ابزار اندازهگیری مناسب، اندازهگیری بدون جهت گیری، نسبت پاسخدهی، ذکر فاصله اطمینان و توضیح نمونهها. یافتهها: بیشترین امتیاز کسب شده از میان 91 مقاله مربوط به معیار «توضیح کامل نمونهها» بود که 72 مقاله امتیاز آن را کسب کرده بودند. «نسبت پاسخدهی» کمترین میزان امتیاز کسب شده را با تنها 2 مقاله داشت. میانگین کل امتیازهای کسب شده در مجموع این 91 مقاله، 64/2 (از مجموع 8 امتیاز) بود. عدم انجام نمونهگیری تصادفی و عدم ذکر چارچوب نمونهگیری و روش محاسبه حجم نمونه از خطاهای مشهود در نمونهگیری مطالعات بودند. علیرغم بکارگیری معیارهای صحیح اندازهگیری، بسیاری از مطالعات به توضیح کامل و روشن آن نپرداخته بودند. نتیجه گیری: برای انجام مطالعات اپیدمیولوژیکی که تعریف صحیح و قابل استنادی از وضعیت واقعی یک مشکل ارائه دهند، رفع نواقص ذکر شده و افزایش کیفیت مقالات منتشر شده در ایران ضروری به نظر میرسد.
چکیده مقدمه:هدف از نگارش این مقاله ارائه یک مورد زخمهای آفتی دهان به عنوان تنها علامت بالینی اولیه بیماری سلیاک است که منجر به تشخیص بیماری شده است. گزارش مورد:در معاینه یک خانم بیست و سه ساله با شکایت از ضعف شدید و ناتوانی در خوردن غذا، زخمهای راجعه دهانی توسط پزشک عمومی تشخیص داده شد، بیمار در بخش بیماریهای دهان معاینه شد و تشخیص زخمهای آفت ماژور توسط متخصص بیماریهای دهان مطرح گردید. یک یافته جالب تظاهرات گوارشی بود که همزمان با زخمهای دهانی شدت مییافت. بیمار توسط متخصص گوارش ارزیابی شد و بر اساس یافتههای لابراتواری و بیوپسی روده کوچک، تشخیص بیماری سلیاک برای بیمار مطرح و با مشاهده آتروفی شدید پرزهای روده از تشخیص بیماری سلیاک اطمینان حاصل شد. پس از شش ماه رژیم فاقد گلوتن هیچ شواهدی از زخمهای دهانی یافت نشد. هم اکنون بیمار در سلامت مطلوب به سر میبرد. نتیجه گیری:متخصص بیماریهای دهان نقش مهمی در تشخیص بیماریهای همراه با زخمهای آفتی دارد. ارجاع مناسب توسط دیگر مراقبین سلامت میتواند به تشخیص اولیه و پیش گیری از عوارض طولانی مدت بیماری سلیاک کمک کند. در آخر بر اهمیت ارزیابی ناهنجاریهای سیستمیک، در مواردی که زخم آفتی وجود دارد باید تاکید شود.
مقدمه: متناسب با پیشرفت علم پزشکی، تعداد مراجعینی که دچار بیماریهای سیستمیک میباشند، افزایش مییابد. از طرف دیگر مراقبتهای دندانپزشکی جزء لاینفک مراقبتهای بهداشتی در زنان باردار و افراد دیابتیک میباشد. در این مطالعه آگاهی دندانپزشکان در مورد تدابیر دندانپزشکی بیماران باردار و دیابتیک مورد سنجش قرار گرفته است. مواد و روشها: این برررسی بر روی 106 نفر از 204 دندانپزشک شرکتکننده در کنگرههای تخصصی بیماریهای دهان و بازآموزیهای بیماریهای دهان از ابتدای خرداد 1388 تا پایان خرداد 1389 انجام گردید. ابزار اندازهگیری، یک پرسشنامه خودساخته نویسندگان بود که پس از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. در این پرسشنامه علاوه بر مشخصات دموگرافیک، سوالاتی در مورد تدابیر دندانپزشکی در بیماران دیابتیک و باردار پرسیده شد. کلیه سوالات 4 گزینه و دارای یک پاسخ صحیح بودند. کل پرسشنامه 20 امتیاز داشت و دندانپزشکان به گروه هایی با آگاهی عالی (امتیاز 20-18)، آگاهی خوب (امتیاز 18-14)، آگاهی متوسط (امتیاز 14-10) و آگاهی ضعیف (کمتر از 10) تقسیم شدند. از آزمونهای منویتنی و کروسکال والیس جهت آنالیز استفاده گردید و P-value کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین آگاهی دندانپزشکان، متوسط (5/2±5/10) بود. میانگین آگاهی در مورد دیابت 32/1±7 (از 10) و در مورد بارداری 78/1±5/3 (از 10) بود. زنان نسبت به مردان میانگین آگاهی بالاتری داشتند که از لحاظ آماری معنیدار نبود. از نظر ارتباط بین دانشکده محل تحصیل و سابقه کار با میزان آگاهی، هیچ اختلاف معنیداری وجود نداشت. ارتباط بین میزان تحصیلات و انگیزش درمان در افراد باردار معنیدار نبود (05/0P>). در حالی که ارتباط بین جنس و انگیزش درمان در افراد باردار معنیدار بود. بیشترین پاسخ اشتباه مربوط به سوال "شرایطی که در افراد دیابتی نیاز به مشاوره پزشکی قبل از درمان وجود دارد" و کمترین پاسخ اشتباه مربوط به سوالات "تجویز ضددرد و آنتی بیوتیک مناسب در دوران بارداری" بود. نتیجه گیری: آگاهی دندانپزشکان مورد مطالعه ما درباره تدابیر دندانپزشکی افراد باردار و دیابتیک در سطح متوسط و ضعیف بود که بایستی با برنامههای آموزش مداوم نسبت به ارتقا آن تلاش کرد.
Introduction: With advances in medicine, more systemic patients seek dental treatment. On the other hand, oral health care is an essential part of pregnancyand diabetes mellitus health care. The aim of this study was to assess dentist’s awareness about dental management of pregnant and diabetic patients. Materials & Methods: This study was conducted on 106 out of 204 dentists attending in oral medicine congresses and continuous education programs from June 2009 to June 2010. A self-established questionnaire with approved validity and reliability was used. Along with demographic data, some multiple choice questions about dental management of diabetic and pregnant patients were asked. Totally 20 points were assigned to questions and awareness was classified to excellent (18-20 points), good (14-Results: The mean awareness score (MAS) was moderate (10.5±2.5). The MAS for pregnancy was (3.5±1.78) of 10 and for diabetes mellitus were (7±1.32) of 10. MAS were higher in women especially about diabetes mellitus but it was not significantly different. The University of Graduation and years of career were not significantly related to awareness status. Education and treatment attitude for pregnant patients were not related to awareness but women had a higher attitude in treatment of pregnant patients (P<0.05). The lowest awareness was about indications of consultation in diabetic patients and the highest awareness was about administration of suitable antibiotic and analgesic during pregnancy. Conclusion: The awareness level of dentists studied here was moderate and low about dental management in pregnancy and diabetes mellitus which should be improved via continuous education programs.
مقدمه: لنفوم، نئوپلاسم بدخیم سلولهای لنفوسیت است که به 2 نوع هوچکین و غیرهوچکین تقسیم میشود. وقوع لنفوم به شکل اولیه در حفره دهان ناشایع است و تنها 2% همه لنفومهای خارج گرهای را تشکیل میدهد. هدف این مطالعه، معرفی یک مورد لنفوم غیرهوچکین در حفره دهان و بررسی علائم آن و افتراق از سایر ضایعات مشابه بود. گزارش مورد: آقایی 72 ساله با شکایت تورم سمت چپ صورت و اصرار به کشیدن دندان لق مراجعه کرد. تورم یکسال قبل همراه درد به وجود آمده و بیمار با تشخیص عفونت دندانی تحت درمان قرار گرفته بود. به دنبال مصرف دارو، درد وی برطرف شده ولی تورم برطرف نشده و به مرور رشد آهستهای نیز پیدا کرده بود. در بررسی داخل دهانی تورمی منتشر با قوام لاستیکی در عمق وستیبول سمت چپ تا ناحیه توبروزیته همان سمت وجود داشت که سبب پری عمق وستیبول شده بود. دندان پره مولر دوم لقی درجه 3 داشت. در رادیوگرافی پانورامیک یک رادیولوسنسی با حاشیه نامشخص از مزیال دندان پره مولر دوم تا دیستال ریج آلوئول سمت چپ وجود داشت ودندان پره مولر دوم نمای معلق در فضا داشت. با تشخیص احتمالی توموری بزاقی یا مزانشیمی ضایعه تحت بیوپسی انسیژنال قرار گرفت. تشخیص نهایی ضایعه بر اساس گزارش هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی Diffuse large B cell lymphoma تعیین شد. بیمار جهت درمان به انکولوژیست معرفی گردید. نتیجهگیری: به دلیل تشابه برخی از علائم لنفوم دهانی با عفونتهای دندانی امکان تشخیص اشتباه وجود دارد که این مسئله اهمیت شناسائی علائم لنفوم غیرهوچکین توسط دندانپزشک و ارجاع به موقع را نشان میدهد.
مقدمه: تشخیص مناسبو سریع بیماری های مخاط دهان باعث ارتقاء سطح بهبود پیش آگهی آنها می شود. متاسفانه به جهت تشابه بسیار بالینی، ضایعات دهانی در بسیاری موارد نادرست تشخیص داده میشوند. دندانپزشکان عمومی دارای نقش بسیار مهمی در تشخیص اولیه و درمان بیماری های شایع حفره دهان می باشند، بنابراین ارزیابی دانش و مهارت آنها اهمیت ویژه ای دارد. هدف این مطالعه ارزیابی دانش و مهارت تشخیصی ضایعات شایع مخاط دهان در میان دندانپزشکان عمومی استان خراسان رضوی می باشد. مواد و روشها: این یک مطالعه مقطعی است که بر روی 260 دندانپزشک با کمک یک پرسشنامه مصور طراحی گردید و دانش و مهارت تشخیصی آنها در ارتباط با بیماری های شایع دهان مورد بررسی قرار گرفت و پاسخ ها با نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: از میان 260 دندانپزشک، 257 نفر در مطالعه شرکت کردند و متوسط نمره آگاهی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرها به ترتیب 03/3 و 94/2 و متوسط نمره مهارت تشخیصی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرها به ترتیب 24/2 و 97/1 بود. نتیجهگیری: متوسط نمره آگاهی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرستانها تفاوت معنیداری نداشت، ولی بین متوسط نمره تشخیصی این دو گروه این اختلاف معنیدار بود و مهارت تشخیصی دندانپزشکان شاغل در مشهد بهتر بود. در مجموع مهارت تشخیصی افراد مورد مطالعه از حد مطلوب پایینتر بود، لذا توصیه می شود دوره بازآموزی بیشتری در زمینه بیماریهای دهانبرای دندانپزشکان عمومی باید طراحی و اجرا گردد.
مقدمه: کندروسارکوما تومور بدخیم با منشا غضروفی میباشد. کندروسارکوما ناحیه فک و صورت تومور غیرشایعی میباشد و در فک بالا شایعتر از فک پایین است. شایعترین نوع کندروسارکوم در فک، نوع مزانشیمال است. هدف ارائه این مقاله بررسی یک مورد نادر کندروسارکوما قدام فک پایین میباشد. گزارش مورد: خانمی 65 ساله، با شکایت از تورم دردناک قدام فک پایین که از یک سال پیش ایجاد شده بود به بخش بیماری دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه کرده بود. بیمار از لحاظ سیستمیک سالم بود و دارویی مصرف نمیکرد. در معاینه خارج دهانی بیمار، تورم، آسیمتری و لنفادنوپاتی وجود نداشت. در معاینه داخل دهانی تودهای اگزوفیتیک ندولر، با سطح صاف به رنگ قرمز-ارغوانی، با قوام سفت و در بعضی نواحی با قوام لاستیکی در باکال و با قوام استخوانی در لینگوال به اندازه تقریبی 5/3×3 سانتیمتر در قدام فک پایین و حساس در لمس مشاهده شد. برای بیمار تقاضای کلیشه پانورامیک و اکلوزال فک پایین شد. در نمای رادیوگرافی یک ضایعه چند حفرهای منفرد در قدام فک پایین از ناحیه دندان پره مولر اول سمت راست تا دندان پره مولر اول سمت چپ با حدود تقریباً مشخص و شکل تقریباً منظم به صورت ضایعه رادیولوسنت –رادیواپک که باعث تورم فک در ناحیه و استخوان سازی تحت پریوستی در سمت لبیال شده بود مشاهده شد. بیمار تحت بیوپسی انسیژنال قرار گرفت و در بررسی هیستوپاتولوژی تشخیص کندروسارکوما Grade I گذاشته شد و جراحی ضایعه صورت گرفت. نتیجه گیری: در مجموع میتوان گفت نماهای بالینی و رادیوگرافی کندروسارکوما متعدد و متغیر است، و بروز آن در نواحی غیرمعمول مثل قدام فک و حتی به صورت یک ضایعه با حدود کاملاً مشخص و همراه استخوان سازی نباید باعث اشتباه کلینیسین و به تاخیر انداختن درمان شود. توجه به سایر نکات در اخذ تاریخچه مانند سن، سیر و تهاجم میتواند در افتراق بالینی بسیار کمک کننده باشد.
مقدمه: بروز لنفوم بدخیم در دهان نادر بوده و حدود 5/3% از بدخیمیهای دهانی را شامل میشود. لنفوم بدخیم بیشتر در بالغین دیده شده است، ولی انواع شدید و متوسط در کودکان هم دیده میشود. بیماری بیشتر در گرههای لنفاوی شروع میشود ولی نوع اکسترانودال هم دیده شده است (در اطفال فرم اکسترانودال شایعتر از نودال است). تـظاهر بیماری به صورت توده غیرحساس با سیری در طی ماهها که بـیشتر در گردن، زیربغل و کشاله ران دیده میشود. لنفوم در حفره دهان به صورت اکسترانودال، در بافت نرم یا در استخوان ایجاد میشود. تظاهرات بافت نرم به شکل تورم منتشر غیرحساس در وستیبول باکال، خلف کام سخت یا لثه است. بیمار ممکن است از اختلال حس و سندرم چانه بیحس به ویژه در ضایعات فک پایین شکایت داشته باشد. گزارش مورد: یک پسر 8 ساله با شکایت از لقی دندانهای دائمی برای 15 روز به بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه کرد. بیمار همجنین تاریخچهای از پارستزی لب پایین در 1 ماه گذشته و فلج عصب صورتی سمت چپ که از 7 روز قبل ایجاد شده بود، میداد. همزمان بیمار دچار بیحالی، بیاشتهایی، درد استخوانی و لنفادنوپاتی (سر و گردن) علائم شبه آنفلوانزا، خستگی و لکوسیتوز بود. با تشخیص کلینیکی لوسمی بیمار به متخصص خون کودکان ارجاع شد. تشخیص نهایی لنفوم غیرهوجکین با نمونه برداری گره لنفاوی مشخص گردید. نتیجه گیری: دندانپزشکان نقش مهمی در تشخیص اولیه لنفوم دهان دارند. لنفوم غیرهوجکین در سر و گردن معمولا به صورت یک تورم بدون درد غده لنفاوی بروز مییابد ولی تظاهرات دیگری هم وجود دارد که میتواند مشکلات تشخیصی زیادی ایجاد کند که منجر به تاخیر تشخیص و شروع درمان مناسب میشود.
مقدمه: زخمهای آفتی عود کننده یکی از شایعترین بیماریهای دردناکی هستند که حفره دهان را تحت تاثیر قرار میدهند. عوامل روحی-روانی همیشه به عنوان عوامل مستعد کننده آن مدنظر میباشند. اگرچه ارتباط بین اختلالات روانپزشکی و آفت کمتر به طور کامل در جوامع ایرانی مورد برسی قرار گرفته است. هدف از این تحقیق تعیین نوع و فراوانی اختلالات روانپزشکی در افراد مبتلا به آفت میباشد. مواد و روشها: 35 بیمار که به بخش بیماریهای دهان دانشکدة دندانپزشکی مشهد ارجاع داده شده بودند وارد این مطالعه گردیدند. یکسری اطلاعات نظیر اطلاعات فردی، تاریخچه و نیز تعداد و نوع زخم عود کننده از بیماران کسب شد. سپس به وسیله پرسشنامة SCL90 و مصاحبه روانپزشکی مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده توسط ارزیابی شخصیتی افراد و همچنین فراوانی اختلالات روانپزشکی بر حسب سن، جنس، سابقة ابتلا و ... به وسیلة جداول و نمودارها توصیف گردید. یافتهها: از 35 بیمار مبتلا به آفت %7/65، زن و بیشتر بیماران در بازه سنی 30-21 سال بودند. همچنین 3/74% بیماران، مبتلا به نوعی از اختلالات روانپزشکی بوده و بقیه از این نظر طبیعی محسوب گردیدند.در این میان وقوع همزمان اضطراب و افسردگی خفیف، شایع ترین اختلالات روانپزشکی در افراد مورد مطالعه بود که البته به طور شایع تر در خانمها وجود داشت. نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که اغلب بیماران مبتلا به آفت، دارای نوعی از اختلالات روانپزشکی به خصوص اضطراب، افسردگی و وسواس میباشند. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر این مسئله است که گروه پزشکی مسئول درمان آفت باید به برطرف کردن اختلالات روانی به عنوان یکی از عوامل اتیولوژیک بروز آفت در هنگام درمان توجه کنند.
دندانپزشکان و کارکنان سلامت دهان دارای یک موقعیت استثنائی جهت ایجاد انگیزش و کمک به بیمارانشان جهت ترک انواع مختلف تنباکو هستند. شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد آنها میتوانند در پیشگیری و درمان انواع ضایعات دهانی و سیستمیک مربوط به تنباکو نقش اساسی داشته باشند و ماهیت تکرار شونده درمانهای دندانپزشکی و زمان نسبتاً طولانی که بیمار در مطب دندانپزشک صرف میکند، فرصتهای متعددی را در اختیار دندانپزشک قرار میدهد تا جهت ترک تنباکو از آنها برای اطلاع رسانی و نصیحت و کمک بیماران استفاده کند. از سوی دیگر به نظر میرسد دندانپزشکان آموزشهای کافی را در این زمینه ندیده اند که منجر به نپرداختن آنها به این وظیفۀ حرفهای میشود. در این مقاله مروری، بحث جامعی درباره رویکردهای جدید منتشر شده جهت مداخله دندانپزشکان جهت ترک استعمال تنباکو، ارائه میگردد.
مقدمه: علیرغم پیشرفتهای متعددی که در درمان سرطانها به وجود آمده است سرطان دهان به دلیل تشخیص دیرهنگام به جهت علل متعددی مثل بدون علامت بودن در مراحل اولیه، تشابه نمای بالینی با سایر ضایعات و تنوع در تظاهرات کلنیکی و ... جز ده علت عمدة مرگ و میر میباشد. با توجه به نقش شرایط محیطی و اقلیمی در سرطانها، ضرورت انجام مطالعات اپیدمیولوژیک احساس میشود. از این رو مطالعهای با هدف تعیین فراوانی پنج سالة موارد مبتلا به بدخیمیهای دهان، فک صورت در بیماران مراجعهکننده به بخش بیماریهای دهان دانشکدة دندانپزشکی مشهد انجام شد. مواد و روش ها: مطالعهای توصیفی بر روی پرونده 44 بیمار مبتلا به بدخیمی دهان، فک و صورت از آذر 79 تا اذر 84 (با تأیید پاتولوژی) صورت گرفت. ابتدا اطلاعات فردی، بالینی و هیستوپاتولوژیک موردنیاز، استخراج گردید. سپس با استفاده از آمار توصیفی میزان فراوانی و درصد فراوانی محاسبه، جداول و نمودارها با استفاده از نرم افزار SPSS ترسیم گردید. یافته ها: کارسینوم سلول سنگفرشی شایع ترین بدخیمی بود (73%) و بعد از آن وروکوس کارسینوما (10%) و بدخیمیهای غدد بزاقی (7%) قرار داشتند. نسبت مرد به زن 9/0 به 1و میانگین سن 66/17±52/53 سال بود. کارسینوم سلول سنگفرشی، بیشتر به صورت زخم و ضایعة برجسته (هر کدام 34%) و سایر بدخیمیها بیشتر به صورت ضایعة برجسته (67%) بودند. شایع ترین شکایت بیماران در کارسینوم سلول سنگفرشی زخم (41%) و شایعترین محل ابتلا، زبان (30%) بود. نتیجهگیری:الگوی سرطان دهان در مطالعه حاضر مشابه سایر مطالعات بود ولی تعداد زنان مبتلا نسبت به سایر مطالعات بیشتر بود و نقش استعمال دخانیات به عنوان عامل خطر کمرنگ تر بود.
مقدمه: لیکن پلان، بیماری پوستی مخاطی مزمن و نسبتا شایع در میان سالگی است که 2/0 تا 2 درصد جمعیت را مبتلا می سازد. مطالعه در زمینه فراوانی و اشکال بالینی لیکن پلان دهانی، در ایران بسیار محدود انجام شده است این مطالعه، جهت ارزیابی نماهای اپیدمیولوژیک و بالینی 5 ساله در 420 بیمار مبتلا به لیکن پلان دهانی در بخش بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد و مقایسه نتایج آن با مطالعات جوامع دیگر، طراحی گردید. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی، پرونده های، 420 نفر از بیماران لیکن پلان دهانی، تفکیک گردید. اطلاعات پروندۀ تمام بیماران مذکور (از لحاظ: سن، جنس، شکایت اصلی، درگیری پوستی، محل - نوع و شکل ضایعات) استخراج گردید. توزیع فراوانی داده ها در زیر گروههای مختلف توسط نرم افزار SPSS 11.5 محاسبه گردید. یافته ها: میانگین سنی بیماران، 16/41 سال بود که 9/64 درصد آنها مؤنث و 1/35 درصد آنها مذکر بودند. در 2/85 درصد بیماران، گونه، شایع ترین ناحیه درگیر شناخته شد. رتیکولار شایع ترین الگوی درگیری در مبتلایان بود (9/76 درصد). 5/15 درصد مبتلایان درگیری پوستی لیکن پلان داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه اهمیت اخذ تاریخچه مناسب و معاینه بالینی دقیق برای رسیدن به تشخیص و طرح درمان مناسب در مورد لیکن پلان دهانی مشخص می گردد. نظر به تفاوت های نتایج اپیدمیولوژیک این بیماری در جواع مختلف، پزشکان به این گونه مطالعات نیاز دارند تا بتوانند براساس شیوع یافته های اپیدمیولوژیک و بالینی، تحقیقات و برنامه های درمانی خود را بر اساس آن تنظیم نمایند.
مقدمه: بیماری لانگرهانس که سابقا هیستوسیتوزیس X نامیده می شد اختلال نادری است که با پرولیفراسیون سلول های شبیه لانگرهانس مشخص می گردد. علت و پاتوژنز این بیماری ناشناخته است. نمای این بیماری به وسعت درگیری ارگان ها بستگی دارد. تظاهرات دهانی ممکنست اولین و تنها علامت بیماری باشد که می تواند بصورت درگیری پریودونتال، زخم دهان، خونریزی لثه، لقی زودرس دندان ها و یا افزایش حجم لثه دیده شود. در این مقاله یک مورد بیمار مبتلا به بیماری لانگرهانس که با توجه به علائم دهانی تشخیص داده شده ارائه گردیده است. یافته ها: بیمار پسری 6 ساله بود که با شکایت از لقی پیش رونده دندان های خلفی با سیر سریع مراجعه نموده و در معاینه داخل دهانی افزایش حجم لثه در نواحی خلفی فکین و لقی دندان ها دیده می شد. تشخیص بالینی بیماری لانگرهانس بود. در رادیوگرافی پانورامیک ضایعات رادیولوسنت متعدد با حدود مشخص در فکین دیده شد. رادیوگرافی جمجمه طبیعی بود. یافته های هیستوپاتولوژیکی و رنگ آمیزی S100 تشخیص بالینی را تأیید نمود. بیمار با تشخیص بالینی-پاتولوژیک بیماری لانگرهانس (LCD) به متخصص انکولوژی اطفال ارجاع و تحت شیمی درمانی قرار گرفت. در کنترل های بعدی بهبود ضایعات لثه ای و ضایعات لوسنت فک مشاهده گردید و داروها نیز یکسال پس از شروع درمان قطع شد. نتیجه گیری: از آنجایی که تشخیص زود هنگام این بیماری و درمان به موقع آن می تواند در پیش آگهی و بقای بیمار مؤثر باشد، لذا آگاهی دندانپزشکان از علائم دهانی این بیماری و افتراق آن از سایر ضایعات بسیار اهمیت دارد تا در مواردی نظیر بیمار ما که علائم دهانی اولین و تنها علامت بیماری می باشند، بیماران از نظر درمانی در جهت صحیح هدایت گردند.