مقدمه: آملوبلاستوما از شایع ترین تومورهای ادونتوژنیک می باشد. از فاکتورهای موثر در بروز این بیماری، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی حضور HPV در نمونه های تومور آملوبلاستومای فکین با استفاده از روش PCR انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 77 بلوک پارافینی مربوط به آملوبلاستوما از آرشیو بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد و بیمارستان قائم مشهد جمع آوری و پس از دپارافینیزه کردن نمونه ها، DNA آنها با استفاده از Genomic DNA extraction mini YTA kitبراساس دستور کارخانه سازنده استخراج گردید. پس از انجام فرآیند PCR، حضور HPV در آنها مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 16، آزمون کای دو و رگرسیون لوجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از مجموع 77 ضایعه مورد بررسی، 20 مورد فولیکولار، 4 مورد اکانتوماتوز، 3 مورد بازال سل، 8 مورد دسموبلاستیک، 17 مورد یونی سیستیک و 25 مورد پلکسی فرم بود. در مجموع 5 مورد (5/6 درصد) از آنها از نظر HPV مثبت بود. بدین صورت که در نوع فولیکولار یک مورد، در نوع یونی سیستیک دو مورد و در نوع پلکسی فرم نیز دو مورد از نظر HPV مثبت شده بود. نتیجهگیری: با توجه به فراوانی کم ویروس پاپیلومای انسانی در ضایعات مورد بررسی، نمی توان این گونه نتیجه گرفت که این ویروس در اتیولوژی و پاتوژنز این دسته از ضایعات نقش داشته باشد و جهت اظهار نظر دقیق تر به مطالعاتبا حجم نمونه بزرگ تر نیاز است.
مقدمه: آملوبلاستوما از شایع ترین تومورهای ادونتوژنیک می باشد. از فاکتورهای موثر در بروز این بیماری، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی حضور HPV در نمونه های تومور آملوبلاستومای فکین با استفاده از روش PCR انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 77 بلوک پارافینی مربوط به آملوبلاستوما از آرشیو بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد و بیمارستان قائم مشهد جمع آوری و پس از دپارافینیزه کردن نمونه ها، DNA آنها با استفاده از Genomic DNA extraction mini YTA kitبراساس دستور کارخانه سازنده استخراج گردید. پس از انجام فرآیند PCR، حضور HPV در آنها مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 16، آزمون کای دو و رگرسیون لوجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از مجموع 77 ضایعه مورد بررسی، 20 مورد فولیکولار، 4 مورد اکانتوماتوز، 3 مورد بازال سل، 8 مورد دسموبلاستیک، 17 مورد یونی سیستیک و 25 مورد پلکسی فرم بود. در مجموع 5 مورد (5/6 درصد) از آنها از نظر HPV مثبت بود. بدین صورت که در نوع فولیکولار یک مورد، در نوع یونی سیستیک دو مورد و در نوع پلکسی فرم نیز دو مورد از نظر HPV مثبت شده بود. نتیجهگیری: با توجه به فراوانی کم ویروس پاپیلومای انسانی در ضایعات مورد بررسی، نمی توان این گونه نتیجه گرفت که این ویروس در اتیولوژی و پاتوژنز این دسته از ضایعات نقش داشته باشد و جهت اظهار نظر دقیق تر به مطالعاتبا حجم نمونه بزرگ تر نیاز است.
مقدمه: پریودنتیت بیماری التهابی بافتهای پشتیبان دندان می باشد که در نتیجه اثر میکروارگانیسمها ایجاد شده و منجر به آسیب پیشرونده و غیر قابل برگشت به لیگامان پریودنتال و استخوان آلوئولار می شود. مهمترین عامل در ایجاد این بیماری پلاک باکتریال می باشد اگرچه سایر عوامل مانند عوامل محیطی، ژنتیک و بیماریهای ایمنی هم باعث پریودنتیت می شوند. پراکسیداسیون چربی پیامد اصلی استرس اکسیداتیو است و که به دنبال آن سطح مالون دی آلدئید MDAافزایش می یابد. هدف از این مطالعه مقایسه میزان مالون دی آلدئید در بزاق بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن با افراد سالم بود. مواد و روشها: در این مطالعه، 30 بیمار مبتلا به پریودنتیت مزمن از بخش پریوی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و 30 فرد سالم انتخاب شدند. به کمک Spitting method نمونه بزاق تحریک نشده افراد هر دو گروه جمع آوری شد. سطح MDA در نمونه های بزاق با استفاده از دستگاه اسپکتروفوتومتر با روش رنگ سنجی اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل، من ویتنی و کای دو تجزیه و تحلیل شدند (05/0α=). یافتهها:میزان مالون دی آلدئید در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل سالم بود (001/0P
مقدمه: پریودنتیت یک بیماری التهابی است که بافت های حمایت کننده دارای عروق دندان را درگیر می کند. آنژیوژنز یک جزء جدایی ناپذیر در پاتوژنز بیماری های عروقی و التهاب های مزمن نظیر پریودنتیت است و یکی از تنظیم کننده های اصلی ایجاد عروق جدید، فاکتور رشد اندوتلیالی عروق (VEGF) محسوب می شود. هدف از این مطالعه، تعیین و مقایسه سطح VEGF مایع شیار لثه ای (GCF) در بیماران مبتلا به پریودنتیت مهاجم و مزمن و افراد سالم بود. مواد و روش ها: در این مطالعه بالینی مقطعی، 45 نفر از افراد داوطلب در سه گروه مساوی از افراد سالم، مبتلا به پریودنتیت مزمن و مبتلا به پریودنتیت مهاجم قرار گرفتند. جهت نمونه گیری از افراد، با استفاده از Paper cone شماره 40 در افراد مبتلا به پریودنتیت، از سالکوس دندان با بیشترین میزان از دست رفتن چسبندگی لثه و نشانه های التهاب، GCF جمع گردید. به طور مشابه در افراد سالم از سالکوس مزیوباکال دندان مولر اول سمت چپ بالا نمونه گیری انجام شد. پس از جمع آوری تمام نمونه ها، با استفاده از تست ELISA، سطح VEGF نمونه ها تعیین گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS با ویرایش 16 و تست آماری ANOVA آنالیز شدند. یافته ها: مطالعه حاضر نشان داد که میانگین غلظت VEGF در GCF افراد سالم، مبتلا به پریودنتیت مزمن و مبتلا به پریودنتیت مهاجم به ترتیب63/192، 38/1409 و 33/1734 نانوگرم بر لیتر بود. به طور معنی داری سطح VEGF در بیماران مبتلا به پریودنتیت مهاجم بیشتر از مزمن (003/0P=) و سطح VEGF در هر دو گروه پریودنتیت، بیشتر از افراد سالم بود (001/0P ). نتیجه گیری: سطح VEGF در بیماران مبتلا به هر دو نوع پریودنتیت نسبت به افراد سالم ودر پریودنتیت مهاجم نسبت به مزمن افزایش معنی داری داشت.
مقدمه: براون تومور در بیماران مبتلا به نارسایی کلیه نشان دهنده اوستئودیستروفی شدید در آنهاست. براون تومورها غالباً در استخوان های بلند رخ می دهند ولی در هر استخوانی می توانند دیده شوند. از نظر بالینی ضایعات براون تومور قابل توجه در فکین نادر هستند. گزارش مورد: هدف از ارائه این گزارش معرفی یک بیمار در حال همودیالیز با رشد غیرمعمول توده هایی در فکین، بعد از پارسیل پاراتیروئیدکتومی می باشد که با تایید بالینی، رادیوگرافی و آسیب شناسی به عنوان براون تومور تشخیص داده شد. گزارش این بیمار از نظر تاریخچه پزشکی، محل و اندازه بزرگ ضایعات، سیر غیرمعمول و عوارض جانبی جدی ضایعات ( اشکال در تنفس، اختلال در تکلم، اختلال در جویدن، ... ) حائز اهمیت می باشد. نتیجه گیری: به دلیل تظاهرات متعدد فکی به دنبال هیپرپاراتیروئیدیسم، تشخیص زودهنگام تظاهرات دهانی مرتبط با بیماری کلیوی مزمن و شناخت آنها توسط دندانپزشک جهت جلوگیری از عوارض بیشتر اهمیت ویژه ای دارد و درضمن، کاربرد اصطلاح “Fibrosa expansive renal osteitis” برای توصیف ضایعات تومورال بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه از طرف مولفین پیشنهاد می شود.
مقدمه: ضایعات همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف دستهای از ضایعات استخوانی در فکین را تشکیل میدهند که شامل طیفی از ضایعات نئوپلاسمی خوشخیم و بدخیم و ضایعات غیرنئوپلاسمی میباشند. گروهی از این ضایعات تحت عنوان ضایعات فیبرواسئوس شناخته میشوند. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای بالینی و هیستولوژیک ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف در فکین در بیماران مراجعه کننده به بخش آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد طی 40 سال بود. مواد و روشها: در این مطالعه دفاتر ثبت گروه آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد از ابتدای تاسیس (1349) تا مهرماه سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند و مشخصات بیماران با ضایعات فکی غیرادونتوژنیک که همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بودند، جمعآوری گردید. اطلاعات فردی بیماران شامل جنس، سن، به همراه جایگاه ضایعه و تشخیص بالینی و هیستولوژیک آنها ثبت، با جداول فراوانی توصیف و با آزمون کای دو مقایسه شد (05/0α=). یافتهها: از مجموع 9991 مورد بیوپسی، تعداد 133 مورد (33/1 درصد) با تشخیص ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بود. از این تعداد، اسیفایینگ فیبروما با 37 مورد (28 درصد) و به دنبال آن استئوسارکوم با 19 مورد (14درصد) بیشترین موارد را به خود اختصاص داده است. میانگین سنی بیماران 3/17±2/32 سال بود که حداقل سن بیماران 9 و بالاترین آن 75 سال بود. در توزیع سنی بیماران در دهههای مختلف سنی بیشترین تعداد ضایعات در دهه دوم زندگی با 35 مورد گزارش شده بود. 79 نفر از زنان و 54 نفر از مردان درگیر این ضایعات بودند. نتیجهگیری: در این مطالعه ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف از شیوع بسیار کمی برخوردار بودند. در بین ضایعات مورد بررسی اسیفایینگ فیبروما و بدنبال آن استئوسارکوم بالاترین شیوع را داشتند. در این تحقیق زنان بیشتر از مردان مبتلا بودند و جایگاه ضایعات بیشتر در فک پایین و قسمت خلفی بود.
مقدمه:تعداد زیادی از ضایعاتپوستی مخاطی در حفره دهان نمای بالینی مشابهی دارند و لذا بررسی هیستوپاتولوژیدر تشخیص صحیح این ضایعات و افتراق آنها از یکدیگر تاثیر بسیار دارد.هدف از این مطالعه بررسی میزان انطباق تشخیصهای بالینی با هیستوپاتولوژی ضایعات پوستی-مخاطی در حفره دهان طی 30 سال در دانشکده دندانپزشکی مشهد بود. مواد و روشها: در این مطالعه گذشتهنگر، تعداد 334 پرونده بیماران مبتلا به ضایعات پوستی مخاطی که طی 30 سال (1358 تا 1388) به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه مشهد مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات پرونده بیماران، شامل سن، جنس، جایگاه، تشخیص بالینی اولیه و گزارش آسیبشناسی نهایی ثبت گردید. یافته ها: این مطالعه نشان داد که در 295 مورد (5/77%) از ضایعات پوستی مخاطی مورد بررسی، تطابق بین تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در پمفیگوئید و خال سفید اسفنجی در تمام موارد تطابق کامل بین تشخیص های کلینیکی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در مورد انواع لیکن پلان هم، در لیکن پلان نوع آتروفیک و پیگمانته بیشترین میزان تطابق دیده شد. نتیجه گیری: جهت رسیدن به یک تشخیص قطعی در ضایعات پوستی-مخاطی نیاز به بررسی نمای بالینی، رادیوگرافی و هیستوپاتولوژی ضایعه میباشد.
مقدمه: عوارض ناشی از پروتزهای دندانی متحرک طیف وسیعی از ضایعات مخاط دهان را تشکیل میدهند که بخشی از مسئولیت پیشگیری و کاهش این عوارض بر عهده دندانپزشک و بخش دیگر متوجه خود بیمار است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان شیوع ضایعه دنچر هیپرپلازی در دانشکده دندانپزشکی مشهد بود. مواد و روش ها:این مطالعه توصیفی-مقطعی، با مراجعه به بایگانی بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد، روی نمونههای ارسالی از سال 1357 تا 1387 انجام شد. سپس با استفاده از آمار توصیفی، میزان فراوانی و درصد فراوانی محاسبه، جداول و نمودارها با استفاده از نرمافزار SPSS ترسیم گردید و نتایج توسط آزمون دقیق فیشر مورد آنالیز آماری قرار گرفت. یافتهها:ضایعات ناشی از دنچر، 6/5% از کل نمونههای ارسالی را تشکیل میدادند. از 462 نمونه تحت مطالعه، 368 مورد زن و 94 مورد مرد بودند. در 8/97% افراد دارای اپولیس فیشوراتوم و بقیه مبتلا به هایپرپلازی پاپیلری التهابی بودند. در این مطالعه اپولیس فیشوراتوم بیشتر در زنان (7/79%) و در دهه پنجم و ششم (2/68%) مشاهده گردید. جایگاه این ضایعه بیشتر در فک پایین (9/69%) بود و در نواحی قدام (7/85%) بیشتر از سایر نواحی مشاهده می شد. بزرگ شدن ضایعه (6/4%) و درد وسوزش (9%)، دو علت اصلی مراجعه بیماران مبتلا به این ضایعات به دندانپزشک، در این مطالعه شناخته شد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج این مطالعه، ضایعه اپولیس فیشوراتوم بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده بود در حالی که ضایعه هایپرپلازی پاپیلری تنها درصد بسیار ناچیزی در این مطالعه داشت. در مجموع ضایعه دنچر هیپرپلازی در میان زنان و در دهه سنی 4 و 5، دارای بیشترین شیوع بود. بیشترین میزان مراجعه به این مرکز (9/54%) در سالهای بین 1367 تا 1376 بود.
مقدمه: کندروسارکوما تومور بدخیم با منشا غضروفی میباشد. کندروسارکوما ناحیه فک و صورت تومور غیرشایعی میباشد و در فک بالا شایعتر از فک پایین است. شایعترین نوع کندروسارکوم در فک، نوع مزانشیمال است. هدف ارائه این مقاله بررسی یک مورد نادر کندروسارکوما قدام فک پایین میباشد. گزارش مورد: خانمی 65 ساله، با شکایت از تورم دردناک قدام فک پایین که از یک سال پیش ایجاد شده بود به بخش بیماری دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه کرده بود. بیمار از لحاظ سیستمیک سالم بود و دارویی مصرف نمیکرد. در معاینه خارج دهانی بیمار، تورم، آسیمتری و لنفادنوپاتی وجود نداشت. در معاینه داخل دهانی تودهای اگزوفیتیک ندولر، با سطح صاف به رنگ قرمز-ارغوانی، با قوام سفت و در بعضی نواحی با قوام لاستیکی در باکال و با قوام استخوانی در لینگوال به اندازه تقریبی 5/3×3 سانتیمتر در قدام فک پایین و حساس در لمس مشاهده شد. برای بیمار تقاضای کلیشه پانورامیک و اکلوزال فک پایین شد. در نمای رادیوگرافی یک ضایعه چند حفرهای منفرد در قدام فک پایین از ناحیه دندان پره مولر اول سمت راست تا دندان پره مولر اول سمت چپ با حدود تقریباً مشخص و شکل تقریباً منظم به صورت ضایعه رادیولوسنت –رادیواپک که باعث تورم فک در ناحیه و استخوان سازی تحت پریوستی در سمت لبیال شده بود مشاهده شد. بیمار تحت بیوپسی انسیژنال قرار گرفت و در بررسی هیستوپاتولوژی تشخیص کندروسارکوما Grade I گذاشته شد و جراحی ضایعه صورت گرفت. نتیجه گیری: در مجموع میتوان گفت نماهای بالینی و رادیوگرافی کندروسارکوما متعدد و متغیر است، و بروز آن در نواحی غیرمعمول مثل قدام فک و حتی به صورت یک ضایعه با حدود کاملاً مشخص و همراه استخوان سازی نباید باعث اشتباه کلینیسین و به تاخیر انداختن درمان شود. توجه به سایر نکات در اخذ تاریخچه مانند سن، سیر و تهاجم میتواند در افتراق بالینی بسیار کمک کننده باشد.
مقدمه: بیماریهای پریودنتال بعنوان یک عامل خطرساز برای بسیاری از بیماریهای سیستمیک مطرح میباشد. با توجه به مطالعات اخیر در خصوص ارتباط این بیماری با میزان آلبومین سرم، هدف از این مطالعه، بررسی غلظت آلبومین سرم، به عنوان یک مارکر پیشبینیکننده شدت بیماری پریودنتال بود. مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی که مسائل اخلاقی آن مورد تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی همدان قرار گرفته است، 64 بیمار مبتلا به پریودنتیت مزمن و 64 فرد سالم در محدوده سنی 50-20 سال انتخاب شدند. پس از بررسی وضعیت پریودنتال و سیستمیک از کلیه افراد مورد مطالعه cc2 خون وریدی گرفته شد و با استفاده از روش COBASMIRA غلظت آلبومین سرم اندازهگیری گردید. تجزیه و تحلیل آماری توسط آزمونهایt، Chi-square و One-way ANOVA انجام گرفت. یافتهها: متوسط غلظت آلبومین سرم در تمام افراد مبتلا پریودنتیت مزمن gr/dl 7/2± 05/5 و در افراد سالم gr/dl 39/0± 40/4 بود که این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (001/0P
مقدمه: نوریلموما یک تومور خوش خیم منشاء گرفته از غلاف عصبی محیطی است که در داخل دهان، به خصوص در فک ها بسیار نادر است. درمان نوریلموما، جراحی و خارج کردن کامل ضایعه است و میزان عود آن نیز بسیار کم می باشد. ضایعاتی که مزمن هستند ممکن است دستخوش تغییرات میکروسکوپی دژنراتیو گردند که به آنها نوریلمومای دژنره یا شوانومای باستانی (Ancient schwannoma) گویند و نوع نادری از نوریلموما است. ما در اینجا یک مورد نوریلمومای دژنره داخل استخوان فک پایین را گزارش می کنیم. یافته ها: بیمار خانم 23 ساله بود که از درد و تورم فک پایین شکایت داشت. طبق آنچه بیمار می گفت 6 سال قبل درمان جراحی در این ناحیه از فک انجام شده بود و او از تشخیص پاتولوژی قبلی اطلاعاتی نداشت. یک بیوپسی انجام پذیرفت و نوریلمومای دژنره توسط بررسی های میکروسکوپی با پرولیفراسیون خوش خیم سلول های شوان و آتیپی هسته ای، هیالینیزاسیون و تغییرات میگزوماتوز و کلسیفیکاسیون و ایمونوهیستوشیمی S-100 تشخیص داده شد. درمان جراحی رزکسیون نسبی با حاشیه های سالم انجام شد و کورتاژ ترانس-مندببولار ضایعه داخل استخوانی انجام شد، قطعه استخوانی خارج شده منجمد گردید و جایگزین شد. بحث و نتیجه گیری: نوریلموما یک تومور خوش خیم غلاف عصبی است، حضور طولانی مدت نوریلموما ممکن است باعث تغییراتی گردد که این ضایعه را از نظر بالینی، نمای رادیوگرافی و هیستوپاتولوژی در تشخیص افتراقی ضایعاتی قرار دهد که سر انجام درمان های دیگری میطلبند. توجه به نماهای خاص هیستوپاتولوژی در افتراق آنها تعیین کننده است و مجموعه یافته ها برای هر ضایعه، می تواند درمان انتخابی را تحت تاثیر قرار دهد.
مقدمه: در سرتاسر جهان سرطان دهان یکی از شایعترین سرطان ها و یکی از ده عامل مرگ و میر در میان سرطان ها می باشد. اغلب سرطان های دهانی، دیرهنگام تشخیص داده میشوند. از آنجا که دندانپزشکان نقش مهمی در شناسایی زودهنگام سرطان های دهان ایفا میکنند، لذا باید آگاهی کافی در زمینه تشخیص زودهنگام بیماران داشته باشند. هدفازاینمطالعه، ارزیابی میزانآگاهی دندانپزشکانشهرمشهدازسرطاندهانبود. موادوروشها: اینمطالعه از نوع توصیفی و به روش مقطعیبرروی100 نفر ازدندانپزشکانعمومی دارای مطب در سطحشهر مشهد، درسال 1387 انجام شد. پرسش نامهای طراحی گردید که بخشی از سوالات آن در رابطه با اطلاعات دموگرافیک افراد مورد مطالعه و بخشی دیگر شامل 13 سؤال پیرامون سرطان دهان بود. با مراجعه حضوری به مطب دندانپزشکان پرسش نامهها در اختیار آنان قرار داده شد و از آنان خواسته شد طی زمان معین به پرسش ها پاسخ دهند و سپس پرسش نامه ها جمعآوری و تصحیح گردید. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS و آزمون های t-test و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن آنالیز شدند. یافتهها: از 100 نفر دندانپزشک مورد مطالعه 65 نفر مرد و 35 نفر زن و میانگین سنی آنها، 49/7±84/41 بود (66/0=P). میانگیننمره آگاهی در جمعیت مورد مطالعه 74/1±42/6 از 13 بود. میانگینآگاهی در مردان 75/1±26/6 و در زنان 7/1±72/6 بود که از لحاظ آماری این اختلاف معنادار نبود (2/0=P). 91% افراد مورد مطالعه شایعترین سرطان دهان را می شناختند اما فقط 35% آنها شایعترین مکان های ایجاد سرطان در دهان را میشناختند. نتیجهگیری: بررسینتایجاینمطالعهنشاندادکهسطحآگاهیدندانپزشکانعمومیشهرمشهددرارتباطباسرطاندهانکافینمیباشد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، اتخاذ راهکارهایی برای افزایش میزان آگاهی دندانپزشکان از سرطان دهان مورد نیاز است.
مقدمه:اگر چه ارتباط بین حالات روحی - روانی و بروز ضایعات پریودنتال گزارش شده است ولی انجام مطالعات بیشتری در این زمینه، ضرورت دارد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه بیماری پریودنتال با اختلالات افسردگی و مقایسه آن با گروه شاهد که فاقد افسردگی بودند، بود. مواد و روش ها:در این مطالعه مقطعی روش تحقیق مبتنی بر مشاهده، سؤال، پرسشنامه و معاینه پریودنتال بود. سی بیمار مبتلا به افسردگی که در بیمارستان ابن سینا مشهد بستری و به درجاتی دارای افسردگی بودند، انتخاب شدند و سنجش شدت افسردگی براساس پرسشنامه بک صورت گرفت. به عنوان گروه شاهد نیز 30 بیمار که جهت درمان به بخش تشخیص بیماریهای دهان دانشکده دندانپزشکی مشهد مراجعه داشتند و یا از همراهان بیماران افسرده که فاقد افسردگی بودند در تحقیق شرکت جستند. بیماران گروه مورد و شاهد از نظر سن و جنس مشابه انتخاب شدند بین 20 تا 40 سال سن داشتند که تحت معاینات پریودنتال با آینه و پروب پریودنتال ویلیامز با نور معمولی قرار گرفتند. سایر مشخصات بیماران از قبیل سن، جنس، میزان تحصیلات و شغل نیز ثبت گردید. برای پردازش داده ها از آمار توصیفی و استنباطی و از آزمون های t-test ،ANOVAو Duncanدر نرم افزار SPSSاستفاده شد. یافته ها:بیشترین درصد فراوانی شدت افسردگی از نوع متوسط و کمترین درصد فراوانی آن از نوع شدید بود و ارتباط معنی داری بین شدت افسردگی و بیماری پریودنتال یافت نگردید ولی اختلاف معنی داری بین دو گروه مورد و شاهد در اندکس پلاک و خونریزی به هنگام پروب وجود داشت(03/0=P). در مقایسه مقادیر میانگین و انحراف معیارتفاوت قابل توجهی در ازدست دادن چسبندگی و اندکس لثه ای و عمق پروبینگ پاکت بین دو گروه وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری:ارتباط معنی داری بین شدت افسردگی در گروه بیماران افسرده و بیماری پریودنتال وجود نداشت ولی تفاوت شاخص های پلاک و خونریزی در دو گروه شاهد و مورد، معنادار بود؛ اگر چه سایر شاخص ها از قبیل عمق پاکت و از دست دادن چسبندگی در دو گروه اختلاف قابل توجهی نداشت.