مقدمه: اضطراب مرگ، وسواس مرگ و افسردگی مرگ، سه بعد پریشانی مرگ را تشکیل میدهند. هدف پژوهش حاضر بررسی همگرایی و واگرایی بین این سه بعد نگرش مرضی نسبت به مرگ بود. روشکار: در یک بررسی همبستگی، نمونهای به حجم 339 نفر به روش تصادفی طبقهای از بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. شرکتکنندگان به مقیاسهای اضطراب مرگ، وسواس مرگ و افسردگی مرگ پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی از نوع تحلیل مولفههای اصلی با چرخش پروماکس تحلیل شدند. یافتهها: الگوی وزنهای عاملی و آزمون اسکری سه عامل وسواس مرگ، افسردگی مرگ و اضطراب مرگ را به ترتیب با ارزشهای ویژه 4/13، 77/3 و 54/2 پیشنهاد نمود. این 3 عامل 85/45 درصد واریانسهای پریشانی مرگ را تبیین میکنند. نتیجهگیری: پریشانی مرگ، ساختاری چندعاملی داشته و وسواس مرگ، افسردگی مرگ و اضطراب مرگ، مولفههای جداگانهی پریشانی مرگ را تشکیل میدهند.
مقدمه: جرایم جنسی در نوجوانان، از جمله جرایمی هستند که هزینههای مادی و اجتماعی فراوانی در پی دارند و شناخت ویژگیهای این دسته از نوجوانان بزهکار امری ضروری است. هدف از این پژوهش، مقایسهی نمرات مقیاسهای بالینی و اعتباری پرسشنامهی چندوجهی شخصیتی مینهسوتا-نوجوانان، در نوجوانان بزهکار جنسی و غیر جنسی ساکن کانون اصلاح و تربیت است. روشکار: این مطالعهی توصیفی علی-مقایسهای در کانون اصلاح و تربیت شهر تهران در سال 1392 انجام گرفت. تعداد 86 نوجوان بزهکار با جرایم غیر جنسی و 20 نفر با جرایم جنسی، به روش در دسترس انتخاب شده و به سئوالات پرسشنامهی چندوجهی شخصیتی مینهسوتا-نوجوانان پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری انجام گرفت. یافتهها: میانگین نمرات تمام زیرمقیاسهای گروه بزهکار جنسی بالاتر از میانگین نمرات گروه بزهکار غیرجنسی بود اما تنها در زیرمقیاس بالینی افسردگی (03/0=P) و زیرمقیاس اعتباری نابسامدی نوع یک (04/0=P) دو گروه، تفاوت معنیداری داشتند. نتیجهگیری: نوجوانان بزهکار جنسی در اکثر مقیاسهای پرسشنامهی چندوجهی شخصیتی مینهسوتا-نوجوانان که توصیفی از ویژگیهای افراد و سازگاری هیجانی آنها است، تفاوتی با نوجوانان بزهکار غیر جنسی ندارند و تفاوت عمدهی آنها این است که نمرات بزهکاران جنسی در شاخصی که عدم رضایت کلی از زندگی، ناامیدی و روحیهی پایین را نشان میدهد بیشتر است. از این نتایج میتوان در ارزیابی و درمان این دسته از بزهکاران استفاده نمود.
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاسهای تکمیلی انسجام و سازگاری خانواده (FACES-IV)، یعنی؛ مقیاس تعاملات خـانـوادگـی (FCS) و مقیاس رضایت خـانـوادگی (FSS) در جامعه خانوادههای ایرانی بود. این پژوهش یک مطالعه توصیفی و مقطعی است که برای این منظور 1652 آزمودنی از اعضاء خانواده هایهفت استـان تهران، مشهد، تـبـریـز، کرمانشاه، یزد، شیراز و اصفهان (558 پدر، 576 مادر و 518 فرزند) مقیاسهای تعاملات و رضایت خانوادگی را تکمیل نمودند. برای بررسی روایی همگرا و واگـرا از مقیـاس سلامت خلقی (DASS)، پرسشنامه مشکلات رفتـاری کـودکـان (YSR)، فرم کوتاه مقیاس استـرس فرزندپروری (PSI-SF) و فهرست وقایع زندگی (LE) استفاده گردید.نتایج آلفای کرونباخ حاکی از آن بود که میزان اعتبار مقیاس تعاملات خانوادگی برای پدران، مادران و فرزندان خانواده به ترتیب 88/0، 87/0 و 89/0 و مقیاس رضایت خانوادگی برای پدران، مادران و فرزندان خانواده به ترتیب 90/0، 88/0 89/0 به دست آمد. بررسی روایی همگرا و واگرا از طریق محاسبه ضریب همبستگی مقیاس تعاملات و رضایت خانوادگی با مقیاس DASS، YSR، PSI-SF و LE رضایتبخش بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که الگوی دو عاملی وابسته به هم تحت عناوین دو زیرمقیاس تعاملات و رضایت خانوادگی، برازش خوبی با دادهها دارد. در بررسی ساختار عاملی، نتایج پژوهش از مدل دو عاملی متمایل حمایت کرد. بر اساس نتایج، مقیاسهای تعاملات و رضایت خانوادگی واجد ویژگیهای روانسنجی برای کاربرد در پژوهشهای روانشناختی خانوادههای ایرانی است.
مقدمه: ارزیابی دقیق مشکلات رفتاری کودکان بسیار حایز اهمیت است. بنابراین پژوهش حاضر با هدفبررسی مقایسهای میزان شیوع اختلالات رفتاری دختران و پسران پیش از دبستان و ارایهی راهکارهای کاهش آن انجام شد. روشکار: جامعهی آماری این مطالعهی توصیفی شامل تمام کودکان پیش از سن دبستان 7-5/1 سالهی شهر تهران در سال 90-1389 بود که از این میان نمونهای با حجم 2000 نفر با روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب و مقیاس مشکلات رفتاری کودکان در اختیار مادران آنها قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، مجذور خی و نرمافزار SPSS نسخهی 18 تحلیل گردیدند. یافتهها: تعداد کل آزمودنیها 1977 نفر بوده و 957 نفر (4/48%) پسر و 1020 نفر (6/51%) دختر بودند. شایعترین اختلال در پسران مربوط به اختلال توجه (1/6%) و در دختران مربوط به مشکلات عاطفی-هیجانی واکنشی (2/17%) است. شایعترین اختلال در دورهی قبل از 5 سال مربوط به مشکلات عاطفی-هیجانی واکنشی (3/11%) و در دورهی 7-5 سال مربوط به مشکلات عاطفی-هیجانی واکنشی (7/10%) و شکایات بدنی (3/10%) است. دختران در مقایسه با پسران در اغلب زیرمقیاسهای مشکلات رفتاری، مشکلات بیشتری را تجربه کردند (001/0=P). نتیجهگیری: دختران پیش از دبستان در مقایسه با پسران در اغلب زیرمقیاسهای مشکلات رفتاری، مشکلات بیشتری را تجربه کردند. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که میزان شیوع اختلالات رفتاری در کودکان سنین پیش از دبستان در سطح نسبتا بالایی میباشد که لزوم توجه هرچه بیشتر مسئولان بهداشت روان را به این امر مشخص میسازد.
مقدمه: با توجه به نقش مهم هویتیابی در نوجوانی و مشکلاتی که متعاقب این مرحله صورت میگیرد که میتواند زمینهساز آسیبشناسی روانی در مراحل بعدی رشد گردد، هدف از مطالعهی حاضر بررسی نیمرخ شخصیتی پرسشنامهی چندوجهی شخصیتی مینهسوتا-نوجوانان (MMPI-A) در وضعیتهای مختلف هویتی در نوجوانان میباشد. روشکار: جامعهی آماری این پژوهش پسرویدادی و مقطعی شامل تمام دانشآموزان شهر تهران در مقطع دبیرستان و پیشدانشگاهی بود. روش نمونهگیری از نوع خوشهای چندمرحلهای بوده و گروه نمونه شامل 506 نفر از دانشآموزان (273 دختر و 276 پسر) به صورت تصادفی از چهار منطقهی شهر تهران انتخاب شدند و به سئوالات پرسشنامههای فرایند هویت ایگو و شخصیتی چندوجهی مینهسوتا-نوجوان پاسخ دادند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 18 و آمار توصیفی تحلیل شدند. یافتهها: میانگین نمرات تمام زیرمقیاسها در تماموضعیتهای هویتی در محدودهی بهنجار قرار داشت. تنهاخردهمقیاس پارانویا در دختران در وضعیت هویت ایدئولوژیکی وقفهی هویت در محدودهی خاکستری (نمرات تی بین 60 تا 65) قرار گرفته که با وجود آن که از نظر بالینی معنیدار نمیباشد ولی بالقوه میتواند مشکلاتی را ایجاد نماید. نتیجهگیری: نیمرخ شخصیتی نوجوانان در وضعیتهای هویتی ضبط، وقفه و پراکندگی هویت در محدودهی بهنجار است و پرسشنامهی چندوجهی شخصیتی مینهسوتا-نوجوانان توانسته است با در نظر گرفتن مسایل مربوط به بحران هویت در نوجوانان و مشکلاتی که نوجوانان با آن درگیر هستند، محدودهی بهنجار بودن را از آسیبشناسی روانی افتراق دهد.
The present study examined the stability of the factor structure and psychometric properties of the complementary scales of family adaptability and cohesion evaluation scales (FACES) in Iranian families. The scale was translated into Persian language and was used as part of a battery of questionnaires consisting of the scales measuring family communication scale (FCS), family satisfaction scale (FSS), depression, anxiety, stress scale (DASS), youth self-report for behavior problems (YSR), parenting stress index-short form (PSI-SF), and life events (LF). A sample of 1652 subjects (father= 558, mother= 576, child=518) from seven capital cities including Tehran, Mashhad, Tabriz, Kermanshah, Yazd, Shiraz, and Esfahan completed questionnaires. Confirmatory factor analysis upheld the original two-factor structure. The results provided acceptable internal consistency, test-retest reliability, convergent, and divergent validity. Findings supported the Persian version of FCS and FSS for cross-cultural use as a valid and reliable measure for diagnostic purposes in family context.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروهدرمانی متمرکز بر ابراز وجود در کاهش پرخاشگری و بهبود پيشرفت تحصيلی دانشآموزان مقطع متوسطه شهر شيراز انجام شده است. روش: در يک بررسی آزمايشی، از ميان 125 نفر بهکمک پرسشنامه پرخاشگری (AGQ) و مصاحبه تشخيصی، 32 نفر گزينش شده و بهتصادف در دو گروه آزمايش و گواه جای داده شدند. همچنين از ميان دانشآموزان عادی همان دبيرستانها و کلاسها بهتصادف 32 نفر بهعنوان گروه مقايسه انتخاب شدند. سپس روش مداخله گروهی ابراز وجود در 12 جلسه 90 دقيقهای در مورد گروه آزمايش انجام شد و دو گروه عادی و پرخاشگر، درمانی دريافت نکردند. هر سه گروه پس از پايان دوره مداخله به پرسشنامههای پژوهش پاسخ دادند. دادههای بهدستآمده بهکمک آزمونهای آماری t، تحليل واريانس يک راهه و آزمون تعقيبی شفه تحليل شدند. يافتهها: تحليل واريانس در مرحله پسآزمون در سه گروه از نظر متغيرهای پرخاشگری و پيشرفت تحصيلی (01/0p<) تفاوت معنیدار نشان داد. به بيان ديگر پرخاشگری در گروه آزمايش کاهش يافت و در پيشرفت تحصيلی آنها بهبود معنیدار پديد آمد. نتيجهگيری: درمان گروهی ابراز وجود در کاهش پرخاشگری و پيشرفت تحصيلی مؤثر است.