زمینۀ مطالعه: بهعلت ارزش اقتصادی گوشت تقلبات در فرآوردههای گوشتی محتمل است. هدف: این مطالعه برای ارزیابی روش بافتشناسی جهت تعیین کمی گوشت بکار رفته در کباب لقمه و کالباس مدل انجام شده است. روشکار: پنج نمونه کباب لقمه (حاوی 70 درصد گوشت) و کالباس (حاوی 30، 50، 70 و 90 درصد گوشت) تهیه شدند. سپس هر نمونه به سه قسمت مساوی تقسیم و از هر قسمت یک قطعه اخذ و در فرمالین بافر 10 درصد ثبوت بافتی صورت گرفت. نمونهها با روش معمول برای مطالعه میکروسکوپ نوری آمادهسازی شده و در پارافین غوطهور شدند. قالبهای پارافینی به ضخامت 6 میکرو متر برش داده شده و با هماتوکسیلین و ائوزین برای مطالعه بافتی رنگآمیزی شدند. نتایج: آنالیز هیستومتری نشان داد که درصد محاسبه شده برای گوشت بکاررفته در کباب لقمه با درصد واقعی اختلاف معنیداری نداشته است. از طرف دیگر تخمین مقدار گوشت بکاررفته در کالباس مشکل بوده است. نتیجهگیری نهایی: براساس نتایج این مطالعه استفاده از تکنیک بافتشناسی بهعنوان روش تکمیلی برای ارزیابی کمیگوشت در فرآوردههای خام پیشنهاد میشود. بههرحال باید درنظر داشت که ارزیابی کمیگوشت در فرآوردههای گوشتی خام نسبت به فرآوردههای گوشتی حرارت دیده راحتتر بوده است.
Effect of Long Term-Administration of Aspartame on Sperm Quality, Testosterone and Oxidant Parameters in Mice
زمینه مطالعه: پوست اولین سد دفاعی در مقابل محیط خارجی بوده و اعمال فیزیولوژیکی طبیعی داخل بدن را امکان پذیر میکند. لایه موکوس روی سطح بدن ماهی حاوی ترکیبات ضد میکروبی است که اولین لایه دفاعی بر علیه پاتوژنها را فراهم میکند. موکوس به وسیله برخی از سلولهای اپیدرم به نام سلولهای جامیشکل ترشح میشود و عمدتا شامل موسین و دیگر گلیکوپروتئینها میباشد. هدف: مطالعه هیستومرفومتریک، هیستوشیمی و الکترون میکروسکوپی سلول های جامی نواحی مختلف اپیدرم میش ماهی. روش کار: در این پژوهش تعداد 6 عدد میش ماهی مورد استفاده قرار گرفت و برای انجام مطالعات میکروسکوپی از ناحیه پشتی برشهایی به ضخامت µ 5/0 تهیه و مورد رنگ آمیزیH&E ، PAS ، AB(PH=2.5) و AB(PH=2.5)-PAS قرار گرفتند. برای مطالعات میکروسکوپ الکترونی پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری در داخل رزین آغشته گردیده و پس از تهیه برشهای فوق نازک nm50 در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند. نتایج: میش ماهی در نواحی شکمی و پشتی دارای بیشترین و در نواحی دم دارای کمترین تعداد سلول موکوسی جامی شکل در mµ100 از طول اپیدرم است. سلولهای موکوسی جامی شکل در تمام نواحی وجود داشته و تعداد آنها در نواحی مختلف متفاوت است اما ماهیت موکوسی این سلولها در نواحی مختلف یکسان است و به رنگهای PAS و AB با PH=2.5 واکنش مثبت نشان می دهند. نتایج الکترون میکروسکوپی نشان داد که سلولهای جامی ترشح کننده موکوس در ضخامت اپیدرم مهاجرت میکنند و حاوی قطرات موکوس میباشند. نتیجه گیری نهایی: سلولهای موکوسی جامی شکل در اپیدرم تمام نواحی میش ماهی جود داشته و دارای ماهیت موکوسی یکسانی است.
زمینه مطالعه: آبشش یکی از اندامهای مهم ماهیها است که در ماهیان مختلف دارای عملکردهای مختلفی به خصوص تبادل گازهای تنفسی و فرایندهای فیزیولوژیکی مهمی مانند تنظیم اسمزی، تنظیم یونی، دفع فرآوردههای نیتروژنی و تعادل اسید و باز میباشد. هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین و شناسایی ساختار بافت شناسی و هیستومتری آبشش ماهی کپور نقرهای بالغ و نالغ انجام گرفت. روش کار: جهت مطالعه هیستومتریک، از آبشش ماهیان بالغ و نابالغ نمونههایی به ضخامت حداکثر cm 5/0 برداشته و پس از ثبوت در فرمالین 10% و طی مراحل معمول تهیه مقاطع بافتی، برشهایی به ضخامت µ 5 تا µ 6 تهیه و مورد رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و پریودیک اسید شیف قرار گرفتند. نتایج: در این پژوهش آبشش 10 قطعه ماهی کپور نقرهای نابالغ با میانگین طول کل بدن cm 36/0 ± 95/10 و میانگین وزنی g 08/1 ± 02/12 و 10 قطعه ماهی کپور نقرهای بالغ با میانگین طول کل بدن cm 07/1 ± 40/41 و میانگین وزنی g 6/66 ± 1050 با حدود سنی 7 ماه مورد مطالعه قرار گرفتند. آبشش ماهیان در حالت ماکروسکوپی از 4 جفت کمان آبششی تشکیل شده که در محفظه آبششی و در طرفین سر ماهی قرار دارد و در حالت تازه به رنگ قرمز روشن میباشد. براساس نتایج میکرومتریک ضخامت بافت پوششی لاملای اولیه و خارهای آبششی در سمت راست و چپ در همه قسمتهایی که مورد مطالعه قرار گرفت در بالغین و نابالغین دارای تفاوت معنیداری نبود، تنها ضخامت بافت پوششی خار آبششی در قسمت نوک خار در بالغین بیشتر از نابالغین بود. تعداد منافذ خار آبششی با افزایش وزن ماهی کاهش یافته و اندازه آنها بزرگتر میشود. همچنین در ماهیان بالغ تعداد سلولهای موکوسی در قسمت چماقیشکل و در نابالغین در بدنه لاملای اولیه بیشتر از سایر قسمتها مشاهده گردید، که نشان دهنده ترشح موکوس بیشتری در این ناحیه میباشد. نتیجه گیری نهایی: بافت پوششی و لاملاهای این ماهی تفاوتی با سایر ماهیان هم خانواده خود نداشت تنها تفاوت در اندازه و شکل خارهای آبششی میباشد.
هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر بافت شناسی تجویز کافئین در دوران بارداری بر روی شبکیه چشم و بیانژن PAX6 در نوزادان موش بزرگآزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت. مواد و روشها: تعداد 24 سر موشبزرگ آزمایشگاهی باردار به سه گروه مساوی تقسیم شدند. گروه کنترل سرم فیزیولوژی و دو گروه دیگر کافئین را با دوزهای 50 و 100 میلیگرم بر کیلوگرم بهصورت داخلصفاقی از روز نهم تا بیستم آبستنی دریافت نمودند. نوزادان متولد شده در روزهای اول و پنجم آسانکشی و ناحیه سر آنها جداسازی و داخل فیکساتیو ثابــت شد. همچنین نوزادان از نظر ناهنجاریهای ظاهری نیز بررسی شدند. ارزیابیهای هیستولوژی و مورفومتری شبکیه، تغییرات فلورسنت بافت چشم و بیان ژن PAX6 با روش رونویسی معکوس واکنش زنجیرهای پلیمراز (Real-time PCR) بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد که دریافت کافئین مادری بر شبکیه چشم نوزادان متولد شده با تغییرات آتروفیک همراه بوده و موجب کاهش معنیدار (05/0>p) در تراکم سلولهای لایه گانگلیونی، ضخامت شبکیه و ضخامت لایه شبکه داخلی شد. همچنین کافئین باعث تغییرات رفتاری در مادران و فلوروسنت بافتی شده و باعث افزایش معنیدار (05/0>p) الگوی بیانژن PAX6 در گروههای دریافتکننده کافئین شد. نتیجهگیری: دریافت کافئین در دوره بارداری تغییرات مشخص هیستولوژی و مورفومتری را در ارگانوژنز و اختلال بیان PAX6 در تنظیم تکوین چشم را سبب میشود.
برای انجام این پژوهش تعداد 144 قطعه ماهی بنی سالم در پنج گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول به عنوان گروه شاهد در آب لولهکشی شهری کلرزدایی شده و چهار گروه بعدی به ترتیب در غلظتهایی با درجه شوری ppt4 ، ppt8، ppt12و ppt 16 در شرایط یکسان نگهداری شده و سپس به ترتیب در روزهای (1، 3، 7، 14، 21 و 28) از پوست نواحی شکمی، خط جانبی و سر ماهیان نمونههایی به ضخامت حداکثر 5/0 سانتیمتر تهیه و در محلول ثبوتی بوئن قرار داده شدند. سپس به روش استاندارد و معمول تهیه مقاطع بافتی برشهایی به ضخامت 6- 5 میکرومتر تهیه و مورد رنگآمیزی H&E و PAS قرار گرفتند. به منظور مطالعات هیستومتریک و تغییرات تاثیر غلظتهای شوری، تعداد سلولهای ترشحکننده موکوس (جامی)، سلولهای هشداردهنده (گرزی) و ضخامت اپیدرم پوست نواحی مورد نظر ماهی بنی، در 200 میکرومتر از طول اپیدرم مورد شمارش و اندازهگیری قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داد هنگامی که پوست نواحی شکمی، خط جانبی و سر ماهی بنی در شرایط استرسزای محیطی مثل افزایش غلظت شوری قرار گرفت نسبت به آنها واکنش نشان داده و در ضخامت اپیدرم، تعداد سلولهای هشداردهنده و تعداد سلولهای ترشحکننده موکوس دچار تغییرات شده و این تغییرات در غلظتهای متفاوت در هر پارامتر، به صورت معنیداری افزایش یافت (5 0/ 0> P).
زمینه مطالعه: جوانه گندم غنی از آنتی اکسیدانها، ویتامینها (مخصوصا ویتامین E)، مواد معدنی و ترکیبات فیتواستروژنی میباشد. گیاهان دارویی بهطور وسیعی برای کاهش مسمومیتهای فلزات سنگین استفاده شده است. در سالهای اخیر، تأثیر منفی سرب بر روی دستگاه تناسلی نر نشان داده شده است. هدف: هدف این مطالعه بررسی تأثیر عصاره جوانه گندم و ویتامین E بر روی ساختار هیستولوژیک و هیستومتریک بیضه و پارامترهای اسپرم موشهای صحرایی مواجهه شده با استات سرب بود. روش کار: 35 سر موش صحرایی در 7 گروه شامل: گروه کنترل، دریافت کننده سرم فیزیولوژی با دوز ml/kg 1، گروه دریافت کننده استات سرب با دوز mg/kg/day 20، گروههای دریافت کنندهی عصاره جوانه گندم با دوزهای mg/kg/day 100 و mg/kg/day 200، گروههای دریافت کننده استات سرب mg/kg/day 20 همزمان با عصاره جوانه گندم با دوزهای mg/kg/day 100 و mg/kg/day 200 و گروه دریافت کننده استات سرب mg/kg/day 20 همزمان با ویتامین E با دوز mg/kg/day 100 بهطور تصادفی و برابر تقسیم شدند. پس از 35 روز، موشها توسط کلروفرم آسان کشی شده و نمونههای خون، اسپرم، بافتهای کبد و بیضه برای مطالعات هیستومورفومتری و هیستوشیمی جمعآوری شدند. نتایج: افزایش معنیدار تعداد و تحرک اسپرمها تحت تأثیر دوزmg/kg/day 200 عصاره جوانه گندم در مقایسه با سایر گروهها دیده شد (01/0 >p). نتایج هیستومورفومتری حاکی از افزایش معنیدار ضرایب TDI ا(Tubular Differentiation index) و RIا(Repopulation Index) ، تعداد سرتولی، قطر و ارتفاع اپیتلیوم لولههای منیساز تحت تأثیر دوز mg/kg/day 200 عصاره جوانه گندم در مقایسه با سایر گروهها بودند (001/ 0>p). نتیجه گیری نهایی: عصاره جوانه گندم در بهبود و بالا بردن کیفیت اسپرم و ساختار بافتی بیضه موشهای صحرایی مواجهه شده با استات سرب مؤثر است.
زمینه مطالعه: ماهی بنی از خانواده ی کپورماهیان از گونههای مهم و تجاری در منطقه جنوبی ایران و خلیج فارس محسوب شده و از لحاظ تغذیهای و اقتصادی بسیار حائز اهمیت میباشد. هدف: با توجه به اهمیت سازگاری ماهیان با شوریهای مختلف در محیطهای متفاوت و قدرت تنظیم یونی و اسمزی و حفظ هموستاز بدن مطالعه اخیر صورت گرفته است. روش کار: برای انجام این پژوهش تعداد 144 قطعه ماهی بنی سالم با میانگین وزنی g 36/2 ± 350 و طول Cm 25/1± 25 در پنج گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول به عنوان شاهد در آب معمولی شهری کلرزدایی شده و چهار گروه بعدی به ترتیب در غلظتهایی شوری ppt 4، 8، 12و 16 در شرایط یکسان نگهداری شدند. در روزهای 1، 3، 7، 14، 21 و 28 از کمان آبششی دوم از سمت چپ نمونههایی به ضخامت حداکثر cm 5/0 تهیه و در محلول بوئن قرار داده شدند. سپس به روش استاندارد و معمول تهیه مقاطع بافتی برشهایی به ضخامت µm 6- 5 تهیه و رنگآمیزی H&E بر روی آنها انجام گرفت. نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که انتقال تدریجی ماهی بنی به آب با شوری بالا باعث تغییرات واضح در تعداد و نحوه توزیع سلولهای کلراید در روزهای مختلف نمونه برداری همراه بوده است. بویژه این تغییرات در اندازه این سلولها در دو موضع فیلامنتی و لاملایی مشهود بوده است. نتیجه گیری نهایی: با توجه به روند کاهشی منابع آب شیرین از این تحقیق میتوان نتیجه گرفت که ماهی بنی تا چه اندازه میتواند بدون تغییر در ساختار آبشش در مقابل شوری مقاومت کند. این یافتهها نشان داد که ماهی بنی شوری پسند بوده و غلظت g/l 4 برای آن بهینه و غلظتهای g/l 12 و 8 برای آن قابل تحمل میباشد.
استفاده از فلوروکینولونها به مدت بیش از دو هفته و خصوصا با دوزهای بالا سبب ایجاد تغییراتی در غضروف مفصلی میگردد. با توجه به استفاده نسبتا زیاد از انروفلوکساسین در گلههای گوسفندی، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر انروفلوکساسین بر برخی تغییرات غضروف مفصلی برههای در حال رشد انجام گردید تا برخی مکانیسمهای احتمالی مؤثر در ایجاد این تغییرات ارزیابی شود. در این تحقیق 12 رأس بره نر به سن حدود 2 ماه به سه گروه تقسیم شدند که شامل گـروه کـنـترل کـه فـقط تـزریق سـرم فـیزیـولـوژی داشت، گروه درمانی که انروفلوکساسین را روزانه 5 میلیگرم بر کیلوگرم به مدت 15 روز به صورت تزریق زیر پوستی دریافت کرد و گروه توکسیک انروفلوکساسین را مشابه با گروه درمانی ولی با دوز 35 میلیگرم بر کیلوگرم دریافت نمود. 24 ساعت پس از آخرین تزریق، دامها ذبح شدند و مفصل استایفل تشریح گردید. بعد از ارزیابی ماکروسکوپی، جهت مطالعات میکروسکوپی نمونه برداری شد. مقاطع بافتی غضروف مفصلی تهیه شده از نظر مورفومتری و هیستوشیمی بررسی گردید. تغییرات ماکروسکوپی از جمله ایجاد فلاپهای غضروفی در گروه توکسیک مشاهده شد. تغییرات میکروسکوپی شامل حضور سلولهای دوکی شکل و حفره در ماده زمینهای، کاهش ضخامت کلی غضروف، کم شدن تعداد کندروسیتها و افزایش تعداد لاکوناهای خالی و کاهش پروتئوگلیکانها و قندهای ماده زمینهای در گروه توکسیک قابل مشاهده بود. در گروه درمانی برخی از این تغییرات با شدت کمتری نسبت به گروه توکسیک مشاهده گردید. نتایج این مطالعه نشان داد مصرف انروفلوکساسین در برههای در حال رشد حتی با دوز درمانی توصیه شده، از نظر ایجاد تغییرات در غضروف مفصلی کاملا هم بیخطر نیست.
زمینه مطالعه: آهن فراوانترین فلز موجود در بدن است و مادهای بالقوه خطرناک در محیط بدن محسوب میشود زیرا به راحتی میتواند رادیکالهای مضر ی ایجاد کند. هدف: با توجه به عوارض آهن و نانو ذرات آهن و احتمال وجود آنها در آلودگیهای زیست محیطی از قبیل آلودگی هوا ، مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرات اکسید آهن معمولی و نانو ذرات اکسید آهن و همچنین مقایسه اثرات آنها بر برخی از شاخصهای بافت تخمدان موش صحرایی در مدل تجربی طراحی شد. روش کار: این تحقیق در 5 گروه از موشهای صحرایی ماده شامل گروههای شاهد، اکسید آهن (با دوز mg/kg 15) و نانواکسید آهن (با دوزهای mg/kg 5، 15و 30) انجام شد. مواد بصورت داخل صفاقی و روزانه به مدت 16 روز تزریق شدند. در روز هفدهم موشها آسان کشی شده و بافت تخمدان آنها جدا شد و از نظر تغییرات بافتی و تجمع آهن بوسیله رنگ آمیزی اختصاصی و به کمک میکروسکوپ نوری ارزیابی شدند. نتایج: طبق یافتههای این مطالعه روند فولیکولوژنز در تمام گروههای دریافت کننده آهن نسبت به گروه شاهد تحت تأثیر قرار گرفت و تعداد اجسام زرد در گروههای دریافت کننده نانواکسید آهن با دوزهای مختلف، کاهش، و تعداد فولیکولهای آترتیک در تمام گروهها نسبت به گروه شاهد افزایش معنیدار یافت. نتیجهگیرینهایی: آهن و نانو ذرات آهن احتمالا با اختلال در مسیرهای اکسیداتیو سلولی، تعداد فولیکولها و اجسام زرد را کاهش و همچنین در اثر ایجاد شدن رادیکالهای آزاد اکسیژن و تخریب میکروفیلامنتها به دنبال سرباری آهن، تعداد فولیکولهای آترتیک را افزایش میدهند که این حالت میتواند تأثیر منفی بر باروری موشهای ماده ایجادکند.
خانواده شوریده ماهیان و گونه میش ماهی Argyrosomus hololepidotusبه جهت داشتن پروتئین زیاد و با ارزش، یکی از ارزشمندترین آبزیان خلیج فارس، دریای عمان و سواحل خوزستان میباشد. بافتهای لنفاوی از مهمترین بافتهای بدن ماهیان می باشندکه شناسایی آنها در وضعیت سلامت و بیماری دارای اهمیت است. ماهیان فاقد عقده لنفاوی هستند و بر خلاف پستانداران در حفره میانی استخوانهای آنها، بافت خونساز وجود ندارد و لذا خونسازی به طور عمده در طحال و کلیه آنها انجام میشود. در این پژوهش تعداد 6 قطعه میش ماهی از سواحل خلیج فارس تهیه گردید. از اندام پرونفروز نمونههایی به ضخامت حداکثر 5 میلیمتر تهیه و در فرمالین بافر 10 درصد فیکس شدند.سپسبرشهایی به ضخامت 6-5 میکرون آماده گردیده وپس از رنگ آمیزیHandE، ساختار کپسول و بافت پارانشیم پرونفروز مورد مطالعه بافت شناسی قرار گرفت.جهت تأیید نتایج و یافتههای این رنگ آمیزی، از رنگ آمیزی اختصاصی نقره نیز استفاده گردید.نتایج میکروسکوپیک نشان داد که ساختار بافتی رأس کلیه میش ماهی شاملبافت خونساز، بافت لنفوئیدی و لولههای کلیوی است. بافت لنفوئیدی رأس کلیه هم دارای داربستی از بافت همبند رتیکولر و پارانشیمی از سلولهای لنفوسیتی بود.
ُدیکچ سد یٞبٔ ذجو سد یشفبث سبشخبػ راشییغس يٚس شث ٜٛیخ ٗیٍٙػ ضّف شیثبس ٝؼِبغٔ ٗیا نٚسص ( Scatophagus argus ) ٖاضیٔ قیخـس فذٞ .زفشٌ ساشل یػسشث دسٛٔ یٞبٔ ذجو سد یػبٙؿ زفبث راشییغس ٚ مشؼٔ سد ٜسٚد َٛع ٖاضیٔ شیثبس ٚ ضّف ٕٝ٘ٛ٘ زظّغ مشؼٔ سد ٜذؿ ةبخش٘ا یٞبٔ .دٛث يبٞ 10 ، 20 ٚ 30 ٖٛیّیث سد زٕؼل رذٔ ٜبسٛو ٜسٚد ٝػ ياشث ٜٛیخ 24 ، 48 ٚ 72 د ساشل ٝشػبػ زفبث یػسشث .ذؿ ٜدا ٖبٔص ٚ بٞصٚد سد ذجو سد یساشییغس ٝو داد ٖبـ٘ ٜٛیخ ٖدٛث مشؼٔ سد فّشخٔ يبٞ َّٛػ ٚ ذجو زفبث راشییغس ٗیا ّٕٝخ صا .زػا ٜذؿ دبدیا ٜٛیخ دٛخٚ شثا شث يذجو يبٞ َٛئٛواٚ ػ ییاص َّٛ زیػٛسبذٞ ٝشؼٞ صٚشى٘ ،يذجو يبٞ َّٛػ يشثا ْسٛس ،بٞ ،يذجو يبٞ َٛئٛواٚ ٖذؿ ٜش٘طد يس ٓواشس ٚ بٞ یٔ ی٘ٛخ يبٞ صا شثبشٔ یشفبث راشییغس ٗیا رذؿ .ذؿبث ٜٛیخ صٚد ٚ دسٛٔ ٖبٔص رذٔ شظ٘ .دٛث
زمینه مطالعه: ماهیان یوری هالین ساکن مصب همانند ماهی زروک (Scatophagus argus L) در محیط طبیعی زندگی، به طور پیوسته بـا تغییـرات شـوری مواجه میباشند. هدف: مطالعه ی حاضر به منظور ارزیابی ظرفیت تنظیم اسمزی در گونهی بومی از ماهیان یوری هالین در شوریهای مختلف انجام گرفت. روش کار: برای این منظور انتقال مستقیم ماهی زروک از آب شیرین به آب شور با شوریهای معین(g/L30، g/L20، g/L10 وg/L 5)، در طول یک دوره ی آزمایش سی روزه انجام و سپس مراحل روتین تهیه لام بافت شناسی بر روی آبششها صورت گرفت. نتایج: انتقال مستقیم ماهیان از آب شیرین به شوریهای معین، با افزایش قابل ملاحظهای در تعداد کل سلولهای کلراید موجود در فضای بین تیغهای و تلفات قابل ملاحظهای در شوریهای بالاتر همراه گردید. از طرفی نتایج حاصل از آنالیز الگوی تغییر تعداد سلولهای کلراید، حاکی از کاهش تعداد سلولهای کلراید در موضع تیغهای و افزایش بالقوه تعداد این سلولها در موضع رشتهای بود. نتیجه گیرینهایی: با توجه به نتایج بدست آمده از مطالعه اخیر ماهی زروک به عنوان یک مدل مناسب جهت بررسی روند تنظیم اسمزی در ماهیان آب شیرین پیشنهاد نمیگردد.
باتوجه به اهمیت خیارهای دریایی و ناشناخته ماندن آنها در کشور ما، هرگونه مطالعه در این باره میتواند ارزشمند باشد. لذا این تحقیق در زمینه بیولوژی تولید مثل و بررسی غدد جنسی از نظر ماکروسکوپی و میکروسکوپی در گونه Holothuria leucospilota انجام شد. در این مطالعه، نمونهبرداری از خیار دریایی گونه Holothuria leucospilota، در یک دوره یک ساله بهصورت ماهیانه، در منطقه بستانه هرمزگان، در خلیج فارس، صورت گرفت. 124 عدد نمونه ماده و 108 عدد نمونه نر بررسی گردید. در مطالعه ماکروسکوپی بررسی رنگ غدد جنسی، شمارش تعداد توبولها و اندازه گیری طول و قطر آنها مورد نظر بود. جهت مطالعات هیستولوژیک و مورفومتریک غددجنسی، پس از انجام مراحل آماده سازی نمونههای بافتی به روش معمول، مقاطع پارافینی 5 میکرونی تهیه شده، با رنگهای هماتوکسیلین–ائو.زین مورد رنگ آمیزی قرار گرفتند، قطر توبولها غدد جنسی با میکرومتر عدسی چشمی و با بزرگنمایی 4×، در سه ناحیه ابتدا، میانه و انتهای توبول، اندازه گیری شد. غدد جنسی از توبولهای رشتهای تشکیل شده که در گونه مذکور، در مادهها صورتی رنگ و در نرها کرم رنگ میباشد. با بررسی ماکروسکوپی و میکروسکوپی5 مرحله رسیدگی جنسی تعیین گردید: 1) رشد اولیه، 2) رشدیافته، 3) رشد پیشرفته، 4) رسیده یا بالغ، 5) پس از تخمریزی. نتایج زیست سنجی غدد جنسی نشان داد، نرها دارای تعداد توبولهای بیشتر، باریک تر و بلندتر نسبت به مادهها بودند. تعداد، طول و قطر توبولها نیز با پیشرفت مراحل رسیدگی جنسی از مرحله 1 تا 4 افزایش و در مرحله 5 کاهش مییابد. رابطه بین تعداد توبولها و وزن غده جنسی نیز به دست آمدکه ضریب تعیین(2R )نمودار آن در جنس نر 73/0 و در جنس ماده 80/0 بود.