اهداف: این پژوهش به منظور بررسی تأثیر باکتری زیستی تیوباسیلوس و گوگرد روی تنش کم آبی در رقم خربزه خاتونی انجام شد.مواد و روشها: این آزمایش به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. رژیم آبیاری به عنوان کرت اصلی در سطوح 100، 75 و 50 درصد نیاز آبی خربزه و تیمارهای کودی به عنوان کرت فرعی شامل سه سطح تیوباسیلوس (بدون مایه تلقیح، 250 و 500 کیلوگرم گوگرد در هکتار همراه با 5 و 10 کیلوگرم مایه تلقیح باکتری با جمعیت 107 باکتری در گرم مایه تلقیح) بودند.یافتهها: نتایج نشان داد صفات مورد مطالعه تحت تأثیر اعمال تنش قرار گرفتند بهطوری که تنش کم آبی اثر معنیداری روی تمام صفات مورد بررسی داشت. از طرفی کاربرد گوگرد + تیوباسیلوس اثرات منفی تنش را کاهش داد و با افزایش صفات میزان کلروفیل کل، کاروتنوئید،تعداد میوه در بوته و وزن میوه نقش مهمی را در افزایش عملکرد در سطوح مختلف کم آبی داشت. برهمکنش تنش خشکی و کاربرد گوگرد بر تمامی صفات به جز میزان هدایت روزنهای در سطح یک درصد معنیدار بود. نتیجهگیری: بهطور کلی کاربرد گوگرد+ تیوباسیلوس می تواند باعث بهبود صفات رشدی و افزایش عملکرد خربزه، در سطوح مختلف آبیاری شود و بیشترین میزان تأثیر کاربرد گوگرد + تیوباسیلوس در تیمار کم آبی 75 درصد نیاز آبی به میزان 500 کیلوگرم گوگرد در هکتار با 10 کیلوگرم تیوباسیلوس مشاهده شد و با افزایش تنش کم آبی تأثیر گوگرد و تیوباسیلوس در بهبود رشد و عملکرد خربزه کاهش یافت.
کمبود آب یکی از مهمترین تنش های غیر زنده است که بر عملکرد گیاهان باغی اثر نامطلوب دارد. این در حالی است که استفاده از تکنولوژی های نوین مثل نانو ذرات میتواند بر بهبود عملکرد گیاهان موثر باشد. به این منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار روی گیاه ترخون (Artemisia dracunculus) در دانشگاه فردوسی مشهد طراحی و اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه سطح تنش خشکی (90، 70 و 50% ظرفیت زراعی) و سه سطح نانو دیاکسیدتیتانیوم (0، 10 و 20 پی پی ام) بود. طبق نتایج بیشترین وزن خشک بخش هوایی و ریشه ترخون در تیمار 90% ظرفیت زراعی آبیاری و محلول پاشی با 10 و 20 پی پی ام نانو دیاکسیدتیتانیوم و کمترین درصد فعالیت آنتیاکسیدانتی (49%) و درصد کربوهیدارت کل محلول (14%) در در تیمار 90% ظرفیت زراعی و در شرایط عدم محلول پاشی با نانو دیاکسیدتیتانیوم برگ بود. همچنین با افزایش غلظت دیاکسیدتیتانیوم از 0 به 10 پی پی ام قطر ریشه، ارتفاع و قطر ساقه در 90% ظرفیت زراعی به ترتیب 41.8، 39.5، و 42.2% افزایش و در 50% ظرفیت زراعی 16.4، 8.8 و 16.5 % افزایش داشت. به طور کلی اگرچه اعمال تنش خشکی منجر به کاهش صفات مورفولوژیک و رنگدانههای فتوسنتزی در ترخون شد محلول پاشی با نانو دیاکسیدتیتانیوم در دو غلظت 10 و 20 پی پی ام در بهبود این صفات موثر بود.
برای بررسی اثر تنش یخ زدگی و ارزیابی تحمل به آن با استفاده از انواع مالچهای آلی در گیاه تاج الملوک تحت شرایط کنترل شده، این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل 4 نوع مالچ در ترکیب با خاک ( شاهد (بدون استفاده از مالچ)، 50 درصد خاک+50 درصد کود دامی، 50 درصد خاک+ 50 درصد سوزنی برگ، 50 درصد خاک + 50 درصد سبوس برنج) و 5 سطح دمای یخ زدگی (0، 5-، 10-، 15-، 20- درجه سانتیگراد) بود. جهت ارزیابی تحمل به دماهای یخ زدگی درصد نشت الکترولیتها، تعداد برگ، سطح سبز برگ، وزن خشک بوته و محتوای پرولین برگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با کاهش دما از 0 به 20- درجه سانتیگراد قطر ساقه، سطح برگ و تعداد برگ در تیمار مالچ سبوس به ترتیب 6/42، 4/73، 2/21 درصد، در مالچ سوزنی برگ 2/35، 9/64، 6/47 درصد ، در مالچ کودی 1/ 20، 4/46، 8/7 درصد و در شاهد مالچ 8/32، 79، 7/30 درصد کاهش یافت در دمای 5- درجه سانتیگراد مقدار پرولین در برگ 26 درصد و در دمای 20- 50 درصد نسبت به شاهد افزایش داشت. همچنین کمترین مقدار پرولین (73/0 میکرومول بر گرم وزن تر) در گیاهان تحت تیمار با مالچ سبوس بود. به طور کلی، تنش یخبندان باعث کاهش صفات مورفولوژیک اندازه گیری شده در تاج الملوک شد ولی استفاده از مالچهای آلی منجر به بهبود این صفات گردید به طوریکه بهترین نتایج در مالچ کود دامی بدست آمد.
تنش خشکی و تأثیر آن بر گیاهان پوششی یکی از موارد مهم در تحقیقات گیاهی است. استفاده از تکنیکهای جدید جهت ایجاد مقاومت بیشتر به تنشهای محیطی در این گیاهان ضروری به نظر میرسد. در این پژوهش به بررسی اثر زئولیتها بر صفات مورفولوژیک و برخی صفات فیزیولوژیک چمن تحت تنش خشکی پرداخته شد. به این منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کامل تصادفی با 2 تیمار و 3 تکرار در گلخانههای علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در بهار و تابستان 1397 اجرا شد. تیمارهای مورد آزمایش شامل سطوح تنش خشکی بر اساس ظرفیت مزرعه (FC) در 3 سطح (100% (کنترل)، 50% و 25%) و مقدار زئولیت مخلوط با خاک لومی در 3 سطح (0، 10% و 20% w/w) بود. با توجه به نتایج بدست آمده سطوح آبیاری 50% و 25% منجر به کاهش صفات رویشی، کاهش محتوای نسبی آب برگ و افزایش نشت یونی، مقدار پرولین و کربوهیدرات کل در گیاه شد. اثرات متقابل زئولیت و تنش خشکی نشان داد که بیشترین سطح برگ (31640 سانتی متر مربع)، وزن خشک کل (21/78 گرم) و کاروتنوئید (16/2 میلی گرم بر گرم وزن تر) و کمترین مقدار نشت یونی در سطح زئولیت 20% و در شرایط عدم تنش بوده است. استفاده از زئولیتها به خصوص در سطح 20% منجر به افزایش صفات رشدی از قبیل وزن تر و خشک ریشه و ساقه، سطح برگ، ارتفاع و کاروتنوییدها شد. به طور کلی کاربرد زئولیت منجر به افزایش صفات رشدی در گیاه چمن تحت تنش خشکی شده است و در شرایط آبیاری محدود میتواند اثرات جبرانی و بهبود دهندهای بر رشد گیاه داشته باشد.
خشکی به عنوان یکی از مهمترین عوامل محدود کننده رشد و تولید گیاهان در فضای سبز شهری شناخته شده است. از طرفی استفاده از تکنیکهای جدید برای حفظ رطوبت خاک ضروری به نظر میرسد. از جمله این تکنیکها جهت افزایش نگهداری آب در خاک استفاده از مواد جاذب رطوبت طبیعی مثل زئولیت است. بنابراین به منظور بررسی اثر زئولیت و بافت خاک بر صفات کمی و کیفی گیاه پوششی برگ نو تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی و در سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال 1397 طراحی و اجرا شد. تیمارهای مورد آزمایش شامل چهار نوع بافت خاک (100 % خاک، 100 % شن، 80 % شن +20 % زئولیت، 80% خاک + 20% زئولیت) و سه سطح آبیاری (25 ،50 و 100 % ظرفیت زراعی) بود. با توجه به نتایج به دست آمده، کاهش سطوح آبیاری منجر به کاهش صفات رویشی از جمله وزن تر و خشک گیاه برگ نو، کاهش محتوای نسبی آب برگ و افزایش نشت یونی شد. در بین چهار بستر کشت استفاده شده در این آزمایش، بیشترین وزن تر ساقه (18 گرم)، وزن تر ریشه (29 گرم)، وزن تر کل (56 گرم) و وزن خشک کل (20 گرم) در تیمار خاک+زئولیت، و بیشترین وزن تر برگ، حجم ریشه و ارتفاع گیاه در دو تیمار خاک و خاک+زئولیت و کمترین حجم ریشه بدون اختلاف معنی دار در دو تیمار شن و شن+زئولیت بود. ضمن اینکه در تیمارهای حاوی زئولیت میزان نشت یونی نسبت به سایر بسترهای کشت کمتر بود. همچنین بیشترین مقدار عدد شاخص سبزینگی برگ (72) و کلروفیل b (5/31 میلیگرم بر گرم وزن تر) در تیمار شن+زئولیت و 25 % ظرفیت زراعی مشاهده شد. با توجه به نتایج بهدست آمده به نظر میرسد بستر کشت حاوی خاک و همچنین بستر کشت حاوی خاک و زئولیت در شرایط کم آبیاری، محیط مناسب تری برای رشد گیاه برگ نو بوده و بسترهای سبک شنی منجر به کاهش رشد گیاه در شرایط بدون تنش و همچنین تحت تنش خواهد شد.
ریزموجودات مفید (EM)، یکی از کودهای زیستی تجاری شامل باکتریهای فتوسنتزی، باکتریهای اسید لاکتیک، قارچ و اکتینومیستهاست. برای ارزیابی اثر ریزموجودات مفید (صفر و 1 درصد) و تنش شوری (0، 50، 100 و 150 میلیمولار) بر صفات مورفوفیزیولوژیک انار رقم شیشهکپ، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در گلخانۀ تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام گرفت. برای اعمال تنش شوری از کلرید کلسیم و کلرید سدیم به نسبت 1:10 استفاده شد. شاخصهای مطالعهشده شامل ارتفاع ساقۀ اصلی، وزن تر اندام هوایی، طول ریشه، وزن خشک ریشه و حجم ریشه، محتوی نسبی آب برگ، شاخص کلروفیل و نشت الکترولیت، محتوی پتاسیم و سدیم بودند. نتایج نشان داد که تمامی شاخصهای مورفوفیزیولوژیک اندازهگیریشده بهجز نشت الکترولیت در تیمار 1درصد EM بهطور معناداری بیشتر از تیمار بدون EM تحت شرایط شوری بود. همچنین تحت شرایط تنش شدید شوری (150 میلیمولار) استفاده از EM موجب کاهش 5/12درصدی سدیم و افزایش 5/11درصدی پتاسیم، در مقایسه با عدم کاربرد EM شد. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، به نظر میرسد، کاربرد ریزموجودات مفید میتواند اثرات مضر شوری را در سطوح پایین تنش کاهش دهد.
این پژوهش بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف آبیاری بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی سه رقم اصلاحشدۀ ریحان در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1391 انجام شد. آزمایش گلدانی بهصورت فاکتوریل بر پایۀ طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل سه رقم تجاری ریحان Comin Hoja Larga)، Rubi،Genoes ) و سه سطح تنش خشکی (شاهد، تنش متوسط 75 درصد و تنش شدید 50 درصد ظرفیت زراعی) بود. نتایج تجزیۀ واریانس صفات مورفولوژیکی نشان داد که بین ارتفاع بوته، وزن تر و خشک اندام هوایی و درصد اسانس در ارقام مختلف اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین سطوح مختلف تنش خشکی تأثیر معناداری بر تعداد شاخۀ فرعی، وزن تر و درصد اسانس در ارقام مختلف داشت. براساس نتایج این پژوهش ارقام استفادهشده پاسخ فیزیولوژیکی متفاوتی نسبت به تنش خشکی نشان دادند بهطوریکه رقم Comin Hoja Larga توانست تنش 50 درصد ظرفیت زراعی را سه هفته قبل از برداشت بهخوبی تحمل کند. بیشترین میزان کلروفیل b (51/0 میلیگرم بر گرم وزن تر) در تنش شدید (50 درصد ظرفیت زراعی) حاصل شد. بهمنظور تولید بیشتر میزان اسانس (75/0 درصد) تنش شدید (50 درصد ظرفیت زراعی) در شرایط مشابه توصیه میشود.
سالیسیلیک اسید یکی از ترکیبات مفید برای گیاهان محسوب می شود که نقش مهمی در مقاومت گیاهان به تنش های محیطی از جمله تنش شوری دارد. بدین منظور و جهت ارزیابی تاثیر سالیسیلیک اسید و شوری بر خصوصیات فیزیومورفولوژیک و کیفی گل تکمه ای (Gomphrena globosa L.)، آزمایشی با سه سطح سالیسیلیک اسید (ppm 400 و 200، 0) و سه سطح کلرید سدیم ( mM300 و 150، 0)، به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. در پایان آزمایش، خصوصیات رویشی شامل وزن خشک بخش هوایی و ریشه اندازه گیری شد. همچنین شاخص کلروفیل، کلروفیلa،b ، کل و نشت الکترولیت مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد گل گیاه به عنوان صفتی کیفی در انتهای آزمایش شمارش گردید. نتایج حاصل از بر همکنش تیمار شوری و سالیسیلیک اسید نشان داد با افزایش تنش شوری تا سطح 300 میلی مولار، هدایت روزنه ای، تعداد گل، وزن خشک بخش هوایی، وزن خشک ریشه، شاخص کلروفیل و محتوای نسبی آب به ترتیب برابر 75، 96، 48، 48، 82 و 38 درصد کاهش و نشت الکترولیت برابر 99 درصد نسبت به شاهد افزایش داشت. در حالیکه محلول پاشی با تیمار سالیسیلیک اسید میزان نشت الکترولیت را کاهش داده و سایر صفات مورد اندازه گیری را بهبود بخشید. محلول پاشی برگی سالیسیلیک اسید از طریق افزایش محتوای رطوبت نسبی برگ، منجر به حفظ تورم و حجم برگ میشود و غشای سلولی را محافظت میکند. همچنین با افزایش رنگدانههای فتوسنتزی و حفظ آنها تحت شرایط انواع تنش از جمله تنش شوری موجب بهبود صفات فیزیولوژیکی گیاهان شده و مقاومت گیاهان را در شرایط سخت ناشی از تنش افزایش میدهد. بر اساس نتایج این پژوهش غلظت مناسب سالیسیلیک اسید جهت محلول پاشی برگی، غلظت ppm200 آن میباشد که میتواند در افزایش مقاومت گیاه به تنش شوری موثر باشد.
سیلیسیم عنصری غیر ضروری است که اثرات مفید آن در گیاهان مختلف گزارش شده است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر سیلیسیم بر رشد و خصوصیات فیزیولوژیکی اطلسی ایرانی بود. بدین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار سطح سیلیسیم (0، 50، 100 و 150mg L-1) طی دو مرحله رشد (6-4 و 10-8 برگی) با چهار تکرار در شرایط کنترل شده گلخانه انجام شد. روش کاربرد سیلیسیم به صورت اسپری برگی و هر دو هفته یکبار تا قبل از مرحله گلدهی بود. استفاده از سیلیسیم قطر گل، طول دمگل و سطح برگ را به ترتیب 35، 24 و 52 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. همچنین کاربرد سیلیسیم در غلظتهای mg L-1 50 و 100 سرعت گلدهی را به ترتیب 14 و 9 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. میزان فتوسنتز و حداکثر کارآیی فتوسیستمII (Fv/Fm) با کاربرد سیلیسیم به طور معنی داری افزایش پیدا کردند. سرعت گلدهی و سطح برگ گیاهان مورد آزمایش در مرحله 10-8 برگی به ترتیب 9 و 14 درصد از گیاهان مرحله 6-4 برگی بیشتر بود. اثر متقابل سیلیسیم و مرحله رشد بر صفات اندازه گیری شده قطر گل، سرعت گلدهی، طول دمگل، سطح برگ، فتوسنتز، نسبت Fv/Fm، هدایت روزنه ای و شاخص کلروفیل در هیچ یک از سطوح آماری معنی دار نشد. به طور کلی میتوان اظهار کرد که استفاده از سیلیسیم توانست خصوصیات رشدی و فیزیولوژیکی اطلسی را بهبود ببخشد.
تنش شوری از جمله عوامل محدود کننده رشد میباشد و تنش اکسیداتیو به عنوان یک تنش ثانویه در نتیجه تنش شوری بوجود میآید. مرزنجوش از مهمترین گیاهان دارویی به شمار می رود که امکان تولید و گسترش آن در ایران به خوبی مهیاست. به منظور بررسی اثر پراکسید هیدروژن بر کاهش صدمات ناشی از تنش شوری در گیاه مرزنجوش، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه غلظت مختلف از پراکسید هیدروژن به صورت محلول پاشی (صفر، 5/2 و 5 میلی مولار) و چهار سطح نمک NaCl (صفر، 50، 100 و 150 میلی مولار) بودند. نتایج نشان داد که محلول پاشی پراکسید هیدروژن میتواند وزن خشک ریشه و شاخساره در مرزنجوش را افزایش دهد و از این طریق کاهش وزن ناشی از تنش شوری را جبران نماید. از سوی دیگر با افزایش غلظت پراکسید هیدروژن تا 5 میلی مولار بر محتوای کلروفیل کل و کاروتنوییدهای برگ گیاه مرزنجوش به ترتیب برابر 8/46 و 6/100 درصد در مقایسه با شاهد افزوده شد. تنش شوری در این آزمایش بر محتوای درونی پراکسید هیدروژن تاثیر معنی داری نداشت ولی باعث افزایش اسید آمینه پرولین و کاهش نسبت پتاسیم به سدیم در برگ گیاه مرزنجوش گردید. این در صورتی است که غلظت بالای پراکسید هیدروژن (mM 5) توانست غلظت درون سلولی آن، محتوای پرولین و نسبت پتاسیم به سدیم را به ترتیب برابر 6/104، 7/320 و 6/77 درصد در مقایسه با شاهد افزایش دهد. به طور کلی نتایج نشان میدهد که با استفاده از محلول پاشی پراکسید هیدروژن تنش اکسیداتیو حاصل از تنش شوری کاهش مییابد.