زمینۀ مطالعه: سوسیسهای تازه بدلیل عدم استفاده از نگهدارندههای شیمیایی جزء فسادپذیرترین فراوردههای گوشتی طبقه بندی میشود. هدف: افزایش زمان نگهداری یخچالی سوسیس تازه بوقلمون با استفاده از اسانس آویشن شیرازی با بسته بندی معمولی بود. روشکار: در مطالعه حاضر نمونههای سوسیس تازه تهیه شده از گوشت بوقلمون حاوی درصدهای مختلف اسانس آویشن شیرازی (0، 05/0، 1/0 و 2/0 درصد) تهیه شد و به مدت 17 روز در دمای یخچالی نگهداری شدند. سپس در 6 فاصله زمانی (روزهای 0 ،2 ،4 ،6 ،10 و 17) از نظر ویژگیهای میکروبی، شیمیایی و حسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج: بر اساس نتایج مطالعه با افزودن اسانس آویشن شیرازی به سوسیسهای تازه بوقلمون میزان شمارش میکروبی در تیمارهای حاوی غلظتهای بالای اسانس (1/0 و 2/0 درصد) بهصورت معنیداری با گروه کنترل تفاوت داشت. میزان بازهای ازته فرار در ابتدای مطالعه 14 میلیگرم /100 گرم بود و بعد از 6 روز در گروه کنترل به 10/32 میلیگرم/100 گرم رسید در حالیکه در نمونههای تیمار شده تا روز 10 کمتر از 25 میلیگرم / 100 گرم بود. همچنین در پایان مطالعه میزان تیوباربیتوریک اسید (TBARS) در گروه کنترل به 48/1 میلیگرم مالون دی آلدهید / کیلوگرم رسید، در حالیکه این میزان برای گروههای تیمار شده با اسانس آویشن شیرازی کمتر از 78/0 میلیگرم مالون دی آلدهید/ کیلوگرم بود. نتایج مطالعه حاضر بیانگر این بود که افزودن اسانس اثر غیر معنیداری (05/0<P) بر روی ویژگیهای حسی دارد. نتیجهگیری نهایی: اسانس آویشن شیرازی پتانسیل افزایش زمان نگهداری سوسیس تازه را بدون اثرات حسی نامطلوب دارد.
افزایش سلامت و زمان نگهداری مواد غذایی از جمله مهمترین دغدغههای صنایع غذایی می باشد. در راستای بهبود این امر می توان به استفاده از فیلم زیست تخریب پذیر به عنوان روشی نوین در صنعت بسته بندی و ترکیب آن با تکنولوژی هایی همچون فناوری نانو و در کنار آنها بکارگیری از مواد گیاهی طبیعی با خواص ضد میکروبی اشاره کرد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی اثر ضد میکروبی فیلم های ژلاتین - نانوسلولز حاوی اسانس گاوزیره ( 0/9، 0/6، 0/3و 0 درصد حجمی) ، اسانس کاکوتی کوهی (0/9، 0/6، 0/3 و 0 درصد حجمی) و کتیرا (غلظت 0 ، 1 درصد وزنی- حجمی) بصورت تنهایی یا توام می باشد. به منظور اندازه گیری میزان فعالیت ضدباکتریایی این فیلم ها روش انتشار دیسک به کار گرفته شد. در رابطه با اثر ضد میکروبی فیلمها مشخص گردید فیلم ژلاتین-نانوسلولز به تنهایی یا به همراه کتیرا و یا به همراه 0/3درصد اسانس کاکوتی کوهی بر روی هیچکدام از میکروارگانیسم های مورد مطالعه اثری نداشت. همچنین بیشترین میزان هاله عدم رشد در رابطه با فیلمهای ژلاتین حاوی 0/9درصد اسانس کاکوتی کوهی و 0/9درصد اسانس گاوزیره در رابطه با لیستریا مونوسیتوژنز به میزان 22/22 میلی متر مشاهده گردید. بنابر یافته های این مطالعه، فیلم ژلاتین-نانوسلولز حاوی اسانس کاکوتی کوهی، اسانس گاوزیره و کتیرا دارای با توجه به خواص ضد میکروبی مطلوبشان می توانند در مواد غذایی مورد استفاده قرار گیرند.
زمینۀ مطالعه: بهعلت ارزش اقتصادی گوشت تقلبات در فرآوردههای گوشتی محتمل است. هدف: این مطالعه برای ارزیابی روش بافتشناسی جهت تعیین کمی گوشت بکار رفته در کباب لقمه و کالباس مدل انجام شده است. روشکار: پنج نمونه کباب لقمه (حاوی 70 درصد گوشت) و کالباس (حاوی 30، 50، 70 و 90 درصد گوشت) تهیه شدند. سپس هر نمونه به سه قسمت مساوی تقسیم و از هر قسمت یک قطعه اخذ و در فرمالین بافر 10 درصد ثبوت بافتی صورت گرفت. نمونهها با روش معمول برای مطالعه میکروسکوپ نوری آمادهسازی شده و در پارافین غوطهور شدند. قالبهای پارافینی به ضخامت 6 میکرو متر برش داده شده و با هماتوکسیلین و ائوزین برای مطالعه بافتی رنگآمیزی شدند. نتایج: آنالیز هیستومتری نشان داد که درصد محاسبه شده برای گوشت بکاررفته در کباب لقمه با درصد واقعی اختلاف معنیداری نداشته است. از طرف دیگر تخمین مقدار گوشت بکاررفته در کالباس مشکل بوده است. نتیجهگیری نهایی: براساس نتایج این مطالعه استفاده از تکنیک بافتشناسی بهعنوان روش تکمیلی برای ارزیابی کمیگوشت در فرآوردههای خام پیشنهاد میشود. بههرحال باید درنظر داشت که ارزیابی کمیگوشت در فرآوردههای گوشتی خام نسبت به فرآوردههای گوشتی حرارت دیده راحتتر بوده است.
زمینۀ مطالعه: توانایی میکروارگانیسم در زنده ماندن در طول قسمت فوقانی لوله گوارش و کولونیزه شدن در روده بزرگ، نکتهی کلیدی در عملکرد آن به عنوان باکتری پروبیوتیک میباشد. استرس اسید و نمک صفراوی از مهمترین چالشهایی هستند که میکروارگانیسم در این مسیر با آنها مواجه میشود و مقاومت به آنها از ویژگیهای مطلوب سویههای پروبیوتیکی میباشد. از سوی دیگر، استفاده از نگهدارندههای طبیعی مانند اسانس و عصارههای گیاهی به صورت ترکیبی با سایر فاکتورهای حفاظت کننده بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که پاسخ میکروارگانیسم به سطوح تحت کشندهی استرس اسانس ممکن است باعث تغییر حساسیت به سایر استرسها شود. هدف: هدف این مطالعه بررسی رشد و مقاومت به اسید و نمکهای صفراوی در سویه پروبیوتیک لاکتوباسیلوس رامنوسوس جیجی در پاسخ به استرس اسانس کاکوتی میباشد. روشکار: لولههای حاوی MRS broth با غلظتهای مختلف اسانس کاکوتی، نمک صفراوی و pH های مختلف با دوز مشخصی از سویه لاکتوباسیلوس رامنوسوس جیجی تلقیح و گرمخانهگذاری شدند. نمونهها در زمان های t0و t1جمعآوری شده و تعداد واحدهای تشکیل دهندهی کلنی در هر میلیلیتر تعیین شد. غلظتی که در آن حداقل 2 لوگ کاهش زندهمانی مشاهده شد به عنوان دوز کشنده و غلظتهای قبل از آن به عنوان تحتکشنده شناسایی شدند. پس از آن تاثیر مواجهه با دوز تحتکشنده اسانس کاکوتی بر مقاومت به دوز کشندهی استرسها و منحنی رشد لاکتوباسیلوس رامنوسوس جیجی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: دوز کشنده اسانس کاکوتی 1500 پیپیام و دوز تحت کشنده آن 1000 پیپیام تعیین شد. دوز کشنده نمک صفراوی 2/0 درصد و pH کشنده نیز 5/2 گزارش شدند. مواجهه قبلی با دوز تحتکشنده اسانس کاکوتی (1000 پیپیام) موجب افزایش معنادار زندهمانی در مواجهه با سطح کشنده استرسها شد و بر منحنی رشد میکروارگانیسم در حضور نمکهای صفراوی و pH اسیدی تاثیرگذار بود. نتیجهگیری نهایی: مواجهه با سطح تحتکشنده اسانس کاکوتی موجب تقویت حفاظت متقاطع در برابر شرایط اسیدی و نمکهای صفراوی شد.
3 لوئسم هدنسیون : هورگ داتسا تشادهب ییاذغ داوم یفیک لرتنک و هدکشناد ، کشزپماد ی ، هاگشناد ناریا ،نارهت ،نارهت . یکینورتکلا تسپ : aakhond@ut.ac.ir 4 داتسا رای هورگ تشادهب یفیک لرتنک و داوم اذغ یی هدکشناد ، کشزپماد ی ، هاگشناد ناریا ،نارهت ،نارهت 5 رایداتسا تشادهب هورگ یفیک لرتنک و ذغ داوم ناریا ،هاشنامرک ،يزار هاگشناد ،یکشزپماد هدکشناد ،ییا 6 تشادهب هورگ سانشراک یفیک لرتنک و ناریا ،نارهت هاگشناد ،یکشزپماد هدکشناد ،ییاذغ داوم
زیستتخریبپذیری و فعالیت ضد میکروبی مواد بستهبندی مواد غذایی از مهمترین پارامترهای صنایع مدرن بستهبندی مواد غذایی به شمار میآیند. برای توسعه و ارتقاء فیلمهای پلی لاکتیک اسید به کامپوزیتهای ضد باکتریایی، غلظتهای مختلف اسانس آویشن شیرازی و یا عصاره اتانولی برهموم به کمک روش قالبریزی به پلیمر اضافه گردید. فعالیت ضدمیکروبی کامپوزیتهای حاصل با کمک روش انتشار دیسک علیه چهار پاتوژن رایج غذازاد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که فیلمهای طراحی شده به طور موثر علیه همه باکتریهای مورد آزمایش عمل کردند و کامپوزیتهای حاوی اسانس آویشن شیرازی ظرفیت مناسبی برای محدود کردن رشد باکتریهای بیماریزای مواد غذایی از خود به نمایش گذاشتند. همچنین اضافه شدن عصاره برهموم به فیلمهای حاوی اسانس آویشن ویژگیهای ضد باکتریایی فیلمها را کمتر از انتظار افزایش داد که احتمالا طبیعت آبگریزی با آبدوستی اجزاء تشکیلدهنده فیلمهای فعال تولید شده نقش مهمی در بروز این نتایج داشته است. بر اساس نتایج این مطالعه و سایر مطالعات مشابه، پلیمر زیستتخریبپذیر پلی لاکتیک اسید میتواند به عنوان یک پلیمر پایه مطلوب برای طراحی و توسعه فیلمهای ضد میکروبی نوین مخصوصا در ترکیب با اسانسهای ضدمیکروبی گیاهی مطرح باشد.
زمینه مطالعه: علیرغم فواید بسیار ترکیبات طبیعی از جمله عصاره چای سبز، استفاده از آنها در تولید مواد غذایی و دارویی کاربرد محدودی دارد. امروزه کپسولاسیون ترکیبات طبیعی در نانولیپوزومها به عنوان یک روش مناسب و کارامد جهت محافظت این مواد طی فرایند تولید و نگهداری، مورد استفاده قرار میگیرد. هدف: در این مطالعه، خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانولیپوزومهای عصاره چای سبز و فعالیت پری بیوتیکی آن بر روی دو پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیسدر محیط کشت و بستنی بررسی شد. روش کار: ابتدا عصاره آبی چای سبز به روش فیلم نازک کپسوله شده و توسط امواج مافوق صوت به اندازههای نانو در آمدند. به منظور بررسی خواص پری بیوتیکی نانولیپوزومهای عصاره چای سبز، 1 % از این عصاره در حضور دو پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیس به محیط کشت و بستنی اضافه شدند. نتـایـج: میانگین قطر نانولیپوزومهای بدست آمده، حدود nm 9/1 ±7/44 با شاخص پراکندگی 014/0 ± 203/0، و میزان محصور سازی عصاره چای سبز نانولیپوزومی تحت شرایط بهینه 97% بود. علاوه بر این، افزودن 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی در محیط کشت، رشد لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیس را به طور معنیداری افزایش داد. در بین گروههای مورد مطالعه، کمترین کاهش در میانگین لگاریتم تعداد لاکتوباسیلوس کازئی در طول مدت زمان نگهداری در بستنیهای حاوی 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی معادل log 59/1 و بیشترین کاهش در بستنیهای گروه کنترل برابر با log 16/4 مشاهده شده است. همچنین کمترین اختلاف در میانگین لگاریتم تعداد بیفیدوباکتریوم لاکتیس در بستنیهای حاوی 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی معادل log 84/0 و بیشترین اختلاف در بستنیهای گروه کنترل برابر با log 4/4 بدست آمده است. نتیجه گیری نهایی: نانو کپسولاسیون عصاره چای سبز اثر معنیداری در رشد و زنده مانی پروبیوتیکها در محیط کشت و بستنی دارد و میتوان از این روش به منظور افزایش بقای پروبیوتیکها طی فرایند تولید و نگهداری مواد غذایی استفاده کرد.
زمینه مطالعه: علیرغم فواید بسیار ترکیبات طبیعی از جمله عصاره چای سبز، استفاده از آنها در تولید مواد غذایی و دارویی کاربرد محدودی دارد. امروزه کپسولاسیون ترکیبات طبیعی در نانولیپوزومها به عنوان یک روش مناسب و کارامد جهت محافظت این مواد طی فرایند تولید و نگهداری، مورد استفاده قرار میگیرد. هدف: در این مطالعه، خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانولیپوزومهای عصاره چای سبز و فعالیت پری بیوتیکی آن بر روی دو پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیسدر محیط کشت و بستنی بررسی شد. روش کار: ابتدا عصاره آبی چای سبز به روش فیلم نازک کپسوله شده و توسط امواج مافوق صوت به اندازههای نانو در آمدند. به منظور بررسی خواص پری بیوتیکی نانولیپوزومهای عصاره چای سبز، 1 % از این عصاره در حضور دو پروبیوتیک لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیس به محیط کشت و بستنی اضافه شدند. نتـایـج: میانگین قطر نانولیپوزومهای بدست آمده، حدود nm 9/1 ±7/44 با شاخص پراکندگی 014/0 ± 203/0، و میزان محصور سازی عصاره چای سبز نانولیپوزومی تحت شرایط بهینه 97% بود. علاوه بر این، افزودن 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی در محیط کشت، رشد لاکتوباسیلوس کازئی و بیفیدوباکتریوم لاکتیس را به طور معنیداری افزایش داد. در بین گروههای مورد مطالعه، کمترین کاهش در میانگین لگاریتم تعداد لاکتوباسیلوس کازئی در طول مدت زمان نگهداری در بستنیهای حاوی 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی معادل log 59/1 و بیشترین کاهش در بستنیهای گروه کنترل برابر با log 16/4 مشاهده شده است. همچنین کمترین اختلاف در میانگین لگاریتم تعداد بیفیدوباکتریوم لاکتیس در بستنیهای حاوی 1% عصاره چای سبز نانولیپوزومی معادل log 84/0 و بیشترین اختلاف در بستنیهای گروه کنترل برابر با log 4/4 بدست آمده است. نتیجه گیری نهایی: نانو کپسولاسیون عصاره چای سبز اثر معنیداری در رشد و زنده مانی پروبیوتیکها در محیط کشت و بستنی دارد و میتوان از این روش به منظور افزایش بقای پروبیوتیکها طی فرایند تولید و نگهداری مواد غذایی استفاده کرد.
زمینه مطالعه: با ارتقای سطح دانش وآگاهی نسبت به مضرات نگهدارندههای شیمیایی، تمایل به استفاده از نگهدارندههای طبیعی به خصوص اسانسها در مواد غذایی افزایش یافته است. گیاه سیر (.Allium Sativum L) از گیاهان دارویی در طب سنتی ایران بوده و بررسی اثرات ضد میکروبی آن بر روی باکتریهای بیماریزای مواد غذایی مانند اشرشیاکلی H7:O157 ضروری به نظر میرسد. دوز عفونتزایی اشرشیاکلی H7:O157 درانسان بسیار کم میباشد و بیماریهای خطرناکی نظیر کولیت هموراژیک، سندرم کم خونی همولیتیک از عوارض ابتلا انسان به این باکتری میباشد. هدف:بررسی اثر غلظتهای تحت بازدارنده اسانس سیر بر رشد باکتری (ATCC 35218) H7:O157 E. coli و تولید شیگاتوکسین2. روش کار: حداقل غلظت بازدارنده رشد (MIC) و حداقل غلظت باکتری کشی (MBC) اسانس سیر بر روی باکتری H7:O157 E. coli به روش میکرودایلوشن در دمای oC35 تعیین گردید. باکتری H7:O157 E. coli در مجاورت غلظتهای مختلف اسانس سیر در دمای oC35 کشت داده شد و 48 ،24و 72 ساعت پس از کشت باانجام کشت سطحی شمارش باکتری انجام شد و نیز تولید شیگاتوکسین2 بوسیله کیت سنجش شیگاتوکسین (VTEC-RPLA) مورد بررسی قرار گرفت. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه جهت مقایسه میانگینها استفاده شد. نتایج : MIC و MBC اسانس سیر برای باکتری اشرشیاکلی H7:O157 به ترتیب 02/0 و 04/0% به دست آمد. نتایج کشت در oC35 نشان میدهد که استفاده از غلظت 015/0 % اسانس سیر در طی 72 ساعت سبب2 لوگ کاهش در رشد باکتری نسبت به نمونه کنترل شد که از نظر آماری معنیدار است (05/0≥p). غلظت 005/0 % سبب کاهش تولید شیگاتوکسین2 و غلظتهای 01/0 و 015/0% مانع از تولید شیگاتوکسین2 شد. نتیجه گیری نهایی: به طور کلی چنین نتیجه گیری میشود که استفاده از اسانس سیر بر روی رشد و تولید شیگاتوکسین2 باکتری اشرشیاکلی H7:O157 اثر مهاری دارد.
زمینه مطالعه: پروبیوتیکها دارای اثرات سودمند زیادی میباشند و توانایی زندهمانی پایین آنها در شرایط دشوار اسیدی صفراوی دستگاهگوارش و شرایط محصولات غذایی، محققین را همیشه به پیدا کردن راههای حل این مشکل تشویق کرده است. ریزپوشانی به عنوان یک روش کارا اثر قابل توجهی در این زمینه داشته است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی نقش حفاظتی دانکهای دوپوشینهای آلژینات کلسیم-کیتوزان- نانوذرات اودوراژیت S100 حاصل از ریزپوشانی باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بعنوان فلور غالب روده انسان و حیوانات انجام گرفت. روش کار: پس از فعالسازی باکتری استارتر ل. اسیدوفیلوس در محیط MRS broth، برای خالصسازی باکتری از سانتریفیوژ (سرعتrpm5000 به مدت min10) استفاده شد. ریزپوشانی باکتری پروبیوتیک به روش اکستروژن انجام گرفت. بررسی استحکام دانکها در طول h 12 و بررسی میزان زندهمانی باکتریها در طول min 120 در درون اسیدهیدروکلریک، بافرفسفات و محلول پودر دایجستیو در دو حالت با و بدون تنش مکانیکی انجام گرفت. جهت کشت از محیط MRS-Salicin-agar و روش کشت سطحی و گرمخانهگذاری در دمای oC37 به مدت 48 ساعت استفاده شد. دادهها بوسیله آزمون t-test مستقل مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج: شکل و اندازه دانکها بوسیله میکروسکوپ نوری نشان داده شد. نتایج نشان دادند که میزان زندهمانی باکتریهای ریزپوشانی-شده در شرایط فوق در دو حالت با و بدون تنش مکانیکی بطور معنیداری بیشتر از باکتریهای آزاد میباشد (05/0>p). نتیجهگیری نهایی: ریزپوشانی با آلژینات کلسیم-کیتوزان-اودوراژیت S100 نقش مهمی در ارتقای میزان زندهمانی پروبیوتیک ل. اسیدوفیلوس ایفا میکند.
استفاده از ترکیبات طبیعی از جمله عصاره چای سبز در آمادهسازی مواد غذایی و صنایع داروسازی محدود میباشد.کپسولاسیون مواد در نانولیپوزومها میتواند بهعنوان یک سیستم محافظتی از ترکیبات طبیعی در طی فرآوری و نگهداری آنها مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه خصوصیات فیزیکوشیمیایی نانولیپوزوم عصاره چای سبز و همچنین محتوای فنولی، فعالیت آنتیاکسیدانی و ضدمیکروبی آن مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت آنتیاکسیدانی با روش DPPH و خاصیت ضدمیکروبی به روش چاهک بر علیه باکتریهای باسیلوس سرئوس، سالمونلا تیفی موریوم138 فاژتایپ 2، اشریشیا کولای O157:H7 و لیستریا مونوسایتوژنز تعیین شد. میانگین قطر نانولیپوزومها حدود 9/1 ± 7/44 نانومتر و شاخص پلیدیسپرسیتی 014/0± 203/0بود. بازده محصورسازی نانولیپوزوم چای سبز تحت شرایط بهینه 97٪ بهدست آمد. فعالیت ضدمیکروبی عصاره چای سبز بهطور معنیداری پس از کپسوله کردن در نانولیپوزوم افزایش یافت (05/0P<). بیشترین فعالیت ضدمیکروبی نانولیپوزوم چای سبز مربوط به باکتری لیستریا مونوسیتوژنز با منطقه مهار رشد 2/16 میلیمتر بود، درحالیکه باکتری اشریشیا کولای با هاله عدمرشد 14 میلیمتری مقاومترین باکتری شناسایی شد. علاوهبر این، فعالیت آنتیاکسیدانی عصاره آبی چای سبز پس از کپسولاسیون در نانولیپوزوم بهطور معنیداری افزایش داشت (05/0P<). بهطوری که میزان IC50 آن به 78/1میکروگرم در میلیلیتر کاهش یافت. براساس یافتههای این تحقیق میتوان گفت که نانوکپسولاسیون بهطور مؤثری تأثیرات مفید عصاره چای سبز از جمله خواص ضدمیکروبی و فعالیتهای آنتیاکسیدانی آن را افزایش میدهد. لذا جهت افزایش پایداری ترکیبات طبیعی در طی فرایندهای مختلف پیشنهاد میگردد.
لذا تأمین ذخایر آنتی اکسیدانی که بتواند بهداشت و ایمنی جامعه رادر برداشته باشد ضروری بنظر میرسد. هدف: این تحقیق به منظور بررسی اثر آنتی اکسیدانی اسانس و عصاره های مختلف گیاه .Satureja hortensis L انجام شد. روش کار : گیاه مرزه با استفاده از حلالهای مختلف عصاره گیری شد و ترکیب شیمیایی اسانس گرفته شده از بخش های هوایی گیاه با GC/MS مورد آنالیز قرار گرفت، میزان دفاع آنتی اکسیدانی با استفاده از روش2و'2 دی فنیـل–1 – پیکریل هیدرازیل DPPH()و تست بتا کاروتن – لینولئیک اسید، تعیین گردید. نتایج: 32 ترکیب در مجموع 92/98 % اسانس شناسایی شد و تیمول، کارواکرول ،گاما ترپینن به ترتیب ترکیبات اصلی بودند. 50IC در آزمون DPPH،در عصارههای آبی، متانولی و اتانولی و اسانس مرزه به ترتیب ترتیب mg/mL(12/0±46/38، 17/0±73/37، 63/0± 76/30 و 13/0±15/ 96) و در ممانعت از اکسیداسیون لینولئیک اسید در غلظت g/L2عصاره آبی، اتانولی، متانولی واسانس به ترتیب 3/80، 25/76، 3/74 و 46/52%، اثر مهاری را نشان دادند. درمورد BHT، مقادیر 9/1± 9/4 و 88/88% در آزمایش DPPH و تست بتا کاروتن گزارش گردید. نتایج در این مطالعه نشان دادتمامی تیمارها در مقایسه با کنترل، خاصیت آنتی اکسیدانی و جذب رادیکالی قوی ای از خود نشان دادند. بالاترین اثر جذب رادیکالها برای عصاره اتانولی مشاهده شد. برای خاصیت آنتی اکسیدانی، عصاره آبی مرزه بیشترین میزان ممانعت کنندگی را نسبت به سایرین نشان داد.نتایج ما نشان داد خاصیت آنتی اکسیدانی عصارهها در هر دو روش به صورت معنیداری بیشتر از اسانس بود (05/0.)p< نتیجهگیرینهایی: به نظر می رسد اسانس وعصاره های آبی و الکلی مرزه، میتواند به عنوان یک منبع آنتی اکسیدان طبیعی ارزان ،قابل دسترس و بالقوه برای اهداف غذایی و دارویی مورد توجه قرار گیرد.
زمینه مطالعه: توجه وعلاقه فزاینده به جایگزینی نگهدارندههای شیمیایی با انواع طبیعی منجر به انجام مطالعات زیادی بر روی اسانسها وعصارههای گیاهی شده است. هدف: هدف از این مطالعه، ارزیابی اثراسانس بر روی رشد، درصد مهار رشد و مورفولوژی پنی سیلیوم سیترینوم میباشد. روش کار: در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف اسانس آویش شیرازی روی رشد،اسپورزایی و مر فولوژی کپک پنی سیلیوم سیترینوم مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج: تمام غلظتهای مورد بررسی دارای اثر معنیداری برروی رشد و اسپورزایی پنی سیلیوم سیتر ینوم بودند . میزان MIC و MFC ،ppm400 به دست آمد. در بررسی میکرو سکوپ الکترونی، اسپورزایی شدید گروه کنترل در مقابل اسپورزایی اندک گروه تیمار مشاهده شد. هـم چنیـن در گروه تیمار تغییرات مرفولوژی شامل چین خوردگی و فرو رفتگی سطح و از بین رفتن شفافیت و یکنواختی سطحهایف مشاهده شد. نتیجهگیرینهایی: به طور کلی چنین نتیجهگیری میشود که اسانس آویشن شیرازی به عنوان یک طعم دهنده طبیعی گیاهی اثر حفاظتی علیه کپکها دارد و میتواند برای برخی از مواد غذائی به عنوان نگه دارنده استفاده شود.
چکیده توجه و علاقه فزاینده به جایگزینی نگهدارندههای شیمایی باانواع طبیعی منجر به انجام مطالعات زیادی بر روی اسانسها وعصارههای گیاهی شده است. در این مطالعه اثر غلظتهای مختلف اسانس آویشن شیرازی شامل (صفر، 005/0، 015/0، 03/0 درصد) روی باکتری باسیلوس سرئوس ATCC11778 در سوپ جو تجارتی در چهار دمای نگهداری 8 و10 و15 و 25 درجه سانتیگراد به مدت 21 روز مورد مطالعه قرار گرفته است. آنالیز یافتهها از طریق آزمون دو طرفه ANOVA نشان داد که تاثیر غلظتهای مختلف اسانس بر میزان رشد باکتری از نظر آماری معنیدار (01/0p
آلودگی دامهای اهلی به کیست هیداتیک از اهمیت بهداشتی و اقتصادی بالایی برخوردار است. در این مطالعه شیوع و شدت آلودگی به کیست هیداتیک در 547 رأس گاومیش کشتار شده در کشتارگاه ارومیه مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 547 رأس گاومیش کشتارشده، 58 مورد (6/10درصد) آلوده به کیست هیداتیک بودند که از این تعداد میزان آلودگی اندامهای ریه و کبد به ترتیب 45 رأس (5/77درصد) و 37 رأس (7/63درصد) بود. آلودگی در قلب و کلیه نیز هر کدام در 1 رأس (7/1درصد) وجود داشت. همچنین 24 رأس گاومیش (3/41درصد) دارای آلودگی توأCم در ریه و کبد بودند. اما طحال هیچیک از گاومیشهای مورد مطالعه، آلوده به کیست هیداتیک نبود. حداکثر تعداد کیست در ریه و کبدهای آلوده به ترتیب 52 و 81 عدد و حداقل این تعداد در هر دو اندام ریه و کبد 1 عدد بود. همچنین میانگین تعداد کیست در ریه و کبدهای آلوده به ترتیب 11/5 و 87/3 عدد بود. در تنها موارد قلب و کلیه آلوده نیز به ترتیب 1 و 2 عدد کیست یافت شد. نتایج حاصل از آنالیز آماری هیچگونه اختلاف معنیداری را بین میزان شیوع آلودگی در دو جنس نر و ماده نشان نداد. در حالیکه رابطه آماری معنیداری بین سن دامها و میزان آلودگی مشاهده گردید (05/0